دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٨١ - ابن جوزی یاسبط ابن جوزی
ابن جوزی یاسبط ابن جوزی
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَوزی، يا سبط ابن جوزی، شمسالدين ابوالمظفر يوسف ابن حسام الدين قزاوغلی بن عبدالله تركی عونی هبيری بغدادی (٥٨٢ -٦٥٤ ق/ ١١٨٦-١٢٥٦ م)، واعظ و مورخ. مادرش رابعه دختر عبدالرحمن بن جوزی بود (ابن جوزی، ٨(٢)/ ٥٠٣) و به همين سبب به سبط ابن جوزی معروف شد. رابعه نخست در ٥٧١ ق/ ١١٧٥ م به عقد ابوالفتح بن رشيد طبری درآمد (همو، ٨(١)/ ٣٣١-٣٣٢) و چون ابوالفتح درگذشت با حسامالدين ازدواج كرد. حسام الدين قزاوغلی از بردگان عون الدين يحيی بن هبيرۀ وزير و به منزلۀ فرزند او بود كه او را آزاد و رابعه را برای او خواستگاری كرد (يونينی، ١/ ٣٩). جالب است كه قزاوغلی نيز در تركی به معنای سبط است. شمسالدين يوسف به گفتۀ محيیالدين يوسف ابنجوزی (ه م) در رجب ٥٨١/ سپتامبر ١١٨٥ م يا چنانكه خود از مادرش نقل كرده در ٥٨٢ ق/ ١١٨٦ م به دنيا آمد (ابن خلكان، ٣/ ١٤٢؛ يونينی، ١/ ٤٢). جرجی زيدان (٣/ ٨٩) مینويسد كه چون شمسالدين به دنيا آمد، مادرش مرد، ولی مأخذی كه مؤيد اين قول باشد، نديديم. ابنجوزی تحت توجه جدش ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی (ه م) پرورش يافت (ابنتغری بردی، ٧/ ٣٩). در بغداد از جد خويش و از عبدالمنعم بن كليب، ابن قبيطی، عبدلله بن ابی بكر معروف به ابن سدان حربی، موفقالدين عبدالله مقدسی، ابوحفص بن طبرزد، ابواليمن كندی و برخی ديگر حديث شنيد (ابن جوزی، ٨(١)/ ١٩٣، ٨(٢)/ ٥٢٧، ٥٦٤، ٥٧٨، ٦٢٧). ادب را نزد ابوالبقا و فقه را نزد حصيری خواند و همچون داييش محيیالدين ابن جوزی از دست شيخ ضياءالدين عبدالوهاب ابن سكينه خرقه پوشيد (ابن شاكر، ٤/ ٣٥٦). خود مینويسد كه الجامع الصغير و قدوری را نزد جمالالدين محمود حصيری، و صحاح جوهری را نزد تاجالدين كندی خوانده است (همو، ٨(٢)/ ٥٧٦، ٧٢٠-٧٢١). ابن جوزی در ٥٩٠ ق/ ١١٩٤ م شهابالدين عمر بن محمد سهروردی را در رباط درب المقبرۀ بغداد در حال وعظ ديده است (همو، ٨(٢)/ ٦٧٩). او در ذيل وقايع ٥٩٦ ق/ ١٢٠٠ م مینويسد كه اين سال ابتدای جلوس وی بر تربت امام احمد حنبل بود. از آن جلسات نيز به نيكی ياد میكند (همو، ٨(٢)/ ٤٦٨). شمسالدين در ٦٠٠ ق/ ١٢٠٤ م از بغداد به شام سفر كرد و اين اولين سفر او بود: ابتدا به دقوتا رفت و با خطيب و واعظ آنجا كه حجت ناميده میشد، ديدار كرد و از او حديث شنيد. پس به اربل رفت و شيخ محيیالدين ساقانی را ملاقات كرد. آنگاه به موصل رفت و در آنجا ضمن برپايی جلسۀ وعظ كه قبول تمام يافت، جماعتی از علما و محدثان از جمله خطيب ابوطاهر احمد بن عبدالله طوسی را درك كرد. از آنجا به حران رفت و از فخرالدين محمد ابنتيميه، ابن طباخ، عبدالقادر رهاوی، و جز آنان حديث شنيد. پس به حلب رفت و شمائل النبی را از افتخارالدين و اسباب النزول را از عبدالرحمن بن استاد شنيد. از آنجا به دمشق رفت و در قاسيون نزديك فارسيه فرود آمد. در جامع دمشق جلسه داشت و خود اين جلسات را به غرفههای بهشت تشبيه كرده است. پس به زيارت بيتالمقدس و قبر ابراهيم خليل (ع) رفت كه در آنجا هم جلسه داشت. سپس به قاسيون بازگشت و تا ٦٠٣ ق/ ١٢٠٧ م در آنجا بود. آنگاه به حلب رفت و در شام تاجالدين كندی، قاضی جمالالدين بن حرستانی، شمسالدين بن شيرازی، شرفالدين بن موصلی و بنی عساكر را ملاقات كرد و از موفقالدين حنبلی، داوود بن ملاعب، ابن صصری و ديگران استفاده برد و با ابوعمر شيخ فارسيه مصاحبت داشت. ابن جوزی میگويد: همنشينی با اينان خانواده و وطن را از ياد او برده بوده است (همو، ٨(٢)/ ٥١٦-٥١٧). آنچه نقل شد مفصلترين سخنی است كه شمسالدين يوسف دربارۀ خويش گفته است، ولی او در مواضع ديگر نيز از مشايخ و اساتيد خود، از جمله ابنعساكر، شرفالدين اسماعيل موصلی فقيه و ديگران (٨(٢)/ ٥٨١، ٦٦٣، ٦٧٤) ياد كرده است. ابن جوزی در دمشق از ملوك بنی ايوب محبت و احترام فراوان ديد و مجالس وعظ او به سبب خوش سيمايی و شيرين سخنی وی قبول تام يافت (ذهبی، العبر، ٣/ ٢٧٤؛ همو، سير، ٢٣/ ٢٩٧). در ٦٠٤ ق/ ١٢٠٧ م به حج رفت و گرمای شديد آن سال را تحمل كرد و مرگ حاجيان بسياری را بر اثر تشنگی شاهد بود. چندانكه میگويد سه روز تمام در ميان مردگان راه میرفته است (٨(٢)/ ٥٣٢ -٥٣٣). در ٦٠٧ ق/ ١٢١٠ م با الملك المعظم عيسی (د ٦٢٤ ق/ ١٢٢٧ م) به غزا رفت (همو، ٨(٢)/ ٥٤٤). در ٦١٩ ق دوباره عازم سفر حج شد، اما بر اثر فرو افتادن از اسب دو ماه بستری گرديد (همو، ٨(٢)/ ٦٢٤).
شمسالدين در ٦٤١ ق/ ١٢٤٣ م به هنگام منازعات امرای ايوبی در مصر بوده است (همو، ٨(٢)/ ٧٤١). در ٦٤٣ ق از مصر به قاسيون بازگشت و بيمار شد. سال بعد روانۀ عراق گرديد و در رمضان همان سال به بغداد رسيد (همو، ٨(٢)/ ٧٥٤). در ٦٤٤ ق كه در بغداد بود، همسرش زينب دختر ابوالقاسمقاضیحماه در دمشق مرد. شمسالدين، نيكی و پرهيزگاری همسرش را ستوده و مینويسد كه وی از بهاء حنبلی، ابن صصری و جز آنان حديث شنيده بود (٨(٢)/ ٧٦٥). آخرين مطلبی كه ابن جوزی دربارۀ خود مینويسد، مربوط به ٦٥٤ ق/ ١٢٥٦ م است. در اين سال، الملك الناصر يوسف مدرسهای را كه در باب فراديس دمشق ساخته بود، افتتاح كرد و در مراسم افتتاح جز او همه حاضر بودند، الملك الناصر كس در پی او فرستاد و او را به حضور فراخواند، اما ابن جوزی كه «تشويق مزاج» عارض حالش شده بود از رفتن خودداری كرد (٨(٢)/ ٧٩٣-٧٩٤). شمسالدين مدتی در مدرسۀ شبليّه و بدريۀ حسنيه و مدتی در مدرسۀ معزيه درس میگفت (ابوشامه، ١٩٥؛ يونينی، ١/ ٤٣)، اما بيشتر به وعظ مشغول بود. خود در چندين مورد به جلسات وعظ خويش اشاره دارد؛ مثلاً در موردی از مجالس سالهای ٦٠٣، ٦١٢ و ٦١٣ ق ياد میكند و میگويد: در ٦٠٣ ق در يكی از جلسات كه استادش تاجالدين كندی هم حاضر بود، بيش از ٥٠٠ تن از جوانان توبه كردند (٨(٢)/ ٥٣٠، ٥٧٩). ابنكثير مینويسد كه شمسالدين هر بامداد شنبه در «باب مشهد علی بن حسين (ع)» مجلس وعظ داشت. مردم در گرفتن جا و شنيدن سخنان او بر يكديگر سبقت میجستند و شب شنبه در جامع میخفتند و در تابستان بستانها را ترك میگفتند و در مجلس وعظ او حاضر میشدند و چون به بستانها باز میگشتند فوايد سخنان او را ياد میكردند. تاجالدين كندی هم در جلسات او حاضر میشد و اقوال او را تحسين میكرد (١٣/ ١٩٤). نعيمی در نقل اين روايت به جای يُحسنون، يستهجنون آورده است (١/ ٤٧٨) كه نمیتوان آن را پذيرفت. يونينی مینويسد كه ابنجوزی در وعظ يگانۀ روزگار بود. در مجالس او اهل ذمه نيز حاضر میشدند (١/ ٤٠). هنگامی كه در ٦٢٦ ق/ ١٢٢٩ م قدس از دست مسلمانان بيروت رفت، الملك الناصر به سبط ابن جوزی پيشنهاد كرد تا مجلس وعظی برپا دارد. او در اين مجلس خطابهای دربارۀ فضايل قدس و نيز در مصيبت از دست رفتن آن ايراد كرد و مردم را چنان اندوهگين ساخت كه فرياد و فغان از همه برخاست (ابن واصل، ٤/ ٢٤٥-٢٤٦) و نيز خود وی ضمن اشاره به اين مجلس، بخشی كوتاه از خطابۀ خويش را آورده است (٨(٢)/ ٦٥٤).
يونينی مینويسد: شمسالدين نخست حنبلی مذهب بود، ولی بر اثر همنشينی با الملك المعظم عيسی بن ملك العادل به مذهب ابوحنيفه درآمد (١/ ٤١)، ولی همو داستانی در باب مذهب او نقل میكند و نتيجه میگيرد كه او حنفی نشده بود، بلكه تظاهر به حنفی بودن میكرده است (همانجا). ابن شاكر مینويسد كه او به خاطر دنيا مذهبش را تغيير داد. اما محيیالدين سوسی از زبان جدش نقل میكند كه شمسالدينرافضی بوده است (ذهبی، ميزان الاعتدال، ٤/ ٤٧١). ذهبی نيز رافضی بودن او را تأييد كرده (همانجا) و در سير (٢٣/ ٢٩٧) آورده است كه تأليفی از او ديده بوده كه بر تشيع او دلالت داشته است. اشارۀ ابن كثير (١٣/ ١٩٤- ١٩٥) كه میگويد شمسالدين روز عاشورا بر منبر در عزای حسين بن علی (ع) سخت گريست، نيز قابل توجه است. دمياطی، عبدالحافظ شروطی، زين عبدالرحمن بن عبيد، نجم شقراوی، ابوبكر ابن شايب، ابوعبدالله بن زراد، عماد بن بالسی و برخی ديگر از ابن جوزی روايت كردهاند (ذهبی، سير، همانجا).
ابن جوزی مردی ظريف، متواضع، هوشيار، دارای محفوظات زياد و صاحب خطی خوش بود (ابوشامه، ١٩٥؛ ذهبی، سير، ٢٣/ ٢٩٧؛ غسانی، ٦٢٣)، با اهل علم و فضل منصف و با ارباب جبر و جهل ناسازگار بود. ملوك و قدرتمندان به ديدار او میآمدند، و حدود ٥٠ سال نزد خواص و عوام مقامی والا داشت و مجلس وعظ او نشاطانگيز و خوشايند بود. سرانجام وی در ٧٢ سالگی در خانۀ خويش واقع در جبل صالحيۀ دمشق درگذشت، و بر جنازۀ او الملك الناصر صلاحالدين يوسف و سايرامراوبزرگان حاضر شدند (ابوشامه، ١٩٥؛ يونينی، ١/ ٤٣).
فرزند ابنجوزی عزالدين عبدالعزيز پس از پدر وعظ میگفت. فرزند ديگر او كه به سبب مرگ پدر نتوانست راه سلف بپيمايد، نزد بعضی از فرزندان الملك المعظم عيسی و ديگران كتابت میكرد (يونينی، همانجا).
آثار
مهمترين اثری كه از سبط ابن جوزی به جای مانده كتاب مرآة الزمان فی تاريخ الاعيان است. ابنخلكان (٣/ ١٤٢) اين كتاب را در ٤٠ مجلد و يونينی (١/ ٤١) در ٣٧ مجلد به خط مؤلف ديدهاند. يونينی میافزايد كه در آن نكتههای بس لطيف بسياری از احاديث نبوی، اخبار نيكان و اشعار نغز و رخدادهای روزگار تا سال ٦٥٤ ق يعنی سال وفات مؤلف به شيوهای غريب گرد آمده بوده است. طاش كوپری زاده (١/ ٢٠٨) اين كتاب را در ٨ مجلد به خط دقيق (ريز) ديده است.
در وصف مرآة الزمان نظرات موافق و مخالفی ابراز شده است: بعضی آن را دارای داستانهای بیپايه و گزافه (ذهبی، ميزان الاعتدال، ٤/ ٤٧١)، برخی ديگر آن را از بهترين كتب در نوع خويش دانستهاند (ابن تغری بردی، ٧/ ٣٩) و گروهی (مثلاً ابن كثير، ١٣/ ١٩٤) بر اين نظر بودهاند كه شمسالدين در اين كتاب به تنظيم المنتظم جد خويش پرداخته و بعد اخباری به آن افزوده است، اما آنچه از مرآة الزمان در دست داريم اين نظر را تأييد نمیكند. او نه تنها از المنتظم استفاده برده، بلكه به ديگر آثار جد خود نيز نظر داشته است، همچنين مآخذ متعدد ديگر را هم ديده و از آنها نقل كرده است (نک : عباس، ٣٦-٣٧). شمسالدين حتی گاه به نقد نوشتههای جد خود پرداخته (١/ ٢٤٠، ٢٦٠) و مآخذ و منابع ديگر را در چندين مورد ارزيابی كرده است، مثلاً روايات ثعلبی، ابن عساكر، ابن عباس و ابن سيرين را مورد انتقاد قرار داده و آنها را تصحيح كرده است (همو، ١/ ٤٣٠، ٤٣٨، ٤٥٢، ٥١٥، ٥٤٣).
قطبالدين يونينی، مرآة الزمان را مختصر كرده و بر آن ذيلی نوشته است. ذيلهای ديگری نيز بر اين كتاب نوشته شده كه حاجی خليفه از آنها نام برده است (٢/ ١٦٤٧- ١٦٤٨). همچنين حاجی خليفه از ترجمه تركی اين كتاب توسط محمد بن عبدالعزيز يونينی متخلص به وجودی ياد كرده است (همانجا).
هنگام تأليف اين مقاله ٤ مجلد چاپی از مرآة الزمان در دست بوده است: ١. بخشی كه از آغاز خلقت تا پايان دوران عيسی (ع) را دربردارد و با فصلی كوتاه در شمار انبيا و رسل پايان میيابد (نک : عباس، ٥٩٩ -٦٠٤). مؤلف در اين مجلد از مآخذ و مراجع متعدد استفاده برده و هر روايت را چنانكه ديده يا شنيده نقل كرده است (نک : همو، ٣٦) و اگر با آن موافق نبوده، چنانكه گفته شد، به ارزيابی و نقد آن پرداخته است. اين مجلد به كوشش احسان عباس با عنوان «السفر الأوّل من مرآة الزمان فی تاريخ الاعيان» در بيروت (١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م) انتشار يافته است؛ ٢. رخدادهای تاريخ سلاجقه (٤٤٨-٤٨٠ ق/ ١٠٥٦-١٠٨٦ م).در اين بخش مؤلف بيشتر از تاريخ محمد بن هلال صابی ملقب به غرس النعمة استفاده كرده است. اين بخش به كوشش علی سويم، در انقره (آنكارا) در ١٩٦٨ م چاپ شده است؛ ٣ و ٤. بخشی كه مربوط به تاريخ عصر زندگی مؤلف و سدۀ پيش از آن است و گويا به همين سبب منقولات اندكی از ديگران دارد. اين بخش با عنوان «الجزء الثامن» در دو قسمت (هر قسم در يك مجلد) در حيدرآباد دكن (١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م) طبع شده است. كاهن كه به نسخههای خطی موجود مرآة الزمان دسترسی داشته است، مینويسد كه متأسفانه مرآة الزمان به دو صورت و هر كدام با اندكی تغيير به ما رسيده است. گويا مؤلف توفيق پاكنويس كردن يادداشتهای خود را نيافته و اين كار باعث شده است كه در اغلب نسخههای موجود يك گروه، افتادگيهايی وجود داشته باشد، اما از گروه ديگر تدوين منظم و كامل يونينی محفوظ مانده است (نک : EI٢). بخش اخير از مرآة الزمان به كوشش جيمز ريچارد جوئت در ١٩٠٧ م در شيكاگو به صورت عكسی چاپ شده است. در اين نسخه، تأليف كتاب به ابوالفرج بن جوزی نسبت داده شده كه ناشر در مقدمۀ انگليسی، آن را تصحيح كرده است (همانجا). منتخباتی از مرآة الزمان هم با ترجمۀ فرانسوی باربيه دومنار در جزء سوم مجموعۀ تاريخ جنگهای صليبی در پاريس (١٨٧٢ م) چاپ شده است (سركيس، ١/ ٦٩). نسخههای خطی اجزاء متفرقۀ اين كتاب در بعضی از كتابخانههای جهان نگهداری میشود. از جملۀ اجزاء ٢، ٤، ٩، ١١ در كتابخانۀ كوپريلی (كوپريلی، ١/ ٥٩١-٥٩٣)، اجزاء ١ تا ٥، ٧ تا ١٣ و نيز جزء ١٧ در كتابخانۀ احمد ثالث (عبدالبديع، ٢/ ٢٤٢) و ١٤ جزء با تكرار بعضی از اجزاء در موزه و كتابخانۀ توپكاپی سرايی (كاراتای، III/ ٣٥٣-٣٥٨) و مجلدات متفرقه در بعضی از كتابخانههای ديگر نگهداری میشود (زيدان، ٣/ ٨٩-٩٠).
تذكرة خواص الامة بذكر خصائص الائمة: اين كتاب در ذكر مناقب علی بن ابی طالب و ائمۀ اثنی عشريه است. گويا به سبب تأليف همين كتاب مؤلف را شيعه دانستهاند. اين كتاب يك بار در ١٢٨٥ ق/ ١٨٦٨ م در تهران چاپ سنگی شده (با توجه به مقدمۀ كتاب، استنساخ و تصحيح اين نسخه در كردستان انجام گرفته است) و بار ديگر در ١٣٦٩ ق در نجف به صورت سربی چاپ شده است (مشار، ١٧٧، ٨٥٨). نسخههای خطی تذكره در كتابخانۀ مركزی دانشگاه (مركزی، ١٦/ ٨٦٦)، ملی ملك (ملك، ١/ ١٢٩)، (ظاهريه، ١٢/ ١٢٦)، بوهار (خان بهادر، ٢٣٦)، بانكيپور ( بانكيپور، ١٥/ ١٢٨) نگهداری میشود.
الانتصار و الترجيح للمذهب الصحيح: در مناقب ابوحنيفه و تفضيل مذهب او، كه در ١٣٦٠ ق/ ١٩٤١ م در مصر چاپ شده است (عباس، ٣٤).
كنز الملوك فی كيفية السلوک: كه به كوشش گوستا ويتستام در سوئد (١٩٧٠ م) طبع شده (همو، ٣٥) و نسخهای خطی از آن در كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران موجود است (مركزی، ١٠/ ١٧٠٩). ديگر آثار ابن جوزی اينهاست: جوهرة الزمان كه گويا نسخۀ خطی بخشی از آن در برلين موجود است (آلوارت، XIX/ ٦٦٧)؛ منتهی السؤول فی سيرة الرسول، كه نسخۀ خطی آن در كتابخانۀ ظاهريه موجود است ( ظاهريه، ٢/ ٤٨٢)؛ الاحاديث المستعصميات الثمانيات (GAL, I/ ٤٢٥)؛ ايثار الانتصاف (حاجی خليفه، ١/ ٢٠٥)؛ تلخيص الجامع الكبير كه اصل آن در فروع از محمد بن حسن شيبانی است (همو، ١/ ٥٦٧ - ٥٦٩)؛ رياض الافهام فی فضايل اهل البيت (عباس، همانجا)؛ شرح البداية، كه اصلی آن از ابوالحسن مرغينانی حنفی است؛ شرح روح العارفين (ابو شامه، ٩٣)؛ اللوامع فی احاديث المختصر و الجامع (حاجی خليفه، ٢/ ١٥٦٩)؛ معادن الابريز، در تفسير، در ٢٩ مجلد (ابنشاكر، ٤/ ٣٥٧)؛ النضيد فی مسائل التوحيد (عباس، ٣٧)؛ نهاية الصنايع فی شرح المختصر و الجامع (حاجی خليفه، ٢/ ١٩٨٨).
مآخذ
ابن تغری بردی، يوسف، النجوم الزاهرة، قاهره، ١٣٤٨- ١٣٥٨ ق؛
ابن جوزی، يوسف، مرآة الزمان، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
همان، به كوشش علی سويم، آنكارا، ١٩٦٨ م؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن شاكر، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٤ م؛
ابن كثير، البداية؛
ابن واصل، محمد بن سالم، مفرج الكروب، به كوشش حسنين محمد ربيع، قاهره، ١٩٧٢ م؛
ابوشامه، عبدالرحمن بن اسماعیل، ذيل الروضتين، به كوشش محمد زاهد الكوثری، قاهره، ١٩٤٧ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محيی هلال السرحان، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر بسيونی، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٣ م؛
زيدان، جرجی، تاريخ آداب اللغة العربية، به كوشش شوقی ضيف، قاهره، ١٩٥٧ م؛
سركيس، چاپی؛
طاش كوپریزاده، احمد بن مصطفی، مفتاح السعادة، حيدرآباد دكن، ١٣٢٨- ١٣٢٩ ق؛
ظاهريه، خطی (تاريخ)؛
عباس، احسان، (نک : ابنجوزی، در همين مآخذ)؛
عبدالبديع، لطفی، فهرست المخطوطات المصورة، قاهره، جامعة الدول العربية؛
غسانی، اسماعيل، العسجد المسبوك، به كوشش شاكر محمود عبدالمنعم، بيروت، ١٩٧٥ م؛
كوپريلی، خطی؛
مركزی، خطی؛
مشار، چاپی عربی؛
ملك، خطی؛
نعيمی، عبدالقادر، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٩٤٨ م؛
يونينی، موسی بن محمد، ذيل مرآة الزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٤ م؛
نيز:
Ahlwardt ;
Bankipore ;
EI٢;
GAL ;
Karatay , F , E., Topkapı Sarayı Müzesi Kütüphanesi Arapça Yazmalar, Kataloğu, Istanbul, ١٩٦٦;
Khān Bahādur, Catalogue ot the Arabic Manuscripts in the Būhār Library, Calcutta, ١٩٢٣.
محمد آصف فكرت