دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨٥ - انطاکیه
انطاکیه
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْطاكیّه، شهری باستانی در جنوب تركیه و مركز استان كنونی ختای.
موقعیت جغرافیایی
انطاكیه در ساحل شرقی نهرالعاصی (اُرنتس) در دامنۀ كوه معروف حبیب نجار در °٣٦ و ´١٠ عرض شمالی و °٣٦ و ´٦ طول شرقی قرار دارد (IA, I/ ٤٥٦). فاصلۀ این شهر تا دریای مدیترانه ٦٣ كمـ (نک : ه د، ٨/ ٣٧٢)، و جمعیت آن برابر سرشماری عمومی ١٩٩٠ م/ ١٣٦٩ ش، ١٩٥‘٢٨٤ نفر است («آمار ... »، ٢٨). انطاكیه و استان ختای دارای آب و هوای مدیترانهای، و دمای متوسط سالانه در آنجا °٢/ ١٨ سانتیگراد و میزان متوسط باران ١٧٣‘١ میلیمتر است (YA, V/ ٣٣٧٧).
نامگذاری
بنای اولیۀ این شهر را به آنتیوخوس اپیفانس نسبت میدهند (استرابن، VII/ ٢٤٣). وی آنجا را ٦ سال (ابنعدیم، ١٦؛ یاقوت، ١/ ٣٨٢) و به روایتی ١٢ سال (ابن عبری، ٩٨) پس از درگذشت اسكندر در كنار رودخانۀ ارنتس بنا نهاد. سلوكوس (یكی از سرداران اسكندر و مؤسس سلسلۀ سلوكی) شهر اولیه را كامل نمود و آنجا را به نام پدرش آنتیوخیا (نک : یاقوت، همانجا؛ بیرونی، ٢/ ٥٦٥)، و به قولی به نام پسرش آنتیوخوس نامگذاری كرد (ابن عدیم، ١٥-١٦؛ نیز نک : «دائرةالمعارف ... »، III/ ٢٢٨). برخی این شهر را اندیو نیز نامیدهاند (گوتشمید، ١٠٣؛ مجمل التواریخ ... ، ٦٤). پس از سلوكوس جانشینان وی آنجارا پایتخت خود قراردادند (دورانت، ٦/ ١٥٧؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
پیشینۀ تاریخی
بهرهوری خاك در استان ختای و قرار گرفتن بر سر چهار راه ارتباطی میان سوریه ـ فلسطین و كرانههای دریای مدیترانه از علل مهم زیست انسان در این ناحیه بوده است (همانجا). از هزارۀ ٢ قم تا سدۀ ٨ قم اقوام مختلفی بر اینجا فرمان راندند (YA, V/ ٣٤١١). انطاكیه در دهههای آغازین تشكیل، شامل دو محله بود كه در یكی یونانیها و در دیگری بومیان سكنى داشتند؛ عدهای یهودی نیز در آنجا میزیستند («دائرةالمعارف»، III/ ٢٢٩).
گسترش و توسعۀ شهر انطاكیه در دوران آنتیوخوس چهارم (١٧٤-١٦٤ قم) به اوج خود رسید. وی انطاكیه را به مركز مهم دانش و فرهنگ تبدیل كرد (اومار، II/ ١٨٦-١٨٧؛ دورانت، ٦/ ١٥٨). پس از درگذشت آنتیوخوس چهارم، دولت سلوكی رو به ضعف نهاد؛ مدتی نیز تیگران پادشاه ارمنستان (در ٨٣ قم) آنجا را در تصرف داشت. سرانجام پُمپیوس سردار رومی، تیگران را شكست داد، سوریه و انطاكیه را در ٦٤ قم تصرف كرد و ضمیمۀ قلمرو دولت روم ساخت (اومار، II/ ١٩٦). رومیان به آبادی و توسعۀ شهر همت گماردند، و این امر موجبات افزایش جمعیت را فراهم آورد («دائرةالمعارف»، همانجا). با آمدن مسیحیان، این شهر به صورت مركزی دینی درآمد و یكی از ٤ بطركنشین مسیحیان گردید (یعقوبی، ١/ ١٥٣؛ مسعودی، ٢/ ١٨٢). كلیسای انطاكیه اولین كلیسای مسیحی به شمار میآید. ازاینرو، پاپ در ١٩٦٣م آنجا را زیارتگاه خاص نامید، YA)، همانجا).
پس از تشكیل دولت ساسانی در ٢٢٦ م و آغاز رقابت میان ایران و روم، انطاكیه صحنۀ شدیدترین برخوردها میان دو دولت گردید. سپاهیان شاپور اول پادشاه ساسانی در ٢٦٠م پس از غلبه بر والریانوس تا انطاكیه پیش رفت (دورانت، ٩/ ٢٩٤). با عقبنشینی ایرانیها، دولت بیزانس بر منطقه حاكم شد؛ و پس از ظهور اسلام ناحیۀ انطاكیه صحنۀ برخورد دائمی میان بیزانس و دولتهای اسلامی گردید. در ٢٦٥ ق/ ٨٧٩م، احمد ابن طولون آنجا را به زیر فرمان آورد (ابن عبری، ٢٥٧)، سپس اخشیدیان بر آنجا تسلط یافتند (نک : ه د، ١/ ٥٥٨-٥٦١) و مدتی نیز امیران آل حمدان ــ شاخۀ شام ــ بر آنجا فرمان راندند (همان، ١/ ٦٨٨-٦٩٣). در ٣٥٨ق/ ٩٦٨م، نیكفوروس فوكاس (اُستروگُرسكی، ٢٦٩) فرمانروای روم، انطاكیه را تصرف كرد (ابن عبری، ٢٩٤).
حاكمیت بیزانس بر انطاكیه نزدیك به یك قرن ادامه یافت. رومیان به عمران و آبادی آنجا همت گماردند («دائرةالمعارف»، III/ ٢٣٠). انطاكیه از نیمۀ دوم سدۀ ٥ق/ ١١م به تدریج تحت نفوذ عناصر ترك قرار گرفت. افشین (سردار ترك) در ٤٥٩ ق/ ١٠٦٧م آنجا را غارت كرد (سویم، ١٠). سلیمان شاه پسر قتلمش به دعوت والی شهر به انطاكیه آمد و در ٤٧٧ ق/ ١٠٨٤ م شهر را تصرف كرد (همو، ١٠٣-١٠٤؛ رانسیمان، I/ ١٦٤؛ آقسرایی، ١٩-٢١).
در جنگهای صلیبی انطاكیه صحنۀ درگیری بوده است؛ جمعیت شهر در این زمان از مسلمانان و مسیحیان تشكیل میشد. مسلمانان برای جلوگیری از كمك احتمالی مسیحیان به صلیبیون، آنها را از شهر بیرون راندند (رشاد، ١٠٣-١٠٤، ١٠٩؛ مطوی، ٣٣؛ استروگرسكی، ٣٣٧).
در زمان تسلط مغولان بر منطقه، شهر انطاكیه از تعرض آنان مصون ماند، چنانکه عدهای نیز از ترس مغولان در آنجا پناهنده شدند كه این امر موجب افزایش جمعیت گردید («دائرةالمعارف»، همانجا). در ٦٦٦ ق/ ١٢٦٨ م بیبرس، امیر مملوك شهر را تصرف كرد. در جریان لشكركشی سلیم اول به مصر در ٩٢٣ ق/ ١٥١٧ م، انطاكیه ضمیمۀ قلمرو عثمانی شد و جزو ولایت حلب و مركز آن گردید (همان، III/ ٢٣١).
پس از جنگ جهانی اول، سرزمین انطاكیه (استان ختای كنونی) در بهار ١٩١٨ م به اشغال انگلیسیها درآمد و سپس تحت ادارۀ فرانسویها قرار گرفت. برابر مفاد عهدنامۀ آنکارا (اكتبر ١٩٢١/ مهر ١٣٠٠) كه میان دولتهای فرانسه و تركیه منعقد شد، حكومتی خودمختار با نظارت دولت فرانسه در جنوب تركیه تشكیل شد و سنجق اسكندرون نام گرفت (شاو، ٢/ ٦٢٦؛ YA, V/ ٣٤٠٥-٣٤٠٦؛ «دائرةالمعارف»، III/ ٢٣٢). این حكومت دارای مجلس، قانون اساسی و رئیس دولت بود كه از طرف مردم انتخاب میشد و زبانهای عربی و فرانسوی نیز مانند زبان تركی در آنجا رسمیت داشت. درپی مذاكرات فرانسه و تركیه، سوریه كه سنجق اسكندرون نیز جزو آن بود، استقلال گرفت. از سویی دیگر تركهای این ناحیه خواستار استقلال سنجق اسكندرون شدند و دولتی به نام ختای در آنجا تشكیل دادند. سرانجام در ١٩٣٩م/ ١٣١٨ش دولت فرانسه با الحاق این ناحیه به تركیه موافقت كرد و از این تاریخ به بعد انطاكیه به نام ختای نامیده شد و یكی از استانهای تركیه گردید (نک : ه د، ٨/ ٣٧٤).
جغرافینگاران و سیاحان، به ویژه مسلمانان، آنجا را شهری زیبا، بزرگ، با باروهای مستحكم و كمنظیر و باغ و بوستانهای دلانگیز وصف كردهاند (اصطخری، ٦٢؛ ابن بطوطه، ٧٤؛ نیز نک : ابن رسته، ٥٩؛ ادریسی، ٢/ ٦٤٥). این شهر در دوران حاكمیت بیزانس نیز یكی از مراكز مهم بازرگانی، و شهری آباد و پررونق و مهمترین شهر روم شرقی بوده است (هاید، ٢٢). همچنین از ثروت افسانهای آنجا از جمله: طلا، نقره، جواهرات و گلدانهای گرانقیمت كه توسط صلیبیون غارت شده بود، یاد كردهاند (همو، ١٩٤). اولیاچلبی آنجا را از قول مورخان «دار قیاصره» نامیده است. وی همچنین دربارۀ زیارتگاهها، مدارس، حمامها، بازارها، محلات، قلعه و ... اطلاعات بسیاری به دست میدهد (نک : ٣/ ٤٩-٥٢).
از آثار تاریخی این شهر، همچنین قلعه و باروها، كلیسا و صومعۀ پیر مقدس، مسجد حبیب نجار ــ كه در آغاز كلیسا بوده، و پـس از دورۀ اسلامـی به مسجـد تبدیل شـده است ــ پلهای ترایانوس و دیوكلتیانوس، دروازۀ آهنین (دمیرقاپی) و جز آنها را میتوان نام برد (YA, V/ ٣٤٨٣-٣٤٨٤).
مآخذ
آقسرایی، محمود، مسامرةالاخبار و مسایرةالاخیار، به كوشش عثمان توران، تهران، ١٣٤٨ ش؛
ابن بطوطه، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١م؛
ابنعبری، غریغوریوس، تاریخ مختصرالدول، به كوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابن عدیم، عمر، زبدة الحلب من تاریخ الحلب، به كوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٩ م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٢٧ م؛
اولیاچلبی، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ ق؛
بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، حیدرآباد دكن، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥ م؛
دورانت، ویل، تاریخ تمدن (ج ٦، یونان باستان)، ترجمۀ هوشنگ پیرنظر، تهران، ١٣٤٠ ش؛
همان (ج ٩، قیصر و مسیح)، ترجمۀ علیاصغر سروش، تهران، ١٣٤٠ش؛
رشاد، محمد، جنگهای صلیبی، تهران، ١٣٥١ ش؛
شاو، ا. ج.، تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیه، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ ش؛
گوتشمید، آلفرد، تاریخ ایران و ممالك همجوار، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، علمی؛
مجمل التواریخ و القصص، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛
مطوی، محمد، الحروب الصلیبیة فی المشرق و المغرب، تونس، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٤ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛
نیز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١;
Heyd, W., Yakin -doğu ticaret tarihi, tr. E. Z. Karal, Ankara, ١٩٧٥;
IA;
Ostrogorsky, G., Bizans devleti tarihi, tr. F., Işıltan, Ankara, ١٩٨١;
Runciman, S., Haçlı seferleri tarihi, tr. F. Işıltan, Ankara, ١٩٨٦;
Sevim, A. and Y. Yücel, Türkiye tarihi, Ankara, ١٩٨٩;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦٦;
Türkiye diyanet vakfι Islâm ansiklopedisi, Ankara, ١٩٩١;
Umar, B., Türkiye halkιn ιn ilkçağ tarihi, Izmir, ١٩٨٢;
YA.
علیاكبر دیانت