دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥٩ - ابن ابی العاص ثقفی
ابن ابی العاص ثقفی
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْن اَبی الْعاص ثقفی، یا ابی العاصی ثقفی، ابوعبدلله عثمان (د ٥٠ یا ٥١ق / ٦٧٠ یا ٦٧١م)، از یاران پیامبر و از جمله امیران و فاتحان عرب آغاز اسلام. وی در ٩ق / ٦٣٠م در زمرۀ نمایندگان طائف به نزد پیامبر (ص) آمد (ابن سعد، ٧ / ٤٠). در میان مذاكرات هیأت طائفی، نسبت به اسلام و آموختن قرآن علاقه بسیار نشان داد (طبری، ١(٤) / ١٦٩١) و به روایتی، پنهان از یارانش و پیش از آنان اسلام آورد (مقریزی، ١ / ٤٩٢). پیامبر نیز به هنگام بازگشت نمایندگان، او را با وجود جوانیش بر طایفیان سروری داد و به امامت نماز ــ در واقع امارت طائف ــ منصوب ساخت (ابن حنبل، ٤ / ٢١). امارت او بر طائف از سوی پیامبر (شباب، ١ / ٧٢؛ ابن قتیبه، ٢٦٨) از همین زمان آغاز شد. پس از وفات پیامبر (ص)، گروههایی از اَزْدیان و بنی خثعم و بجیله و گروهی از طائفیان مرتد شدند و عثمان بن ابی العاص آنان را سركوب كرد (طبری، ١(٤) / ١٩٨٥). نیز وقتی ثقفیان خواستند به مرتدان بپیوندند، عثمان آنان را از این كار بازداشت و گفت شما آخرین كسانی بودید كه به اسلام گردن نهادید، پس نخستین كسانی نباشید كه مرتد میشوند (ابن حجر، الاصابة، ٢ / ٤٦٠؛ جاخط، ٢ / ٦٧). عثمان تا ١٥ق / ٦٣٦م در طائف ماند. در این سال از خلیفه عمر اجازۀ شركت در غزا خواست، خلیفه به او پاسخ داد كه «ترا از امارت عزل نمیكنم، ولی هر كه را خواهی به جای خود برگمار»؛ آنگاه وی یعلی بن عبدالله را به جای خویش گماشت و عمر او را به امارت بحرین و عمان منصوب كرد (ابن حبیب، ١٢٧). به روایتی عمر در جستوجوی كسی بود كه او را به حكومت بصره كه در همان ایام بنای آن آغاز شده بود و جمعی از مسلمانان در آنجا سكنی گزیده بودند برگمارد و چون عثمان را پیشنهاد كردند، خلیفه از این پیشنهاد به این سبب كه نمیخواست كسی را كه پیامبر به حكومت گمارده است بركنار سازد استقبال نكرد، اما او را گفت كه كسی را به نیابت از خود در آنجا بگمارد و به نزد وی رود و آنگاه او را به بصره فرستاد (ابنسعد، ٧ / ٤٠). به گفتۀ ابنقتیبه (٢٦٩) كه مؤید روایت ابنحبیب است، عثمان مدتی در ایام خلافت عمر، امارت طائف داشت تا خلیفه وی را به حكومت عمان و بحرین منصوب كرد. عثمان به سرعت بر بحرین چیره شد و آن سامان را به زیر پرچم اسلام درآورد. سپس برای مقابله با ایرانیان وارد فارس شد و طی جنگهایی كه به تناوب حدود یك دهه به درازا كشید، بخشهایی از فارس را فتح كرد. نخست شهر توّج را گشود و پس از بنای مسجد جامعی در آن شهر، آنجا را پایگاه خود قرار داد و تا ٢٧ق / ٦٤٨م ری شهر، اصطخر، اَرَّجان، اردشیر [خرّه]، شهر شاپور، شیراز و جهرم را گشود (شباب، ١ / ١٣٤-١٣٥، ١٤٥؛ ابنقتیبه، ٢٦٩؛ دینوری، ١٣٣؛ طبری، ١ / (٨)٢٦٩٦، ٢٨١٩؛ ابن اثیر، ٣ / ٤٠) چنین می نماید كه او در همین سالها به حكومت فارس منصوب شده، زیرا گفتهاند كه خلیفه عثمان بن عفان در ٢٩ق / ٦٥٠م ابنابی العاص را از حكومت فارس عزل كرد (ابن حبان، ٢ / ٢٤٩؛ ذهبی، العبر، ١ / ٢٢) و او به بصره رفت و در آنجا ساكن شد. عثمان خلیفه زمین شورهزاری را در بصره به جای خانۀ ابنابیالعاص در مدینه كه به مسجد پیامبر افزوده بود (بلاذری، ٣٤٦)، به او داد و ابن ابی العاص آن زمین را كه سپس به شط عثمان معروف شد، آباد ساخت (همانجا؛ یاقوت، ٣ / ٣٤٤) و فرزندان او لااقل تا اواسط سدۀ ٣ق / ٩م در همانجا میزیستهاند (ابن سعد، ٧ / ٤٠). باب عثمان در بصره نیز منسوب به عثمان بن ابی العاص است (بلاذری، ٣٤٦). از آن پس خبری از حكومت عثمان در جایی نیست. چنین مینماید كه بقیۀ عمر را صرف حدیث و روایت آن كرد (بخاری، ٣(٢) / ٢١٢؛ ابنحنبل، ٤ / ٢١، ٢٢ و بعد). راویانی چون مطرف بن عبدالله بن الشخیر و برادرش ابوالعلاء، حسن بصری، موسی بن طلحه، سعید بن مسیب، نافع بن جبیر (ابن ابی حاتم، ٣ / ١٦٣؛ ذهبی، سیر، ٢ / ٣٧٥)، ابنسیرین، محمدبن عیاض (ابنحجر، تهذیب التهذیب، ٧ / ١٢٨) و بسیاری از تابعین از او روایت كردهاند. عثمان بن ابی العاص سرانجام در بصره درگذشت (همانجا؛ ابن عبدالبّر، ٣ / ١٠٣٥-١٠٣٦) و به گفتۀ ابن قتیبه (ص ٥٥٥) وی نخستین كسی بود كه به دنبال جنازهاش راه پیمودند، حال آنكه پیش از او در تشییع جنازه هروله میكردند.
مآخذ
ابن ابی حاتم، محمدبن ادریس، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابناثیر، الكامل؛
ابنحبّان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٩٧٥م؛
ابنحبیب، محمد، المحبر، به كوشش الیزه لشتن شنتر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
ابنحجر، احمدبن علی، الاصابة، بیروت، ١٣٢٨ق / ١٩١٠م؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٦ق / ١٩٠٨م؛
ابنحنبل، احمد، مسند، بیروت، دارالفكر؛
ابن سعد، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛
ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به كوشش علی محمد البجاوی، قاهره، مطبعة نهضة مصر؛
ابن قتیبة، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
بخاری، اسماعیل بن ابراهیم، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٩٥٩م؛
بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، به كوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، ١٩٧٨م؛
جاحظ، عمروبن عمر، البیان و التّبیین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٩٤٨م؛
دینوری، احمدبن داوود، اخبار الطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب الارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعید بن بسیونی، بیروت، ١٩٨٥م؛
شباب، خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، قاهره، ١٩٦٧م؛
طبری، تاریخ؛
مقریزی، احمدبن علی، امتاع الاسماع، به كوشش محمود محمد شاكی، قاهره، لجنة التألیف و الترجمة و النشر؛
یاقوت، بلدان.
صادق سجادی