دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٨ - الله آباد
الله آباد
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اللّٰهآباد، شهری در استان اوتارپرداش در شمال هند و مرکز اداری ناحیهای به همین نام این شهر در محل برخورد دو رودخانۀ گَنگ و جُمنا قرار گرفته است (ابوالفضل، آیین ... ، ٢/ ٧١).
در منابع اسلامی نام شهر به گونههای متفاوت آمده است: پیاگ (بدائونی، ٢/ ١٧٦)، درخت پریاگ (بیرونی، تحقیق ... ، ١٥٩)، پریاگ (راج ترنگینی، ١٣٠)، آلهباس (معتمدخان، ٢٤١)، الهآباد (لاهوری، ٢/ ٣٣١، ٣٣٢؛ کنبو، ١/ ١٨). در آثار ابوالفضل علامی (٩٥٨-١٠٨١ ق/ ١٥٥١-١٦٠٢ م)، نام شهر به صورت الهاباس و اللهآباد ضبط شده است ( آیین، ٢/ ٢، ٤، جم ، اکبرنامه، ٣/ ٣٢٨، جم ، قس: آیین، ٢/ ٧١، جم ، اکبرنامه، ٣/ ٤١٤، ٤١٨، جم ). به درستی دانسته نیست که ضبط نام شهر به دوگونۀ متفاوت، مربوط به بیدقتی کاتبان نسخ خطی متعدد آثار نویسنده است، یا در دورۀ مؤلف به هر دو صورت متداول بوده است. بوریج با برداشت از حدیقة الاقالیم یادآوری میکند که نام الهاباس در دورۀ شاه جهان (١٠٣٧- ١٠٦٨ق/ ١٦٢٨- ١٦٥٨ م) به اللهآباد تغییر کرد (III/ ٦١٦، حاشیۀ ١). منابع کهن هندی نام شهر را پرایاگا نوشتهاند (دی، ١٦٠؛ لاو، ١١٧-١١٨). فیچ سیاح اروپایی دورۀ اکبرشاه، نام شهر را پراگ نوشته است (نک : «سفرها ... »، ١٩).
دربارۀ معنی و تلفظ اسامی متفاوت شهر اللهآباد آراء گوناگون بیان شده است. به گفتۀ برخی (مثلاً نک : ابوالفضل، آیین، ٢/ ٧١، حاشیۀ ١) پراگ و پیاگ در زبان هندی به معنی وصل و اتصال آمده است. مانیر ویلیامز (ص ٦٨٤) پرایاگا را کلمهای سنسکریت میداند که به معنی قربانگاه است. این معنی با مراسم خودکشی مذهبی در معبد هندوان (بیرونی، همان، ٤٨٠) همسازی دارد. الهاباس را به معنی جای ماندن خداوند، و اللهآباد را آباد کردۀ خداوند نوشتهاند (ابوالفضل، همانجا) که معنی صحیح نام شهر است. بنا بر افسانهای پرایاگا نام برهمنی بود که در زمان اکبرشاه داوطلب شد تا برای استحکام دیوار ارگ شهر، خویش در پای دیوار ریخته شود (کانینگم، ٣٢٩). این افسانه را منابع تاریخی تأیید نمیکنند. هیوئن تسیانگ سیاح چینی سدۀ ٧ م، به این شهر سفر کرد و آن را پایتخت کشور پولویهکیا نامید (I/ ٢٣٠).
شهر اللهآباد
این شهر مرکز اداری و آموزشی ناحیۀ اللهآباد است که در °٢٥ و ´٢٦ عرض شمالی و °٨١ و ´٥٥ طول شرقی و در ١١٦کیلومتری غرب شهر وارانسی (بنارس) قرار گرفته است. آب و هوای شهر اللهآباد در زمستان سرد و خشک، و در بقیۀ فصول گرم است و میانگین باران سالانۀ آنجا ٠٢٠‘١ میلیمتر است. شهر اللهآباد به سبب قرار گرفتن در مسیر دو رودخانۀ مقدس گنگ و جمنا، نزد هندوان از اهمیتی مذهبی برخوردار است و هر ١٢ سال یک بار محل گردهمایی بزرگ هندوان به نام کومبهه ملا است که زائران هندو برای شستوشوی روح و روان به این شهر میآیند (بریتانیکا، I/ ٢٧٦؛ کلیر ... ، I/ ٥٧٠؛ نهرو، کشف ... ، ٨١؛ ندوی، ٦-٧).
در ١٩٨٩ م/ ١٣٦٨ ش، جمعیت شهر اللهآباد ٧٧٢ هزار نفر بوده است؛ بنا بر آمار ١٩٨١م مسلمانان ٣٠٪ جمعیت شهر اللهآباد را تشکیل میدادند. این شهر مرکز مهم ارتباط جادهای و راهآهن در شمال هند است («اطلس ... »، ١٣٢؛ «دائرةالمعارف ... »، II/ ٥٠٣؛ EI٢). دانشگاه اللهآباد از کهنترین دانشگاههای هند است که در ١٨٨٧م تأسیس شده است. بزرگترین دانشکدۀ کشاورزی هند در ٨ کیلومتری شهر اللهآباد قرار دارد (هیگ، ٣٤٨؛ کلیر، همانجا). شهر اللهآباد دارای مرکز رادیو و تلویزیون است که بخش وسیعی از منطقه را پوشش میدهد («اطلس»، ١٣٨).
ناحیۀ اللهآباد
این ناحیه بجز بخشی در جنوب شرقی آن مشتمل بر بلندیهای تپهای رشته کوه ویندهیا در دشت گنگ واقع شده، و در جنوب شرقی ایالت اوتارپرادش قرار گرفته است. در ١٩٨١ م ناحیۀ اللهآباد ٠٣٣‘٧٩٧‘ ٣ نفر جمعیت داشت که در ٢٥٥‘٧ کمـ٢ زندگی میکردند. در ١٩٥١ م مسلمانان ٨/ ١٢٪ کل ساکنان ناحیه را تشکیل میدادند. ناحیۀ اللهآباد به سبب هوای مناسب و رودخانههای پرآب دائمی دارای تولیدات متنوع کشاورزی از قبیل برنج، گندم، جو، نخود، توتون و دانههای روغنی است («اطلس»، ١٣٠, ١٣٥؛ بریتانیکا، همانجا؛ EI٢, I/ ٤١٧). این ناحیه فاقد مراکز بزرگ صنعتی است، اما شماری صنایع سبک در آن فعالیت دارد که بیشتر وابسته به تولیدات کشاورزی ناحیه است، مانند: کمپوتسازی، صنایع چوب، دخانیات، نساجی و صنایع غذایی («اطلس»، ١٣٦).
پیشینۀ تاریخی
در مورد قدمت شهر اللهآباد آگاهی دقیقی در دست نیست. کهنترین منابع دربارۀ اللهآباد کتابهای مذهبی هندوان از جمله رامایانا (٥٠٠ قم) و مهابهاراتاست. احتمالاً این شهر جزو قلمرو آشوکا، امپراتور هند (سدۀ ٣ قم) بوده، چنانکه کتیبهای از او در این شهر باقی است. آثار کشف شده در بهیتا از حکمرانان اللهآباد در سدۀ ٢ و ٣ م نام میبرد (دی، ١٦٠؛ لاو، ١١٧-١١٨). هیوئن تسیانگ در سدۀ ٧ م به اللهآباد (پرایاگا) سفر کرد و آن را کشوری یافت که محیط آن را ٥ هزار «لی» (حدود ٣٠٠‘١ کمـ ) تخمین زد و پایتخت آن در محل پیوستن دو رود گنگ و جمنا قرار داشت. به گفتۀ او شهر نزد هندوان مورد احترام بود و چندین معبد در آن قرار داشت و زائران بسیاری به آنجا مسافرت میکردند و کشوری حاصلخیز بود و از درخت زندگی در معبد کنار رودخانه نام میبرد که نزد هندوان مقدس بود و آنان با پرتاب خود از این درخت خودکشی میکردند (I/ ٢٣٠-٢٣٤؛ کانینگم، ٣٢٧-٣٢٩).
کهنترین منابع اسلامی دربارۀ شهر اللهآباد مربوط به نیمۀ اول سدۀ ٥ ق/ ١١م است. احتمالاً نخستین آشنایی مسلمانان با این شهر در هنگام جنگهای محمود غزنوی در شمال هند انجام گرفت. و بیرونی که در برخی از جنگها همراه محمود بود، نخستین نویسندۀ اسلامی است که از این شهر به نام درخت پریاگ یاد میکند که در محل برخورد دو رود جمنا و گنگ قرار داشت و زائران برهمن و کشتاریا با پرتاب خود از درخت مورد پرستش در شهر، خودکشی مذهبی میکردند و شهر در ٤٨ فرسخی جنوب کنوج قرار داشت (بیرونی، تحقیق، ١٥٨- ١٥٩، ٤٨٠-٤٨١، القانون ... ، ٢/ ٥٥٣). گردیزی در نیمۀ اول قرن ٥ ق از مکانی مذهبی در محل برخورد دو رود گنگ و جمنا نام میبرد که مراسم خودکشی مذهبی هندوان با پرتاب از درخت باتو در آن انجام میگرفت (ص ٢٩٨). وی نام این مکان را ذکر نمیکند، اما احتمالاً این مکان، به سبب مشابهت مراسم مذهبی و موقعیت مکانی همان اللهآباد است. ظاهراً نویسندگان این دوره به شهر اللهآباد مسافرت نکردهاند، زیرا بجز بیان خودکشی مذهبی و درخت زندگی هیچگونه ذکری دربارۀ ساختار و جمعیت شهر به میان نیامده است.
معزالدین غوری در ٥٨٨-٦٠٢ق/ ١١٩٢-١٢٠٦م راجپوتهای شمال هند را شکست داد و در ٥٩٠ ق شهر اللهآباد به تصرف او درآمد و از آن تاریخ تا حکومت بریتانیا در هند، اللهآباد تحت فرمان حکام مسلمان قرار داشت (منهاج، ١/ ٣٩٧-٤٠١؛ روشن ضمیر، ١١٢-١٣٠؛ آسیاتیکا، I/ ٧٥). در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م بخشی از سرزمینهای شمال هند که اللهآباد (پرایاگا) جزو آن بود، تحت حکومت سلاطین شرقی قرار داشت که مرکزشان جونپور بود (دوتا، ٣٣١-٣٣٢؛ ابوالفضل، آیین، ٢/ ٧٧- ٧٩). کانینگم میگوید که در هیچکدام از آثار مسلمانان تا دورۀ اکبر از این شهر اسم برده نشده، و احتمالاً غیرمسکون و ممتروک بوده است (ص ٣٢٩)؛ اما این نظر چندان صحیح نمینماید، زیر در سدۀ ٨ق در زمان سلاطین شرقی از زائران هندو در اللهآباد (پرایاگا) خراج سنگین دریافت میشد (دوتا، همانجا). حسین با برداشت از تذکرة الواقعات، اللهآباد (پرایاگا) را در زمان همایون (٩٣٧-٩٦٣ ق/ ١٥٣١-١٥٥٦ م) محل تشکیل شورای جنگ برای برقراری نظم در شمال هند میداند (ص ١٨٩).
در دورۀ مغولان هند، در منابع دورۀ همایون از پرایاگ (اللهآباد) نام برده شده است (همانجا). در دورۀ اکبر، شهر اللهآباد گسترش و وسعت بسیار یافت و از مراکز مهم حکومتی و نظامی اکبر در شمال هند بود. اکبر در دورۀ حکومتش تغییرات اساسی در ساختار حکومتی و فرهنگی هند به وجود آورد. او در ٩٨٨ ق/ ١٥٨٠ م سرزمینهای تحت حکومتش را به ١٢ «صوبه» تقسیم کرد که اللهآباد یکی از آنها بود. صوبۀ اللهآباد از ١٠ «سرکار» و ١٧٧ «پرگنه» تشکیل شده بود و شهر اللهآباد (پرایاگا) به پایتختی صوبه انتخاب شد (ابوالفضل، همان، ٢/ ٤٨، ٧١-٧٢؛ سینها، ٨٣-٨٥). دلایل مختلف برای انتخاب اللهآباد به پایتختی صوبه ذکر شده است، از جمله وضع مناسب سوقالجیشی، قرار داشتن در مسیر جادۀ سلطنتی و کنترل دو راه آبی گنگ و جمنا، قرار گرفتن در مرکز صوبه و ارتباط آسان و سریع از طریق رودخانۀ جمنا با آگره پایتخت اکبر (همانجا). در ٩٩١ق/ ١٥٨٣م اکبر دستور احداث ارگ بزرگ و مستحکم اللهآباد را صادر کرد که از بزرگترین پایگاههای نظامی او بود. اکبر برای ارائۀ بینش اسلامی دستگاه حکومت، نام شهر را به اللهآباد تغییر داد. طبق نقشه، ارگ از ٤ بخش جداگانه تشکیل میشد که بخشهای مختلف برای زندگی پادشاه، زنان حرم، شاهزادگان، سربازان، و وابستگان در نظر گرفته شده بود و کتیبۀ آشوکا در داخل ارگ قرار داشت (ابوالفضل، اکبرنامه، ٣/ ٤١٥-٤١٦؛ «سفرها»، ١٧٧-١٧٨؛ سینها، ٨٥). بدائونی تاریخ احداث ارگ را ٩٨٢ق/ ١٥٧٤م نوشته است (٢/ ١٧٣، ١٧٦). اللهآباد گذشته از اهمیت مذهبی، ارزش نظامی نیز پیدا کرد. در دورۀ اکبر از هر زائر هندو در اللهآباد بیش از ٦ روپیه مالیات دریافت میشد که درآمد بزرگی برای خزانۀ حکومت بود (مانوچی، ١١٣).
در ١٠٠٥ ق/ ١٥٩٧ م اکبر فرزندش دانیال را به صوبهداری اللهآباد انتخاب کرد (ابوالفضل، همان، ٣/ ٧٢١). شاهزاده سلیم (جهانگیر) در ١٠٠٨-١٠١٤ ق/ ١٥٩٩-١٦٠٥ م بر ضد شورش کرد. در ١٠٠٩ ق شهر اللهآباد را متصرف شد و مرکز حکومت خویش قرار داد. صوبۀ اللهآباد تا زمان مرگ اکبر در دست سلیم بود (همان، ٣/ ٨٢٢). در دورۀ جهانگیر (حک ١٠١٤-١٠٣٧ق/ ١٦٠٥-١٦٢٨م) حادثۀ مهم در صوبۀ اللهآباد شورش شاهزاده خرم (شاهجهان) بر ضد پدر بود که بخشی از صوبه را تصرف کرد و ارگ اللهآباد در محاصرۀ نیروهای او درآمد، اما پس از شکست در جنگ تون دوباره صوبۀ اللهآباد تحت ادارۀ حکومت مرکزی قرار گرفت (معتمد خان، ٢٤١-٢٤٢؛ پراساد، ٣٥٠-٣٥١). شاهجهان (حک ١٠٣٧- ١٠٦٨ ق/ ١٦٢٨- ١٦٥٨ م) تغییرات اساسی در ساختار حکومتی و فرهنگی هند پدید آورد. او با کنار گذاشتن تسامح مذهبی دورۀ اکبر و جهانگیر، دستور داد تا شماری از معابد هندوان در شهر اللهآباد را ویران کنند (شارما، ١٠٣). در دورۀ اورنگ زیب (١٠٦٨-١١١٩ق/ ١٦٥٨-١٧٠٧م) صوبۀ اللهآباد صحنۀ شورشهای بسیاری بر ضد حکومت مرکزی بود که سپاهیان حکومت بر همۀ آنها چیره شدند (سینها، ٨١-٨٢). پس از مرگ اورنگ زیب و ضعف حکومت مرکزی و قدرت یافتن حاکمان منطقهای، شهر اللهآباد بین حاکمان اوده و فرخآباد دست به دست میشد ( ایرانیکا، I/ ٨٨٩-٨٩٠).
در ١١٧٩ ق/ ١٧٦٥ م شهر اللهآباد توسط نیروهای بریتانیایی تصرف شد و بنا بر قراردادی با شاه عالم دوم به عنوان محل زندگی پادشاه تعیین شد و شاه حقوق مادی بریتانیا را در بنگال به رسمیت شناخت (رضوی، «تاریخ اجتماعی ... »، II/ ٦١). در ١٨٠١ م شهر اللهآباد به صورت رسمی بخشی از سرزمینهای استعماری حکومت بریتانیا در هند شد. در ١٨٥٧ م شهر اللهآباد یکی از مراکز مهم شورش برضد حکومت استعماری بود و مدت کوتاهی آن شهر غیر از ارگ در کنترل نیروهای شورشی بود (قرشی، ٢٠٤-٢٠٩؛ مید، ١٣٢-١٣٣). شهر اللهآباد از ١٩٠١ تا ١٩٤٩ م پایتخت «ایالات متحد» بود و در جنبش استقلال هند یکی از مراکز مبارزه بر ضد دولت استعمار بریتانیا، و محل زندگی خانوادۀ نهرو به شمار میرفت ( بریتانیکا، I/ ٢٧٦). شهر اللهآباد یکی از مراکز عمدۀ اختلاف و درگیری مسلمانان و هندوها پس از استقلال در شمال هند است (جمشیدی، ٢٢٠-٢٢٢).
آثار تاریخی
شهر اللهآباد آثار جالب و دیدنی بسیاری دارد؛ از جمله ارگ اللهآباد که دارای معماری سبک هندی است و تمام آن از سنگ قرمز ساخته شده است و در دورۀ اکبر ٢٠ هزار نفر با تخصصهای متفاوت در آن کار میکردند. این ارگ را یکی از عجایب شرق میدانند (مانوچی، ١١٢-١١٣؛ «سفرها»، ١٧٧)؛ باغ خسرو که در دورۀ جهانگیر بنا شد و مقبرۀ شاهزاده خسرو و مادر و خواهرش در آن قرار دارد؛ کتیبۀ آشوکا که از آثار قرن ٣ قم است و مشتمل بر گفتار آشوکا دربارۀ امور خیریه است؛ مسجد جامع اللهآباد؛ و معبد آلوپی (دی، ١٦٠؛ اسمیث، ١٠٩؛ WNGD, ٣٤؛ نهرو، نگاهی ... ، ٨٠).
مشاهیر
شخصیتهای برجستهای از اللهآباد برخاسته، یا در آنجا زندگی کردهاند، از جمله شیخ محبالله اللهآبادی، صوفی برجستۀ چشتیه، و فغفور لاهیجی حکیم، خوشنویس و شاعر پارسیگوی دورۀ جهانگیر (گلچین، ٢/ ١٠٣٣-١٠٣٤؛ رضوی، «تاریخ تصوف ... »، II/ ٦).
مآخذ
ابوالفضل علامی، آییناکبری، لکهنو، ١٨٩٣ م؛
همو، اکبرنامه، کلکته، ١٨٨٦م؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، کلکته، ١٨٦٥ م؛
بیرونی، ابوریحان، تحقیق ماللهند، حیدرآباد دکن، ١٣٧٧ق/ ١٩٥٨م؛
همو، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥ م؛
جمشیدی بروجردی، محمدتقی، علل ریشهای درگیریهای مسلمانان و هندوها، تهران، ١٣٧٢ ش؛
راج ترنگینی (تاریخ کشمیر)، ترجمۀ شاه محمد شاه آبادی، به کوشش صابر آفاقی، راولپندی، ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٤ م؛
روشن ضمیر، مهدی، تاریخ سیاسی و نظامی دودمان غوری، تهران، ١٣٥٧ ش؛
کنبو، محمد صالح، شاهجهاننامه، به کوشش غلام یزدانی و وحید قریشی، لاهور، ١٩٦٧ م؛
گردیزی، عبدالحی، زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ ش؛
گلچین معانی، احمد، کاروان هند، تهران، ١٣٦٩ش؛
لاهوری، عبدالحمید، پادشاه نامه، به کوشش کبیرالدین احمد و عبدالرحیم، کلکته، ١٨٦٨ م؛
معتمد خان، اقبال نامۀ جهانگیری، به کوشش محمد رفیع، اللهآباد، ١٩٣١ م؛
منهاج سراج، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، ١٣٤٢ ش؛
ندوی، معجمالامکنه، حیدرآباد دکن، ١٣٥٣ق؛
نهرو، جواهر لعل، کشف هند، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ١٣٦١ش؛
همو، نگاهی به تاریخ جهان، ترجمۀ محمود تفضلی، تهران، ١٣٦١ش؛
نیز:
Asiatica;
An Atlas of India, Delhi, ١٩٩٠;
Beveridge, H., notes on Akbarnama, Lahore, ١٩٧٧;
Britannica, ١٩٨٦;
Collier٠’s Encyclopedia, London, ١٩٨٥;
Cunningham, A., The Ancient Geography of India, Varanasi, ١٩٦٣;
Dey, N. L., The Geographical Dictionary of Ancient and Mediaeval India, New Delhi, ١٩٨٤;
Dutta, S., «Independent States During the Sultanate of Delhi», The Delhi Sultanate, Bombay, ١٩٦٧, vol. VI;
Early Travels in India ١٥٨٣-١٦١٩, ed. W. Foster, Lahore, ١٩٧٨;
EI٢, Haig, W., «Akbar, ١٥٥٦-١٥٧٣», The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. VI;
Hiuen Tsiange, Buddhist Records of the Western World, tr., S. Beal, Delhi, ١٩٨١;
Husain, Y., Indo-Muslim Polity, Simla, ١٩٧١;
Iranica;
Law, B. C., Historical Geography of Ancient India, Delhi, ١٩٨٤;
Manucci, N. Travels through Mughal India, ١٦٥٣-١٧٠٨, tr. W. Irvine, Lahore, ١٩٧٦;
Mead, H., The Sepoy Revolt, Delhi, ١٩٨٦;
Monier-Williams, M., A Sanskrit-English Dictonary, Oxford, ١٩٦٠;
Prasad, B., History of Jahangir, Allahabad, ١٩٧٣;
Qureshi, I. H., Ulema in Politics, Karachi, ١٩٧٤;
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٣;
id, A Socio-Intellectual History of Isnā’Ashari Shī’is in India, Canberra, ١٩٨٦;
Sharma, Sri Ram, The Religions Policy of the Mughal Emperors, Lahore, ١٩٤٠;
Sinha, S. N., Subah of Allahabad under the Great Mughals, New Delhi, ١٩٨٣;
Smith, V. A., Research Articles, Lahore, ١٩٧٧;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٩, WNGD.
مجید سمیعی