دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٠ - اردل
اردل
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِرْدِل، منطقهای تاریخی در غرب رومانی كه در سدههای ١٠ و ١١ق/ ١٦ و ١٧م زیر نفوذ و سلطۀ دولت عثمانی بود. اردل یا اردلستان (نعیما، ١/ ٢٩٩؛ اولیاچلبی، ١/ ١٨١) كه بهصورت اردیل نیز آمده، نامی است كه اصل آن از واژۀ مجاریاردلی .(IA,IV/ ٢٩٣) ریشۀ واژۀ مجاری تركیبی است از دو واژۀ اِردو و اِلْوِ به معنای «فراسوی جنگل» (همانجا؛ EI٢). در مآخذ لاتینی این نام بهصورت تِرا اولتراسیلواس بوده كه بعدها به شكل ترانسیلوانیا نوشته شده است (همانجاها).
موقع جغرافیایی
اردل از شمال محدود است به دامنههای شرقی رشتهكوههای كارپات و ایالت قدیمی مرمروش، از شرق محدود است به ایالت بغدان (بوگدان) مولداوا (مولداوی) و دامنۀ رشتهكوههای كارپات، از جنوب به والاشی (والاشیا = اِفلاق)، از غرب به مجارستان و از جنوب غربی به دمیرقاپی (دروازۀ آهنین). كوههای كارپات از ٣ جهت منطقۀ اردل را در برگرفتهاند (IA;
EI٢;
BSE٢, XL, III/ ١١٨، همانجا). دربارۀ مساحت اردل اختلاف نظر وجود دارد. برخی مآخذ آن را ٢٠٠‘٦٢ كمـ٢ ذكر كردهاند (BSE٢، همانجا)، ولی مأخذی رومانیایی مساحت آن را ١٠٢ هزار كمـ٢ نوشته است («فرهنگ...»، ١٧٧٠). در ١٩٤١م، جمعیت این استان ٦٤٢‘٩٦٦‘٢ نفر ( آمریكانا) و در ١٩٤٨م، ٠٠٠‘٤٢١‘٣ بوده است (BSE٢، همانجا).
بخش مركزی و نیز بیشتر اراضی اردل كوهستانی است. بدینسبب آبوهوای آنجا معتدلتر از دیگر نواحی رومانی است. میزان بارندگی سالانه ٦٠٠تا٨٠٠ میلیمتر و در نواحی كوهستانی متجاوز از ٠٠٠‘١ میلیمتر است. رودخانههای این منطقه به حوضۀ رود دانوب مربوط است. بزرگترین رودهای آن عبارتند از اُلتول كه به رود دانوب میریزد و رودهای مورِشول و سومهشول كه به رودتیسا میپیوندند. بخش غربی این سرزمین از اراضی چرنوزیوم پوشیده شده است. در برخی نواحی، گیاهان استپی میروید. دامنۀ كوهها دارای پوشش گیاهی از درختان بلوط و كاج است. مناطق كوهستانی دارای جنگلهایی از درختان سوزنی برگ، كاج و صنوبر است. دامنۀ ارتفاعات و نیز دشتها دارای مراتع بسیار غنی است (همانجا). در جنگلهای این سرزمین گرگ، روباه، گربۀ وحشی، خرگوش، سنجاب و دیگر حیوانات ویژۀ مناطق جنگلی و كوهستانی وجود دارند. خرس، گراز و گوزن در آنجا چندان زیاد نیست و بزكوهی تنها در ارتفاعات و قلههای كارپات جنوبی دیده شده است. انواع پرندگان ازجمله جغد، كركس و عقاب در این منطقه بسیار زیاد است. در رودخانههای كوهستانی این منطقه، ماهی قزلآلا فراوان دیده میشود. در حوالی رود دانوب شمار قابل توجهی غاز، قو، مرغابی و غیره زندگی میكنند. تابستانها شمار زیادی پلیكان و فلامینگو از افریقا به این منطقه مهاجرت میكنند و به حوالی مصب رود دانوب میروند. در منطقۀ سفلای رود دانوب ماهیهای گوناگون فراوان وجود دارند كه از آن جملهاند ماهیهای خاویار چون استرین، بلوگا، سوروگا و غیره (XXII/ ٣٦٥, BSE٣).
سابقۀ تاریخی
قدیمترین ساكنان شناخته شدۀ این منطقه را متعلق به هزارۀ ٢ قم دانستهاند. از نیمۀ دوم هزارۀ نخست قم تا عصر میلادی، تراكها و داكها در این منطقه سكنى داشتند. این اقوام در سدههای ٤-٢قم اتحادی قومی تشكیل دادند (IA/ IV/ ٢٩٥;
BSE٢, XLIII/ ١١٨). نخستین آگاهی در اینباره از هرودت بر جامانده است. وی از وجود تراكها و سكاها در اثر خود یاد كرده (ص ٢١٠, ٢٦٦-٢٦٧). در سدۀ ٣ قم سلتها (كلتها) به این منطقه روی آوردند (BSE٣, XXVI/ ١٤٨). در دوران امپراتوری ماركوس ترایانوس (٩٨-١١٧م) در سالهای ١٠١-١٠٢ و نیز ١٠٥-١٠٦م سپاهیان رومی طی پیكارهایی اراضی داكها را به تصرف درآوردند و آن سرزمین، استان رومی داكیا نام گرفت (همان، XXVI/ ١٧٧؛ دایرةالمعارف فارسی، ١/ ٦٢٥؛ IA، همانجا). حاكمیت رومیان بر داكیاتا ٢٧١م ادامه داشت.
از سدۀ ٣م اقوام متعددی پیدرپی به سرزمین اردل آمدند و در این منطقه سكنى گزیدند، ولی اقامت آنان چندان دوامی نداشت. در فاصلۀ سدههای ٣-٦ م اقوام گت، هون، گیپید و آوار در تهاجم خویش به اروپا از اراضی اردل گذشتند. منطقۀ اردل پساز تصرف و حاكمیت گتها (٢٧٥- ٣٧٥م) به دست هونها افتاد. در اواسط سدۀ ٥م هونها ناگزیر از ترك منطقۀ اردل شدند. در ٥٦٦م آوارها اردل را تصرف كردند و آن را بهصورت بخشی از امپراتوری خود درآوردند ( همانجا؛ BSE٣;
XXVI/ ١٤٨). از سدههای ٦ و ٧م اقوام اسلاو به این منطقه كوچ كردند و به همراه آوارها با مردم بومی مخلوط شدند (همانجا). پس از اسلاوها، مجارها به این منطقه روی آوردند. اواخر سدۀ ٩م ولاخها (ولوخها) كه رنگ رومی به خود گرفته بودند، در این سرزمین مستقر شدند. از ٢٨٢ق/ ٨٩٥م رفتهرفته كوچ قبایل مجار به اردل قوت گرفت (همانجا). در عهد ایشتوان سرزمین اردل تحت حاكمیت این فرمانروای مجار قرار گرفت. وی در اردل كلیساها بنا نهاد و آنجا را به اسقفنشین بدل كرد. در سدههای ١١ - ١٢م اردل زیر سلطۀ فرمانروایان مجار بود (همان، نیز ، IA، همانجاها).
اردل ظرف هزار سال شاهد وجود ٣ گروه از مردم، با ٣ فرهنگ متفاوت شد كه در كنار یكدیگر میزیستند و در عین حال
ویژگیهای قومی خود را حفظ كردند (كوس، ١٠٩). مجارهای اردل با مجارهای مجارستان تفاوتهایی داشتند. این تفاوتها در صورت ظاهر و نیز تفكر آنان متجلی بود. جلوههای فرهنگی آنان نیز همگون نبود (همو، ١١٠). بعدها گروهی از سِكِهها (سِكِلها) و ساكسها (ساكسونها) به این سرزمین كوچ كردند (IA، نیز BSE٣، همانجاها). ساكسونها كه از مردم حوالی كارپات بودند، در زمان گزای دوم در ٥٣٤ق/ ١١٤٠م ساكن ترانسیلوانیا شدند و با مردم بومی درآمیختند (نمسكورتی، مقدمه، ٣). حاكمیت ساكسونها بر اردل را میتوان از مهمترین رویدادهای این منطقه دانست. در ٦٣٨ق/ ١٢٤١م اردل دستخوش هجوم مغولان و تاتارها شد.
حدود سدۀ ١٣م در اردل شهرهایی پدید آمدند و رفته رفته كارگاههای پیشهوران تأسیس شد (BSE٣، همانجا). نخستین تماس عثمانیان با اردل در نیمۀ سدۀ ٨ق/ ١٤م و به روزگار سلطان مراد اول صورت گرفت. تا این زمان اردل تابع مجارستان بود. چون استراتیسیمیر (استرتیزیمر) پادشاه بلغار ـ ویدین توسط دیونیسیوس امیر اردل مورد تهدید قرار گرفت، دولت عثمانی از امیر اردل حمایت كرد (اوزون چارشیلی، II/ ٤٣٧). نخستین پیكار عثمانیان با مجارها پس از عبور سپاه عثمانی از ویدین و افلاق و رسیدن به منطقۀ اردل در ٧٩٣ق/ ١٣٩١م وقوع یافت (EI٢) كه برخی زمان واقعه را ٧٩٢ق نوشتهاند (عاشق پاشازاده، ٦٤، ٦٦).
مورخان عثمانی از لشكركشی دیگری توسط علیبیك در عهد سلطان مراد غازی در ٨٤٠ق/ ١٤٣٦م یاد كردهاند (همو، ١٢٣-١٢٤؛ سعدالدین، ١/ ٣٦٠). در ٨٤١ق سپاه عثمانی به همراه ولاد دراكول، بیك (امیر) افلاق به سرزمینهای مجارستان (انكروس = هنگری) و اردل درآمدند (EI٢؛ سعدالدین، ١/ ٣٦٠-٣٦١؛ نشری، II/ ٦٢٠-٦٢٦).
در ٨٤٣ق/ ١٤٣٩م یانوش هونیاد كه تركان او را بانكو هونیاد مینامیدند، از سوی لادیسلاس شاه لهستان و مجارستان به حكمرانی اردل منصوب شد. وی در ١٤٤٢ و ١٤٤٣م با مهاجمان ترك به فرماندهی مزیدبیك كه در آغاز توفیقی داشت، پیكار كرد و آنها را در هم شكست، دولت عثمانی ناگزیر از امضای پیمان صلح ادرنه ـ سگهدین شد (اوزون چارشیلی، I/ ٢٤٠-٢٤١، حاشیۀ ٢). در زمان سلطان محمد دوم حملۀ سپاه عثمانی از سرگرفته شد. ابتدا در ٨٧٩ق/ ١٤٧٤م و سپس در ٨٨٤ق تركان با ٤٠ هزار نفر سپاهی و فرماندهی ١٢ پاشای ترك دست به حمله زدند كه حملۀ اخیر در اردل به شكست انجامید (EI٢).
در سدههای ١٥ و ١٦م شورشهای روستاییان در اردل روی داد كه عمدهترین آنها شورش سالهای ١٤٣٧- ١٤٣٨م و شورش ١٥١٤م بود كه توسط رؤسای طوایف محلی بهویژه یانوش زاپولیایی (ساپولیایی) كه پچوی نام وی را به صورت صپولایی یانوش (١/ ١٠٨) نوشته است، سركوب شد (BSE٣, XXVI/ ١٤٨؛ «فرهنگ»، ١٧٧٠؛ EI٢). این شخص سركرده (وُیودا) و فرمانروای اردل بود كه در ١٥٢٦م خود را پادشاه مجارستان خواند (اوزون چارشیلی، II/ ٣٢٧-٣٢٩؛ EI٢).در ١٥٤١م دولت نیمهمستقل اردل زیر سلطۀ دولت عثمانی پدید آمد (BSE٣، همانجا). یانوش زاپولیایی پیش از مرگ موافقت سلطان سلیمان قانونی را برای جانشینی فرزندش یانوش سیگیسموند كسب نمود (EI٢). در ١٥٤٠م یانوش زاپولیایی درگذشت. در این زمان سفیران ملكۀ الیزابت به استانبول رفتند و خواستار انتخاب یانوش سیگیسموند به عنوان پادشاه مجارستان شدند و از سوی دولت عثمانی نیز به آنان اطمینان داده شد (اوزون چارشیلی، II/ ٣٣٧). پچوی نام یانوش سیگیسموند راسیمون یانوش نوشته است (١/ ٢٢٨).
در ١٥٤١م سرزمینهای مجارستان كه در تصرف یانوش زاپولیایی بود، ضمیمۀ اراضی دولت عثمانی شد و یانوش سیگیسموند خردسال كه مادرش نیابت سلطنت او را بر عهده داشت، به اردل، مقر حكمرانی سابق زاپولیایی فرستاده شد تا فرمانروای آن سرزمین باشد (اوزون چارشیلی، II/ ٣٣٨-٣٣٩). فردیناند پادشاه اتریش در ١٥٥١م چند بار كوشید تا اراضی مجارستان از جمله اردل را به تصرف آورد. وی ابتدا به اردل لشكر كشید و شهر تمشوار را به تصرف آورد. در ١٥٥٩م ادارۀ امور اردل مستقیماً به سیگیسموند ١٩ ساله واگذار شد (همو، II/ ٤٤٢-٤٤٣). ایشتوان باتوری جانشین یانوش سیگیسموند از ١٥٧١ تا ١٥٧٦م امیر اردل بود (IA, IV/ ٣٠٠;
EI٢). پس از وی برادرش، كریستوفر باتوری از ١٥٧٦ تا ١٥٨١م امیر اردل بود. پس از او نیز فرزندش سیگیسموند باتوری با فواصلی ادارۀ امور اردل را بر عهده داشت. سبب این امر را باید تردید سیگیسموند باتوری در وفاداری نسبت به دربار عثمانی دانست (EI٢).
در ١٠٠٣ق/ ١٥٩٤م سیگیسموند امیر اردل كه عامل و دست نشاندۀ دولت عثمانی بود، با امیران افلاق و بغدان متحد شد و سرانجام به تشویق پاپ با امپراتور اتریش قرار اتحاد گذارد. طبق موافقت با دولت اتریش مقرر شد، پس از مرگ سیگیسموند، پسرش جانشین وی شود و هرگاه فرزندی از او بر جا نماند، منطقۀ اردل ضمیمۀ خاك اتریش شود و اگر سپاه عثمانی اردل را تصرف كند، امپراتور اتریش در قلمرو خود جایی را برای او در نظر گیرد (اوزون چارشیلی، III(١)/ ٧١). سیگیسموند در ١٥٩٥م سپاه عثمانی را كه برای سركوب او گسیل شده بود، مغلوب كرد، ولی سال بعد در جنگ خاچ اوا، از سپاه عثمانی شكست خورد و قدرت را به عموزادهاش كاردینال آندره باتوری كه طرفدار دولت عثمانی بود، واگذار كرد (EI٢؛ IA، همانجا). آندره باتوری به دست اتریشیان به قتل رسید و آنان اردل را تصرف كردند (همانجاها).
امیرنشین اردل از ١٦٦٢ تا ١٦٩٠م توسط میخال (میكائیل) اپافیایی كه از طرف دربار عثمانی منصوب شده بود، اداره شد و بار دیگر سلطۀ عثمانیان بر این خطه برقرار شد، اما در ١٦٩١م طبق پیمان مشهور به دیپلمالئوپولدینوم، وضع اردل به عنوان قلمرو اتریش تثبیت شد (BSE٣, XXVI/ ١٤٨;
IA, IV/ ٣٠١-٣٠٥;
EI٢). در ١٦٩٨- ١٦٩٩م هابسبورگها در كنگرۀ كارلوویتس موفق شدند حاكمیت خود بر اردل (ترانسیلوانیا) را مورد تأیید مؤسسات بینالمللی قرار دهند (همانجا). پس از آن دولت عثمانی بارها كوشید تا اردل را به تصرف آورد، ولی تلاش آن دولت ثمری به بار نیاورد و سرانجام در ١١٥٢ق/ ١٧٣٩م طبق پیمان صلح بلگراد، دولت عثمانی از همۀ ادعاهای خود دربارۀ اردل دست برداشت (IA, IV/ ٣٠٥;
EI٢).
از نیمۀ دوم سدۀ ١٨م روستاییان اردل بهسبب فشارهای شدید، سر به شورش برداشتند كه عمدهترین آنها در ١٧٨٤- ١٧٨٥م بود. در پی آن یوزف دوم امپراتور اتریش فرمانی دربارۀ رهایی روستاییان از وابستگی به زمین صادر كرد، ولی ٥ سال بعد، آن فرمان لغو شد (BSE٣، همانجا)؛ تا اینكه جنبشهای ملی سراسر منطقه را فرا گرفت. با تأسیس امپراتوری اتریش ـ هنگری (مجارستان) در ١٢٨٣ق/ ١٨٦٦م اردل (ترانسیلوانیا) به تابعیت دولت مجارستان درآمد. در ١٢٩٨ق/ ١٨٨١م حزبملی رومانیدر ترانسیلوانیا تأسیسشد كه خواستارخودمختاری این استان در محدودۀ دولت هابسبورگ بود. در آغاز جنگ جهانی اول، آن سرزمین در اختیار دولت اتریش بود (همانجا؛ شاو، ٢/ ٥٢٧). پس از سقوط امپراتوری اتریش - هنگری، در اول دسامبر ١٩١٨، مجلس خلق رومانی به اتحاد ترانسیلوانیا و رومانی رأی داد. در ١٩٢٠م طبق پیمان تریانون، مجارستان، ترانسیلوانیا و بیشتر نواحی بانات (بنات) را به رومانی واگذارد و ترانسیلوانیا بهصورت استانی از رومانی درآمد (همو، ٢/ ٥٥٩؛ BSE٣، همانجا). در ١٩٤٠م شمال ترانسیلوانیا ضمیمۀ مجارستان شد، ولی در ١٩٤٧م طبق پیمان صلح پاریس مرز میان رومانی و مجارستان مشخص، و شمال ترانسیلوانیا به رومانی باز گردانده شد (همانجا).
اقتصاد
اردل منطقۀ كشاورزی صنعتی بالنسبه پیشرفتهای است. در محدودۀ استان، معادن وسیع زغال سنگ وجود دارد كه نیمی از نیاز كشور رومانی را تأمین میكند. ٧٠٪ سنگ آهن رومانی از این استان است. ترانسیلوانیا دارای معادن فلزات رنگی، گاز طبیعی و سنگ نمك است.صنایع منطقه شامل فلزسازی، ماشینسازی، شیمیایی، صنایع چوب، بافندگی و جز آنهاست. در این استان همچنین نیروگاههای برق و كارخانههای صنایع سبك و مواد خوراكی وجود دارد. محصولات كشاورزی ترانسیلوانیا شامل ذرت، گندم، توتون، چغندرقند، سیبزمینی، علیق و كتان است. دامپروری این منطقه پیشرفته بوده، و گوشت گاو و گوسفند و نیز انواع لبنیات از جملۀ محصولات دامی این استان است (BSE٣, XLIII/ ١١٨).
مآخذ
اولیاچلبی، محمد، سیاحتنامه، به كوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٤ق/ ١٨٩٦م؛
پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٩٨٠م؛
دایرةالمعارف فارسی؛
سعدالدین افندی، محمد، تاج التواریخ، استانبول، ١٢٧٩ق؛
عاشق پاشازاده، درویش احمد، تاریخ، استانبول، ١٣٣٢ق؛
شاو، استانفوردجی و ازل كورال شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیۀ جدید، مشهد، ١٣٧٠ش؛
نعیما، مصطفى، تاریخ، استانبول، ١٢٨١ق؛
نیز:
Americana;
BSE٢;
BSE٣;
EI٢;
IA;
Herodotus, The History, tr. G. Rawlinson, New York, ١٩٤٧;
Kós, K., Transylvania, Budapest, ١٩٨٩;
Mic dicŧionar enciclopedic, Bucharest, ١٩٨٦;
Nemeskürty, I., introd. Transylvania (vide: Kós);
Nesrî, M., Kitâb-i Cihan-Nümâ, Ankara, ١٩٨٧;
Uzunçarsılı, İ. H., Osmanl o tarihi, Ankara, ١٩٨٢-١٩٨٣.
عنایتالله رضا