دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٦ - اردشیر بابکان، استان
اردشیر بابکان، استان
نویسنده (ها) :
جواد نیستانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرْدَشیرِ بابَكان، اُسْتانِ، نام یكی از تقسیمات ١٢گانۀ سرزمین «سواد» در عهد ساسانی و اوایل دورۀ اسلامی. این استان كه به نام بنیانگذار سلسلۀ ساسانی، اردشیر بابكان نامیده میشده، در جنوب بغداد و غرب دجله قرار داشته، و نخستین «طسوج» و مركز آن شهر بَهُرَ سیر (وه اردشیر) بوده است (قدامه، ٢٣٦؛ ابنخردادبه، ٥، ٧؛ حمزه، ٣٣؛ یاقوت، ٤/ ٤٤٦-٤٤٧؛ قس: ایرانیكا،IV/ ٩٣-٩٤).
استان اردشیر بابكان در سرزمین باستانی بابل كه بعدها عربها آن را سواد نامیدند، واقع بوده است (ابن خردادبه، ٥؛ طبری، ٣/ ٦٢٠-٦٢٢؛ نیز نك : نقشۀ راهنما... ). به گفتۀ ابنخردادبه، در غرب دجله ٦ كوره قرار داشته كه استان اردشیر بابكان یكی از آنها بوده است (ص ٧ - ٨). این استان كه از شمال به استان عالی (اعلى) و از جنوب به استان بهقباد بالا و از جنوب شرق به استان بِهْذیوماسُفان یا زوابی محدود میشده (مورونی، ٥, ٢٣)، دارای ٥ طسوج به نامهای بهر سیر، رومَقان، كوثی، نهر دُرقیط و نهرجَوْبَر (گوبر) بوده است (قدامه، همانجا؛ ابن خردادبه، ٧).
نخستین طسوج، شهر وهاردشیر یا بهاردشیر و به عربی بهرسیر (ه م) كه از سوی اردشیر ساسانی بنا شده بود، در غرب دجله قرار داشته، و شامل ١٠ رستاق بوده است (همو، ٩؛ طبری، ٢/ ٤١؛ حمزه، همانجا؛ ابناثیر، ١/ ٣٨٤) و میتوان آن را با ناحیۀ جدید تلّعمر تطبیق كرد ( ایرانیكا، II/ ٣٨٣).
دومین طسوج رومكان یا رومقان (به عربی رومیه) نامیده میشده، و به نظر میرسد كه نام رسمی آن «وِه اَنتیوخ خسرو» (به معنای به از انطاكیۀ خسرو) بوده است (نولدكه، ٣١٥) كه جغرافیدانان دورۀ اسلامی آن را «جُنْدیوْخُسْره» یا «وه جندیوخسره» (یاقوت، ٢/ ١٣٠، ٤/ ٤٤٧) ضبط كردهاند. این شهر از سوی خسرو انوشیروان با طرح و نقشۀ انطاكیه برای اسیران رومی بنا شده بود (ثعالبی، ٦١٢ -٦١٣؛ یاقوت، ٢/ ١٣٠؛ فیی، ٢٦؛ نیز نك: فرای، ١٢٠) و احتمالاً در جنوب تیسفون و بین شهر وه اردشیر وساباط قرار داشته (مورونی، ٢٣؛ V/ ٧٥,EI١) و شامل ١٠ رستاق بوده است (ابن خردادبه، همانجا).
طسوج كوثى كه دارای ٩ رستاق بوده، نیز در جنوب شهر وهاردشیر (ابن خردادبه، مورونی، همانجاها) قرار داشته، و نام آن در كتاب مقدس آمده است (كتاب دوم پادشاهان: ١٧/ ٢٤، ٣٠). كوثى احتمالاً همان تل ابراهیم بوده كه در جنوب وهاردشیر بر جبل ابراهیم در شمال استان فعلی حله و در حدود ٥٠ میلی (حدود ٨٥ كیلومتری) جنوب بغداد قرار داشته است (نولدكه، ٦٦ -٦٧؛ نقشۀ راهنما؛ ملوان، ٣٦٩؛ نیز نك : ابنحوقل، ١/ ٢٤٥؛ جیهانی، ١٠٠؛ مقدسی، ١٢١-١٢٢). نهر كوثى كه سرچشمۀ آن ٣ فرسنگ پایینتر از نهر ملك قرار دارد و شعبهای از رود فرات است، این طسوج و آبادیها و بسیاری از روستاهای اطراف آن را آبیاری میكند. از این رودخانه نهرهایی منشعب میشده، و برآن پلی قرار داشته است (ابن سرابیون، ١٢٤؛ ماركوارت، ١٦٤). این رود ١٠ فرسنگ پایینتر از مداین و در كرانۀ غربی به دجله میریخته است (ابنسرابیون، همانجا). از بغداد تا پل كوثی از مسیر نهر ملك ٧ فرسنگ بوده است (قدامه، ١٨٥؛ ابنخردادبه، ١٢٥). شهر بازار و مسجد جامعی نیز داشته است (ابوالفدا، ٣٠٥).
طسوج نهر درقیط با ٨ رستاق در جنوب شرقی وهاردشیر و طسوج رومقان و شمال شرقی كوثی و نهر جوبر قرار داشته (ابنخردادبه، مورونی، همانجاها) و آب آن از فرات تأمین میشده است (یعقوبی، ١/ ١٧٦).
طسوج نهر جوبر (گوبر) با ١٠ رستاق در شمال شهر كوثى واقع بوده، و شعبهای از رود كوثى آن را آبیاری میكرده است (همانجاها).
در منابع دورۀ ساسانی از قبیل كتیبۀ شاپور در كعبۀ زرتشت، كارنامۀ اردشیر بابكان و رسالۀ شهرستانهای ایران، نامی از اردشیر بابكان به عنوان «استان» برده نشده، اما در منابع اسلامی چنانكه گذشت، از آن با عنوان استانی كه دارای ٥ طسوج بوده، یاد شده است. به نظر میرسد كه این تقسیمبندی توسط اردشیر صورت نگرفته، و مربوط به اواخر دورۀ ساسانی است (نولدكه، ٦٦). به گفتۀ نولدكه یكی از دلایل متأخربودن این تقسیمبندی این است كه رومكان یا رومیه، یكی از ٥ طسوج این استان، به دست خسرو انوشیروان ساخته شده بوده است (همانجا؛ نیز نك : پیگولوسكایا، ٢٢٤).
استان اردشیر بابكان پس از فتح شهرهای نهرجوبر (در نبرد كسكر: ١٣ق/ ٦٣٤م) و كوثی (در جنگ بابل: ١٥ق/ ٦٣٦م) در ١٦ق/ ٦٣٧م كاملاً به تصرف مسلمانان درآمد (طبری، ٣/ ٤٥٠-٤٥١، ٦٢٠ -٦٢١، ٤/ ٥). ظاهراً استان اردشیر بابكان به علت حملۀ ناگهانی مسلمانان مدت كوتاهی موجودیت واحد خود را از دست داد و بخشهای كوچكی از آن به عنوان یك واحد اداری مستقل چندی به حیات خود ادامه داد (مورونی، ٢٤) و احتمالاً در اواخر خلافت عمر ــ گویا با استفاده از تشكیلات اداری به جای مانده از دورۀ ساسانی ــ نسبت به تنظیم امور مالی، خراج و مسّاحی سرزمین سواد ازجمله استان اردشیر بابكان اقدام گردید (بلاذری، ٢٧٠-٢٧١؛ ابنخردادبه، ١٤). هنگامی كه حضرت علی(ع) در ٣٦ق/ ٦٥٦م یزید بن ابی زید انصاری را از مداین برای ادارهكردن و تنظیم امور مالیاتی سرزمینهایی كه به وسیلۀ فرات آبیاری میشد، فرستاد، نام طسوجهای استان اردشیر بابكان و برخی نواحی دیگر را یادآور شد (بلاذری، ٢٧١؛ مورونی، همانجا). در واقع پس از استقرار حضرت علی(ع) در كوفه (ذیحجۀ ٣٥ق/ ٦٥٦م) بود كه استان بهرسیر با همان طسوجهای استان اردشیر بابكان بار دیگر با تشكیلات اداری خاص یك استان احیا گردید (نك : دینوری، ١٥٣؛ مورونی، همانجا؛ ایرانیكا، IV/ ٩٤). براساس جدولی كه قدامه دربارۀ مالیاتهایی كه پس از ٢٠٤ق اخذ شده، به دست داده (ص ٢٣٧؛ نیز نك : ابنخردادبه، ٨ -٩)، مقدار خراج و مالیات برخی از محصولات كشاورزی و میزان آنها در شهرهای استان اردشیر بابكان حاكی از رونق اقتصادی این ناحیه در دورۀ اسلامی است.
مآخذ
ابناثیر، الكامل؛
ابنحوقل، محمد، صورةالارض، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابنسرابیون، سهراب، عجائب الاقالیم السبعة الی نهایة العمارة، به كوشش ه مژیك، وین، ١٣٤٧ق/ ١٩٢٩م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، پاریس، ١٨٤٠م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
پیگولوسكایا، ن.، شهرهای ایران، ترجمۀ عنایتالله رضا، تهران، ١٣٦٧ش؛
ثعالبی مرغنی، حسین، غرر اخبار ملوك الفرس و سیرهم، به كوشش ه. زوتنبرگ، پاریس، ١٩٠٠م؛
جیهانی، محمد، اشكال العالم، ترجمۀ علی بن عبدالسلام كاتب، به كوشش فیروز منصوری، مشهد، ١٣٦٨ش؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوك الارض و الانبیاء، برلین، ١٣٤٠ق؛
دینوری، احمد، الاخبارالطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
طبری، تاریخ؛
قدامة بن جعفر، «الخراج»، همراه المسالك و الممالك ابنخردادبه، لیدن، ١٨٨٩م؛
كتاب مقدس؛
نقشۀ راهنمای عراق، گیتاشناسی، تهران، شم ١٨٤؛
نولدكه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، ١٣٥٨ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
نیز:
EI١;
Fiey, J. M., «Topography of Al-Madaʾin», Sumer, Baghdad, ١٩٦٧, vol. XXIII, nos. ١-٢;
Frye, R. N., «The Political History of Iran under the Sasanians», The Cambridge History of Iran, ed. Ehsan Yar- shater,Cambridge,١٩٨٣,vol.III(I);
Iranica;
Mallowan, Max, «The Development of Cities from al-ʿUbaid to the End of Uruk ٥», The Cambridge Ancient History, ed. I. E. S. Edwards, Cambridge, ١٩٧٠, vol.I(١);
Marquart,J., Ērānšahr, Berlin, ١٩٠١;
Morony, M. G., «Con- tinuity and Change in the Administrative Geography of Late Sasanian and Early Islamic al-ʿIrānq», Iran, ١٩٨٢, vol. XX.
جواد نیستانی