دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٢ - بتم
بتم
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُتَّم، نام ولایت و ناحیهای کوهستانی در ماوراءالنهر در بخش علیای رود سغد (زرافشان) در حدفاصل جیحون و سیحون علیا (ناحیۀ کوهستانی حصار و زرافشانی کنونی).
این ناحیۀ کوهستانی از ٣بخش بتم نخستین، بتم میانی و بتم بیرونی تشکیل میشده (اصطخری، ٣٢٨؛ حدودالعالم، ٣٩٥: بتمان)، و روستاهای بسیار و کوههای بلندِ غالباً سرسبز و با صفا داشته (همانجا؛ ابن حوقل، ٢/ ٤٨٨، ٥٠٥) که قلل آنها در سراسر سال پوشیده از برف بوده است (ابن خردادبه، ١٨١؛ نیز ﻧﻜ : مدرس، ١٤٩-١٥٠). از این کوهها رودخانههای پرآبی سرچشمه میگرفته، و به رودخانههای سیحون و جیحون میپیوستهاند. از جملۀ این رودها، رود سغد بوده که از بتم میانی از آبگیری موسوم به «جَن» سرچشمه میگرفته، و به سوی سمرقند و بخارا جاری بوده است (ﻧﻜ : ابن حوقل، ٢/ ٥٠٦؛ اصطخری، ٣١٩). جن گویا واژهای سغدی به معنای جوی، چشمه و چاه است که هم به آب ایستاده و هم به آب روان گفته میشده، و با توصیفاتی که از این آبگیر در کتابهای جغرافیایی شده، آبگیر جن همان «کول اسکندر» امروزی است (مارکوارت، ٨٢-٨١؛ نیز ﻧﻜ : سمرقندی، ٣٢). اصطخری این آبگیر را به دریاچه تشبیه کرده است (همانجا) و مؤلف حدودالعالم از آن به عنوان دریاچهای یاد کرده است که از هم پیوستن ٤رود در ناحیۀ بُرغَر تشکیل میشده، و مساحت آن ٤ فرسنگ در ٤ فرسنگ بوده، وپیرامون آن دهکدههای فراوانی وجود داشته است (ص ٣٥٣؛ ابن حوقل، ٢/ ٤٩٥). برغر احتمالاً معرب پرغر یا فرعر، و نام کنونی آن «فَلْغَر» است (بارتولد، ١٦٨)؛ این کلمه در زبان سغدی به معنای زمین بالای کوه است (غفورف، ١/ ٣٨٣).
از دیگر رودهایی که از این ناحیه سرچشمه میگرفته، رودهای خُرشاب، اوش و قُبا بوده که پس از پیوستن به اوزکند به سیحون میریخته است (حدودالعالم، ٣٦٦؛ بارتولد، ١٦٠-١٥٩). رودهای قبادیانو چغانیان نیز از رودهایی بودهاند که از کوههای بتم سرچشمه گرفته، و به جیحون میریختهاند (ابنحوقل، ٢/ ٤٧٥)، و از برخی چشمههای با آبهای گرم و سرد وجود داشته (همو، ٢/ ٤٨٨)، و از برخی چشمههای آب گرم آن بخارهایی متصاعد میشده است که از آنها نشادر به دست میآوردند و به دیگر نقاط صادر میکردند (ﻧﻜ : همو، ٢/ ٥٠٥-٥٠٦؛ اصطخری، ٣٢٧-٣٢٨؛ اشکال العالم، ١٩٠-١٩١). همچنین در این کوههای معادن آهن، جیوه، مس، سرب، طلا، نقره، نفت، فیروزه و زغالسنگ وجود داشته است (اصطخری، ٣١٣؛ ابن حوقل، ٢/ ٤٨٨).
ولایت بتم در دورۀ ساسانیان از نیمه استقلالی برخوردار بوده است و مانند دیگر نواحی سغد بر آن شاهانی محلی فرمانروایی داشتهاند. ابنخردادبه لقب شاهان بتم را «ذوالنمعمه» ذکر کرده است (ص ٤٠). بتم در اوایل سدۀ ٢ق/ ٨م به دست مخلد بن یزید بن مهلب گشوده شد (بلاذری، ٥٨٦-٥٨٧). در سدۀ ٣ق/ ٩م مالیات ولایت بتم ٥هزار درهم بوده که میتواند مبین وسعت کم این ناحیه باشد (ﻧﻜ : ابن خردادبه، ٣٨). بنابر گفتۀ مقدسی بتم از نواحی بدون شهر در ماوراءالنهر بوده است (ص ٢٦٦)، ولی اصطخری (ص ٣٢٧) و ابنحوقل (٢/ ٥٠٥) از دژهای استوار این ناحیه سخن گفتهاند. بتم اگرچه مدتی ظاهراً ناحیهای مستقل بوده، لیکن در سدۀ ٤ق/ ١٠م جزو اسروشنه به شمار میرفته است (ﻧﻜ : مقدسی، ٢٦٥-٢٦٦).
در سدۀ ٧ق/ ١٣م بتم از نواحی فرانه بهشمار میرفت (یاقوت، ١/ ٤٩٠) و در زمان یورش مغولان، این ناحیه همچون دیگر نواحی فرغانه به تصرف سپاهیان چنگیز درآمد (منهاج، ١/ ١٠٧). چنگیز در اواخر عمر خود متصرفانش را میان پسرانش تقسیم کرد و ماوراءالنهر و ازجمله بتم سهم جغتای گردید (ﻧﻜ : غفورف، ١/ ٧٠٩).
مآخذ
ابنحوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق؛
اشکال العالم، منسوب به ابوالقاسم جیهانی، مشهد، ١٣٦٨ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
حدودالعالم، به کوشش مینورسکی، تعلیقات ترجمۀ میر حسین شاه، کابل، ١٣٤٢ش؛
سمرقندی، ابوطاهر، سمریه، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٣ش؛
غفورف، باباجان، تاجیکان، ترجمۀ محمدنیازف، دوشنبه، ١٩٩٧م؛
مدرس رضوی، محمدتقی، حواشی و تعلیقات بر تاریخ بخارای نرشخی، تهران، ١٣٥١ش؛
مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
منهاج سراج، طبقات ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Barthold, W.W., Turkestan Down To the Mongol Invasion, London, ١٩٧٧;
Markwart, J., Wehrot und Arang, Leiden, ١٩٣٨.
علی کرمهمدانی