دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٢ - بصره
بصره
نویسنده (ها) :
ستار عودی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَصْره، شهری كهن در مغرب اقصى كه امروزه از آن ویرانهای بیش برجای نمانده است.
نام این شهر از بصرۀ عراق گرفته شده است و آنجا را به سبب رواج تجارت كتان و وفور لبنیات و سرخی خاكش به ترتیب بصرة الكتّان، بصرة الذبّان و بصرة الحمرا نیز نامیدهاند (ابوعبید، ٢ / ٧٨٩؛ یاقوت، ١ / ٦٥٣؛ ابن عذاری، ١ / ١٠٣؛ ابوالفدا، ١٣٣؛ ابن عبدالمنعم، ١٠٨).
شهر بصره در كنار اقیانوس و جزو اقلیم طنجه، به مركزیت شهر فاس (اصطخری، ٣٩؛ مسعودی، ٦٨؛ مقدسی، ٥٧، ٢١٩) و در حدود ١٣كیلومتری كوه صَرصَر قرار داشت كه سرشار از منابع آبی و میوه و زیستگاه قبایل مصموده بود (ابن عذاری، ١ / ٢٣٥). گویند: برخی از نوادگان خلیفۀ دوم در آنجا مسكن داشتند (ابن حزم، ١٥٤).
دیوار گرداگرد شهر بصره از سنگ و آجر ساخته شده بود و ١٠ دروازه داشت (ابوعبید، همانجا؛ ابن عذاری، ١ / ١٠٣). در این شهر مسجدی بزرگ با دو گرمابه و دو گورستان بزرگ، یكی در مشرق و دیگری به نام قُضاعه در غرب آن وجود داشت. آب بصره شور بود و آب آشامیدنی مردم از چاه ابن ذَلفاء كه در مدخل شهر بود، تأمین میشد (ابوعبید، یاقوت، ابن عذاری، ابن عبدالمنعم، همانجاها).
شهر بصره همزمان یا نزدیك به تأسیس شهر اصیلا (ابوعبید، همانجا؛ ابن عذاری، ١ / ١٠٣، ٢٣٥)، به احتمال قوی در اواخر سدۀ ٢ق و در زمان حكومت ادریس دوم (١٧٧-٢١٣ق / ٧٩٣- ٨٢٨م)، یا به روایتی در ٢١٨ق و در زمان حكومت فرزندش محمد (٢١٣-٢٢١ق / ٨٢٨ -٨٣٦م) احداث گردید و اقامتگاه تابستانی آنان بود (ابوعبید، ٢ / ٨٠٦؛ مكناسی، ١١؛ ابن ابار، ١ / ١٣١؛ لئون افریقی، ٣١٠؛ ²EI) وقتی محمدبن ادریس دوم به فرمانروایی رسید، شهرهای مغرب را میان برادرانش تقسیم كرد و شهر بصره و نیز طنجه، سبته و تطوان به قاسم (و به روایتی یحیی) رسید (ابوعبید، همانجا؛ ابن اثیر، ٦ / ٤١٥؛ ابن ابار، همانجا؛ ابن ابیزرع، ٥١؛²EI).
ابن عذاری نام فرمانروایان بصره را از آغاز تأسیس تا ٣٤٧ق ذكر كرده است (١ / ٢٣٥). این شهر در ٣١٠ق / ٩٢٢م به تصرف حسن بن محمد بن قاسم بن ادریس، معروف به حَجّام درآمد (ابن ابی زرع، ٨٢) و ٣سال بعد، موسی بن ابی العافیۀ مكناسی بر آن مستولی گردید و ادریسیان ناگزیر به قلعۀ معروفشان، موسوم به حُجَر النَّسر كه در نزدیكی بصره قرار داشت، پناه بردند (همو، ٨٣؛ ابن خلدون، ٦(٢) / ٢٧٤- ٢٧٥).
در ٣٤٧ق / ٩٥٨م بصره به عنوان مركز ایالتی كوچك شامل منطقۀ ریف و بلاد غُماره، توسط جوهر سیسیلی، سردار معروف فاطمی به حسن بن كَنّون سپرده شد (همو، ٧(١) / ٣٨) و مدت ١٥ سال زیر نظر فاطمیان افریقیه اداره میشد تا در اوایل سال ٣٦٣ق توسط غالب، مولای حكم دوم (حك ٣٥٠-٣٦٦ق / ٩٦١-٩٧٧م)، خلیفۀ اموی اندلس تصرف شد (ابن خطیب، ٤٢؛ ابن خلدون، ٧(١) / ٣٨-٣٩). در ٣٦٨ق ابوالفتح یوسف بُلُكین بن زیری، مغرب را فتح كرد و عمال اموی را بیرون راند و آنگاه به بصره آمد و یحییبن علی بن حمدون، فرمانروای اموی آنجا را سركوب، و شهر را در همان سال یا ٣٦٩ق ویران كرد (ابن اثیر، ٨ / ٦٦٦؛ ابن عذاری، ١ / ٢٣١-٢٣٢؛ نویری، ٢٤ / ١٧٥؛ ابن خلدون، ٦(٢) / ٣١٨-٣١٩، ٤٣٣).
مقدسی در ٣٧٨ق / ٩٨٨م بصره را شهری ویران وصف كرده است (ص ٢٢٠). در سدۀ ١٠ق / ١٦م تنها دیوارهای سنگی این شهر برجا مانده بود (لئون افریقی، ٣١٠-٣١١).
مآخذ
ابن ابار، محمد، الحلة السیراء، به كوشش حسین مونس، قاهره، ١٩٨٥م؛
ابن ابی زرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٩٨٣م؛
ابن خطیب، محمد، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٥م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، به كوشش كولن و لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٢٩م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧م؛
لئون افریقی، حسن بن محمدوزان، وصف افریقیا، ترجمه محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
مكناسی، احمد، خریطة المغرب الاركیولوجیة، تطوان، ١٩٦١م؛
نویری، احمد، نهایة الارب، به كوشش حسین نصار، قاهره، ١٩٨٣م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:. EI²
ستارعودی