دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٨ - اجین
اجین
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُجَیْن، شهری در استان مادهیا پرادِش هند در دامنۀ شمالی كوه ویندهیا، نزدیك سرچشمۀ رود چمبال (BSE٣, XXVI / ٤٧٢) و ساحل راست رود سِپرا (ابوالفضل، ٢ / ٩٤) از حوضۀ رود گَنْگ (BSE٣, XLIII / ٦٤٨). در ١٩٧١ م جمعیت آن ٠٠٠‘٢٠٩ نفر بوده است (BSE٣، همانجا).
اجین در بعضی مآخذ به صورت اوجین آمده است (بیرونی، تحقیق، ٢٦٢؛ جهانگیر، ٦٥، ٢٠١، عبرت، ١٠٠). مؤلفان اسلامی در ذكر آثار نجومی هندی، نام این شهر را به صورت اوزَیْن (بیرونی، التفهیم، ١٩٨)، اُزَیْن (دمشقی، ١٤؛ مسعودی، ١٩٢؛ بلاذری، ٤٤٢) و اذین (ابن رسته، ٢٢) نیز آوردهاند. بعدها اُزَیْن به اَرین تصحیف شده و در كتب عربی این نام به كرات آمده است (ابن سعید، ١٥؛ قلقشندی، ٣ / ٢٢٥؛ ابن خلدون، ٣(١) / ١٤٥).
شیروانی، اجین را دارای هوایی گرم و با قریهها و قصبههای فراوان دانسته، و اكثر مردم آن را هندو و اندكی را مسلمان حنفی نوشته است (ص ٦٢).
اجین یكی از شهرهای باستانی و از مراكز دینی هندوان است. قدمت این شهر به حدود سدۀ ٧ ق م میرسد (BSE٣، همانجا) و در سدههای ٦-٤ ق م پایتخت مملكت آوانتی بود (دایرةالمعارف فارسی). آشوكا امپراتور هند (د ح ٢٣٧ ق م) در اجین و ٣ شهر دیگر هند دانشگاههایی تأسیس كرد (موداك، ٨٣). دانشگاه اجین در زمینۀ علم نجوم بلندآوازه بود (دورانت، ١ / ٦٣١). اجین در سالهای ١٢٠-٣٩٥ م پایتخت دولت مالوا و مركز فرهنگ سانسكریت بود (دایرة المعارف فارسی؛ BSE٣، همانجا). در این شهر مقدس مجسمههای كریشنا، راما و جز آنها نهاده شده، و كاخ راناخندی، مدرسه و نیز رصدخانهای زیبا در آنجاست (خانجی، ١ / ١٥١). گفته شده است كه در اجین ٣٦٠ نیایشگاه برهمنان و دیگر ادیان وجود داشته است (ابوالفضل، همانجا).
اجین از جنبۀ بازرگانی نیز اهمیت داشت. در زمان كانیشكا پادشاه كوشان (١٢٠-١٥٣ م)، تجارت میان اسكندریه و هند از راه دریایی صورت میگرفت و در انتهای راه در هندوستان پس از فاصلۀ اندكی در داخل خاك این كشور، انبار بازرگانی بزرگ اجین نهاده شده بود. در روزگار شاهان كوشان ارتباط بازرگانی میان هند و امپراتوری روم برقرار بود و اجین نقطۀ پایانی راه بازرگانی دریایی محسوب میشد (اولیری، ١٦٢، ١٦٣).
در ٣٢٠ م دودمان جدیدی جای كوشانیان را گرفت و مملكت گوپتا توسط راجهای به نام چاندرا گوپتا تأسیس شد. دومین شاه این دودمان به نام سامودْراگوپتا (٣٣٠-٣٨٠ م) تمام شمال غربی هند رامسخر كرد و منطقۀ مالوا و تختگاه آن اجین را به تصرف آورد (همو، ١٦٤-١٦٥). چنانكه پیش از این گفته شد، اجین تا سال ٣٩٥ م پایتخت دولت مالوا بوده است (BSE٣، همانجا). در روزگار امویان، جنید بن عبدالرحمان مُرّی از سوی عمر بن هبیرۀ فزاری و سپس از سوی هشام ابن عبدالملك به ولایت سند منصوب شد. وی سپاهی را به اجین (ازین) فرستاد و حبیب بن مره را نیز با لشكری روانۀ سرزمین مالوا (مالبه) كرد. سپاهیان به اجین تاختند و حومۀ آن را آتش زدند (بلاذری، ٤٤٢).
اجین در دوران پیش از اسلام و پس از آن یكی از مراكز نجومی معتبر بوده است. از منجمان برجستۀ اجین، «واراها میهیرا» است كه در این سرزمین تولد یافت و در ٥٠٥ م به اوج شهرت رسید. او چند اثر دربارۀ علم و احكام نجوم دارد، وی به كروی بودن زمین معتقد بوده است. دو كتاب او بعدها توسط بیرونی به عربی ترجمه شد (سارتن، I / ٤٨٢). براهما گوپتا (ح ٦٢٨ م) در رصدخانۀ اجین كار میكرد. وی مؤلف كتاب براهما سیدهانتاست (اولیری، ١٧١).
نفوذ فرهنگ یونانی تنها از سوی غرب به جهان اسلام صورت نگرفت، بلكه بهطور غیرمستقیم از طریق هند و به توسط ایرانیان نیز صورت پذیرفت. یكی از راههای وصول دانش یونانی به هند از راه دریایی اسكندریه به شمال غربی هند بوده است. تكامل این علم توسط علمای هندی در اوایل دورۀ خلافت عباسیان در نیمۀ دوم سدۀ ٢ ق / .٨ م صورت گرفت و به جهان اسلامی راه یافت. در این مرحله از انتقال، شهر اجین اهمیت خاصی داشت (همو، ١٥١). برپایۀ نظر دانشمدان هندی، اوساط كواكب بر حسب نصف النهاری محاسبه میشد كه از «نیمۀ قسمت آباد زمین» از حیث طول میگذرد و در آن نقطه به گمان ایشان در جزیرۀ لَنكا (سراندیب یا سیلان) بوده است و چنان میپنداشتند كه ابنجزیره بر خط استوا واقع است. منجمان اسلامی، نقطهای را كه در آن خط استوا و نصف النهار گذرنده بر نیمۀ قسمت آبادان زمین یكدیگر را قطع میكنند، «قبة الارض» یا «قبه» مینامیدند. منجمان هندی چنین میپنداشتند كه خط نصفالنهار لنكا از اجین میگذرد و عربها بر آن بودند كه طولهای جغرافیایی بنابر روش هندیان از خط نصفالنهار اجین محاسبه میشود و سپس گمان بردند كه اجین همان قبة الارض است و این لفظ را نیز به صورت ارین یا قبۀ ارین تصحیف كردند و از همین جا واژۀ ارین به معنی محل اعتدال اشیا در زبان عربی وارد شد (كراچكوفسكی، IV / ٦٩؛ نالینو، ١٩٥). سید شریف جرجانی در كتاب التعریفات، ارین را محل اعتدال اشیا و نقطهای در زمین میداند كه در آن ارتفاع و فاصلۀ قطبین و ساعات شب و روز به یك اندازه است (ص ٧). شیوۀ «سند هند» در نجوم عرب برپایۀ رسالههای متعدد هندی در عهد منصور خلیفۀ عباسی قوام و استحكام یافت و تا عهد مأمون همچنان متداول بود، اما معلوم نیست كه بعدها این سیستم نجومی دیگر یكباره از رواج افتاد. ابوعبدالله خوارزمی بزرگترین ریاضیدان عهد مأمون، جدول مشهور خود «السند هند الصغیر» را پدید آورد كه برپایۀ سیستم هندی بود. ابوریحان بیرونی نیز از این مكتب بهره گرفت. در سرزمین غربی خلافت، ابراهیم ابن عزرا بدین شیوه توجه داشت. تا زمان نفوذ دانش جغرافیایی یونان، میان عربها محاسبۀ اطوال همواره از نصف النهار اجین یا به پندار آنان «قبة الارض» صورت میگرفت (كراچكوفسكی، IV / ٦٦-٦٩). خوارزمی «قبه» را وسط كرۀ زمین بین نقطۀ فرضی مشرق و نقطۀ فرضی مغرب دانسته كه اندازۀ آن برابر °١٨٠ است. وی مینویسد محل میان نقطۀ انتهای ناحیۀ جنوبی و میان نقطۀ انتهای ناحیۀ شمالی را قبه گویند و اندازۀ آن نیز °١٨٠ است (ص ٢١٨). پس از رصدخانههای سمرقند و استانبول، سلسله رصدخانههایی در هند بوده است كه جای سیگنه، امیر هندو، در دهلی، جیپور و اجین بنا كرد و در آنها سنت نجومی هندی و اسلامی با یكدیگر درآمیخت (نصر، ٧٩). رصدخانۀ جای سینگه كه در حدود ١٧٣٠ م در اجین بنا شد، دارای معروفیت است (BSE٣, XXVI / ٤٧٢).
اجین تا پیش از ١٢٢٥ ق مركز ایالت سند بود، ولی از آن پس هنگامی كه قبایل مهرات بر مالوا چیره شدند، از اهمیت آن كاسته شد. اجین در گذشته به مراتب وسیعتر از شهری بوده كه اكنون بر جا مانده است. این شهر نخست مركز امیران هندو، و بعدها مركز حكمرانان اسلامی شد. از آن زمان تنها قلعههایی بر جا مانده كه یكی از آنها توسط غازی شاه ساخته شده است (خانجی، ١ / ١٥١). در ٦٣١ ق سپاه سلطان شمسالدین، اجین را به تصرف آوردند و بتخانۀ آنجا را ویران كردند (منهاج، ١ / ٤٤٨- ٤٤٩). نوید نیشابوریِ شاعر كه در سفر حج (٩٧٣ ق) درگذشت، در اجین به خاك سپرده شد (بختاور خان، ٢ / ٦٧٣). محمد مفید بافقی در ١٠٨٦ م به اجین رفت و در آنجا با عنوان «خانسامان» به خدمت شاهزاده محمد اكبر فرزند عالمگیر درآمد و كتاب جامع مفیدی را كه چند سال قبل تألیف آن را آغاز كرده بود، به پایان رسانید (آفتاب، ٥٠).
مآخذ
آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥ م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١ م؛
ابن سعد مغربی، علی، بسط الارض فی الطول و العرض، به کوشش خوان ورنت خینس، تطوان، ١٩٥٨ م؛
ابوالفضل علامی، اکبرنامه، به کوشش مولوی احمدعلی و مولوی عبدالرحیم، کلکته، ١٨٨٢ م؛
اولیری، دلیسی، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی، ترجمۀ احمد آرام، تهران، ١٣٤٢ ش؛
بختاورخان، محمد، مرآة العالم، تاریخ اورنگ زیب، به کوشش ساجده س ـ علوی، لاهور، ١٩٧٩ م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥ م؛
بیرونی، ابوریحان، تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
همو، التفهیم، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
جرجانی، علی، التعریفات، قاهره، ١٣٠٦ ق؛
جهانگیر گورکانی، محمد، جهانگیرنامه، به کوشش محمد هاشم، تهران، ١٣٥٩ ش؛
خانجی، محمدامین، منجم العمران فی المستدرک علی معجم البلدان، قاهره، ١٣٢٥ ق / ١٩٠٧ م؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش گوستاوفان فلوتن، لیدن، ١٨٩٥ م؛
دایرةالمعارف فارسی؛
دمشقی، محمد، نخبةالدهر، به کوشش مهرن، لایپزیگ، ١٩٢٣ م؛
دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ احمد آرام و دیگران، تهران، ١٣٦٥ ش؛
شیروانی، زینالعابدین، بستان السیاحه، تهران، ١٣١٥ ق؛
عبرت لاهوری، محمد قاسم، عبرت نامه، به کوشش ظهورالدین احمد، لاهور، ١٩٧٧ م؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشی، مصر، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به کوشش عبدالله اسماعیل صاوی، بغداد، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی قندهاری، کابل، ١٣٤٢ ش؛
موداک، مانورامار.، سرزمین و مردم هند، ترجمۀ فریدون گرکانی، تهران، ١٣٤٥ ش؛
نالینو، کارلوآلفونسو، تاریخ نجوم اسلامی (علم الفلک)، ترجمۀ احمد آرام، تهران، ١٣٤٩ ش؛
نصر، حسین، علم و تمدن در اسلام، ترجمۀ احمد آرام، تهران، ١٣٥٩ ش؛
BSE٢;
BSE٣;
KrachkovskiĮ, I. Yu., Izbrannye Sochineniya, Moscow / Leningrad, ١٩٥٧;
Sarton, G., Introduction to the History of Science, Baltimore, ١٩٦٢.
عنایتالله رضا