دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٣ - ابین
ابین
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٣١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبْیَن، یا اِبیَن، شهری باستانی در یمن كه در بیش از ٣ فرسنگی شهر عدن قرار داشته است (نک : مقدسی، ١١٣؛ ادریسی، ٥٥؛ ابن سعید، ١٠١). به گفتۀ یعقوبی (ص ٨٠-٨١) یكی از ٨٤ مخلاف (منطقه و ناحیه) یمن بوده و عدن و لحج (لهج) از شهرهای آن به شمار میرفته است (مقدسی، ٧٠). ابین در شرق عدن و در انتهای یمن قرار داشته و در غرب آن ناحیۀ لحج و در شمال آن یافع و در جنوب آن دریا بوده است (اكوع، ١٩٠، حاشیۀ ٢). نام این شهر را سیبویه اِبْیَن و ابن ماكولا، اَبْیَن آورده است و نیز روایت شده كه هر دو وجه درست است (بكری، ١ / ١٠٣؛ ابن ماكولا، ١ / ٧). اهل یمن آن را جز با فتحه نخواندهاند و تلفظ دیگر آن یَبْیَن است (یاقوت، ١ / ١١٠).
در سبب نامگذاری آن نوشتهاند كه ابین نام مردمی بوده كه در روزگار كهن در این ناحیه میزیسته و عدن ابین (ه م) هم به او منسوب است (بكری، همانجا).
مقدسی ابین را از عدن كهنتر دانسته و عدن را به آن منسوب كرده و نوشته است كه گندم، میوه وسبزیجات مردم عدن از ابین تأمین میشده است، زیرا ابین را روستاها و كشتزارهای بسیار بوده است (ص ٨٥). ناحیۀ ابین از قریۀ شوكان (محل تولد محمد بن علی شوكانی معروف) آغاز میشود. قریۀ مذكور امروز ویرانهای بیش نیست و آثاری از حمیریان توسط میلن، باستانشناس انگلیسی، در آن كشف شده است (همدانی، حسن، ١٩٠؛ اكوع، همانجا؛ نیز دربارۀ آثار كشف شده، نک : علی، ٢ / ١١٤، ٢٩٦، ٢٩٨، ٤٨٥، ٣ / ٤٧٩).
سابقه و حوادث تاریخی
از تاریخ بنای این شهر اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی گویا نخستین باری كه سخن از ابین در منابع تاریخی به میان آمده، مربوط به داستان خواب دیدن ربیعة بن نصر از تبایعۀ یمن است كه معبّرانی به نامهای شِقّ و سطیح به او خبر میدهند كه حبشیان سرزمین یمن را مورد تاختوتاز قرار داده، آن را و از جمله منطقۀ بین ابین تا جرش را تصرف میكنند و سپس سیف بن ذییزن حبشیان را از یمن بیرون میراند، ولی پس از مدتی یمن به دست مسلمانان فتح میشود و سلسلۀ پادشاهان یمن از بین میرود (ابنهشام، ١ / ١٥- ١٩؛ طبری، ٢ / ١١٢-١١٤؛ ابونعیم، ١ / ١٢٥- ١٢٨). گویا در سال ١٠ ق بوده كه فروة بن مسیك مرادی از یمن نزد پیامبر (ص) آمد و آن حضرت او را برای دعوت مردم به یمن به اسلام به آن دیار فرستاد و وی هنگامی كه مأموریت یافت، به پیامبر (ص) گفت: ما در یمن ناحیه و سرزمینی به نام ابین داریم كه كشتزارهای ما در آنجا قرار دارد و غذای ما از آنجا تأمین میشود، اما بیماری وبا در آن شیوع دارد. پیامبر (ص) فرمود: آن ناحیه را رها كن چون آن بیماری موجب هلاکت است (رازی، ١٩٣).
در ١٢٩ ق، عبدالله بن یحیی اعوركندی معروف به طالب الحق بر قاسم بن عمر ثقفی حاكم صنعا شورید و در مكانی به نام جانح از قرای ابین، قاسم را شكست داد (خلیفه، ٢ / ٥٨٢-٥٨٣). در ٢٠٦ ق این ناحیه به دست سپاهیان مأمون به فرماندهی محمد بن زیاد افتاد (ابومخرمه، ٢ / ٢١٦).در ٢٩٠ ق ابن ابی العلاء حكومت لحج و ابین را برعهده داشته است، اما در همین سال با ظهور علی بن فضل باطنی، داعی اسماعیلی در یمن، جنگی بین آنان در ابین روی داد وابن ابی العلاء شكست خورد و علی بن فضل بر لحج و ابین مسلط گردید (ابندیبع، ٨- ٩؛ همدانی، حسین، ٣٥-٣٦).
در ٥٥٩ ق حاكم زبید، عبدالنبی بن علی بن مهدی وارد ابین شد و بسیاری از مردم را هلاك كرد (ابومخرمه، ٢ / ١٢٧). در ٦١١ ق امیر سلیمان بن موسی كه از جانب امام زیدیان بر ذمار حكومت میكرد، بر شهرهای لحج و ابین تاخت و میان وی و طغتكین بن محمد، ملقب به مجنون، جنگهای بسیاری روی داد (ابن قاسم، ١ / ٤٠٣). در شعبان ٧٢٣ عمر بن بلبال بن دویدار علهی كه از جانب ملك مؤید بن مظفر غسانی و سپس از جانب فرزند وی مجاهد بن مؤید بر ابین و لحج حكومت داشت، به مخالفت با مجاهد برخاست و دراین دو شهر خطبه به نام ظاهر بن منصور خواند (ابومخرمه، ٢ / ١٧٣).
در ٨٣٩ ق بیماری طاعون در تعز، عدن، لحج و ابین گروه بسیاری از هلاك كرد و در ٩١٣ ق سپاهیان چركس مصر به ساحل ابین تاختند (ابن قاسم، ٢ / ٥٧٢، ٦٣٥) و از آن پس دیگر خبری راجع به این شهر و ناحیه در منابع تاریخی نیامده است.
علما و بزرگان ابین
از این ناحیه دانشوران بسیاری برخاستهاند كه مشاهیرشان اینانند: محمد بن علی بن عمر بن عبدالعزیز بن ابی قُرّة كه خود، پدر، جد و برخی از افراد خاندانش از قضات ابین بودهاند؛ عمر بن علی بن سمرۀ جعدی (صاحب كتاب طبقات فقهاء الیمن؛ نک : ه د، ابن سمره) كه در ٥٨٠ ق پس از محمد بن علی بن عمر مقام قضا در ابین را برعهده گرفت (ابن سمره، ٢٢٢-٢٢٤؛ جندی، ١٥٨). از دیگر عالمان صاحب نام آن، نعیم بن محمد طربی معروف به نعیم عشریالیمن و ابوالعتیق ابوبكر بن احمد عبدی است (همو، ١٩٥، ١٩٦).
مآخذ
ابندبیع، عبدالرحمن، قرّة العیون، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابن سعید مغربی، علی، الجغرافیا، به كوشش اسماعیل عربی، بیروت، ١٩٧٠ م؛
ابن سمره، عمر، طبقات فقهاء الیمن، به كوشش فؤاد سید، قاهره، ١٩٥٧ م؛
ابن قاسم، یحیی، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، به كوشش سعید عبدالفتاح عاشور و محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
ابن ماكولا، علی، الاكمال، به كوشش عبدالرحمن معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨١ ق؛
ابن هشام، عبدالملك، السیرة النبویة، به كوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٦ م؛
ابومخرمه، عبدالله، تاریخ ثغر عدن، به كوشش اسكارلوفگرن، لیدن، ١٩٣٦ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، دلائل النبوة، بهكوشش محمد روّاس قلعهجی و عبدالبر عباس، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، رم، ١٨٨٣ م؛
اكوع، محمد، مقدمه و حاشیه، بر صفة جزیرة العرب (نک : هم ، همدانی)؛
بكری، عبدالله، معجم ما استعجم، به كوشش مصطفی سقّا، بیروت، ١٤٠٣ ق؛
جندی، محمد، السلوك فی طبقات العلماء و الملوك، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
رازی، احمد، تاریخ مدینة صنعاء، به كوشش حسین عمری، دمشق، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
طبری، تاریخ؛
علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت / بغداد، ١٩٦٨ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش یان دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
همدانی، حسن، صفة جزیرة العرب، به كوشش محمد اكوع، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
همدانی، حسین، الصلیحیون، به كوشش حسن سلیمان محمود جهنی، قاهره، ١٩٥٥ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٣٧ ق / ١٩١٨ م.
علی رفیعی