دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٦ - بدلیس
بدلیس
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِدلیس، شهر و مرکز استانی به همین نام در آناتولی شرقی در مشرق ترکیه.
موقعیت جغرافیایی
این شهر در °٣٨ و´٢٠ عرض شمالی و °٤٢ و´٥ طول شرقی، در فاصلۀ ٢٥ کیلومتری بندر تاتوان، در جنوب غریی دریاچۀ وان و در کنار رودخانۀ بدلیس قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ٤٠٠، ١-١، ٤٥٠ متر است (IA. II/ ٦٥٧-٦٥٨). رودخانۀ بدلیس، از ریزآبهای حوضۀ علیای دجله است که از به هم پیوستن دو نهر کوچک- یکی از جانب شمال فو دیگری از جانب شرق- تشکیل میشود (همانجا؛ لینچ، ١٤٦). شهر در درۀ این رود واقع شده، و به عنوان گذرگاه بسیار مهم میان کوههای ارمنستان و جلگههای بینالنهرین ــ یا به سخن دیگر میان قفقاز تا سواحل خلیج فارس و مدیترانه ــ از دیرباز دارای اهمیت ویژهای بوده است؛ چنانکه به نوشتۀ بدلیسی (در سدۀ ١١ق/ ١٦م)، قصبۀ بدلیس دربدنی بوده است میان آذربایجان و دیار بکر و ربیعه و ارمن... که حاجیان ترکستان و هند و ایران و... و بازرگانان ملل مختلف از روس و اسلاو و عرب و عجم میبایست از آن بگذرند (ص ٤٤٥). عبور سپاه ١٠هزار نفری در سدۀ٤ق م که گزنفنون از آن یاد میکند، از همین گذرگاه بوده است (IA, II/ ٦٥٨). به سبب موقعیت و اهمیت بازرگانی بدلیس، فرمانروایان آن در تأمین آزوقه و امنیت راهها کوشش میکردند (همان، II/ ٦٥٩).
ناحیۀ بدلیس دارای تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و پربرف است (همان، II/ ٦٥٨)، چنانکه بازرگانان و نیزی آنجا را «در حکم منبع و مخزن برف» دانستهاند (سفرنامهها...، ٣٧١). بنابر آمار ١٣٧٦ش/ ١٩٩٧م جمعیت شهر بدلیس ــ که بیشتر کرد هستند ــ ٩٢٧، ٥١نفر، همراه با روستاهای تابع ٣٠٨، ٦٨ نفر، و جمعیت استان بدلیس شامل شهرهای اخلاط، عادلجواز، گوراویماق، خیران، موتکی و تاتوان، بالغ بر ٦٤٥، ٣٣٩ نفر بوده است DIE, npn).). ترکیب جمعیت شهر در سدههای گذشته شامل ارامنه و مسلمانان (کرد و ترک) بوده است (سامی، ٢/ -١٢٣٩؛ هوانیسان، ٣٥؛ سفرنامهها، همانجا).
نامگذاری
به نوشتۀ بدلیسِف بدلیس جای خوش آب و هوا را گویند (ص ٤٤٠). همچنین گفتهاند که اسکندر هنگام لشکرکشی به شرق در آنجا توقف کرد و به سبب آب و هوای نیکوی آنجا به یکی از غلامانش که بدلیس نام داشت، فرمان داد در این محل قلعهای غیرقابل نفوذ بسازد، وی آن را بنا کرد و نام خود را بر آن نهاد (برای تفصیل مطلب، ﻧﻜ : همو، ٤٤٠-٤٤٣؛ اولیا چلبی، ٤/ ٨٥). این شهر که در منابع ارمنی از آن بهصورت پاقیش یا باگش یاد شده (IA,II/ ٦٥٨)، در مآخذ اسلامی به صورتهای بِدلیس، بَدلیس، بُدلیس و بتلیس نیز آمده است.
پیشینۀ تاریخی
تاریخ دقیق شکلگیری هستۀ شهر نامعلوم است. در آثار جغرافیانگاران مسلمان مانند اصطخری (ص ١٥٩). مقدسی (ص ٣٧٤)، مؤلف حدودالعالم (ص ١٦٠)، یاقوت (١/ ٥٢٦)، ابوالفدا (ص ٣٩٤)، ابن بیبی (ص ١٨٥-١٨٦)، بدلیس یکی از شهرهای ارمینیه شمرده شده است. بعدها برخی نیز آن را از شهرهای آذربایجان دانستهاند (بدلیسی، ٤٤٠) که در دوران حکومت ساسانیان چندین بار میان این دولت و دولت روم شرقی دست به دست شده است و پس از تجزیۀ امپراتوری روم شرقی در ٣٩٥م؛ در قلمرو آن دولت قرار گرفت («دائرةالمعارف...» VI/ ٢٢٦).
پیش از فتح بدلیس به دست مسلمانان، فرمانروایان آنجا از ارامنه بودند (بدلیسی، ٤٤٦). در زمان خلافت عمر، در ١٧ق/ ٦٣٨م، و بنا به روایتی در ١٩ق (همو، ٤٤٥-٤٤٦؛ ابناثیر، ٢/ ٥٣٤-٥٣٥؛ ابنشداد، ٣(٢)/ ٥٣٧)، عیاض بن غَنم بعد از فتح جزیره، اخلاط و بدلیس را فتح کرد؛ بطرکهای هر دو شهر حاکمیت مسلمانان را پذیرفتند و با عیاض صلح کردند؛ اما حاکمیت مسلمانان دیری نپایید و بدلیس بار دیگر زیر فرمان بیزانس درآمد و موقعیت شهری مرزی میان مسلمانان و مسیحیان یافت («دائرةالمعارف»، همانجا). بعدها، مروانیان، عباسیان و امرای بنی حمدان بر آنجا فرمان راندند (همانجا). در زمان متوکل عباسی موسی بن زَراره در بدلیس بر خلیفه شورش کرد (یعقوبی، ٢/ ٤٨٩). در ٣١٦ق/ ٩٢٨م دو مستوک با سپاهی گران به ارمنستان آمد و اخلاط و بدلیس را تصرف کرد و منابر را از مساجد خارج ساخته، به جای آنها صلیب نصب کرد. ساکنان آنجا نیز از این وضع به خلیفه شکایت بردند (ابناثیر، ٨/ ١٩٨-١٩٩).
تسلط رومیان بر این شهر دیری نپایید، چون اندکی پس از این تاریخ، بدلیس زیر فرمان بنی حمدان درآمد. در ٣٦٩ق/ ٩٧٩م عضدالدولۀ دیلمی برای مقابله با ابوتغلب، امیر حمدانی که در جنگهای داخلی آل بویه از بختیار حمایت کرده بود، به قلمرو حمدانیان لشکر کشید. ابوتغلب که تاب مقاومت نداشت، به سوی بدلیس گریخت؛ عضدالدوله در پی او به بدلیس وارد شد و این شهر را تصرف کرد. با تشعیف بین حمدان، حکومت این ناحیه به دست بنیمراون ــ که از کردان بودند و از دیرباز در دیار بکر استقرار داشتند ــ افتاد. حاکمیت بنی مراون بر بدلیس تا ٤٧٧ق/ ١٠٨٤م ادامه یافت. در این سال فخرالدولة بن جهیز از فرماندهان نظامی سلطان ملکشاه سلجوقی به نواحی شرقی آناتولی لشکر کشید و این ناحیه از جمله بدلیس را به تصرف سلجوقیان بزرگ درآورد (ابناثیر، ١٠/ ١٣٤-١٣٥؛ بازورث، ٩٧-٩٨؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). پس از آن، ملکشاه بدلیس را به اقطاع دیلماج اوغلو محمدبیک داد و این ناحیه مرکز خاندان بین دیلماج یا طغانیان شد (همانجا).
مدنی نیز بدلیس در قلمرو قزل ارسلان بود (بدلیسی، ٤٨٠). به هنگام هجوم مغولان، جلالالدین خوارزمشاه سپاه خود را به این ناحیه آورد (نسوی، ٢١٢-٢١٣، اقبال، ١/ ١٣٨)؛ مغولان در پی او به بدلیس وارد شدند و شهر را ویران کردند (همو، ١/ ١٤٣). سپس علاءالدین کیقباد اول از سلجوقیان آُسیای صغیر، آنچا را از تصرف مغولان بیرون آورد و ضمیمۀ قلمرو خود کرد (ابنبیبی، ١٨٥-١٨٦).
از سدۀ ٨ق/ ١٤م امیران کُرد که از خاندان شرفالدین بدلیسی بودند، بر این ناحیه مسلط شدند (برای تفصیل مطلب، ﻧﻜ : بدلیسی، ٤٣٩ ﺑﺒ؛ مردوخ، ٣(٢)٢١٥). پس از آن تیمویان و سپس فرمانروایان قراقویونلو و آققویونلو بر این ناحیه فرمان راندند (ابوبکر طهرانی، ١/ ٨٤، ٩٦، ٢/ ٥٤٣، ٥٥٩؛ بدلیسی، ١٢٨؛ حافظ ابرو، ١/ ٤٨٤؛ روملو، ١/ ٨٨) و اوزون حسن، سلیمان بیک را مأمور فتح قلعۀ بدلیس کرد (بدلیسی، ٥٠٥-٥٠٧).
در ٩١٣ق/ ١٥٠٧م شاه اسماعیل، بدلیس را متصرف شد. امیر شرفالدین حاکم بدلیس اظهار اطاعت کرد و شاه اسماعیل او را بار دیگر به حکومت بدلیس گماشت (همو، ٥٣٠-٥٣١). شاه اسماعیل در بازگشت خود از کردستان در خوی، قشلاق کرد. امیر شرفالدین به اتفاق ١٠ تن دیگر از احکام کردستان برای اظهار اطاعت مجدد نزد شاه اسماعیل آمد. شاه اسماعیل به تحریکخان محمد استاجلو حاکم دیار بکر که با کردان دشمنی داشت، ٩ تن از آنان از جمله امیر شرفالدین را به زندان افکند و پس از آن، چاپان سلطان را مأمور تصرف بدلیس کرد. ایمر ابراهیم که پس از امیر شرفالدین حاکم بدلیس شده بود، با وجود حملههای مکرر قزلباشان مدت دو سال پایداری کرد و پس از آن بدلیس به تصرف چاپان سلطان درآمد (همو، ٥٢٦-٥٢٧). پس از ندی میرشرفالدین از زندان گریخت و به محاصرۀ بدلیس پردخت، ولی از کردبیک شرفلو که از جانب شاه اسماعیل حاکم بدلیس و عادلجواز و ارجیش بود، شکست خورد و متواری شد (پارسا دوست، ٤٠٠). وی به هنگام جنگ چالداران (٩٢٠ق/ ١٥١٤م) همراه برخی از حکام کردستان به سلطان سلیم پوست و سلطان سلیم پس از پیروزی در جنگ، حکومت بدلیس را به وی واگذارد (بدلیسی، ٥٣٧-٥٤٠).
در زمان سلطنت شاه طهماسب، اولمه تکلو حاکم آذربایجان به مخالفت با شاه طهماسب برخاست و به سلیمان قانونی، سلطان عثمانی پناهنده شد. وی سلطان عثمانی را به حمله به ایران تشویق کرد. اولمه در دیدار خود با سلطان سلیمان از شرف خان حاکم بدلیس نیز سعایت کرد و سلطان سلیمان تحت تأثیر حرفهای وی، شرف خان را معزول، و اولمه را به حکومت بدلیس منصوب کرد و فیل پاشا را با ٥٠هزار سوار همراه اولمه به بدلیس گسیل داشت. شرف خان به شاه طهماسب پئاه برد؛ شاه طهماسب نیز سپاهیانی را به بدلیس روانه کرد. با شنید خبرآمدن سپاهیان ایران به سوی بدلیس، نیروهای عثمانی متواری شدند (همو، ٥٤٠-٥٤٨؛ رولمو، ٣١٤-٣١٥؛ قاضی احمد، ١/ ٢١٧).
با انعقاد عهدنامۀ آماسیه میان ایران و عثمانی در ٩٦٣ق/ ١٥٥٦م، بدلیس به عثمانی واگذار شد («دائرةالمعارف»، VI/ ٢٢٧). در اوایل سدۀ ١٣ق١٩م عباس میرزای قاجا رولیعصد فتحعلی شاه به آناتولی شرقی از جمله بدلیس لشکر کشید. پس از انعقاد عهدنامۀ اول ارزنةالروم در ١٢٣٩ق/ ١٨٢٤م، مرزهای دو دولت تشبیت شد (همانجا). در جریان جنگ جهانی اول، بدلیس بر سر راه آناتولی ـ بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار بود (لانگ، ٣٦). طرفداران ارمنستان بزرگ بر ٧ ایالت از شرق ترکیه که بدلیس را نیز شامل میشود، ادعای ارضی دارند (کاظمزاده، ٢٥٥). اولیا چلبی سیاح ترک در سدۀ ١١ق/ ١٧م، از قلعل بدلیس، مدارس، کاروانسراها، مساجد و... آنجا تفسیل یاد کرده است (ﻧﻜ : ٤/ ٨٥-٩٩). تاورنیه (ص ٢٧٢-٢٧٣) و همچنین بازرگانان و نیزی در سدۀ ٩ق/ ١٥م (سفرنامهها، ٣٧١) از استقلال امیر آنجا و خصوصیات ساکنان کرد آن یاد کردهاند. از دانشمندان معروف بدلیس، از ادریس بدلیسی مؤلف کتاب هشت بهشت که به زبان فارسی دربارۀ ٨ تن از پادشاهان عثمانی نشوته است، میتوان نام برد (بدلیسی، ٤٤٨-٤٤٩).
در میان آثار باستانی بدلیس اولو جامع که در ٤٥٥ق/ ١٠٦٣م بازسازی شده است (اصلان آیا، ٩٥) و همچنین مجموعۀ شرفیه («دائرةالمعارف»، VI/ ٢٢٨) شایان ذکرند.
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن بیبی، حسین، سلجوقنامه، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٣٥٠ش؛ ابن شداد، محمد، الاعلاقالخطیرۀ، به کوشش ﭔﺤﭕﻰ عباره، دشمق، ١٩٧٨م؛ ابوبکر طهرانی، دیار بکریه، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا، ١٩٦٢-١٩٦٤م؛ ابوالفدا، تقومالبلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛ اصطخری، ابراهیم، مسالک و ممالک، ترجمل کهن فارسی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ش؛ اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مصل ایران از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تهران، ١٣١٢ش؛ اولیا چلبی، سیاحتنامه، استانبول، ١٣١٤ق؛ بدلیسی، شرفخان، شرفنامه، به کوشش محمد عبسی، تهران، ١٣٤٣ش؛ پارسادوست، منوچهر، شاه اسماعیل اول، تهران، ١٣٥٧ش؛ حافظ ابرو، زیدةالتواریخ، به کوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛ حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ روملو، حسن، احسنالتواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ش؛ سامی، شمسالدی، قاموسالاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ سفرنامههای و نیزیان در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٤٩ش؛ قاضی احمد قمی، خلاصةالتواریخ، به کوشش احسان اشرافی، تهران، ١٣٥٩ش؛ مردوخ روحانی، بابا، تاریخ مشاهیر کرد، به کوشش ماجد مردوخ روحانی، تهران، ١٣٧١ش؛ مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ نوی، محمد، سیرت جلالالدین مینکبرنی، به کوشش ﻣﺠﺘﺒﻰ مینوی، تهران، ١٣٤٤ش؛ یاقوت، بلدان؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛ نیز:
Aslanapa. O., Turkish Art and Architecture, London. ١٩٧١;
Bosworth, C. E., «The Political and Dynastic History of the Iranian World», The Cambridge History of Iran, vol. V. ed. J. A. Boyle. Cambridge, ١٩٦٨;
DİE, www. die. gov.tr/ TURKISH/ SONIST/ NUFUS/ ilceler.htm;
Hovanisian, R. G., Armenia on the Road to Independence ١٩١٨, Los Angeles, University of California Press;
IA;
Kazemzadeh, F., The Struggle for Transcaucasia, New York;
Lang, D. M., Armenia Cradle of Civilization, London, George Allen and Unwin Ltd;
Lynch, H. F. B., Armenia Travels and Studies, Beirut, ١٩٦٥;
Tavernier, J. B., Les Sic Voyages, Paris, ١٦٧٧;
Türkiye dianet vakfi Islâm anskilopedisi. Istanbul.١٩٩٢.
علیاکبر دیانت