دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٨ - حاج علی خان مقدم مراغهای
حاج علی خان مقدم مراغهای
نویسنده (ها) :
فرهاد طاهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حاجْ عَلیخانِ مُقدَّمِ مَراغهای (ح ١٢٢١-١٢٨٤ق / ١٨٠٧-١٨٦٧م)، از دولتمردان عصر قاجار. سلسله نسب حاج علی خان را فرزند بزرگش، عبدالعلی خان ادیب الملک (نک : ص ١٥٨٠)، به واسطۀ ٧ پشت به بردی بیگ، نوادۀ جوجی، پسر چنگیزخان مغول رسانده، و آورده است که بردی بیگ و فرزندانش از ٧٥٨ق / ١٣٥٧م در تبریز بودند و پس ازحملۀ سلطان سلیم عثمانی به آذربایجان، آنها به قزوین رفتند و در اوایل جلوس نادرشاه، محمد خان، پسرجعفرخان با نهایت درماندگی بر اثر قحط و کمیابی، به مراغه رفت و در آنجا ثروتی اندوخت و ماندگار شد و اولاد وخاندان وی نیز بعدها درمراغه، زنجان و سرحدات ایران و عثمانی پراکنده شدند (همانجا؛ خان ملک، ١٦٩).
شماری از سرشناسان این طایفه از زمان صفویه همواره از جلوداران سپاه ایران بودند و ظاهراً به همین سبب عنوان و نام «مقدم» یافتند (نک : ادیب الملک، ١٥٨١-١٥٨٢؛ خان ملک، ١٦٩-١٧٠). بههرحال حسین مقدم مراغهای، پدر حاج علی خان نیز نزد
عباسمیرزا، نایبالسلطنه، اعتباری یافت و چون عباسمیرزا فرزند خود، محمدمیرزا را به حکومت مراغه گماشت (ح ١٢٣١ق / ١٨١٦م)، حسین مقدم مراغهای را همراه او به مراغه روانه کرد. دراین زمان، علیخانِ ١٠ ساله هم به غلامبچگی مخصوص دستگاه محمد میرزا برگزیده شد (ادیبالملک، ١٥٨٢؛ نوایی، ٢٣؛ محبوبی، ٤٧٢).
پس از جنگ و انعقاد قرارداد ترکمانچای (١٢٤٣ق / ١٨٢٨م)، حسین خان منصب «پیشخدمت باشیگری» محمد میرزا را یافت و پسرش حاج علیخان نیز نایب او شد و سپس به مقام صندوقداری رسید. چندی بعد علیخان سمت نظارت خانۀ مادر و همسر محمدشاه یافت و به «آقا علی ناظر» معروف شد (ادیب الملک، نوایی، محبوبی، همانجاها؛ آدمیت، ٧٢٥، حاشیه). محمد شاه چندی پس از آنکه بر تخت نشست (١٢٥٠ق / ١٨٣٤م)، حاج علیخان را مقام خوانسالاری وناظری دربار و لقب «خانی» داد و حکومت کاشان و بلوکات آن دیار و تصدی وجوهات دارالخلافۀ تهران را به او سپرد (ادیب الملک، ١٥٨٣؛ نوایی، همانجا).
در١٢٦١ق / ١٨٤٥م خدیجه خانم، همسر محمد شاه، حاج علیخان را به حیف ومیل دراموال خود متهم، و به شاه شکایت کرد. شاه حاج علیخان را تنبیه کرد، تمام اموالش را گرفت و از مقام نظارت وخوانسالاری عزلش کرد. حاج علیخان مدتی به قم رفت و در حرم حضرت معصومه (ع) بست نشست تا به وساطت حاج میرزا آقاسی، بخشیده شد و بازگشت (محبوبی، نوایی، همانجاها؛ اقبال، ١١٣-١١٤).
مهدی بامداد سبب این تنبیه را سوء ظن شاه نسبت به رابطۀ او با همسر دیگر خود مهد علیا دانسته است (٢ / ٣٧٥-٣٧٦). از اینرو، چون حاج علیخان در قم بست نشست، حاکم آنجا، صدرالممالک اردبیلی، به حیلهای وی را ازحرم بیرون کشید و در زنجیر به تهران فرستاد. حاج علیخان سالی را در زندان گذراند، اما با نیرنگها و واسطههایی، خود را از مرگ رهانید و از زندان خلاص، و به عتبات تبعید شد.
او پس از واقعۀ قم، در رکاب مادر محمدشاه به مکه رفت و در بازگشت از سفر حج، در تبریز خود را به ناصرالدین شاه و مهدعلیا نزدیک کرد و در معیت مهدعلیا عازم تهران شد (ادیبالملک، نوایی، همانجاها؛ اقبال، ١١٤؛ قس: بامداد ٢ / ٣٧٦).
اندکی پس از جلوس ناصرالدین شاه برتخت (١٢٦٤ق / ١٨٤٨م)، حاج علیخان به کوشش مهد علیا مأمور انتظام و حکومت گیلان و رشت شد. او پس ازسروسامان دادن اوضاع آنجا و وصول مالیات به تهران بازگشت و از جانب شاه لقب «حاجب الدوله» یافت و سرپرستی شماری از بیوتات سلطنتی، باغات و خالصهجاتی که عمارت و ابنیۀ دولتی داشت، به انضمام امور تشرفات سفرای خارجه و اخذ وجوهات خزانه به وی محول شد (ادیب الملک، محبوبی، نوایی، همانجاها؛ اعتماد السلطنه، تاریخ ... ، ٣ / ١٦٩٢).
حاجبالدوله پس از آنکه در١٢٦٥ق شورش ٥ فوج از سپاهیان آذربایجانی مقیم تهران را بر ضد میرزا تقی خان امیرکبیر فرونشاند، منصب فراشباشی یافت و در ١٢٦٧ق / ١٨٥١م اداره و اختیار عمارات دیوانی کل ممالک محروسه را عهده دارشد (همو، مرآة ... ، ٢ / ٩٦٨، ١٠٥٧، تاریخ، ٣ / ١٦٩٤، ١٧١٦؛ عباسمیرزا، ١٩-٢٠؛ برای تفصیل شورش نظامیان، نک : اقبال، ١٠٩-١١١).
در ١٢٦٨ق که ناصرالدین شاه فرمان قتل میرزاتقیخان امیرکبیر را صادرکرد، حاج علیخان حاجب الدوله مأمور اجرای این حکم شد و در ١٨ ربیع الاول همان سال به کاشان رفت و امیرکبیر را به قتل رساند (خورموجی، ١٠٣-١٠٥؛ برای اطلاع از جزئیات این واقعه، نک : آدمیت، ٧٢٣-٧٣٣؛ گوبینو، ١٨٣-١٨٦؛ امانت، ١٥٧-١٦٨).
درپی واقعۀ سوء قصد نافرجام به جان ناصرالدین شاه در ٢٨ شوال ١٢٦٨ق / ١٥ اوت ١٨٥٢م، حاجب الدوله و تنی چند از مقامات دولتی، مأمور شناسایی و مجازات عاملان شدند. حاجبالدوله به جستوجو برآمد و مسببان و شماری از بابیه را بهطرز بسیار فجیعی کشت (خورموجی، ١١٤-١١٧؛ اعتمادالسلطنه، همان، ٣ / ١٧٣٧؛ ریاضی، ٥٦؛ امانت، ٢٠٩-٢١٠).
در ١٢٧٥ق / ١٨٥٩م چون ناصرالدین شاه فرمان عزل میرزا آقاخان نوری را از صدارت صادر، و او را به یزد تبعید کرد، حاجبالدوله نیز به اتهام همدستی با صدراعظم، ازمناصب وخدمات دولتی معزول، و به گلپایگان تبعید شد؛ اما پس از پرداخت ٢٠ هزارتومان بابت جریمۀ سوء استفادۀ مالی و نیز با کوشش مهدعلیا رهایی یافت و در ١٥ ذیحجۀ همانسال با لقب «ضیاءالملکی» به حکمرانی خوزستان رسید و در ١٢٧٦ق لرستان و بختیاری نیز ضمیمۀ حکومت او شد (اعتمادالسلطنه، مرآة، ٢ / ١٣١٢-١٣١٣، ١٣٢٨، ١٣٤٨، صدر ... ، ٢٤٣-٢٤٤، تاریخ، ٣ / ١٨١٥؛ خورموجی، ٢٤٠؛ آدمیت، ٧٣٣-٧٣٤؛ محبوبی، ٤٧٢-٤٧٣).
حاجبالدوله در ١٢٧٧ق به تهران بازگشت و عضو دارالشورای دولتی، و در ١٢٧٨ق وزیر عدلیه و ملقب به عنوان «جنابی» شد و سال بعد لقب «اعتمادالسلطنه» یافت (اعتمادالسلطنه، مرآة، ٢ / ١٤١٨؛ بامداد،٢ / ٣٧٨). وی در ١٢٨٣ق / ١٨٦٦م، به وزارت وظایف و اوقاف رسید و افزون بر این، نظارت بر امور حکومتی همدان، شاهرود، بسطام، دامغان و قزوین را نیز بر عهده گرفت (همانجا؛ محبوبی، ٤٧٣).
حاج علیخان در١٢٨٤ق در خانۀ سید باقر جمارانی، ناظمالعلما، درگذشت و در حرم حضرت معصومه (ع) به خاک سپرده شد (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، ٢٠٤-٢٠٥؛ بامداد، ٢ / ٣٧٩). وی ٣ پسر به نامهای عبدالعلیخان ادیبالملک، عبدالحسین خان، محمدحسنخان صنیعالدوله و یک دختر داشت. شماری از محققان معاصر، بیبند و باری وخوشگذرانی را از اوصاف حاجبالدوله دانستهاند و به روابط پنهانی او با مأموران سیاسی دولت انگلیس در ایران اشاره کردهاند.
برخی از عمارات دولتی دوران قاجار و ابنیۀ مذهبی، مانند گنبد حضرت عبدالعظیم (ع)، عمارات گلستان، قصر دوشانتپه، عمارت عالی قاپوی اصفهان، عمارت سلطنتآباد و... به مباشرت و نظارت وی مرمت یا احداث شده است (اعتمادالسلطنه، مرآة، ٢ / ١٥٨٥، المآثر ... ، ٨٤- ٨٩؛ امینالدوله، ١ / ٣٦٩).
مآخذ
آدمیت، فریدون، امیرکبیر و ایران، تهران، ١٣٦٢ش؛
ادیب الملک، عبدالعلی، «در شرح حال حاجی علی خان اعتمادالسلطنه»، مرآةالبلدان، ج ٢ (نک : هم ، اعتمادالسلطنه)؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمد اسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٩ش؛
همو، صدرالتواریخ، به کوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٥٧ش؛
همو، المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران)، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٨ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، میرزا تقی خان امیرکبیر، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛
امینالدولۀ غفاری، فرخ، مجموعۀ اسناد و مدارک، به کوشش کریم اصفهانیان، تهران، ١٣٤٦ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
خان ملک ساسانی، احمد، سیاستگران دورۀ قاجار،تهران، انتشارات هدایت؛
خورموجی، محمد جعفر، تاریخ قاجار (حقایق الاخبارناصری)، به کوشش حسین خدیوجم، تهران ١٣٦٣ش؛
ریاضی هروی، محمدیوسف، عین الوقایع، به کوشش محمد آصف فکرت، تهران١٣٧٢ش؛
عباس میرزا قاجار (ملک آرا)، شرح حال، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٥ش؛
گوبینو، ژ. آ.، سه سال درآسیا، ترجمۀ عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ١٣٨٣ش؛
محبوبی اردکانی، حسین، تعلیقات بر المآثروالآثار (چهل سال تاریخ ایران) اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٨ش، ج ٢؛
نوایی، عبدالحسین، تعلیقات بر شرح حال (نک : هم ، عباسمیرزا قاجار)؛
نیز:
Amanat, A., Pivot of the Universe, London / New York, ١٩٩٧.
فرهاد طاهری