دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣١١ - خالد بن سعید
خالد بن سعید
نویسنده (ها) :
علی رضا سید تقوی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خالِدِ بْنِ سَعید، ابوسعید (مق ١٣ یا ١٤ ق/ ٦٣٤ یا ٦٣٥ م)، صحابی پیامبر (ص).
پدرش بواُحَیحه سعید بن عاص، از بزرگان بنیامیه بود (نک : کلبی، ٤٤؛ بلاذری، انساب … ، ٦/ ٤١) و نسب مادرش به بنیکنانه میرسید (نک : ابنسعد، ٤/ ٩٤؛ قس: بلاذری، همان، ٦/ ٤٢). بنا بر روایتی، وی بر اثر دیدن رؤیایی، به اسلام گروید (ابنسعد، همانجا؛ ابنعبدالبر، ٢/ ٤٢٣؛ ابنقدامه، ١٨٧؛ ابناثیر، ٢/ ٨٢-٨٣). حتى گفتهاند که پیش از بعثت نیز خوابی با مضمون رسالت پیامبر (ص) دیده بود (ابنسعد، ١/ ١٦٦)؛ به هر حال، او را از نخستین مسلمانان شمردهاند (همو، ٤/ ٩٥، ٩٦؛ بلاذری، همان، ٦/ ٤٣؛ طبری، ٢/ ٣١٧؛ ابنقتیبه، ٢٩٦). با اینهمه، این نکته قابل تأمل است که ابناسحاق او را از سابقون در اسلام به شمار نیاورده است (طبری، ٢/ ٣١٨).
خالد مدتی مسلمانی خویش را از پدر پنهان کرد، اما چون سعید بن عاص متوجه شد، او را سخت نکوهید و از خود راند (ابنسعد، ٤/ ٩٤-٩٥؛ بلاذری، همان، ٦/ ٤٢-٤٣؛ نیز نک : ابنعبدالبر، همانجا). اما آن هنگامی که آزار قریشیان بالا گرفت، به همراه همسر خویش با جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت کرد (ابنهشام، ١/ ٣٤٦؛ بلاذری، همان، ١/ ٢٢٦؛ ابنعبدالبر، همانجا). زمانی که پیامبر (ص) تصمیم گرفت با امحبیبه، دختر ابوسفیان، که در شمار مهاجران به حبشه بود، ازدواج کند، خالد وکیل امحبیبه شد (ابنسعد، ١/ ٢٠٧، ٨/ ٩٧- ٩٩؛ ابنهشام، ١/ ٢٤٣، ٤/ ٣٢٣؛ بلاذری، همان، ١/ ٢٢٧؛ طبری، ٢/ ٦٥٣، ٣/ ١٦٥).
خالد با برخی دیگر از مهاجران به حبشه، به هنگام غزوۀ خیبر، همراه جعفر به مدینه بازگشت (ابنسعد، ٤/ ٩٦؛ ابنهشام، ٣/ ٤١٤؛ ابنقدامه، ١٨٩). و در برخی از مأموریتهای جنگی شرکت جست (نک : واقدی، ٣/ ٨٧٣، ٩٢٧). در ٩ ق/ ٦٣٠ م که بنیثقیف درصدد پذیرفتن اسلام وصلح با پیامبر (ص) بودند، خالد میان دو طرف، در رفتوآمد بود و سرانجام متن پیماننامه را نگاشت (همو، ٣/ ٩٦٧؛ نیز نک : ابنهشام، ٤/ ١٩٧؛ طبری، ٣/ ٩٩؛ ابنکثیر، ٥/ ٢٩-٣٠، ٣٤٣). کتابت شماری دیگر از نامههای حضرت رسول (ص) نیز با او بوده است (ابنسعد، ١/ ٢٧٠، ٢٧٣، ٢٧٤، ٢٧٩، ٢٨٥؛ نیز نک : بلاذری، همان، ٦/ ٤٦؛ طبری، ٣/ ١٧٣، که از او بهعنوان یکی از کاتبان پیامبر (ص) نام بردهاند). چون پیامبر (ص) ولایت مُراد، مَذحِج و زُبَید را به فَروَة بن مُسَیک داد، خالد را عامل صدقات آن نواحی کرد (ابنهشام، ٤/ ٢٥١؛ ابنسعد، ١/ ٣٢٧، ٥/ ٥٢٤؛ طبری، ٣/ ١٣٥-١٣٦). در برخی از روایتهای دیگر، او را عامل آن حضرت در صنعا دانستهاند (خلیفه، ١/ ٧٢؛ بلاذری، همان، ٦/ ٤٥، فتوح … ، ٨٠؛ قس: طبری، ٣/ ٢٢٨). به هر حال در اواخر زندگانی پیامبر (ص)، چون اسود عنسی، به دعوی پیامبری برخاست، خالد با عمرو بن معدیکرب که از اسود حمایت میکرد، جنگید و توانست او را شکست دهد و شمشیر نامی او «صمصامه» را غنیمت بگیرد (طبری، ٣/ ٣١٩، ٣٢٨؛ قس: بلاذری، انساب، ٦/ ٤٥).
خالد پس از رحلت پیامبر (ص) به مدینه بازگشت و اگرچه ابوبکر خواهان آن بود که وی به مأموریت خویش بازگردد، اما او نپذیرفت (حاکم، ٣/ ٢٤٩؛ ابنعبدالبر، ٢/ ٤٢٢؛ ابنقدامه، ١٨٩؛ ابناثیر، ٢/ ٨٣) و از آنجا که جانشینی پیامبر (ص) را حق فرزندان عبدمناف میدانست، با ابوبکر بیعت نکرد (بلاذری، همان، ٢/ ٢٧٠؛ طبری، ٣/ ٣٨٧). با اینکه پس از چندی، وی نیز خلافت ابوبکر را پذیرفت (ابنسعد، ٤/ ٩٧؛ بلاذری، همانجا)، اما عمر کینۀ او را به دل گرفت و هنگامی که ابوبکر درصدد حمله به شام برآمد و خالد را به فرماندهی بخشی از لشکر گماشت، عمر سخت مخالفت کرد و ابوبکر را واداشت تا او را عزل کند (ابنسعد، همانجا؛ بلاذری، فتوح، ١١٦؛ طبری، ٣/ ٣٨٧- ٣٨٨). به هر حال، به روایت سیف بن عمر، خالد به دستور ابوبکر به تیماء در شام رفت و در نخستین درگیری با رومیان شکست خورد و از خلیفه یاری خواست (همو، ٣/ ٣٨٩)، اما با رسیدن نیروی کمکی نیز کاری از پیش نبـرد و لشکرش در برابر رومیـان در مرج الصفر ــ نزدیک دمشق ــ هزیمت شد (همو، ٣/ ٣٩١). به روایت دیگری، خالد در نبرد مرجالصفر طی جنگ کشته شد (خلیفه، ١/ ١٠٤؛ ابنسعد، ٤/ ٩٨- ٩٩؛ بلاذری، انساب، ٦/ ٤٥، فتوح، ١٢٥؛ طبری، ٣/ ٤٠٥-٤٠٦)، اما در روایت سیف بن عمر، او پس از نبرد یرموک در اوایل خلافت عمر بن خطاب، درحالیکه سخت زخمی شده بود، در جایی نامعلوم درگذشت (همو، ٣/ ٤٠٢؛ نیز نک : بلاذری، انساب، همانجا). فرزند خالد، سعید، نیز که در حبشه به دنیا آمده بود (ابنسعد، ٤/ ٩٤؛ بلاذری، همان، ١/ ٢٢٧)، بنا بر روایتی، پیش از پدرش، در یکی از نبردهای شام کشته شد (طبری، ٣/ ٤٠٦؛ نیز نک : ابنحزم، ٨١؛ قس: ابنسعد، همانجا، که به روایت او، سعید در کودکی از میان رفت). دخترش اُمة، مشهور به ام خالد، نیز که متولد حبشه بود و به ازدواج زبیر بن عوام درآمد، از پیامبر (ص) احادیثی نقل کرده است (نک : ابنسعد، ٨/ ٢٣٤-٢٣٥).
مآخذ
ابن اثیر، علی، اسد الغابة، بیروت، ١٣٧٧ ق؛
ابنحزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابنعبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، مکتبة نهضة مصر؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٩ م؛
ابن قدامه، عبدالله، التبیین فی انساب القریشیین، به کوشش محمد نایف دلیمی، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابنکثیر، البدایة؛
ابنهشام، عبدالملک، سیرةالنبی (ص)، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٥٦ ق/ ١٩٣٧ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٦ م؛
همو، فتوح البلدان، به کوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، ١٣٩٨ ق؛
حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، ١٣٩٨ ق؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٣٨٧ ق؛
طبری، تاریخ؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م.
علیرضا سیدتقوی