دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٠ - بعلبک
بعلبک
نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَعْلَبَك، شهری كهن در شمال شرقی دره بقاع لبنان. این شهر در دامنههای سلسله جبال شرقی لبنان در°٣٤ و´١٠ عرض شمالی و°٣٦ و´١١ طول شرقی و در ارتفاع ١٦٥ ‘١متری از سطح دریا واقع است (نصرالله، ١ / ٢٣).
نامگذاری
نام بعلبك به دوران بسیار كهن بازمیگردد و در آن بازتاب نام خدای بزرگ فنیقی «بعل» دیده میشود («دائرةالمعارف...»). این نام مركب از دو جزء «بعل» و «بك» است و در معنای آن سخنان گوناگونی گفته شده است: برخی آن را در زبان فنیقی، به معنای خانه یا شهر بعل دانستهاند و برخی دیگر نام این شهر را از ریشه سریانی «بعل بقعوتو» و به معنای «پروردگار بقاع» فرض كردهاند؛ اما پارهای از محققان غربی، ریشهای یونانی برای آن پنداشتهاند و بر این باورند كه بعلبك در اصل «بعل ـ باكو» یا «بعل ـ باخوس»، برگرفته از نام «باخوس» یكی از خدایان یونان باستان است (نک : نصرالله، ١ / ١٩-٢١؛ فریحه، ٥٢). در دوران تسلط یونانیان بر این شهر، خدای محلی (بعل) به «هلیوس» یونانیان تشبیه، و این شهر «هلیوپولیس»بهمعنای «شهرخورشید» خواندهشد («دائرةالمعارف»؛ پاولی، .(XV / ٤٨
پیشینه تاریخی
كاوشهای باستانشناختی دیرینگی بعلبك را به دوران نوسنگی (٦٠٠٠-٣٠٠٠قم) میرساند (نک : نصرالله، ١ / ٣١-٣٢). در هزارۀ ٣قم این شهر زیستگاه كنعانیان بوده است. هنگامی كه آرامیان وارد سوریه شدند، از اختلاط آنها با كنعانیان، فنیقیها پدید آمدند كه در این شهر سكنی داشتند (نصرالله، ١ / ٣١-٣٢). بعلبك در طول تاریخ كهن خود بارها موردتهاجم اقوام مختلف از جمله هیكسوسها، آشوریان، بابلیها و پارسها قرار گرفته است. در دوران كشور گشاییهای اسكندر این شهر به تصرف یونانیان درآمد، اما دیری نپایید كه بطالسۀ مصر بر این شهر چیره شدند. در اوایل سده نخست میلادی رومیها بر این شهر استیلا یافتند. آوگوستوس (د ١٤م) امپراتور روم به افتخار یوپیتر - خدای خدایان رومیان - معبدی در این شهر برپا نمود و این شهر را «یوپیتر هلیوپولیتن» نامید. اوج شكوفایی بعلبك در دوره چیرگی رومیان بر این شهر بود (رفاعی، ١٧- ١٨). با رسمیت یافتن مسیحیت در امپراتوری روم شرقی، معبد یوپیتر در بعلبك به كلیسا بدل شد (همو، ١٩).
در زمان خلافت عمر سپاه اسلام به فرماندهی ابوعبیده جراح و خالد بن ولید بارها به بعلبك تاختند، اما وجود دیوار و باروی استوار شهر از یك سو (نک : ابوالفدا، ٢٥٥) و مقاومت سرسختانه رومیان از سوی دیگر، فتح كامل آن را تا ذیقعدۀ ١٥ / دسامبر ٦٣٦ به تعویق انداخت (ابن عدیم، بغیة... ، ١ / ٥٨١؛ نصرالله، ١ / ٨٠ -٩٢) و شاید به همین سبب باشد كه در روایات تاریخنگاران مسلمان در ثبت تاریخ و وقایع مربوط به فتح بعلبك اندكی اختلاف به چشم میخورد (نک : ازدی، ٧٨، ١٠٩-١١٠؛ خلیفه، ١ / ١١٣؛ یعقوبی، ٢ / ١٤١؛ ابن اعثم، ١ / ١١٣، ١٤٠؛ ابن اثیر، ٢ / ٤٩١). به هر حال پس از فتح مسلمانان، اهالی بعلبك به پرداخت خراج ملزم گردیدند (بلاذری، ١٧٧). این شهر نخست تابع ولایت حمص بود و بعدها به جند دمشق ملحق گردید (نصرالله، ١ / ٩٢-٩٣؛ نیز نکـ: اصطخری، ٦١).
به هنگام فتح افزون بر رومیها، گروههای بسیاری از عربها و ایرانیان در بعلبك میزیستند. معاویه پس از گسترش نفوذ خود در ولایات شام از جمله بعلبك، در ٤٢ق / ٦٦٢م گروهی از ایرانیان این شهر را در انطاكیه سكنی داد (ابن عدیم، همان، ١ / ٩٠؛ بلاذری، ١٧٧، ٢٠١). با اینهمه، تا دوره خلافت عبدالملك بن مروان (ح ٦٩ق / ٦٨٨م) همچنان اكثر ساكنان شهر را ایرانیان تشكیل میدادند (نصرالله، ١ / ١٠٠).
به هنگام سیطرۀ عباسیان، بعلبك به سبب برخورداری از موقعیت مهم استراتژیكی به صورت مركز مهم نظامی آنان درآمد. در ٢٥٨ق / ٨٧٢م دولت طولونی مصر آنجا را از عباسیان ستاند؛ اما یك سال پس از قتل عام اهالی شهر به دست حسین بن زكرویۀ قرمطی در ٢٩٠ق / ٩٠٣م (نک : طبری، ١٠ / ١٠٠؛ مسعودی، ٣٧٢)، بار دیگر بعلبك به اطاعت خلفای عباسی درآمد (نصرالله، ١ / ١١١- ١١٥).
در ٣٥٩ق / ٩٧٠م خلیفۀ فاطمی حاكمی بر آن شهر گمارد و به نفوذ صد و چند ساله عباسیان خاتمه داد. از آن پس بعلبك آرامش نیافت و پیوسته شاهد وقوع آشوبها و كشمكشهای طولانی میان كارگزاران فاطمی و حكام نواحی مختلف بود (نک : همو، ١ / ١١٦ بب )؛ تا آنکـه در ٤١٦ق / ١٠٢٥م به تصرف صالح بن مرداس امیر حلب درآمد (ابن عدیم، زبدة...، ١ / ٢٣٠) و سرانجام در ٤٦٨ق / ١٠٧٦م سلجوقیان بر آنجا دست یافتند.
در سدۀ ٦ق / ١٢م نخست امیر گمشتكین بوری و پسرش محمد بعلبك را به تصرف خویش درآوردند. آنگاه نوبت به امارت معینالدین انر رسید؛ تا آنکـه نورالدین محمود زنگی موقتاً شهر را از وی ستاند (نک : ابن عدیم، همان، ٢ / ٢٧٢، جم ؛ ابن اثیر، ١٠ / ٦٨٠-٦٨١، ١١ / ٦٩، ٧٣، جم ؛ نصرالله، ١ / ١٢٣ ببـ).
در شعبان ٥٧٠ / مارس ١١٧٥ صلاحالدین ایوبی بر بعلبك تاخت و در رمضان همان سال مردم شهر را به تسلیم واداشت و زمام امور را به ابن مقدم سپرد. آنگاه كه ابن مقدم بر صلاحالدین شورید، وی در ٥٧٥ق امارت بعلبك را به برادرزادۀ خود فرخشاه سپرد و بعدها به نوه برادر خود بهرامشاه به اقطاع داد. در دورۀ حكومت ایوبیان بعلبك به چنان رونق و آبادانی و شكوه ادبی دست یافت كه از زمان فتح اسلامی بیسابقه بود. دژها، برجها و باروهای مستحكم، قصرهای با شكوه و مساجد بزرگ به همت
خاندان ایوبی بنا شد (ابن اثیر، ١١ / ٤٢٠، ٤٥٠، ٤٦١؛ نصرالله، ١ / ١٥٠ بب ).
سرانجام در ٦٥٨ق / ١٢٦٠م مغولان بر بعلبك استیلا یافتند؛ اما دیری نپایید كه سپاه هولاكو در برابر لشكریان ملك ظاهر بیبرس منهزم شد و بدینسان راه برای نفوذ ممالیك به آن دیار هموار گشت (همو، ١ / ١٧٩-١٨٠، ١٨٦- ١٨٨).
با به قدرت رسیدن عثمانیان در ٩٢٢ق / ١٥١٦م حكمرانان محلی، به ویژه بنو حرفوش در بعلبك امارت یافتند. این خاندان شیعی كه دورۀ حكومت آنان به مدت ٣ سده به طول انجامید، در گسترش مذهب تشیع و سپردن منصب افتا به علمای شیعه بسیار كوشیدند. افزون برآن در راه عمران و آبادانی شهر و رونق امر كشاورزی از هیچ اقدامی فروگذار نکـردند. حرفوشیان با تقویت پیوند دوستی خود باحكام اطراف و به ویژه آل شهابی و معنی، به تدریج خود را از سیطرۀ دولت عثمانی رهانیدند (همو، ١ / ٣٢٠-٣٢٧؛ شهابی، ١ / ٣٤- ٣٥، ١٢٠-١٢١، ١٣٤، جم ؛ خالدی، ١٢، ٢٥، ٤٤، جم ).
با پایان یافتن سیطرۀ حرافشه بر بعلبك، دورۀ ادارۀ شهر به شیوۀ اقطاع نیز به پایان رسید و بعلبك به صورت «لواء» درآمد كه زیر نظر والی دمشق اداره میشد. در ١٢٨٨ق / ١٨٧١م این شهر از شرق بقاع استقلال یافت و به صورت قضاء (شهرستان) مستقلی درآمد. پس از جنگ جهانی اول، فرانسویها آنجا را به اشغال خود درآوردند. سرانجام در ١٩٢٠م این شهر به كشور لبنان ملحق شد. از آن پس بعلبك تابع بقاع بود تا ١٣٠٤ش / ١٩٢٥م كه در تقسیمات اداری دولت لبنان به صورت محافظه (استان) درآمد كه متشكل از ٤ مدیریه (شهرستان) و ٨٠ روستا بود (نصرالله، ١ / ٣٢٨، ٣٤٢، ٣٦٢-٣٦٦).
باغهای سرسبز با انواع درختان میوه و نیز تاكستانهای فراوان گرداگرد بعلبك بستر مناسبی برای رونق فعالیتهای كشاورزی در آنجا فراهم آورده است. زیتون، انجیر، بادام و حبوبات از مهمترین محصولات آنند كه همه ساله افزون بر تأمین نیاز داخلی به دیگر مناطق لبنان و نیز تركیه صادر میشود. از بركت چراگاههای سرسبز كه در دامنۀ رشته كوههای شرقی بعلبك گستردهاند، دامپروری نیز در آنجا رونق بسزایی یافته است، به گونهای كه برخی از فرآوردههای دامی آن شهرت جهانی دارد. برنزسازی، روغنکـشی، ساخت ظروف چوبی، بافندگی، ریسندگی و حریر بافی از عمدهترین صنایع آن به شمار میرود. پارچههای مرغوب بعلبك در دوره اسلامی به اقصی نقاط جهان صادر میشده است (ابن بطوطه، ٨٣؛ ابن حوقل، ١ / ١٧٥؛ مقدسی، ١٧٩؛ بستانی، ٥ / ٥٠٠؛ حتی، ٤١٣-٤١٤؛ نصرالله، ١ / ٥١١ - ٥٢٨، ٥٣١).
بعلبك كه در مسیر كاروانهای تدمر و صور و نیز جادۀ اصلی دمشق به حمص قرار گرفته بود، امكان ارتباط شرق و غرب لبنان را فراهم میساخت؛ از اینرو، از دیربازدر زمرۀ مراكز مهم بازرگانی قرار داشت، اما به تدریج در دوره ممالیك، با تغییر خطوط اصلی راه، از اهمیت تجاری آن شهر كاسته شد (مارتن، ٢٥٠؛ نصرالله، ١ / ٥٢٩ -٥٣٢؛ EI٢)
امروزه آثار باستانی به جای مانده از دورۀ رومیان به ویژه پرستشگاههای سهگانه آن، شهرت بسزایی برای بعلبك فراهم آورده است؛ چندان كه همه ساله جهانگردان بیشماری را از سراسر جهان، به سوی خود میكشاند. در دورۀ اسلامی مجموعۀ بناهای اصلی معابد باستانی به دژهایی مستحكم تبدیل شد و بعدها مسلمانان به منظور استحكام بخشیدن به نظام دفاعی شهر بناهای جدیدی بر معابد افزودند. این معابد در سدههای معاصر نیز نظر باستانشناسان اروپایی را به خود جلب كرد و در ١٨٩٨م گروهی از باستانشناسان آلمانی در آنجا به كاوش پرداختند. در دورۀ قیمومت فرانسه نیز تلاشهایی برای بازسازی و ترمیم معابد صورت گرفت. از جمله آثار تاریخی بعلبك دو مسجد رأسالعین و مسجد جامع شهر با ٤ رواق و منارهای با شكوه و دو كتیبه مربوط به دوران ممالیك است. افزون بر آن آرامگاه الیاس پیامبر، قبر اسباط و مدفن حفصه خواهر معاذ بن جبل نیز در آنجاست (یاقوت، ١ / ٦٧٤ - ٦٧٥؛ ابن فقیه، ١١٨؛ حتی، ٢٦٠-٢٦١؛ بستانی، ٥ / ٥٠٠-٥٠١؛ رابینسن، ٢ / ٢٩٣ بب ؛ نصرالله، ١ / ٩٣، ٤٢٥، ٤٤٣ بب ؛ بریتانیكا، I / ٧٠٤؛ EI٢). در منابع كهن از بناهای دیگری چون مدرسهها (نکـ: ابن شداد، ١(١) / ٢٤٥)، رباطها، آسایشگاهها و دیرها در بعلبك نام بردهاند (قزوینی، ١٥٦؛ نیز نک : EI٢) كه اكنون كاملاً از میان رفتهاند.
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن اعثم كوفی، احمد، الفتوح، به كوشش علی شیری، بیروت، ١٤١١ق؛
ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ١٩٨٠م؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به كوشش یحیی زكریا عباره، دمشق، ١٩٩١م؛
ابن عدیم، عمر، بغیة الطلب، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٨٨م؛
همو، زبدة الحلب، به كوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر كتاب البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٢ق / ١٨٨٥م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
ازدی، محمد، فتوح الشام، به كوشش عبدالمنعم عبدالله عامر، قاهره، ١٩٧٠م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بستانی، بطرس، دائرة المعارف، بیروت، دارالمعرفه؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
حتی، فیلیپ، لبنان فی التاریخ، ترجمه انیس فریحه، بیروت، دارالثقافه؛
خالدی، احمد، لبنان فی عهد الامیر فخرالدین المعنی الثانی، به كوشش اسد رستم و فؤاد افرام بستانی، بیروت، ١٩٦٩م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
رابینسن، ادوارد، یومیات فی لبنان، ترجمه اسد شیخانی، بیروت، منشورات دارالمكشوف؛
رفاعی، قاسم، بعلبك فی التاریخ، بیروت / دمشق، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
شهابی، حیدر، لبنان فی عهد الامراء الشهابیین، به كوشش اسد رستم و فؤاد افرام بستانی، بیروت، ١٩٦٩م؛
طبری، تاریخ؛
فریحه، انیس، اسماء المدن و القری اللبنانیة، بیروت، ١٩٥٦م؛
قزوینی، زكریا، آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
مارتن، پ.پ - م.، تاریخ لبنان، ترجمه رشید شرتونی، بیروت، ١٩٨٦م؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
نصرالله، حسن، تاریخ بعلبك، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٩٦٠م؛
نیز:
Britannica , micropaedia , ١٩٧٨ ;
The Columbia Encyclopedia , ٢٠٠١ ;
EI² ;
Pauly.
عزت ملاابراهیمی