دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩٨ - اسماعیل بن بلبل
اسماعیل بن بلبل
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْماعیل بن بُلْبُل، ابوالصقر (مق جمادی الاول ٢٧٨/ اوت ٨٩١)، از دیوانیان و وزرای خلفای عباسی در سدۀ ٣ق.
از زندگی او پیش از وزارتش اطلاع اندكی در دست است. در روایتی از صولی تولد او ٢٣٠ق یاد شده است (نك : ذهبی، ١٣/ ٢٠١)؛ اسماعیل خود را از بنی شیبان و عرب قلمداد كرده است (مسعودی، مروج...، ٤/ ٢٢٨)، گرچه این انتساب را نادرست شمردهاند (ابن طقطقی، ٢٥٢-٢٥٣) و سوردل (نك : EI٢, IV/ ١٨٩)، او را ایرانی یا از مردم ماوراءالنهر دانسته است. روایت ابن طقطقی مبنی بر آنكه ایام كودكی اسماعیل به سختی گذشته است (ص ٢٥٢)، با داستانی كه دربارۀ دستگیری مالی یكی از نزدیكانش - ابوالعیناء - از او آوردهاند (حصری، ٣/ ٨٠٨؛ ابوحیان، ١/ ٨٥) همخوانی دارد. از یك بیت هجایی ابن رومی بر میآید كه اسماعیل گویا مدتی نیز اجارهدار یكی از دیوانها بوده است (ابن طقطقی، ٢٥٣). اما از آنجا كه الموفق برادر المعتمد خلیفه كه رشتۀ امور خلافت را در درست داشت، در ٢٦٥ق او را به جای حسن بن مخلد به وزارت خلیفه گمارد (مسعودی، التنبیه...، ٣٦٩؛ ابن طقطقی، ٢٥٢؛ قس: زامباور، ٧)، چنین مینماید كه اسماعیل از جملۀ دیوانیان یا از كاتبان الموفق بوده است (قس: EI٢ ، همانجا). اما این دورۀ وزارت اسماعیل، دولت مستعجل بود و الموفق به شكایت خلیفه او را عزل كرد و گفت مدتی به املاكش در كوثی رود (صابی، ٨٢). وی در شوال همان سال بازگشت و دوباره وزارت یافت، اما در رمضان ٢٦٦ باز از كار بركنار و تبعید شد (صفدی، ٩/ ٩٥). سبب بركناری اخیر روشن نیست و نیز دانسته نیست كه او تا ٢٧٢ق كه به جای صاعد بن مخلد، كاتب الموفق شد (طبری، ١٠/ ١٠؛ ابن اثیر، ٧/ ٤١٩) و یا به روایت صفدی (همانجا) مقام وزارت یافت، چه شغلی داشته است. گرچه سوردل در جایی (I/ ٣١٦) به تبع صفدی (همانجا) و ابن كازرونی (ص ١٦٣) از ٣ دوره وزارت اسماعیل سخن رانده، ولی در جای دیگر (نك : EI٢)، از سومین دورۀ وزارتش یاد نكرده، و چنین مینماید كه از شوال ٢٦٥ همچنان وزارت داشته، اما به سبب وجود صاعد بن مخلد به عنوان كاتب الموفق، قدرت چندانی نداشته است و از رجب ٢٧٢ كه به جای صاعد منصوب شد، وزارت واقعی یافته است. طبری و ابن اثیر (همانجاها) نیز از عزل او در ٢٦٦ق یاد نكرده، و فقط در ذكر وقایع ٢٧٢ق آوردهاند كه الموفق، اسماعیل را كاتب خود كرد. در روایات مربوط به این عزل و نصبهای متوالی و وزرایی كه اسماعیل جانشین آنان میشد، هم اختلاف هست. چنانكه ابن كازرونی (همانجا) وزارت دوم او را پس از عزل احمد بن صالح بن شیرزاد، و وزارت سومش را پس از ابراهیم ابن مدبر آورده است (قس: مسعودی، صابی، همانجاها).
به هر حال، اسماعیل در ایام وزارتش مأمور نگهداری ابوالعباس احمد المعتضد پسر الموفق شد كه پس از خشم پدر به حبس افتاده بود. بنابر روایتی از خود المعتضد، گویا اسماعیل در بر انگیختن خشم پدر بر ضد او دست داشته، و وی در ایام حبس - به ویژه هنگام غیبت پدر - همواره از قتل خود به دست وزیر بیمناك بوده است (تنوخی، ١/ ١٨٣). اسماعیل نیز كه به سبب اسراف در خرج بیت المال و بخششهای بیحساب و مطالبۀ مالیات نابهنگام و موهوم از مردم، مورد تنفر عامه واقعشدهبود و خوداز الموفقبیمداشت (طبری، ١٠/ ١٩)، چونالموفق بیمار و رنجور به عراق بازگشت و اندكی بعد خبر مرگش شایع شد، اسماعیل ناچار در برابر مخالفان چارهای جز جنگ نیافت؛ اما چون خبر زنده بودن الموفق در رسید، نزد او رفت و همانجا ماند. ولی خانۀ او و وابستگانش را به باد غارت دادند و زندانها را شكستند و زندانیان را بیرون آوردند و از آن سوی طرفداران و غلامان المعتضد نیز او را از حبس به در آوردند (طبری، ١٠/ ٢٠-٢٢؛ ابن اثیر، ٧/ ٤٤٣؛ مسعودی، مروج، ٤/ ٢٢٨). اندكی بعد الموفق درگذشت و پسرش المعتضد به جای او نشست. المعتضد در آغاز كار اسماعیل را در وزارت ابقا كرد، اما چندان نگذشت كه در اواخر صفر ٢٧٨ او را با فرزندان و اطرافیانش به حبس افكند و به تعقیب برخی از یاران و همكارانش چون ابن فرات پرداخت (ابن ابار، ١٧٥). اسماعیل نیز پس از شكنجههای بسیار در زندان مرد (مسعودی، همان، ٤/ ٢٧٣؛ ذهبی، ١٣/ ٢٠١-٢٠٢).
بسیاری از نویسندگان متقدم، اسماعیل را به فضایل بسیار چون كرم، تدبیر و حسن سلوك ستوده (ابن طقطقی، همانجا؛ ذهبی، ١٣/ ٢٠٠؛ حصری، ٣/ ٨٠٧ - ٨٠٨)، و از مهارتش در امور دیوانی سخن رانده، و ادیب و ادب پرورش دانستهاند (قس: ابن طقطقی، ٢٥٣: داستانی كه دربارۀ سوء فهم او از بیتی از ابن رومی آورده است). اشعاری نیز از او نقل كردهاند (صفدی، ٩/ ٩٥؛ ذهبی، همانجا). شاعرانی چون بحتری و ابن رومی او را ستایش كرده، و گروهی دیگر چون ابن بسام و ابن ابی فنن به هجوش پرداختهاند (ابن طقطقی، ٢٥٢؛ صفدی، ٩/ ٩٨؛ مسعودی، همان، ٤/ ٢٩٨). گفتهاند كه مرگ خلیفه المعتضد در ٢٨٩ق، یعنی بیش از ١٠ سال پس از قتل اسماعیل به سبب زهری بوده كه اسماعیل به او خورانده بوده است (همان، ٤/ ٢٧٣).
مآخذ
ابن ابار، محمد، اعتاب الكُتّاب، به كوشش صالح اشتر، دمشق، ١٩٦١م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن طقطقی، محمد، الفخری، بیروت، دارصادر؛
ابن كازرونی، علی، مختصر التاریخ، به كوشش مصطفی جواد و سالم آلوسی، قاهره، وزارۀ الاعلام؛
ابوحیان توحیدی، علی، البصائر و الذخائر، به كوشش ابراهیم كیلانی، بیروت، ١٩٦٤م؛
تنوخی، محسن، الفرج بعد الشدۀ، به كوشش عبود شالجی، بیروت، ١٣٩٨ق؛
حصری قیروانی، ابراهیم، زهر الآداب، به كوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٥٣م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و علی ابوزید، بیروت، ١٤٠٤ق؛
زامباور، نسب نامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمد جواد مشكور، تهران، ١٣٥٦ش؛
صابی، هلال، الوزراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٩٥٨م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش فان اس، ویسبادن، ١٤٠٢ق؛
طبری، تاریخ؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، لیدن، ١٨٩٣م؛
همو، مروج الذهب، به كوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٦٧م؛
نیز:
EI ٢ ;
Sourdel, D., Le vizirat ʿabbāside, Damascus, ١٩٦٠.
صادق سجادی