دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥ - باغچه سرای
باغچه سرای
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باغَچهسَرای، شهری در شبه جزیرۀ کریمه که زمانی تختگاه خانات تاتار بود. این شهر در ٣٢کیلومتری شهر سیمفروپل و ساحل دریای سیاه در°٤٤ و´٤٥ عرض شمالی و°٥١ و´٣٣ طول شرقی واقع است (بروکهاوس، III/ ٢١٤) و اکنون مرکز شهرستانی است به همین نام در جمهوری اوکرائین که جمعیت آن در ١٩٦٩م/ ١٣٤٨ش حدود ١٥ هزار نفر (BSE٣, III/ ٥٦)، و در ١٩٩٠م/ ١٣٦٩ش حدود ٦٠٠‘٢٦ نفر بوده است (آمریکانا).
باغچهسرای در منطقۀ بسیار خوش منظرهای از حوضۀ رود چوروکسو (BSE٣، همانجا؛ «دائرةالمعارف جغرافیایی...»، I/ ٢٠١)، و در دشت تنگی نهاده شده که در شرق آن درهای به نام سالچیک واقع است. در انتهای درۀ سالچیک دژی کوهستانی به نام جهود قلعه وجود دارد (بارتولد، III/ ٣٦٨). این ناحیه از سوی امیران تاتار، برای اسکان یهودیان کریمه تخصیص یافته بود. تا سدۀ ١٩م، بومیان شبه جزیرۀ کریمه آنجا را قِرقِر یا قرقری مینامیدند (همانجا). این نام نخستینبار در نوشتۀ ابوالفدا آمده که ظاهراً معنای آن ٤٠مرد است. قرقر یا قرقری قلعهای است تسخیر ناپذیر بر سر کوهی در شمال صاری کرمان که دسترسی بدان دشوار است. در نزدیکی آن کوهی بلند به نام جاطرطاق وجود دارد که از دریای سیاه میتوان آن را مشاهده کرد (ابوالفدا، ٢١٤، ٢١٥). ابوالفدا مردم قرقر را از قوم آص (آس) نامیده است (ص ٢١٥). قوم آس مردمی ایرانینژاد و ایرانی زبانند (ﻧﮑ: ﻫ د، اوستیا، نیزآسی). بعضی از محققان معنای ٤٠ مرد را برای قرقر درست ندانسته، آن را قرقاور (٤٠قلعه) معنا کردهاند. بارتولد مینویسد که بر سکههای یافت شده، نام قرق ـ یر آمده که به معنای ٤٠ جای است (همانجا). چنین به نظر میرسد که حاجیگرای از نوادگان جوجی، فرزند چنگیز و بنیادگذار دودمان گرای در ٨٥٨ق/ ١٤٥٤م تختگاه خود را به قرقیر انتقال داده بود (همانجا). در اوایل سدۀ١٠ق/ ١٦م منگلیگرای در سومین دورۀ فرمانروایی خویش (٨٨٣-٩٢٠ق/ ١٤٧٨-١٥١٤م) باغچهسرای را بنا نهاد و آن را تختگاه خود قرار داد («دائرةالمعارف تاریخی...»، III/ ١٧٨).
در یک کیلومتری غرب باغچهسرای در دشت چیریک، خرابههای قصبهای وجود دارد که تاتارهای کریمه آن را اسکی یورت (سرزمین کهن) مینامند. در اینجا گورهایی از خانهای کریمه، متعلق به سدۀ ١٠ق/ ١٦م وجود دارد (بارتولد، همانجا؛ نیز ﻧﮑ: زامباور، ٣٦٧-٣٦٩؛ اوزون چارشیلی، II/ ٤٢١). باغچهسرای شهری آزاد بود و بازرگانان از نواحی مختلف بدانجا رفت و آمد داشتند. برونفسکی سفیر لهستان در ٩٨٦ق/ ١٥٧٨م از آنجا به عنوان شهری کوچک که در آن قصر خانهای کریمه و مسجدی از سنگ بنا شده بود، خبر میدهد (بارتولد، همانجا).
در زمان فرمانروایی اسلامگرای سوم (١٠٥٤-١٠٦٤ق/ ١٦٤٤-١٦٥٤م) (زامباور، ٣٦٨)، باغچهسرای از اهمیت ویژهای برخوردار گردید (بارتولد، III/ ٣٦٩). در ١١٤٩ق/ ١٧٣٦م باغچهسرای به تصرف روسها در آمد و بخشی از شهر به آتش کشیده شد. یک چهارم شهر، از جمله کاخ، مسجد مشهور و کتابخانۀ آن در آتش سوخت (همانجا). در آن زمان شهر داری دو هزار خانه بود. در عهد سلامتگرای دوم (١١٥٣-١١٥٦ق/ ١٧٤٠-١٧٤٣) (زامباور، همانجا)، بخشی از ویرانیهای شهر بازسازی شد و روبهروی کاخ، مسجد و کتابخانۀ دیگری بنا گردید (بارتولد، همانجا). از ١١٩٧ق/ ١٧٨٣م، شبه جزیرۀ کریمه به روسیه ملحق شد. در ١٢٠١ق/ ١٧٨٧م، کاخ به مناسبت سفر و بازدید کاترین دوم امپراتریس روسیه، بازسازی شد. در آن زمان در شهر ٣١ مسجد، یک کلیسای یونانی، یک کلیسای ارمنی، دو صومعه و دو حمام وجود داشت. در منظومۀ الکساندر پوشکین از کاخ باغچهسرای با عنوان «فوارۀ باغچهسرای» یاد شده است (ﻧﮑ: همانجا).
میان دولتهای روسیه و عثمانی بر سر تصرف شبه جزیرۀ کریمه چند بار درگیریهایی روی داد. در ١٦٨١م پیمان صلحی میان طرفین برای مدت ٢٠ سال به امضا رسید که به پیمان صلح باغچهسرای شهرت دارد (بروکهاوس، III/ ٢١٥). در اواخر سدۀ ١٩ و اوایل سدۀ ٢٠ باغچه سرای به یکی از مراکز تبلیغ فرهنگ اسلامی در شبه جزیرۀ کریمه بدل گردید؛ تا آنجا که یکی از مسلمان، به نام اسماعیل گاسپرالی مدتی شهردار باغچهسرای بود. وی در ١٨٧٩م به انتشار روزنامۀ ترجمان دست زد که مدافع ملی ـ مذهبی مسلمانان روسیه بود (زارهواند، ٣٨). او متعقد بود که آیندۀ بشر از آن اسلام است. وی در بعضی مسائل با سیدجمالالدین اسدآبادی اختلاف نظر داشت و کسانی را که رستگاری اسلام را در تقلید از تمدن اروپا میدانستند، نکوهش میکرد و بر آن بود که اسلام قادر است در مقام رقابت با غرب برآید و در عین حال روح خود را از دست ندهد (بنیگسن، ١٣٥-١٣٦).
مآخذ
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
بنیگسن، الکساندر و مری براکس آپ، مسلمانان شوروی، گذشه، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛
زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاکمة، ترجمۀ زکی محمدحسن و حسن احمد محمود، قاهره، ١٩٥١م؛
نیز:
Americana, ١٩٩٦;
barthold, w. w., sochineniya, Moscow, ١٩٦٥;
brockhous, entsiklopediacheskiĭ slovar’, st. Petersburg, ١٨٩١;
BSE٣ ;
kratkaya istoricheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٠;
sovets- kaya istoricheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٢;
uzunçarṣılı, İ. h., osmanlı tarihi , ankara, ١٩٨٣;
zarevand, turtsiya i panturanizm, paris, ١٩٣٠.
عنایتالله رضا