دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٨٧ - اسکافی، ابوالفضل
اسکافی، ابوالفضل
نویسنده (ها) :
محمدمهدی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٧ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْكافی، ابوالفضل جعفر بن محمود (د محرم ٢٦٨/ اوت ٨٨١)، وزیر دورۀ عباسی. از نسبت او پیداست كه از اسكاف، ناحیهای میان بغداد و نهروان (نک : یاقوت، ١/ ٢٥٢) برخاسته، و ظاهراً بعدها نیز در آنجا ساكن بوده است. از دو بیتی كه جاحظ (٢/ ٥٨) از خالد بن یزید كاتب (د ٢٦٩ق)دربارۀ اسكافی نقل كرده، چنین بر میآید كه او پیش از وزارت نیز شغل مهمی داشته است (نک : ٢ EI). همچنین گفتهاند كه وی، پیش از وزارت از نزدیكان معتز، خلیفۀ عباسی بود و از خواص او به شمار میآمد (حصری، ٢/ ٨٧٣). زمانی كه تركان با معتز بیعت كردند (محرم ٢٥١)، وی به وزارت رسید (طبری، ٩/ ٢٨٧؛ مسعودی، ٧/ ٣٦٥)، ولی گویا حمایت تركان كه دربار عباسی را زیر نفوذ خود داشتند، در وزارت یافتن او بیتأثیر نبوده است (نک : صابی، ٢٧٣؛ صفدی، ١١/ ١٥٣).
اسكافی از علم و ادب دبیری بی بهره بود (ابن طقطقی، ٣٣٣-٣٣٤؛ صفدی، همانجا) و بیشتر، از راه گشاده دستی و اعطای هدایا، دلها را با خویش نرم میداشت (ابن طقطقی، ٣٣٤). همین بی مایگی اسكافی، ظاهراً موجب مداخلۀ آشكار تركان در امور بود و خلیفه كه برای خود نقش بیشتری جست و جو میكرد، بی پروایی او را نسبت به خود، بر نمیتابید و اگر از بیم تركان نبود، او را عزل میكرد (نک : صابی، همانجا). اما مناسبات دوستانه میان تركان و اسكافی مخالفت سرسختانۀ دیگر جناح سپاه معتز، یعنی مغربیان را برانگیخت، چنانكه سرانجام، میان آنان و تركان كه از وزیر حمایت میكردند، نزاعهایی به وقوع پیوست و فتنه برخاست. مغربیان شكایت نزد خلیفه بردند و وی موقع را مناسب شمرد و اسكافی را در ربیع الا¸خر ٢٥٢ عزل كرد و به تكریت فرستاد (ابن طقطقی، صفدی، همانجا). با اینهمه، اسكافی یكبار دیگر در پایان خلافت معتز به وزارت رسید، و با آنكه معتز آشكارا میگفت كه به او نیازی ندارد، گروهی از تركان به اسكاف رفتند و وی را در جمادی الا¸خر ٢٥٥ به دارالخلافه آوردند و وزارت دادند (طبری، ٣/ ٣٨٨؛ ابن طقطقی، ٣٣٥). در این دوره، احتمالاً مانند دورۀ پیش، اسكافی آشكارا از سوی صالح بن وصیف كه احمد بن اسرائیل، وزیر خلیفه و گروهی دیگر را دستگیر كرده بود و سپس معتز را نیز به قتل آورد، حمایت میشد (ابن عبدربه، ٥/ ١٢٤؛ ابن طقطقی، همانجا؛ ابن اثیر، ٧/ ٢١٦؛ سامرایی، ٨٧).
هنگامی كه مهتدی به خلافت رسید، اسكافی برای وی بیعت گرفت و همچنان در سمت وزارت باقی ماند (ابن طقطقی، ٣٣٧)، ولی خلیفۀ جدید پس از مدتی او را از كار بركنار ساخت و به بغداد تبعید، و در آنجا زندانی كرد (ذهبی، ١٢/ ٥٣٧؛ صفدی، همانجا). دلیل عزل این بار او، چنانكه در برخی مآخذ ذكر شده، و خاصه در قطعه شعری هجو گونه آمده، ظاهراً تمایلات شیعی او و اتهام وی و یارانش به مكاتبه با علویان خراسان و رساندن اخبار به ایشان بوده است (نک : ابوالفرج، ٢٠/ ٦٧؛ صفدی، همانجا؛ قس: سامرایی، ٨٦).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن طقطقی، محمد، الفخری، به كوشش هارتویك درنبورگ، پاریس، ١٨٩٤م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ق؛
جاحظ، عمرو، رسائل، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
حصری قیروانی، ابراهیم، زهرالآداب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٣م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و صالح سمر، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
سامرایی، حسام قوام، المؤسسات الاداریۀ فی الدولۀ العباسیۀ، دمشق، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛
صابی، محمد، الهفوات النادرۀ، به كوشش صالح اشتر، دمشق، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش شكری فیصل، ویسبادن، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
طبری، تاریخ؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش باربیه دمنار، پاریس، ١٩٧٣م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI٢.
محمدمهدی مؤذن جامی