دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢٧ - بیستگانی
بیستگانی
نویسنده (ها) :
حسن حسین زادۀ شانه چی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بیسْتْگانی، اصطلاحی مالی ـ اداری كه بر نوعی مقرری و حقوق اطلاق شده، و از سدۀ ٤ ق /١٠ م در منابع فارسی به كار رفته است. گر چه به سبب ذكر معادل عربی آن، یعنی عشرینیه (جمع آن: عشرینیات) در برخی منابع كهن عربی (مثلاً: خوارزمی، ٦٥؛ ابن حوقل، ٤٦٩؛ نیز نک : حبیبی، ٣١١؛ قس: با تسعینیه، یعنی حقوقی كه هر ٩٠ روز پرداخت میشد: قدامه، ٣١-٣٢)، بیستگانی را ترجمۀ آن دانستهاند، ولی این نظر كه بیستگانی مقدم بر عشرینیه به كار میرفته، و معادل عربی در واقع ترجمۀ این اصطلاح فارسی است، نیز محتمل به نظر میرسد، خاصه كه در ترجمۀ تفسیر طبری كه مقدم بر آثار خوارزمی و ابن حوقل است، واژۀ بیستگانی به كار رفته است (٥ /١٣٨١). از این رو، این كه گفتهاند نخستین بار ابونصر عتبی (د ٤٢٧ ق /١٠٣٦ م) در كتاب تاریخ یمینی (١ /٨٩) بیستگانی را به عشرینیه و عشرینیات ترجمه كرده است (نک : نفیسی، ٢ /١٠٦٥-١٠٦٦)، نباید درست باشد. خوارزمی (همانجا) عشرینیه را از ارزاق (حقوق) در دیوان خراسان برشمرده، و سخن ابن حوقل نیز مشعر بر این است كه بیستگانی در نواحی شرقی مرسوم بود (همانجا). در منابع تاریخی از پرداخت بیستگانی در حكومت صفاریان ( تاریخ ... ، ٢٨٧؛ نیز نک : ابن خلكان، ٥ /٤٦٤)، سامانیان تاریخ، ٢٩٣)، زیاریان (جرفادقانی، ١٨٧) و غزنویان (بیهقی، ٦٥، ٣٣٦؛ نظام الملك، چ دارك، ١٣٥) یاد شده است.
دربارۀ اصل و اشتقاق كلمۀ بیستگانی اختلاف نظر وجود دارد. به عقیدۀ بعضی چون این حقوق در هر ٢٠ روز به سپاهیان پرداخت میشد، بیستگانی نامیده شد (منینی، ١ /٨٩؛ فرهنگ ... ، ذیل ماده؛ اقبال، ١٢٣). صحت این نظر با توجه به شواهد موجود بر پرداخت بیستگانی در هر ٣ ماه بعید مینماید. همچنین گفتهاند: بیستگانی حاكی از میزان حقوق هر سپاهی، یعنی ٢٠ دینار یا درهم بوده است (منینی، همانجا؛ نفیسی، ٢ /١٠٦٨؛ حبیبی، همانجا) كه با توجه به كاربرد مطلق واژۀ بیستگان به معنای ٢٠ تا (بیهقی، ١٥٨) محتمل به نظر میرسد.
برخی بر اساس كاربرد واژههای بیستگان و سیگان برای دستههای ٢٠ و ٣٠ نفری (نظامالملك، چ اقبال، ٢٥٦، قس: چ دارك، ٢٧٧)، بیستگانی را عبارت از دستههای ٢٠ نفری سپاهیان كه برای دریافت حقوق حاضر میشدند، میدانند (انوری، اصطلاحات ... ، ٨١، «دیوان ... »، ٩٠). نظر دیگر این است كه شاید بیستگانی در بیستم هر ماه پرداخت میشد (نک : همان، ٨٩). نفیسی (٢ /١٠٦٥- ١٠٦٨) در نظری متفاوت بیستگانی را نام سكهای با عیار ٢٠٪ و یا با وزن ٢٠ مثقال بیان كرده است كه حقوق سپاهیان را از آن سكهها میدادند، چنان كه اصطلاحات كمرزر هزارگانی و كمر هفتصدگانی (بیهقی، ٣٥١، ٤٣٠، ٤٧٧) به معنای كمربندی با هزار یا ٧٠٠ مثقال طلا، و ساخت هزارگانی (همو، ٣٥٢) به معنای لجام و یراق ساخته شده از هزار مثقال طلا به كار رفتهاند (نیز نک : غنی، ٥٩؛ رضازاده، ٧٣).
به هر حال در منابع تاریخی و ادبی سدۀ ٤ ق و پس از آن بیستگانی همه جا به معنای حقوق و مواجب، و بیستگانی خوار به معنای حقوق بگیر آمده است (بیهقی، ١٩٩، ٥٨١؛ گردیزی، ٢٦٩، ٢٧٢).
بیستگانی همچنین یكی از حقوق ٣ گانهای بود كه در خراسان پرداخت میشد و از «حساب جند» كه دو بار در سال و «حساب مرتزقه» كه ٣ بار در سال پرداخت میشدند، جدابود (خوارزمی، همانجا). تقسیمبندی خوارزمی مشعر بر این است كه بیستگانی را به طبقۀ خاصی میپرداختند (همانجا)؛ ولی از گزارش ابن حوقل (همانجا) بر میآید كه در زمان سامانیان حتى امرا و خواص و نزدیكان امیر هم بیستگانی ــ عشرینیات ــ میگرفتند و گفتهاند كه حتى امیر صفاری عمرو بن لیث هم بیستگانی دریافت میكرد (ابن خلكان، همانجا). اما بیهقی در دورۀ غزنویان همه جا از آن به عنوان حقوق لشكریان و غلامان یاد كرده است (ص ٣٤٨، ٥٠٧، ٦٠٠، ٧٠٩). نظامالملك هم تصریح دارد كه بیستگانی به سپاهیان و غلامان پرداخت میشد (چ دارك، ١٣٥، ١٥٤) و فرماندهان و حقوق بگیران دولت غزنوی مقرری ماهانه (مشاهره) داشتند ( ایرانیكا، IV /٣٠٦). بیستگانی ٤بار در سال (ابن حوقل، خوارزمی، همانجاها؛ نظام الملك، چ دارك، ١٣٤؛ تاریخ، ٢٩٣) به صورت نقدی (بیهقی، ٧٠٩) و با درهمهای نقره ( تاریخ، ابن خلكان، همانجاها)، به ویژه هنگام تجهیز سپاه پرداخت میشد (نک : بیهقی، ٦٥، ٣٤٨، ٥٠٧، ٥٥٥، ٧٠٩؛ تاریخ، ٢٨٧؛ بازورث، ١٢٣-١٢٤). گاه بیستگانی یك سالۀ سپاه را در یك نوبت میدادند (بیهقی، ٧٢٦؛ تاریخ، ٢٩٣).
در زمان صفاریان طی تشریفاتی خاص «عارض» لشكر، بیستگانی را نخست به امیر صفاری و سپس به ترتیب مقامات به لشكریان میداد و تنها سپاهیانی آن را دریافت میكردند كه همۀ ادوات و لوازم مورد نیاز یك سپاهی را داشتندوگرنه ازدریافت آنمحروم میشدند (ابنخلكان، همانجا). پرداخت بیستگانی در دولت سامانیان از همۀ دولتهای شرقی منظم تر و بیشتر بود (ابن حوقل، همانجا)، البته مقدار و كیفیت پرداخت آن در ادوار مختلف تفاوت داشت.
مآخذ
ابن حوقل، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابن خلكان، احمد، وفیات الاعیان، به كوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٤٩م؛
اقبال، عباس، تعلیقات بر سیاست نامه (نک : هم ، نظام الملك)؛
انوری، حسن، اصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی و سلجوقی، تهران، ١٣٥٥ش؛
همو، «دیوان استیفاء»، مجلۀ بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٥ش، س ١١، شم ١؛
بیهقی، ابوالفضل، تاریخ، به كوشش علی اكبر فیاض، مشهد، ١٣٥٦ش؛
تاریخ سیستان، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٤ش؛
ترجمۀ تفسیر طبری، به كوشش حبیب یغمایی، تهران، ١٣٤٢ش؛
جرفادقانی، ناصح، ترجمۀ تاریخ یمینی، به كوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٥٧ش؛
حبیبی، عبدالحی، تعلیقات بر زین الاخبار (نک : هم ، گردیزی)؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به كوشش فان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥م؛
رضا زاده شفق، صادق، فرهنگ شاهنامه، به كوشش مصطفى شهابی، تهران، ١٣٥٠ش؛
عتبی، محمد، «تاریخ یمینی»، ضمن شرح الیمینی (نک : هم ، منینی)؛
غنی، قاسم و علیاكبر فیاض، تعلیقات بر تاریخ بیهقی، تهران، ١٣٤٢ش؛
فرهنگ تاریخی زبان فارسی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران؛
قدامۀ بن جعفر، الخراج، به كوشش محمد حسین زبیدی، بغداد، ١٩٨١م؛
گردیزی، عبدالحی، زین الاخبار، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ ش؛
منینی، احمد، شرح الیمینی ( الفتح الوهبی)، قاهره، ١٢٨٦ق؛
نظامالملك، حسن، سیرالملوك ( سیاستنامه)، به كوشش هیوبرت دارك، تهران، ١٣٥٥ش؛
همان، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٦٩ش؛
نفیسی، سعید، تعلیقات بر تاریخ بیهقی، تهران، سنایی؛
نیز
Bosworth, C. E., The Ghaznavids: Their Empire in Afghanistan, Beirut, ١٩٧٣; Iranica.
حسن حسینزادۀ شانهچی