دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٩٠ - حمید بن قحطبة بن شبیب طایی
حمید بن قحطبة بن شبیب طایی
نویسنده (ها) :
زهیر صیامیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُمَیْدِ بْنِ قُحْطَبَةِ بْنِ شَبیبِ طایی، از امیران بزرگ اوایل دورۀ عباسی در سدۀ ٢ ق (؟- ١٥٩ ق/ ٧٧٦ م). حُمَید به عنوان یکی از داعیان و سرداران عباسی در کنار پدرش قحطبه و برادرش حسن (گردیزی، ٢٧٧- ٢٧٨؛ صفدی، ١٣/ ١٢١)، که جملگی در دورۀ نهضت پنهانی ضد اموی، عضو هستۀ نخستین هواداران دعوت عباسی در خراسان بودند، مشهور شده است.
نسب طایی و طوسی در وصف قحطبه و حمید، در منابع (طبری، ٧/ ٣٧٩؛ دینوری، ٣٩٢)، نشان میدهد که آنان از اعراب قحطانی یمنی ساکن خراسان در منطقۀ طوس بودهاند. هرچند قحطبه در پوشش کار بازرگانی، به تبلیغ برای عباسیان میپرداخت و با امام عباسی ارتباط داشت (طبری، ٧/ ٣٥٥، ٣٦٢)؛ نام حمید نیز همراه برادرش حسن به عنوان یکی از ٧٢ تن «نُظراء النقباء» دعوت عباسی در کنار نام قحطبه به عنوان یکی از ١٢ نقیب اصلی دعوت عباسیان مطرح شده است ( اخبار ... ، ٢١٩، ٢٢١؛ طبری، ٧/ ٣٧٩).
با آغاز اقدامات ابومسلم در خراسان در ١٣٢ ق/ ٧٥٠ م، قحطبه بهعنوان سردار سیاهجامگان، فرماندهی نبردهایی را بر ضد امرا و والیان اموی در شهرهای مختلف ایران بر عهده گرفت تا سرانجام هنگام عبور از فرات برای مقابله با ابنهبیره، والی اموی عراق، جان خود را از دست داد. در بیان همین نبردها ست که نام پسران وی، حسن و حمید در منابع آمده است. حسن در میسرۀ سپاه پدرش در برابر نصر بن سیار در خراسان قرار داشت و پس از آن نیز فرماندهی مقدمۀ سپاه را در فتح جرجان، و نیز تعقیب نصر در قومس را برعهده گرفت؛ چنان که حمید نیز در فتح اصفهان و نهاوند فرمانده دستهای از سپاه عباسی بود ( اخبار، ٣٥٠-٣٥١).
براساس سفارش قحطبه، سپاهیان او با حمید به نیابت از حسن به عنوان فرمانده سپاه بیعت کردند (یعقوبی، تاریخ، ٢/ ٣٤٤؛ ابوعلی، ٣/ ٣٠٧؛ ابناثیر، ٥/ ٤٠٣) و حمید هدایت آنان را برای تصرف کوفه بر عهده گرفت ( اخبار، ٣٧٤؛ طبری، ٧/ ٤١٤). پس از آن نیز پسران قحطبه به تصرف دیگر شهرهای عراق، از جمله مداین از دست والیان اموی پرداختند (همو، ٧/ ٤١٨- ٤١٩). در این میان نقش اینان در حمایت از سفاح در برابر اقدامات ابوسلمه در مذاکره با دیگر سادات علوی برای خلافت، با بیرون آوردن سفاح از مخفیگاه و رساندن وی به مسجد کوفه و بیعت با او به عنوان خلیفۀ مسلمین، از برجستگی خاصی برخوردار است (یعقوبی، همان، ٢/ ٣٤٥؛ جهشیاری، ٥٦؛ ابوعلی، ٣/ ٣١٨). همین امر موجب شد تا نام حمید به عنوان یکی از سرداران برجستۀ سفاح مطرح شود (مسعودی، مروج، ٤/ ٢٢٢).
اما بیش از آن، حمید بن قحطبه در همراهی با عبدالصمد و عبدالله بن علی عباسی در فتح شام، تصرف دمشق، در هم شکستن والیان و سرداران اموی، و تعقیب مروان دوم در منطقۀ شامات و فلسطین نقشی برجسته داشت (طبری، ٧/ ٤٣٧، ٤٤٠، ٤٤٤؛ ابنعساکر، ١٥/ ٢٨٩-٢٩٠). حمید آنگاه به فرمان عبدالله بن علی به سرکوب شورش ابومحمد سفیانی، در اردن پرداخت (ذیحجۀ ١٣٣/ ژوئیۀ ٧٥١) (طبری، ٧/ ٤٥٥). همین همراهی حمید با عبدالله بن علی، منجر به حمایت وی از ادعای خلافت عبدالله پس از مرگ سفاح در ١٣٧ ق/ ٧٥٤ م در برابر خلافت منصور و بیعت با وی شد (بلاذری، ٤/ ١٤٦) و حمید همراه با بعضی از دیگر سرداران بر ادعای عبدالله دربارۀ وعدۀ سفاح به ولایتعهدی کسی که مروان و امویان را از میان بردارد، شهادت دادند (یعقوبی، همان، ٢/ ٣٦٥؛ طبری، ٧/ ٤٧٤-٤٧٥). این حمایت تا بدانجا بود که حمید همراه با برادرش حسن در مقدمۀ سپاه عبدالله در برابر ابومسلم قرار گرفتند، تا آنکه حمید از فرمان عبدالله بن علی برای قتل خود در نامۀ انتصابش به حاکم حلب باخبر شد و همراه برادرش حسن و بعضی دیگر از سرداران خراسانی نزد ابومسلم گریخت و در سپاه او به مقابله با عبدالله پرداخت (بلاذری، ٤/ ١٤٩؛ طبری، ٧/ ٤٧٥-٤٧٦).
در دورۀ منصور به سال ١٣٧ ق، حمید به حکومت جزیره منصوب شد و در این مقام به مقابله با شورش ملبّد بن حرملۀ شیبانی خارجی برخاست، اما از وی شکست خورد و پس از تحصن در موصل با پرداخت فدیهای ١٠٠ هزار درهمی، توانست امارت موصل را حفظ کند (همو، ٧/ ٤٩٥-٤٩٦).
در رمضان ١٤٣/ دسامبر ٧٦٠، حمید به جای نوفل بن فرات به امارت مصر منصوب شد (کندی، ١٣٢؛ ابنعساکر، ١٥/ ٢٩٠؛ ابن تغری بردی، ١/ ٣٤٦؛ قس: طبری، ٧/ ٥١٤، که سال انتصاب را ١٤٢ ق آورده است). او در این مقام سپاهی بزرگ تجهیز کرد و برای سرکوب شورش ابن خطاب اباضی به برقه لشکر کشید و بر او غلبه کرد (ابن تغری بردی، ١/ ٣٤٩؛ قس: خلیفه، ٢/ ٦٤٥، که این لشکرکشی را به فرماندهی محمد بن اشعث دانسته است). در دورۀ امارت حمید بر مصر، علی بن محمد به عنوان داعی پدرش نفس زکیه به مصر وارد شد؛ اما منصور عباسی حمید را به اتهام کوتاهی در اقدام بر ضد او، در ذیقعدۀ ١٤٤ توبیخ و برکنار کرد (کندی، ١٣٢-١٣٣؛ ابن تغری بردی، ١/ ٣٤٩-٣٥٠).
در شورش محمد نفس زکیه در ١٤٥ ق، حمید به عنوان فرمانده مقدمۀ سپاه عیسی بن موسى (خلیفه، ٢/ ٦٤٩؛ ابنقتیبه، ٣٧٨؛ ابنسعد، ٥/ ٤٤٠؛ طبری، ٧/ ٥٩٠)، در سرکوب او در مدینه نقش مؤثری ایفا کرد (یعقوبی، تاریخ، ٢/ ٣٧٦) و با بریدن سر نفس زکیه (طبری، ٧/ ٥٩٤؛ ابوالفرج، ٢٦٧- ٢٦٨)، اتهام کاهلی در اقدام بر ضد او را از خود دور ساخت (طبری، ٧/ ٥٩٧). پس از آن نیز در ذیقعدۀ ١٤٥ همین نقش را در سرکوب شورش ابراهیم بن عبدالله حسنی در بصره بر عهده گرفت (همو، ٧/ ٦٤٢). اگرچه در جنگ با او در باخمرای کوفه شکست خورد (ابنسعد، ٥/ ٤٤١؛ یعقوبی، همان، ٢/ ٣٧٨؛ طبری، ٧/ ٦٤٥)، اما به زودی بازگشت و به کمک عیسی بن موسى در شکست دادن و قتل ابراهیم نقش مهمی ایفا کرد (ابنسعد، ٥/ ٤٤١-٤٤٢؛ طبری، ٧/ ٦٤٦).
او در ١٥١ ق/ ٧٦٨ م از طرف منصور به امارت خراسان منصوب شد (ابنعساکر، ١٥/ ٢٩٠) و در ١٥٢ ق از آنجا به غزای کابل شتافت (طبری، ٨/ ٤١؛ ابن اثیر، ٥/ ٦٠٨).
امارت حمید بر خراسان پس از مرگ منصور در ١٥٨ ق/ ٧٧٥ م نیز از سوی مهدی تأیید شد (ابنجوزی، ٥/ ٢٥٩؛ ابنکثیر، ٦/ ١٣٢؛ قس: خلیفه، ٢/ ٦٧٧، که والی خراسان را مقارن مرگ منصور، عبدالله به نیابت از پدرش حمید دانسته است). در همین روزها المقنع ظهور کرد، اما اقدامات حمید برای سرکوب شورش نتوانست مانع از گسترش آن شود (ابناثیر، ٦/ ٣٨؛ گردیزی، ٢٧٨؛ نرشخی، ٩٢-٩٣). او در همان منصب در شعبان ١٥٩ در مرو درگذشت (طبری، ٨/ ١١٦؛ گردیزی، ٢٨٠؛ حمزه، ١٦٨؛ ابنعساکر، ١٥/ ٢٩٠) و پسرش عبدالله به جای او والی خراسان شد (خلیفه، همانجا). از اینرو، برخی روایات که به درخواست مهدی از حمید برای قتل امام هفتم شیعیان، موسى کاظم (ع)، اشاره دارند، تطابق تاریخی ندارد (ابن شهرآشوب، ٤/ ٣٠٠).
خاندان حمید در دستگاه خلافت عباسی همچنان نقشآفرین بودند، ازجمله نام فرزندش شبیب در میان سرداران معتمد هارونالرشید دیده میشود (طبری، ٨/ ٢٦٢، ٣٧١). با مرگ شبیب در خراسان، این ولایت به دست سرداران وفادار به مأمون افتاد (ابوعلی، ٤/ ٢٨؛ ابن اثیر، ٦/ ٢٢٣). عبدالله فرزند دیگر حمید که حکومت خراسان داشت (تاریخ ... ، ١٥٢؛ قس: خلیفه، ٢/ ٦٧٦-٦٧٧)، در ماجرای نزاع میان فرزندان هارون، با جدایی از سپاه مأمون در خراسان، به امین پیوست (طبری، ٨/ ٣٨٤) و سپس از سوی او حاکم همدان شد (همو، ٨/ ٣٩١؛ ابن اعثم، ٨/ ٤٠٨). وی پس از شکست سپاه امین در ری، از سوی او مأمور مقابله با طاهر در حلوان شد (یعقوبی، تاریخ، ٢/ ٤٣٨؛ ابوعلی، ٤/ ٦٧؛ ابناثیر، ٦/ ٢٥٢، ٢٥٦)، اما سرانجام پس از محاصرۀ بغداد، با مأمون بیعت کرد (طبری، ٨/ ٤٥٦). از شبیب بن حمید بن قحطبه با عنوان حاجب مأمون نیز یاد شده است (مسعودی، التنبیه، ٣٠٥؛ قس: یعقوبی، همان، ٢/ ٤٧٠). جایگاه این خاندان در دستگاه خلافت عباسی را میتوان از انتساب یکی از مناطق بغداد و طوس به نام «ربض حمید» و «دارحمید» بازشناخت (ابنفقیه، ٢٩٩؛ یعقوبی، البلدان،٣٤؛ خطیب، ١/ ١٠٣، ٦/ ٢١٦). مخصوصاً خاکسپاری هارون و نیز دفن امام رضا (ع) در «دار حمید» در شهر طوس از آن جمله است (دینوری، ٣٩٢؛ سعد بن عبداللٰه، ٩٤).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١١ ق؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤١٥ ق/ ١٩٩٥ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٠ ق؛
ابن شهرآشوب، محمد، مناقب آل ابی طالب، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، مطبعة العلمیه؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ ق/ ١٩٩٥ م؛
ابن فقیه، محمد، البلدان، به کوشش یوسف هادی، بیروت، ١٤١٦ ق؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٩٢ م؛
ابنکثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران، ١٣٧٩ ش؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه؛
اخبارالدولة العباسیة، به کوشش عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، بیروت، ١٣٩١ ق؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ ق؛
تاریخ سیستان، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣٦٦ ش؛
جهشیاری، محمد، الوزراء و الکتاب، به کوشش حسن زین، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، مکتبة المعارف؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٧ ق؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدین شیال، قم، ١٣٦٨ ش؛
سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٦١ ش؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش احمد ارناؤوط و ترکی مصطفى، بیروت، ١٤٢٠ ق/ ٢٠٠٠ م؛
طبری، تاریخ؛
کندی، محمد، ولاة مصر، به کوشش حسین نصار، بیروت، ١٣٧٩ ق؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به کوشش عبدالله اسماعیل صاوی، قاهره، بیتا؛
همو، مروج الذهب، به کوشش اسعد داغر، قم، ١٤٠٩ ق؛
نرشخی، محمد، تاریخ بخارا، ترجمۀ احمد بن محمد قباوی، تلخیص محمد بن زفر، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٤٢٢ ق؛
همو، تاریخ، بیروت، دارصادر.
زهیر صیامیان