دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧١٥ - آجارستان
آجارستان
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آجارِستان، یا آجاریا، یكی از جمهوریهای خودمختار منطقۀ قفقاز و بخشی از جمهوری شوروی گرجستان است. مساحت آن ٠٠٠‘٣ كمـ ٢ و جمعیت آن (در ١٩٨٤م) ٠٠٠‘٣٧٥ نفر بوده است (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ٢٤(٢) / ٥٢٥؛ آكینر، ٢٤٤). آجارستان در جنوب غربی گرجستان و شرق دریای سیاه قرارگرفته و بخشی از آن با تركیه هممرز است.
وجه تسمیه
یونانیان باستان این سرزمین را گُلْخید یا گُلْخیس مینامیدند كه با نام قوم كُلْخ یا كولخ مربوط است. گرجیان این سرزمین را كلخیدا و بومیان محلی اگریسی میخواندند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ١٢ / ٤٧١). سرزمین نامبرده از سدۀ ٢م با بر سركار آمدن پادشاهی لاز، لازیكا نامیده شد (همان، ١٤ / ١١٦). پیرنیا (مشیرالدوله) این نام را لازستان نوشته است (٨ / ٢٢٧١). بعدها ساكنان گرجی سرزمین كلخید، آجار نام گرفتند (ترك آنسیكلوپدیسی) و از اینرو ناحیۀ مذكور به نام این گروهِ قومی «آجاریا» نامیده شد. در مآخذ بیزانسی، گرجی و ارمنی سدۀ ٤ق / ١٠م نام «آجارستان» نیز آمده است. از ١٦ ژوئن ١٩٢١م این سرزمین جمهوری شوروی خودمختار آجارستان نامگرفت (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ١ / ٣٩٧).
سیمای طبیعی
بخش اعظم اراضی جمهوری آجارستان كوهستانی است. بلندترین قلههای آن، ساكورینا و شاوشتی، به ترتیب ٧٥٥‘٢ و ٨١٢‘٢ متر از سطح دریا ارتفاع دارند. بخش جلگهای این جمهوری در ساحل دریای سیاه قرارگرفته است. رشتهكوههای مسختی از جنوب غرب تا شمال شرق آجارستان كشیده شده است. رشتهكوههای شاوشتی نیز تا مرز تركیه امتداد دارد. جلگۀ ساحلی كه بالنسبه كمعرض است به دشت كُلخید میپیوندد (همان، چ ٣، ١ / ٢٢٣). آب و هوای بخش جلگهای آجارستان معتدل و دارای رطوبت زیاد است. در بخش كوهستانی نیز هوا مرطوب، معتدل و گاه سرد است. میانگین حرارت هوا در مناطق جلگهای در ژانویه °٤ تا °٦ و در ژوئیه °٢٠ تا °٢٣ سانتیگراد است. در مناطق كوهستانی میانگین حرارت هوا در ژانویه بین °٢ و °٢- و در ژوئیه °١٦ تا °٢٠ سانتیگراد است. میانگین بارندگی سالانه در اراضی كرانه دریای سیاه ٤٠٠‘٢ تا ٨٠٠‘٢ میلیمتر، در بخش خاوری ٤٠٠‘١ تا ٨٠٠‘١ میلیمتر و در درههای داخلی ٠٠٠‘١ تا ٤٠٠‘١ میلیمتر است. رودهای آجارستان به حوضۀ دریای سیاه تعلق دارند و عمدهترین آنها رود چوروخ است كه آجارستان را به ٢ بخش تقسیم میكند. بالغ بر نیمی از اراضی آن جنگلی است و در بخش شمال غربِ آن جنگلهای كلخید واقع است. جلگههای ساحلی اغلب از درختان و گیاهان مناطق معتدله، بهویژه مركبات، بلوط، گردو، نارون، صنوبر، كاج و شمشاد پوشیده است. در آجارستان حیواناتی چون آهو، گراز، خرس، گرگ، روباه، سیاهگوش، گربۀ وحشی، سمور، شغال، گوركن، بز كوهی و مَرال و پرندگانی چون شاهین، انواع كركس، بلدرچین، چكاوك، سار، پرستو، بلبل، كبك، قرقاول زندگی میكنند. در رودخانههای آجارستان چند نوع ماهی ازجمله ماهی آزاد و قزلآلا یافت میشود (همان، ٢٢٣-٢٢٤؛ بریتانیكا).
سابقۀ تاریخی
نام كلخید از هزارۀ نخست پیش از میلاد در كتیبهها به صورت نام سرزمین كُلْخها یا كولخها آمده است. دولت اورارتو به روزگار سردوری دوم، شاه آن سرزمین، كولخها را مورد حمله قرار داد (آرویتونیان، ٢٥١). در نوشتههای آشورنذیرپال سوم از ویرانی شهر كلخ و احیای مجددِ آن سخن رفته است (پیوتروفسكی، اورارتو، ٤٠-٤١). گزنفون از سرزمین كلخها یاد كرده است (همو، «دولت وان»، ١١٩). هرودوت نیز از هممرز بودن سرزمین ماد با ناحیۀ كلخید مطالبی آورده است (دیاكونوف، ٤١٥-٤١٦). وی ازجمله دربارۀ حملۀ دریایی یونانیان به كلخید در روزگار هخامنشیان شرحی نوشته است (پیرنیا، ٣ / ٦٦٠). سدۀ ٦ قم در سرزمین كلخید (اگریسی) دولتی تأسیس گردید. از اواخر سدۀ ٦ تا نیمۀ نخست سدۀ ٥ قم دولت كلخید وابسته به دولت هخامنشی و تابع ساتراپهای ایران بود. اواخر سدۀ ٤قم فرمانروای كلخید با شاه ناحیۀ كارتلی متحد شد و تلاش برای ایجاد دولتی مستقل در آن سرزمین آغاز گردید. اواخر سدۀ ٢قم كلخید تابعیت دولت پونت (پونتوس) را پذیرفت (همو، ٨ / ٢٢٧٤). سدۀ نخست قم رومیان بر این سرزمین تسلط یافتند. طی سدههای اول و دوم م دولت كلخید منقرض شد و در مصب رود چوروخ دولت جدید لاز تأسیس گردید و بهتدریج كلخید را تابع خود نمود (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ١٢ / ٤٢٧). بنابر نوشتۀ مورخان عهد باستان در سدۀ ٢م قوم لاز مصب رود چوروخ و نواحی اطراف آن را در اختیار داشت. فرمانروایان لاز در سدۀ ٤م اهالی شمال كلخید را تابع خود كردند. مراكز عمدۀ این دولت عبارت بودند از آرخئوپولیس، رودوپولیس و واشناری. از سدۀ ٦م اراضی لازیكا، كه كلخید را نیز دربر میگرفت، صحنۀ پیكار میان ٢ دولت بزرگ ایران و روم شرقی شد (همان،١٤ / ١١٦).
در مذاكرات صلح قباد (كواذ) اول پادشاه ساسانی و ژوستن (یوستینوس) امپراتور روم شرقی مقرر شد سرزمین لازیكا، یا لازیكه به ایران واگذار گردد (كریستن سن، ٣٧٩). لازیكا بعدها لازستان نیز نامیده شد. در نیمۀ نخست سدۀ ٦ م پیران گشنسپ، از دودمان پارتی مهران، فرماندهی سپاه ایبری (گرجستان) و آلبانیا (اران) را برعهده داشت. وی در حدود ٥٣٨- ٥٣٩ م به قتل رسید. برادر او مهران در این زمان در لازیكا فرمانروایی داشت (نولدكه، ٦٨١). از سدۀ ٧م سرزمین آجارستان مورد هجوم شاخهای از ایبریان (گرجیان) قرارگرفت كه آنان را كارتاولی مینامند (ترك آنسیكلوپدیسی). با فتوحات مسلمین در سدۀ ١ق / ٧م این سرزمین تابع خلافت شد. سدۀ ٣ق / ٩م لازیكا به تابعیت شاهزادهنشین تادوكلارجتی درآمد و از سدۀ ٤ق / ١٠م بخشی از قلمرو ایبری (گرجستان) شد. سدههای ٥-٧ق / ١١-١٣م سپاهیان سلجوقی و سپس مغولان بر این سرزمین حمله بردند. در نیمۀ دوم سدۀ ١٠ق / ١٦م سرزمین كنونی جمهوری خودمختار آجارستان به تصرف دولت عثمانی درآمد و این دولت تا ١٨٧٨م بر این ناحیه فرمان راند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٢، ١ / ٤٠٦، چ ٣، ١ / ٢٢٦). بنابر نوشتۀ مورخین و مطلعین، طی نیمۀ دوم سدۀ ١٠ق / ١٦م در اراضی آجارستان نه تنها گرجیان مسلمان، بلكه مسیحیان نیز سكنى داشتند (همان، چ ٢، ٤٠٠). جنگهای ٢ دولت عثمانی و روسیه در ١٨٧٧- ١٨٧٨م سبب شد كه شهرهای باطوم، قارص و اردهان تحت تسلط دولت امپراتوری روسیه قرار گیرد. در ١٨٧٨م طبق تصمیم كنگرۀ برلین، آجارستان به گرجستان پیوست. در ١٥ آوریل ١٩١٨م تركان شهرهای باطوم، آخالتسیخا، اردهان و بخشی از ناحیه گوریو را متصرف شدند. از دسامبر ١٩١٨م تا ژوئیۀ ١٩٢٠م بندر باطوم در اشغال سپاهیان انگلیس بود. در ١٨ مارس ١٩٢١م بلشویكها در سرزمین آجارستان مستقر شدند و در ١٦ ژوئیۀ همان سال جمهوری خودمختار آجارستان تأسیس و بخشی از جمهوری شوروی گرجستان شد (همان، ١ / ٤٠٠، ٤٠١). در ١٩٩٢م جمهوری فدراتیو قفقاز تأسیس یافت و آجارستان به همراه گرجستان به صورت بخشی از این جمهوری درآمد، ولی مدتی بعد فدراسیون قفقاز منحل شد و جمهوری خودمختار آجارستان صورت پیشین را بازیافت، آجارها در دوران سلطۀ امپراتوری عثمانی اسلام آوردند و به سبب نفوذ و گسترش اسلام در آجارستان، روسها این سرزمین را گرجستان اسلامی نامیدند (ریكمر، ٤٦٥)، ولی آیین مسیح نیز همچنان در این منطقه رواج داشت. همچنین آجارها ویژگیهای قومی خود را از دست ندادند و مستحیل نشدند.
جمعیت و زبان
آجارها كه در زبان محلی گرجی آنها را آجارلی گرجیانی مینامند از ٢ شاخۀ مینگرلی و كارتلی هستند كه در جمهوری خودمختار آجارستان سكنى دارند. از ٠٠٠‘ ٣٤٣ نفر جمعیت آجارستان (آمار ١٩٧٦م) ٠٠٠‘ ٢٣٧ گرجی، ٠٠٠‘٣٦ روسی، ٠٠٠‘١٦ ارمنی، ٢٠٠‘ ٧ اوكرایینی، ٩٠٠‘٦ نفر یونانی و بقیه از دیگر اقوام از جمله، یهودی، كرد و ابخازی هستند (آمار ١٩٧٠م). تا اول ژانویۀ ١٩٧٦ تراكم جمعیت آجارستان در هر كمـ ٢، ٣ / ١١٤ گزارش شده است. ٠٠٠‘١٣٠ نفر از ساكنان این جمهوری در مركز آن، شهر باطوم، زندگی میكنند (آكینر، ٢٤٤) كه گرجیان آن را «باتومی» مینامند، اكثر اهالی در مناطق كرانۀ دریای سیاه سكنى دارند. تراكم جمعیت در این نواحی بیش از ٢٠٠ نفر در هر كمـ٢ است. از دیگر مناطق پرجمعیت آجارستان، دشتهای اطراف رود آجاریستسكالی است كه تراكم جمعیت آن از ١٥٠ نفر در هر كمـ٢ تجاوز میكند. حدود ٥٠٪ اهالی آجارستان در شهرها سكنى دارند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ١ / ٢٢٤، ٢٤(٢) / ٥٢٥، چ ٢، ١ / ٣٩٩، ٤٠٠)، شمارۀ آجارهای مسلمان جمهوری خودمختار آجارستان را ٠٠٠‘٧٤ نفر نوشتهاند. كردان مسلمان كوچنشین ساكن این جمهوری نیز ٠٠٠‘ ٣ نفرند (ترك آنسیكلوپدیسی). آجارها از اختلاط بومیان آن سرزمین با یونانیان و رومیان (مردم بیزانس) پدید آمدهاند. هجوم قوم كارتاولی به آجارستان در سدۀ ٧م، زبان و فرهنگ مردم بومی این سرزمین را عمیقاً تحتتأثیر قرار داد. ٠٠٠‘٧٠ تن آجار ساكن باطوم و كوتائیسی به زبان كارتاولی كه یكی از زبانهای جنوب قفقاز است و نیز به لهجۀ گوری كه یكی از لهجههای ساحلی گرجستان است سخن میگویند. شاخههای نزدیك این زبان در شمال، مینگرلی و در جنوب تسانی یا لازی است. آجارهای مسلمان ساكن نواحی هممرزِ تركیه زبان تركی نیز میدانند (ترك آنسیكلوپدیسی).
مركز جمهوری خودمختار آجارستان شهر باطوم (باتومی) است. دومین شهر آجارستان كوبولتی است كه طبق آمار ١٩٧٠م جمعیت آن را ٠٠٠‘١٨ نفر نوشتهاند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ ٣، ١٢ / ٣٥٤). محصولات عمدۀ كشاورزی آجارستان، چای، مركبات، گردو، فندق، انگور، اُكالیپتوس، برنج، ذرت و ارزن است. در سالهای اخیر پیشرفتهایی در صنایع آن جمهوری پدید آمده و كارخانههای چوببری، فلزكاری و شیمیایی در آجارستان احداث شده است.
مآخذ
بریتانیكا؛
پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، ابنسینا، ١٣٤٢-١٣٤٤ش؛
پیوتروفسكی، ب. ب.، اورارتو، ترجمۀ عنایتالله رضا، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ١٣٤٨ش؛
ترك آنسیكلوپدیسی؛
دایرةالمعارف بزرگ شوروی (روسی)؛
دیاكونوف، ا م، تاریخ ماد، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٤٥ش؛
كریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمۀ غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ابنسینا، ١٣٤٥ش؛
نولدكه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب، تهران، انجمن آثار ملی، ١٣٥٨ش؛
نیز:
Akiner, Shirin, Islamic peoples of the Soviet union, London, ١٩٨٦;
Arutiunian, N. V., Biaynili, Erevan, izdatelstvo Akademii Nauk Armianskoy SSr, ١٩٧٠;
Piotrovskii B. B., Vanskoe tsarstvo, Moskva, izdatelstvo Vostochnoy literaturi, ١٩٥٩;
Rickmer, V., Ricmers, «Lazistan and Ajaristan», The Geographical Journal, London, ١٩٣٤, LXXXIV, No. ٦.
عنایتالله رضا