دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٢ - حاطب بن ابی بلتعه
حاطب بن ابی بلتعه
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حاطِبِ بْنِ اَبیْ بَلْتَعه (د٣٠ق / ٦٥١ م)، ابومحمد یا ابوعبدالله، صحابی پیامبر(ص). نسب او به تیرهای از قبیلۀ یمـانی لَخم میرسید (نک : کلبی، ١ / ٢٠٦، ٢١٠، ٢١١؛ ابن سعد، ٥ / ٦٤)، اما چون با بنیاسد بن عبدالعزّى، پیمان قبیلگی بسته بود، حلیفِ این تیره از قریش شمرده میشد (سدوسی، ٥٩؛ ابن هشام، ٢ / ٣٢٧؛ ابنسعد، ٣ / ١١٤؛ ابوزرعه، ١ / ٥٧٦).
با توجه به مآخذ موجود، دانسته نیست که حاطب از چه زمانی و چگونه به اسلام درآمد، اما از او در زمرۀ مهاجران به مدینه یاد شده است (ابنسعد، همـانجا؛ بلاذری، ١ / ٢٠٢؛ نیز نک : ذهبـی، ٢ / ٤٣؛ دربـارۀ پیمـان بـرادری او با یکی از اصحاب، نک : ابنحبیب، المحبر، ٧٢؛ قس: ابنهشام، ٢ / ١٢٥-١٢٦). حاطب در غزوههای بدر و احد (ه مم) و دیگر نبردهای دورۀ پیامبر(ص) شرکت داشت (عروه، ١٥٠؛ موسیبنعقبه، ١٤٧، ١٤٩؛ واقدی، ١ / ١٥٢، ١٥٤؛ ابنهشـام، ٢ / ٣٢٧؛ نیـز نک : ابنسعد، همـانجا؛ ابـنعبـدالبر، ١ / ٣١٢)، و از جمله تیراندازان مشهور در میان اصحاب رسول خدا (ص) شمرده میشد (واقدی، ١ / ٢٤٣؛ ابنسعد، همانجا؛ بلاذری، ١ / ٣٢٣).
چون در ٦ یا ٧ق، پیامبر(ص) بر آن شد تا فرمانروایان عهد را به دین اسلام دعوت فرماید، حاطب بن ابی بلتعه مأموریت یافت تا نامۀ آن حضرت را به فرمانروای اسکندریه در مصر برساند (ابنهشام، ٤ / ٢٧٩؛ ابنحبیب، همان، ٧٦؛ ابنسعد، ١ / ١٣٤، ٢٦٠؛ بلاذری، ١ / ٤٤٨، ٥٣١؛ طبری، تاریخ، ٢ / ٦٤٥، ٣ / ٢١؛ برای بررسی جزئیات این موضوع، نک : احمدی، ٢ / ٤١٧ بب ). در پارهای از روایات، که قابل تأمل به نظر میرسند، میان حاطب و فرمانروای مذکور، در باب حقانیت اسلام گفتوگوهایی هم صـورت گـرفت (نک : ابـن عبدالحکم، ٤٥ بب ؛ ابناثیر، ١ / ٤٣٢ بب ؛ قلقشندی، ٦ / ٣٥٩؛ برای نقد و بررسی در باب کلیات موضوع، نک : کائتانی، II / ٧٢٣-٧٣١؛ وات، ٣٤٥-٣٤٧). بههرحال، حاطب هدایای فرمانروای اسکندریه را به پیامبر(ص) تقدیم داشت (ابنسعد، ١ / ١٣٤؛ طبری، همانجا؛ نیز نک : ابن زنجویه، ٢ / ٥٩٠)، از آن جمله، ماریه که همسر پیامبر(ص) شد و خواهرش که بنابر روایات، هر دو به دعوت حاطب، به اسلام درآمدند (بلاذری، ١ / ٤٤٨- ٤٤٩؛ طبری، همانجا).
در ١٠ق، که پیامبر(ص) عزم فتح مکه داشت، حاطب در اقدامی شگفتانگیز، نامهای مخفیانه حاوی اخباری از آن حضرت، برای برخی از سران قریش ارسال کرد، اما پیش از آنکه حامل نامه به مقصد برسد، رسول خدا (ص) از ماجرا آگاهی یافت و نامه ضبط شد. حاطب در عذر خود گفت که قصدی جز حفظ جان خانواده و اموال خویش در مکه نداشته است. گرچه عمر بن خطاب قصد جان حاطب کرد، اما پیامبر(ص) او را بخشید (مسلم، ٥ / ٩٤؛ واقدی، ٢ / ٧٩٧- ٧٩٨؛ ابن هشام، ٤ / ١٦-١٧؛ بلاذری، ١ / ٣٥٤؛ طبری، همان، ٣ / ٤٨- ٤٩؛ نیز نک : موسی بن عقبه، ٢٧١؛ صالحی، ٥ / ٣١٧-٣٢٠؛ برای روایتی متفاوت از برخورد دیگران، نک : مفید، ١ / ٥٨). بنابر روایات، آیۀ اول سورۀ ممتحنه (٦٠) در همین خصوص نازل شد (نک : بخاری، صحیح، ٥ / ٨٩؛ طبری، تفسیر، ٢٨ / ٣٧؛ طوسی، التبیان، ٩ / ٥٧٥-٥٧٦).
بنابر روایتی که بیپایه به نظر میرسد، حاطب اندکی پس از وفات حضرت رسول(ص)، و سالها پیش از فتح مصر، از سوی ابوبکر به مصر رفت و با اهالی آنجا پیمان بست (ابن عبدالحکم، ٥٣، ٣١٧؛ خلیفه، ١ / ١٣٦، ١٣٧؛ ابن زنجویه، ١ / ٣٦٢).
حاطب در دورۀ خلفا، چنانکه برخی روایات نشان میدهند، به تجارت و خرید و فروش مواد خوراکی پرداخت و از این راه ثروتی کلان اندوخت (ابنسعد، ٣ / ١١٤-١١٥؛ ابنقتیبه، ٣١٨؛ ذهبی، ٢ / ٤٣، ٤٥؛ نیز نک : صنعانی، ٨ / ٢٠٧؛ دربـارۀ غلام او، نک : واقدی، ١ / ١٠٥)، چنانکه مهارت و بصیرت او در تجارت ضربالمثل شده بـود (نک : ابـوعبید، ٢٦٧؛ ابـوهلال، جمهرة ... ، ١ / ٥٧٧- ٥٧٨؛ میدانی، ١ / ٥٤٧). همچنین گفتهاند او نخستین کسی بود که برای مکه دروازهای ساخت (ابوهلال، الاوائل، ٥٦؛ قلقشندی، ١ / ٤٢٦).
حاطب در ٦٥ یا ٧٠ سالگی درگذشت و خلیفه عثمان بر جنازۀ او نماز گزارد (خلیفه، ١ / ١٧١، ١٧٥؛ ابنسعد، ٣ / ١١٤؛ بلاذری، ١ / ٢٠٢؛ ابونعیم، ٢ / ٣٢؛ ابنحجر، ٢ / ١٦٨).
فرزند حاطب، به نام عبدالرحمان، نیز مشهور است که از پدرش روایت میکرد (ابنقتیبه، همانجا؛ ابنابیحاتم، ١(٢) / ٣٠٣؛ ابنحجر، همانجا). او در زمان پیامبر(ص) بهدنیا آمد (ابنسعد، ٥ / ٦٤؛ ذهبی، ٢ / ٤٥) و در ایام محاصرۀ خانۀ عثمان، از همراهان وی بود (ابن شبّه، ٤ / ١٢٨٠؛ دربارۀ نامۀ همسر عثمان از طریق عبدالرحمان به معـاویه، نک : ابوالفرج، ١٦ / ٣٢٥). گرچه در روایتی، او را در شمـار کشتگان واقعۀ حـرّه که در ٦٣ ق روی داد (نک : ه د، حره) آوردهاند (نک : بسوی، ٣ / ٣٢٩)، اما بنابر روایات دیگر، مرگ عبدالرحمان بن حاطب در ٦٨ ق اتفاق افتاد (ابنسعد، ابنقتیبه، همانجاها؛ نیز نک : مزی، ١٧ / ٤٦، ٤٧)، بنابراین، به احتمال بسیار میان او و شخصیت دیگری خلط شده است.
عبدالرحمان فرزندی به نام یحیى (د ١٠٤ق) داشت که از طریق پدرش از حاطب، و عبدالله بن زبیر و ... روایت میکرد (بخاری، التاریخ ... ، ٤(٢) / ٢٨٩؛ ابوزرعه، همانجا؛ ابن قانع، ٢ / ١٥٥، ١٦٠؛ در خصوص او، نک : مزی، ٣١ / ٤٣٥-٤٣٧؛ برای روایتی منقول از فرزند دیگر عبدالرحمان، نک : طوسی، الامالی، ١٢٧).
در برخی مآخذ، از فرزند دیگر حاطب به نام محمد، نام بردهاند (نک : ابوالفرج، ١٨ / ١٢٥؛ مزی، ١٠ / ٢٤٢، ١٧ / ٤٦)، اما نباید او را با محمد بن حاطب، فرزند یکی دیگر از اصحاب (ابنحبیب، المنمق، ٣٨٥؛ ابوزرعه، ١ / ٥٧٧) اشتباه کرد. حاطب در مدینه بازماندگان دیگری نیز داشت (ابنسعد، ٣ / ١١٥؛ ابنقتیبه، همانجا) و گویا خانوادۀ بزرگی محسوب میشدند (جاحظ، ٤ / ٩١)؛ چندانکه میتوان سراغ برخی از ایشان را در اندلس گـرفت (نک : ابنفرضی، ١ / ٢٧٩؛ حمیدی، ١ / ٣٥٨؛ نیز نک : ابن حزم، ٤٢٣).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثیر، علی، اسدالغابة، به کوشش محمدابراهیم بنا و دیگران، قاهره، ١٩٧٠م؛
ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
همو، المنمق، به کوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
ابن زنجویه، حمید، الاموال، به کوشش شاکر ذیب فیاض، ریاض، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابنشبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، بیـروت، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
ابن عبدالبر، یـوسف، الاستیعاب، بـه کـوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابن عبدالحکم، عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، به کوشش توری، لیدن، ١٩٢٠م؛
ابن فرضی، عبدالله، تاریخ علماء الاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت / قاهره، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م؛
ابن قانع، عبدالباقی، معجم الصحابة، به کوشش صلاح مصراتی، مدینه، ١٤١٨ق؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٩م؛
ابن هشام، عبدالملک، سیرةالنبی (ص)، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، المکتبة التجاریه؛
ابوزرعۀ دمشقی، عبدالرحمان، تاریخ، به کوشش شکرالله قوچانی، دمشق، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
ابوعبید قاسم بن سلام، الامثال، به کوشش عبدالمجید قطامش، دمشق / بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصریه؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به کوشش محمد حسن اسماعیل و عبدالحمید سعدنی، بیروت، ١٤٢٢ق / ٢٠٠٢م؛
ابوهلال عسکری، حسن، الاوائل، به کوشش محمد سید وکیل، طنطا، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
همو، جمهرة الامثال، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم و عبدالمجید قطامش، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول (ص)، تهران، ١٤١٩ق؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
همو، صحیح، استانبول، دارالطباعة العامره؛
بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩م؛
جاحظ، عمرو، البیان و التبیین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
حمیدی، محمد، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت / قاهره، ١٤١٠ق / ١٩٨٩م؛
خلیفةبنخیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٠م؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
سدوسی، مؤرِّج، حذف من نسب قریش، به کوشش صلاح الدین منجد، بیروت، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
صالحی، محمد، سبل الهدى و الرشاد، به کوشش فهیم محمد شلتوت و جوده عبدالرحمان هلال، قاهره، ١٤٠٤ق / ١٩٨٣م؛
صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به کوشش حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
طبری، تاریخ؛
همو، تفسیر؛
طوسی، محمد، الامالی، قم، ١٤١٤ق؛
همو، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، قم، ١٤٠٩ق؛
عروة بن زبیر، مغازی رسول الله (ص)، به کوشش محمد مصطفى اعظمی، ریاض، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
قرآن کریم؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، المؤسسة المصریة العامه؛
کلبی، هشام، نسب معد والیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
مسلمبنحجاج، صحیح، به کوشش موسى شاهین لاشین و احمد عمر هاشم، بیروت، مؤسسة عزالدین؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ق؛
موسیبنعقبه، المغازی، به کوشش محمد باقشیش ابومالک، رباط، ١٩٩٤م؛
میدانی، احمد، مجمع الامثال، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛
نیز:
Caetani, L., Annali dell’Islam, Milano, ١٩٠٧;
Watt, W. M., Muhammad at Medina, Oxford, ١٩٥٦.
علی بهرامیان