دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٢ - اصطخری، ابوسعید
اصطخری، ابوسعید
نویسنده (ها) :
علی اکبر ضیائی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٨ شهریور ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِصْطَخْری، ابوسعید حسن بن احمد (٢٤٤- ٣٢٨ ق / ٨٥٨-٩٤٠ م)، فقیه شافعی. از زادگاه، تحصیلات و زندگی وی در دوران كودكی چیزی دانسته نیست، اما از انتساب او به اصطخر چنین برمیآید كه شاید زمانی را در آن شهر گذرانده باشد. اصطخری نزد شاگردان مزنی و ربیع بن سلیمان فقه آموخت (ذهبی، سیر ... ، ١٥ / ٢٥٢) و از محدثانی چون سعدان بن نصر، حفص بن عمرو ربالی، احمد بن منصور رمادی، احمد بن حازم بن ابی غرزه، حنبل بن اسحاق و محمد بن عبدالله بن نوفل حدیث شنید و دانشمندانی چون دارقطنی، ابن شاهین، محمد بن مظفر بغدادی، یوسف بن عمر قواس و ابوالحسن ابن جندی از وی حدیث نقل كردند (خطیب، ٧ / ٢٦٨؛ ذهبی، همان، ١٥ / ٢٥١؛ سبكی، ٣ / ٢٣٠). عبّادی وی را جزو طبقۀ سوم فقهای شافعی به شمار آورده است (ص ٦١، ٦٦؛ قس: ابن قاضی شهبه، ١ / ١٠٩-١١٠).
اصطخری از چنان شهرتی در فقه برخوردار بود كه از او با عنوانهایی چون «فقیه مقدم» (ابن ندیم، ٢٦٧)، «علامه» و «شیخ شافعیه» در عراق نام بردهاند (ذهبی، العبر، ٢ / ٢٩؛ یافعی، ٢ / ٢٩٠؛ نیز نك : خطیب، ٧ / ٢٦٩).
ابن سریج (ه م) از رقیبان وی بوده، و مناظرهای تند نیز میان آن دو صورت گرفته بوده است (نك : همانجا).
اصطخری مدتی قاضی قم بود. مردم آن دیار كه شیعی مذهب بودند، به سبب نحوۀ قضای وی در تقسیم ارث به مخالفت برخاستند و اصطخری از بیم جان خویش به همدان گریخت (نك : سبكی، ٣ / ٢٣٣). در دوران المقتدر، خلیفۀ عباسی (٢٩٥-٣٢٠ ق) به قضای سجستان گماشته شد (اسنوی، ١ / ٤٦) و در همین دوره (ابویعلى، ٢٩٥؛ ماوردی، ٢٨٣) مدتی ریاست حسبۀ بغداد را نیز عهدهدار بود و مراكز لهو و لعب بازار شهر را به آتش كشید (نیز نك : خطیب، همانجا).وی در عصر القاهرعباسی (٣٢٠-٣٢٢ ق) نیز از جایگاه بلندی نزد خلیفه برخوردار بود.القاهر از او دربارۀ حكم صابئان استفتا نمود و او به سبب آنكه آنان را ستارهپرست و مخالف یهود و نصارا میانگاشت، به قتلشان فتوا داد (همانجا).
اصطخری در مسائل فقهی گاه فراتر از چارچوب اصول و قواعد فقه شافعی اجتهاد میكرده است (برای مثال، نك : سبكی، ٣ / ٢٣١، ٢٣٣؛ خطیب، همانجا) و در برخی موارد آراء غریبی داشته، و شاید از همین رو به داشتن لغزشهای بسیار در قواعد فقهی متهم شده است (سبكی، ٣ / ٢٣٢). سبكی برخی از نظریات خاص وی را آورده است (نك : ٣ / ٢٣٤-٢٥٣). وی در جمادیالآخر ٣٢٨ درگذشت و در باب حرب بغداد به خاك سپرده شد (سمعانی، ١ / ٢٨٧).
از تألیفات اصطخری چیزی در دست نیست، اما نام برخی از آن آثار اینهاست: ١. ادب القضاء، در یك جلد بزرگ (ابن قاضی شهبه، ١ / ١١٠) كه در نوع خود بینظیر، و حاكی از گستردگی دانش وی بوده است (خطیب، همانجا؛ ابن كثیر، ١١ / ١٩٣). ابن خلكان در میان آثار وی، كتاب الاقضیه را نام برده (٢ / ٧٤) كه به گمان بسیار همان ادب القضاء است. ٢. الشروط والوثائق و المحاضر والسجلات. ٣. كتاب الفرائض الكبیر (ابن ندیم، همانجا).
مآخذ
ابن خلكان، وفیات؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكر، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالعلیم خان، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابویعلى، محمد، الاحكام السلطانیة، به كوشش محمد حامد فقی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبرى، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، مطبعۀ عیسی البابی الحلبی؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٢ م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، لیدن، ١٩٦٤ م؛
ماوردی، علی، الاحكام السلطانیة، به كوشش محمد فهمی سرجانی، قاهره، المكتبة التوفیقیه؛
یافعی، عبدالله، مرآة الجنان، بیروت، ١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م.
علیاكبر ضیائی