دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١١٢ - ابراهیم بن جریر
ابراهیم بن جریر
نویسنده (ها) :
محمد عبدعلی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ بْنِ جَریر، مورخ دورۀ تیموری در هند (د بعد از ٩٥٧ ق / ١٥٥٠ م). از زندگی او آگاهیهای اندکی وجود دارد که آن هم از بررسی اثر تاریخی خود وی به دست میآید. ابراهیم ظاهراً از مهاجران ایرانی بوده که گویا در دستگاه همایون شاه (حک ٩٣٧-٩٦٢ ق / ١٥٣١-١٥٥٥ م) ارج و منزلتی داشته است. تاریخ مرگ وی معلوم نیست، اما به یقین میتوان گفت که تا ٩٥٧ ق زنده بوده است، زیرا از حوادث همین سال در اثر خویش یادی به میان آورده است (صص ٤١٢، ٤٥٩). در مورد نام او اختلاف است، تنها جایی که ذکری از آن آمده در برگ ١ الف نسخهای خطی از اثر وی (شم ٤٢٨، دیوان هند شرقی) است (اته، شم ١٠٥). این نسخه قبل از اته توسط مورلی١ توصیف شده است. او در یادداشتهای خود، خاطرنشان کرده که در پشت اولین صفحۀ نسخه عبارت «تصنیف ابراهیم بن حریر» توسط صاحبان قبلی نسخه نوشته شده است و همچنین میافزاید که وی در هیچ جای اصل نسخه نامی از مؤلف آن ندیده است (الیوت، IV / ٢١٤). پیش از مورلی، استوارت٢ در فهرست خود، نام او را ابراهیمبن حریری آورده است (همو، IV / ٢١٣)، اما اته (شم ١٠٤) احتمال داده که حریر در اصل جریر بوده است. فهرستنویسان بعدی نیز بیشتر «جریر» ذکر کردهاند (نک : پاکستان، ٧١٨؛ عباسی، ٣٩٩؛ آفتاب اصغر، ٩٠).
شهرت ابراهیم بن جریر بهسبب تنها اثر تاریخی اوست که با نامهای تاریخ ابراهیمی یا تاریخ همایونی یا تحفة التواریخ خوانده شده است (اته، همانجا؛ ریو، شم ٢٠٤٩؛ بلوشه، شم٣٣٦ ؛ پاکستان، عباسی، همانجاها). همچنین از آن با عنوان تواریخ همایونی نیز یاد شده است (اشرف، شم ٥٧٧؛ الیوت، همانجا). ظاهراً این اثر به اعتبار مؤلف آن تاریخ ابراهیمی و از آنجا که در دوران فرمانروایی همایون نوشته شده، تاریخ همایونی نامگذاری شده است. اوحدی بلیانی از این کتاب همه جا با عنوان تاریخ همایونی یاد کرده است (صص ٨٧، ١١٠، ٢٧٥، ٣٨٥، ٤٤٦، ٨٠٢؛ قس: گلچین معانی، ٢ / ٤٩٦، ٤٩٧). این کتاب تاریخ عمومی مختصر عالم است که از روزگار آدم (ع) آغاز میشود و تا زمان بازگشت همایون شاه از ایران برای بازپس گرفتن قلمرو پیشین خویش، ادامه مییابد و در ١١ رمضان ٩٥٢ ق / ١٦ نوامبر ١٥٤٥ م، سال ورود همایون به کابل، به پایان میرسد (ص ٤٧٥). این اثر همچون دیگر تاریخهای عمومی، مجموعهای از شرح احوال پیامبران، پادشاهان و اولیا و مردان مقدس است که به شیوهای ساده یعنی برحسب تقدم و تأخر زمانی زندگی آنان تنظیم شده است. تاریخ همایونی بدون مقدمه آغاز میشود و فاقد هرگونه تقسیمبندی از نوع باب یا فصل است. میکروفیلم نسخهای از این کتاب در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود (مرکزی، ٤٢، ٤٣). این نسخه در ٤ صفر ١٠٩٦ ق / ٢ ژانویۀ ١٦٨٥ م نوشته شده و به شمارۀ ١٨٧٤ در دیوان هند شرقی موجود است (اته،١٠٤).
از مقایسۀ تاریخ ابراهیمی با حبیبالسیر خواندمیر و روضة الصفای میرخواند، برمیآید که اثر ابراهیم بن جریر تا حدی گزیده یا مختصری از آن دو کتاب است (قس: الیوت، IV / ٢١٤؛ زاخائو، ٤٣) که گاهی بدون تغییر عبارات و احیاناً بدون تصرف نقل شده است (برای مثال نک : ص ١٦٩). با این حال این اثر دو ویژگی دارد: اول اینکه تقریباً بعد از ذکر خلفای بنیعباس مؤلف به طور عمده، توجه خود را به تاریخ ایران در پیوند با تاریخ هند معطوف کرده است، و بدین لحاظ در آن از آل بویه، زیاریان، اخشیدیان و فاطمیان مصر و بنیمروان در اندلس، که در حبیب السیر مفصل ذکر شده است، سخنی گفته نشده است. دومین ویژگی آن، این است که به شرح احوال مردان نامی از عالم و عارف بیش از حاکمان و قدرتمندان توجه شده است، به طور نمونه سرگذشت مأمون در ٧ سطر (ص ٢٤٤) و شرح حال معروف کرخی، عارف معاصر او، در ٢٧ سطر بیان شده است. در این مورد تاریخ همایونی در مقایسه با حبیب السیر، هم در انتخاب افراد و هم در شرح و بسط سرگذشت آنان بسیار متفاوت است. و هرچه به عصر مؤلف نزدیکتر میشویم این زندگینامهها ارزش بیشتری مییابد. جدا از ارزش کرنولوژیک کل اثر که بسیار دقیق و ارزنده است (زاخائو، ٤٤)، گزارشهای تقریباً دست اول، هر چند مختصر، از سلسلههای مسلمان محلی هند همراه با ذکر نام و زمان حکومت حاکمان هر سلسله، از مهمترین اطلاعات تاریخی این کتاب است. مؤلف دربارۀ سلاطین مسلمان دهلی، نخست از قطبالدین ایبک و جانشینان او (٦٠٢- ٦٨٩ ق / ١٢٠٦-١٢٩٠ م) سخن میگوید، پس از آن به ترتیب دربارۀ خلجیان تا ٧٢٠ ق / ١٣٢٠ م و بنیتغلق تا دولت خان لودی (٨١٥ ق / ١٤١٢ م) و بنیخضر و بنیلودی تا ٩٣١ ق / ١٥٢٥ م (پیروزی ظهیرالدین بابر بر آخرین فرد خاندان بنیلودی) گزارش میدهد و سپس به ملوک گجرات (٧٩٣-٩٤٣ ق / ١٣٩١-١٥٣٦ م) میپردازد. در این بخش در مورد افغانیان و حکام بنگاله و بهمنیان توضیح چندانی نداده است، و این شاید بهسبب دشمنی برخی از حاکمان این سلسلهها با بابر و همایون، مخدومان مؤلف، بوده باشد، اما بیشترین اهمیت این تاریخ در شرح وقایع دوران بابر و همایون است. در این مورد، ظاهراً اثر ابراهیم بن جریر بر دو کتاب تالی خود، طبقات اکبری نوشتۀ نظامالدین احمد (که جلد دوم آن را جمع به دوران بابر و همایون است) و اکبرنامۀ شیخ ابوالفضل علاّمی (که جلد اول آن به حکومت بابر و همایون پرداخته است) هم به لحاظ دقت کرنولوژیک و هم از لحاظ روانی و شیوایی زبان برتری دارد. جدا از ارزشهای تاریخنگاری، این کتاب از نظر ترویج تاریخنویسی به زبان فارسی در هند دارای اهمیت است. از لحاظ زبان، مختصات نثر متوسط دورۀ تیموری در این اثر کاملاً پیداست. استعمال فعل به صیغۀ وصفی جدید، ایجاز و اختصار، سادگی و روانی، همراه با کاربرد نثر فنی (سجع و موازنه و دیگر صنایع لفظی) در جاهایی که سخن از پادشاه یا بزرگان است. از ویژگیهای نثر تاریخ همایونی است (برای نمونه نک : صص ٤٦٩-٤٧٢). به هر صورت نثر کتاب خوب و روان و موجز است.
تاریخ همایونی ظاهراً تاکنون به طبع نرسیده است. برای آگاهی از نسخههای خطی این کتاب (نک : زاخائو، ٤٣؛ اته، ١٠٤, ١٠٥؛ بلوشه، شم ٣٣٦؛ اشرف، شم ٥٧٧) و دو گزیده در موزۀ بریتانیا (ریو، ١٠٤٦, III / ١٠١٣، نک : استوری، ١١٣, ١٢٣٩؛ منزوی، ٤١٢١، ٤١٢٢)، و نیز دو نسخۀ دیگر آن در موزۀ ملی پاکستان کراچی (پاکستان، ٧١٨) و کتابخانۀ دانشگاه پنجاب لاهور، گنجینۀ آذر (عباسی، ٣٩٩) وجود دارد.
مآخذ
آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ ش؛
ابراهیم بن جریر، تاریخ همایونی، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
اوحدی بلیانی، محمدبن معینالدین، عرفات العاشقین، نسخۀ عکسی کتابخانۀ ملک، شم ٥٣٢٤، موجود در کتابخانۀ مرکز؛
پاکستان، خطی فارسی؛
عباسی، خطی فارسی؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
مرکزی، میکروفیلمها؛
منزوی، خطی؛
نیز:
Ashraf, M., The Persian Manuscripts, Hyderabad, ١٩٦٦;
Blochet, E., Catalogue des manuscripts persans, Paris, ١٩١٢;
Elliot, H. M. and John Dowson, The History of India, Allahabad, Kitab Mahal;
Ethé, Hermann, Catalogue of Persian Manuscripts, Oxford, ١٩٠٣;
Rieu, Charles, Catalogue of the Persian Manuscripts, London, ١٩٦٦;
Sachau, E., Catalogue of the Bodleian Library, Oxford, ١٨٨٩;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٢٧.
محمد عبدعلی