دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢٣ - جیبوتی
جیبوتی
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جیبوتی، کشوری در شمال شرقی افریقا (شاخ افریقا) و نام پایتخت آن. جیبوتی با مساحتی حدود ٢٠٠‘ ٢٣ کمـ ٢، از شمال به اریتره، از شمال غربی و غرب و جنوب به کشور اتیوپی، از شرق به خلیج عدن و تنگۀ بابالمندب و از جنوب شرقی به کشور سومالی محدود است («کتابخانه ... »، npn.).
نام جیبوتی ابتدا جبوتی یا گبوتی بود که احتمالاً تلفظ عربی از واژۀ بومی گبود به معنای «فلات حصیری» یا «سینی بافته شده از الیاف خرما» باشد (خطیبی، ٧٣؛ EI٢).

کشور جیبوتی از نظر جغرافیای طبیعی، به ٣ منطقۀ اصلی تقسیم میشود: ١. دشت ساحلی که پوشیده از شن و بوتههای خاردار است. ارتفاع این دشت به تفاوت تا کمتر از ٢٠٠ متر میرسد. ٢. فلاتهای آتشفشانی که در جنوب و مرکز کشور قرار دارند. در این منطقه چندین دریاچۀ نمک وجود دارد که برخی از آنها پستترین نقاط افریقا به شمار میآیند؛ از جملۀ آنها دریاچۀ نمک عَسَّل است که ١٥٥ متر پایینتر از سطح دریا واقع شده، و پستترین نقطۀ افریقا ست. ٣. منطقۀ کوهستانی شمال کشور (مراد، ٦٢٧- ٦٢٨؛ کوک، ٤٨١-٤٨٢؛ لویس، ٣٩٦؛ کاکس، ٨٨؛ امجدعلی، ٣٨٨-٣٨٩؛ اوبرل، ١٦).
رود دائمی در این کشور جریان ندارد. بهطورکلی جیبوتی سرزمین بیابانی و خشک و دارای پرتگاههای تند در کنار دریا، مسیلهای عمیق، شنهای سوزان و یا سنگلاخ است. پوشش گیاهی جیبوتی بیشتر بوتههای خاردار کوتاه و علفهای فصلی و نیز درختان پراکندۀ نخل است؛ اما در دامنۀ کوههای گودا و مابلا در شمال کشور، جنگلهای کوچکی به چشم میخورد (امجدعلی، اوبرل، همانجاها). آب و هوای جیبوتی بسیار گرم، و در فصل بارانهای موسمی رطوبت آنجا بسیار است. جیبوتی دو فصل دارد: ١. تابستانهای داغ که دمای هوا در بیشتر روزها به °٤٠ سانتیگراد میرسد و از ماه اردیبهشت تا مهر / مه تا اکتبر ادامه دارد. ٢. فصلی نسبتاً خنک که دمای هوا میان °٢٢ تا °٣٠ سانتیگراد است و از آبان تا فروردین / نوامبر تا آوریل طول میکشد (بریتانیکا؛ مراد، نیز کوک، همانجاها).
جیبوتی، تاجوره، اوبوک، دخیل و علی صبیح از شهرهای مهم این کشور است. شهر بندری جیبوتی با ٦٠٨‘٦١٠ تن جمعیت (٢٠٠٩م / ١٣٨٨ش)، پایتخت، و مرکز اصلی تجارت کشور است («فرهنگ ... »، npn.؛ «کتابخانه»، npn.؛ کاکس، ٨٨-٨٩).
جمعیت کشور جیبوتی در همان سال، ١٦٦‘ ٨٧٣ تن برآورد شده است. بیشتر مردم جیبوتی حامی تبارند. آمار دقیقی از ترکیب قومی جیبوتی در دست نیست، اما سومالیاییها که بهطور عمده شامل اقوام عیسا (بزرگترین قوم کشور جیبوتی)، قدبورسی و ایساکاند، حدود ٦٠٪ از جمعیت کشور را تشکیل میدهند که بیشتر در جنوب کشور سکنا دارند. جمعیت عفّارها نیز که عربها به آنها دناقل (جمع دنقلی) میگویند، حدود ٣٥٪ جمعیت جیبوتی است و بیشتر آنها در شمال و غرب جیبوتی اقامت دارند. همچنین گروهی از عربها (که بیشتر از یمن مهاجرت کردهاند) و اروپاییان (بیشتر فرانسوی) و یا از مردم اتیوپی نیز در آنجا زندگی میکنند (کوک، ٤٨٢؛ امجدعلی، ٣٩٠؛ تریمینگام، ٨).
زبان رسمی کشور جیبوتی، فرانسوی و عربی است. مردم پایتخت و مناطق ساحلی بیشتر به زبان عربی، و عیساها و عفـارها بـه زبان بومی خود ــ که متعلق به گروه کوشی است ــ سخن میگویند (همانجاها؛ نیز لویس، همانجا). بیشتر مردم جیبوتی مسلمان سنی شافعی مذهباند و شماری یمنی پیرو مذهب زیدیه نیز در این سرزمین زندگی میکنند؛ گروهی مسیحی کاتولیک که همگی اروپایی هستند و شماری پرُتستان و یونانی ارتودُکس نیز در این کشور به سر میبرند (کوک، ٤٨٤). طریقۀ قادریه که از سدۀ ١٣ق / ١٩م به این منطقه راه یافته است، در میان مردم جیبوتی پیروان بسیاری دارد (همو، ٤٨٤-٤٨٥).
اقتصاد جیبوتی بر پایۀ تجارت ترانزیتی و خدمات بازرگانی استوار است. از طریق راه آهنِ بندر جیبوتی به آدیس آبابا، بخش عمدهای از تجارت خارجی اتیوپی صورت میگیرد (کاکس، همانجا). در ١٩٩٨م / ١٣٧٧ش با افزایش اختلافات مرزی اتیوپی و اریتره فعالیت بندر جیبوتی به گونهای چشمگیر افزایش یافت. در ٢٠٠٣م / ١٣٨٢ش سهم بخش خدمات تجارتی از تولید ناخالص داخلی، بیش از ٨٠٪ بود («کتابخانه»، npn.). تقریباً همۀ کالاهای مصرفی کشور از مواد غذایی و کشاورزی و صنعتی، وارداتی است (اوفکانسکی، ٤٠١-٤٠٤؛ بریتانیکا).
سرزمین جیبوتی به سبب ناباروری خاکِ بیشتر آتشفشانی آن، از فقیرترین مناطق افریقا به شمار میرود. میانگین سالیانۀ باران از ١٢٥ میلیمتر تجاوز نمیکند و فقط در بخش مرتفع سلسله جبال شمال خلیج تاجوره که ارتفاع آن بیش از ٢٠٠‘١ متر از سطح دریا ست، دارای پوشش گیاهی نسبتاً مناسبی است. محصولات کشاورزی در جیبوتی رونقی ندارد و فقط ٣٪ نیازهای غذایی ساکنان از کشتزارها تأمین میشود (لویس، همانجا؛ اوفکانسکی، ٤٠١). تولیدات کشاورزی محدود به خرما، میوه و سبزی است که بخش بزرگ آن در امبولی و دخیل تولید میشود و در شهر جیبوتی به فروش میرسد. کشاورزی در ١٩٩٥م / ١٣٧٤ش فقط ٤ / ٣٪ تولید ناخالص ملی را تشکیل میداد، در حالیکه ٢ / ٧٥٪ نیروی کار کشور در آن اشتغال داشتند. معادنی چون: نمک، آهن، مس و مقدار کمی سایر فلزات در این کشور وجود دارد. واردات کشور شامل کالاهای مصرفی، زغال سنگ و سیمان، و صادرات آن پوست و محصولات و کالاهای وارد شده از اتیوپی است که دوباره از بندر جیبوتی صادر میشود (همو، ٤٠١-٤٠٤؛ بریتانیکا).
صنعت در این کشور به چند مورد کوچک محدود است. در ١٩٩٥م / ١٣٧٤ش صنایع ٩ / ١٩٪ تولید ناخالص ملی را شامل میشد. ایجاد یک مرکز حرارتی و تأسیسات بستهبندی آب معدنی در ١٩٨١م در تاجوره اولین طرح صنعتی خارج از پایتخت بود. در ١٩٨٠م یک برنامۀ ده ساله با کمک صندوق جهانی توسعۀ کشاورزی آغاز شد و بانک توسعۀ اسلامی در ١٩٩٠م با پرداخت هزینۀ ساخت یک کارخانۀ کنسرو ماهی با ظرفیت ٥٠٠‘١ تن موافقت کرد. عملیات احداث نخستین کارخانۀ تصفیۀ نفت در ١٩٩٠م با کمک بخش خصوصی از عربستان سعودی با ظرفیت ١٠٠ هزار بشکه در روز آغاز شد. در ١٩٩٦م هم بخش خصوصی این کشور برای بهرهگیری از امکانات سرمایهگذاری یک شرکت فرانسوی طرح تأسیسات گاز دریای سرخ را آغاز کرد. این کشور در دهۀ ١٩٩٠م، ٩٠٪ نیاز انرژی خود را وارد میکرد. عملیات ایجاد مراکز زمین گرمایی در ١٩٨٦ و ١٩٨٧م به منظور تأمین خودکفایی از لحاظ انرژی و صدور احتمالی آن به کشورهای همسایه آغاز شد (اوفکانسکی، ٤٠١-٤٠٢). بهسازی زیربنای راههای ارتباطی در دهۀ ١٩٨٠م امکان رقابت کشور در راههای تجارتی را افزایش داد (همو، ٤٠٢-٤٠٣).
پیشینۀ تاریخی
وجود آثار تاریخی و افسانههای محلی حکایت از آن دارد که در اوایل سدۀ ٣ق / ٩م مبلغان دینی از شبه جزیرۀ عربستان به منطقۀ شاخ افریقا ــ که در آن روزگار تحت سیطرۀ حبشیها بود ــ هجوم آوردند و سیاهپوستان بومی آنجا را به نواحی جنوبی و داخلی افریقا راندند. با حضور عربها در منطقه، مردم سومالیایی، ساهو، عیسا و عفار، با دین اسلام آشنا شدند و رفته رفته تا سدۀ ٦ ق / ١٢م مردم این ناحیه به دین اسلام درآمدند و قبیلههای محلی، امارتهای اسلامی کوچکی برپا کـردند (نک : کـرنـون، I / ١٧٤؛ تـریمینگـام، ٨, ١٠٩؛ کوک، ٤٨٢-٤٨٤؛ کاکس، ٨٨).
از سدۀ ٧ تا ١١ق / ١٣ تا ١٧م این امارتهای اسلامی کوچک برای دستیابی به استقلال با حاکمان مسیحی حبشه جنگیدند و چند سلطاننشین در امتداد سواحل دریای سرخ ایجاد کردند. این سلطاننشینها امروزه به صورت نمادین در جیبوتی وجود دارند. در سرزمینی که امروزه جیبوتی خوانده میشود، سلطاننشینهای تاجوره، رحیتو، به مرکزیت او بوک، گوبه عد و اَوسا (آئوسا) در باریکهای از غرب و شمال غربی این سرزمین که مقرّ سلطان آن در حبشه بود، وجود داشت (کوک، همانجا؛ لویس، ٣٩٦)؛ تا آنکه در ١٢٧٥ق / ١٨٥٩م فرانسویها به سبب رقابت با انگلیس بر سر تسلط بر ورودی دریای سرخ، به سرزمین جیبوتی کنونی وارد شدند، زیرا انگلیسیها در بندر عدن پایگاه مستحکمی برپا کرده بودند (اوبرل، ٥٦, ٥٨-٥٩). در ٣ رمضان ١٢٧٨ق / ٤ مارس ١٨٦٢م فرانسویها با دو سلطاننشین آنجا پیمانی بستند که طبق آن توانستند با پرداخت پول، بندرگاه اوبوک را به طور کامل در اختیار بگیرند (کوک، ٤٨٣؛ اوبرل، ٥٨-٥٩).
افتتاح آبراه سوئز در ١٢٨٥ق / ١٨٦٩م، سبب توجه بیشتر قدرتهای اروپایی و رقابت آنان بر سر تصاحب شاخ افریقا شد و در ١٣٠١ق / ١٨٨٤م لئونس لاگارد فرانسوی فرماندار اوبوک شد. فرانسویها در همان سال و همچنین در جمادیالاول ١٣٠٢ / مارس ١٨٨٥ با حاکمان محلی و اشراف عیسا که در منطقۀ کنونی شهر جیبوتی بودند، پیمان تحتالحمایگی امضا کردند و به موجب آن، توانستند همۀ نواحی شمالی و جنوبی خلیج تاجوره را تصرف کنند (امجدعلی، ٣٩٠؛ اوبرل، ٦٤-٦٩؛ کاکسن، همانجا). فرانسویها سرزمین تحتالحمایۀ خود را «ساحل فرانسوی سومالیایی و توابع» نامیدند (کرنون، II / ٥٥٩).
در ١٣٠٥ق / ١٨٨٨م نیروهای فرانسوی به منظور رقابت با انگلستان که در آن زمان بر بندر عدن تسلط داشتند، به دستور لاگارد، در ورودی دریای سرخ به برپایی و بنای بندر و شهر جیبوتی پرداختند (خطیبی، ٧٣؛ EI٢). فرانسویها در ١٣٠٦ق / ١٨٨٨م طی موافقتنامهای با انگلیسیها مرزهای جنوبی جیبوتی را تعیین کردند و در ١٣٠٩ق / ١٨٩١م مقرّ خود را از اوبوک به شهر بندری جیبوتی منتقل ساختند. در ١٣١٣ق / ١٨٩٥م این قلمرو رسماً «ساحل فرانسوی سومالی» نامیده شد (اوبرل، ٦٩؛ کوک، همانجا).
نیروهای فرانسوی طی معاهدات مرزی که در ٢ رمضان ١٣١١ق / ٩ مارس ١٨٩٤ و شعبان ١٣١٤ / ژانویۀ ١٨٩٧ با منلیک دوم امپراتور حبشه امضا کردند، و مرزهای این منطقه را با اتیوپی تعیین نمودند. آنان ساخت راه آهن بندر جیبوتی به آدیس آبابا را در همان سال آغاز نمودند. ساخت راه آهن در ١٣٣٥ق / ١٩١٧م به پایان رسید. احداث راه آهن بر اهمیت بندر جیبوتی به عنوان تنها و مهمترین بندر تحت سیطرۀ فرانسویها در دریای سرخ در ساحل افریقا افزود. این بندر از یک سو مرکز دریافت و توزیع کالا از اتیوپی به جیبوتی، و از سوی دیگر محل جذب کارگران قبایل سومالیایی بود (امجدعلی، همانجا؛ اوبرل، ٧١-٧٨, ٩١-٩٢؛ کوک، ٤٨١-٤٨٢؛ لویس، نیز کرنون، همانجاها).
نیروهای فرانسوی در ١٣١٨- ١٣١٩ق / ١٩٠٠-١٩٠١م طی موافقتنامههایی با ایتالیاییها که در اریتره مستقر شده بودند، مرزهای شمالی این سرزمین را تعیین کردند (همانجاها). در ١٣٣٥-١٣٣٦ق / ١٩١٧- ١٩١٨م امپراتور مخلوع حبشه، لیجیاسو به عفارها کمک کرد تا بر ضد فرانسویها قیام کنند، اما قیام آنها سرکوب شد (امجدعلی، همانجا؛ اوبرل، ١٢٩).
ایـن سـرزمین در جریـان جنگهای حبشه ـ ایتـالیا و جنگهای ایتالیا ـ انگلستان در ١٩٤٠-١٩٤٢م تحت سلطۀ ایتالیا و انگلستان درنیامد و به فرانسۀ آزاد پیوست و در ١٩٤٥ و ١٩٥٤م در کمیسیونهایی مرز کنونی آن با اتیوپی تعیین شد (کلافام، ٤٦٧؛ کاکس، ٨٨).
چند ماه پس از پایان جنگ جهانی دوم، ساحل فرانسوی سومالی با تصویب مجلس ملی فرانسه، به قلمرو ماورای بحار فرانسه پیوست، و در آن ٣ حکومت و یک مجلس ملی بهوجود آمد. این سرزمین در ١٩٥٦م / ١٣٣٥ش از لحاظ اداری و سیاسی تغییر سازمان یافت و مجمعی مرکب از ٨ وزیر، مسائل مربوط به خدمات عمومی محلی و اخذ مالیات و ادارۀ بندر و اعطای امتیازات را با استقلال نسبی داخلی عهدهدار شد (امجدعلی، همانجا؛ اوبرل، ١٢٣؛ مراد، ٦٢٨- ٦٢٩؛ کوک، ٤٨٣؛ کاکس، همانجا). این سرزمین پیرو همهپرسی ١٩٥٨م / ١٣٣٧ش، با ٧٥٪ رأی مثبت که بیشتر از سوی عفارها به صندوق ریخته شد، در «جامعۀ فرانسه» باقی ماند و بهرغم فشارهای بسیار طرفداری از سومالی، هر دو گروه عفار و عیسا تحت سرپرستی یک حکمران کل فرانسوی در دولت شرکت نمودند (کوک، همانجا).
تا دهۀ ١٩٦٠م / ١٣٤٠ش تقسیم نژادی میان دو جامعۀ عفار و عیسا آشکار نبود، اما مصالح متضاد جهانی در شاخ افریقا و سیاست فرانسه برای تقویت جامعۀ عفار و اصولاً هدف استعماری ایجاد تنش در منطقه، این رابطه را به اختلاف بدل کرد و آن را شدت بخشید (لویس، ٣٩٦). جامعۀ عیسا به سبب شمار افزون جمعیت خود در پایتخت، بر اقتصاد و سیاست کشور مسلط بود، اما عفارها که کمتر در شهر زندگی میکردند، با تشویق فرانسه در همهپرسی ١٩٦٧م / ١٣٤٦ش شرکت کردند و وضعیت را دگرگون ساختند و با ٤٧ / ٦٠٪ آراء به باقی ماندن در چهارچوب جمهوری فرانسه رأی مثبت دادند (همانجا؛ کوک، ٤٨٣-٤٨٤). از آن پس، این سرزمین به نام جدید عفار و عیسا خوانده شد (مراد، ٦٢٩).
عفار و عیسا افزون بر شهر جیبوتی ٤ بخش داشت و توسط یک شورای دولتی مرکب از یک رئیس و ٩ وزیر اداره میشد و کمیسر عالی فرانسه وزارتخانههای خارجه، دفاع، دارایی و دادگستری ــ به استثنای دادرسیهای سنتی یا مربوط به فقه اسلامی ــ را برعهده داشت و مجلس مشورتی متشکل از ٤٠ عضو با رأی عمومی انتخاب میشد. شخص اول مذهبی در این سرزمین قاضی جیبوتی بود که به طور سنتی از عربها انتخاب میشد و حل و فصل دعاوی میان مسلمانان بر اساس سنت یا فقه را برعهده داشت (کوک، ٤٨٣-٤٨٤، ٤٨٦).
در سالهای پس از ١٩٦٨م / ١٣٤٧ش کوشش دولت برای جلوگیری از دخالت سومالیاییها در کارها، به اختلاف میان دو جامعۀ عفار و عیسا دامن زد. جامعۀ سومالیایی عیسا خواستار استقلال بود و با افزایش شمار عیساها و پشتیبانی سازمان وحدت افریقا از استقلال این سرزمین، تلاشهایی برای ایجاد روابط بهتر میان دو جامعۀ عیسا و عفار افزایش یافت که در نهایت به تشکیل یک جنبش سیاسی متحد به نام «اتحاد مردمی افریقایی برای استقلال» انجامید و سرانجام با رأی قاطع همگانی در ٨ مۀ ١٩٧٧م / ٦ تیر ١٣٥٦ش جمهوری جیبوتی به استقلال دست یافت (لویس، همانجا).
جیبوتی مستقل همچون بسیاری از کشورهای افریقا پس از استقلال نیاز به روابط فنی، آموزشی، ارتباطی و حتى اداری با فرانسه داشت و نیروهای نظامی فرانسه برای حفظ امنیت داخلی در این کشور باقی ماندند (چزن، ٣٥٤-٣٥٥). انتخاب حسن گولد از طایفۀ عیسا در ١٩٨١م / ١٣٦٠ش، به عنوان اولین رئیسجمهوری جیبوتی مستقل، و پیش گرفتن سیاست یکطرفه از جانب او سبب بروز اختلافات مجدد میان دو جامعۀ نژادی شد که تا دهۀ ١٩٩٠م ادامه یافت. در این زمان کوشش برای ایجاد تفاهم مجدد میان گروهها فزونی یافت و تهیۀ طرح یک قانون اساسی جدید در ١٩٩٢م / ١٣٧١ش به سازش گروهها از ١٩٩٤م به بعد انجامید (لویس، ٣٩٦-٣٩٩؛ امجدعلی، ٣٩٢).
مآخذ
خطیبی، عذرا، شاخ افریقا در آیینۀ زمان، تهران، ١٣٧٦ش؛
کوک، ژ. م.، مسلمانان افریقا، ترجمۀ اسدالله علوی، مشهد، ١٣٧٣ش؛
مراد، محمد عدنان، المجتمعات الافریقیة، دمشق، ١٩٩٥م؛
نیز:
Amjad Ali, S., The Muslim World Today, Islamabad, ١٩٨٥;
Britannica, ١٩٨٩;
Chazan, N. et al., Politics and Society in Contemporary Africa, Boulder, ١٩٨٨;
Clapham, Ch., «The Horn of Africa», The Cambridge History of Africa, Cambridge, ١٩٨٤, vol. VIII;
Cornevin, R. and M. Cornevin, Histoire de l’Afrique, Paris, ١٩٦٤-١٩٧٦;
Cox, R., «French Somaliland», Africa a Hand Book, ed. L. Colin, London, ١٩٧١;
EI٢;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٥;
Lewis, I. M., «Djibouti», Africa South of the Sahara ١٩٩٨, London, ١٩٩٨;
The New Encyclopaedia Britannia, Chicago, ١٩٨٩, vol. XVII;
Oberle, Ph. and P. Hugot, Histoire de Dijibouti: des origines à la republique, Paris, ١٩٨٥;
Ofcansky, Th., «Djibuti, Recent History», Africa South of the Sahara, ١٩٩٨, London, ١٩٩٨;
Trimingham, J. S., Islam in Ethiopia, London, ١٩٥٢;
The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
پرویز امین