دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٩٧ - خارک
خارک
نویسنده (ها) :
علی محمد طرفداری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خارْک، جزیرهای در خلیج فارس و نام بخش و شهری در استان بوشهر.
جزیرۀ خارک در نیمۀ شمالی خلیج فارس و در شمال غربی بندر بوشهر و جنوب غربی بندر گناوه، در حدود °٥٠ و ´١٨ طول شرقی، و °٢٩ و ´١٥ عرض شمالی واقع است. این جزیره تقریباً به صورت یک مثلث است که قاعدۀ آن به سوی شمال خلیجفارس کشیـده شده است (جغرافیـا ... ، ٣-٤؛ نقشه). خـارک بـا ٢١ کمـ٢ مساحت، به عنوان بخش خارک جزو شهرستان بوشهر است و جزیرۀ کوچک خارکو واقع در شمال شرقی آن، از توابع بخش خارک بهشمار میرود. جمعیت این جزیره در ١٣٨٥ش، ٨٠٠‘٨ تن بوده است ( نشریه ... ، استان بوشهر؛ جغرافیا، ٤؛ «درگاه ... »، بش ).
خارک جزیرهای مرجانی است که دیرینگی آن به حدود یک میلیون سال پیش میرسد و حدود ١٤ هزار سال است که بر سطح خلیج فارس نمودار شده است (گیرشمن، ٤). بلندترین نقطۀ خارک تپۀ دیدهبانی، با ٨٣ متر ارتفاع است. آبوهوای این جزیره گرم و مرطوب بوده، و میانگین بارش سالانۀ آن اندک است (جغرافیا، ٥، ٢٢).
ساکنان جزیرۀ خارک آب شیرین مورد نیاز خود را با حفر چاه و قنات تأمین میکنند. پیش از ایجاد تشکیلات صنعت نفت، کشاورزی در این جزیره با استفاده از آب قنات، رواج داشت (همان، ٣٧- ٣٨، ٨٧). در سطح جزیرۀ خارک صخرههایی از جنس آهک وجود دارد که سنگهای آن در ساختمانسازی و نیز ساخت ساروج به کار میرفته است. در اوایل سدۀ ٢٠ م، شرکت نفت ایران و انگلستان از این سنگ در ساخت بناهایی در آبادان استفاده میکرد (پورزاهد، ١٣؛ رزمآرا، ٧).
ریشۀ نام خارک چندان روشن نیست. در منابع کهن غربی از این جزیره با نامهایی چون ایکار (یا ایکاریوس)، آراکیا و اسکندریه یاد شده است (گیرشمن، ٥, ٦). در بیشتر منابع جغرافیایی اسلامی، این نام به صورت امروزین آن ثبت شده است، اما برخی منابع آن را به صورت خارَک (نک : سمعانی، ٢/ ٣٠٥؛ یاقوت، ٢/ ٣٨٧)، و خارگ (نک : فسایی، ٢/ ١٥٨٦) نیز آوردهاند.
برپایۀ برخی یافتههای باستانشناختی، جزیرۀ خارک، از حدود هزارۀ ٣ قم در قلمرو ایلامیان بوده است. با توجه به یافتهشدن کتیبههای ایلامی در بوشهر، و نیز نزدیکی جزیرۀ خارک به این کرانهها، چنین احتمالی دور از ذهن نیست. همچنین آثاری از دورۀ سلوکیان و ساسانیان در خارک یافت شده است. وجود گورهایی متعلق به مسیحیان نسطوری در جزیرۀ خارک، نشان میدهد جماعتی از نسطوریان احتمالاً از سدۀ ٣ تا ٧ م در این جزیره میزیستهاند (گیرشمن، ٥, ٩-١٠, ١٧).
جغرافینگاران مسلمان سدههای نخست هجری، خارک را جزیرهای آباد توصیف کردهاند که در آن کشتزارها و نخلستانهایی وجود داشته است و مردم آن به تجارت مشغول بودهاند. برپایۀ این منابع، خارک در سدۀ ٤ ق/ ١٠ م از توابع گناوه (جنابه) بهشمار میآمده، دارای منبر بوده، و از اینرو، مرکز حکومتی بوده است (ابنخردادبه، ٦١؛ ابنحوقل، ٢٦٧؛ مسعودی، ١/ ١٢٦). بنا به روایت یاقوت، خارک در سدۀ ٧ ق/ ١٣ م جزو اقلیم فارس بهشمار میرفته است (همانجا). همچنین این جزیره از نظر صید مروارید اهمیت داشته است و گونهای مروارید گرانبها در سواحل آن به دست میآمده است که به آن «در یتیم» میگفتهاند (اصطخری، ١٠٦-١٠٧؛ حدود ... ، ٢٠-٢١؛ ابوالفدا، ٣٧٣).
جزیرۀ خارک تا پیش از صفویان، جزو قلمرو حکومتهای محلی جنوب ایران بود؛ ازجمله ملوک هرموز که در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م سواحل جنوب ایران و خارک را در تصرف خود داشتند (نک : اقبال، ٤٢). در سدۀ ١٠ق/ ١٦م، پرتغالیها جزیرۀ خارک را تصرف، و یک نمایندگی تجاری در آن تأسیس کردند. اما بعدها نیروهای عرب محلی آنان را از جزیره بیرون راندند. پس از پرتغالیها تونو، جهانگرد فرانسوی، در ١٠٧٦ ق/ ١٦٦٥ م به خارک سفر کرد. او از رونق کشاورزی و صید مروارید در این جزیره سخن گفته است. خارک در این زمان حاکمی جداگانه داشته، و جزو قلمرو صفویان بوده است (گیرشمن، ٧).
در دورۀ شاه سلیمان صفوی، به دلیل بروز اختلافاتی میان حکومت ایران و هلند، نیروهای این کشور خارک را در ١٠٩٥ ق/ ١٦٨٤ م تصرف کردند و تا ١٠٩٦ ق این جزیره را در اختیار داشتند (اقبال، ٩٥، ٩٦). در ١١٦٦ ق/ ١٧٥٣ م، در دورۀ حکومت کریمخان زند، بارون فون کنیپهاوزن خارک را از میرناصر، حاکم بندر ریگ و خارک، برای هلندیان اجاره کرد. او یک مرکز تجاری در جزیره تشکیل داد و قلعهای مستحکم بنا کرد (امین، ٢٢٣-٢٢٦). پس از چندی میرمهنا پسر میرناصر، که با هلندیان اختلاف داشت، به خارک حمله، و هلندیان را از آنجا بیرون کرد (نامی، ١٦٣-١٦٤؛ نک : امین، ٢٣٢-٢٣٣؛ ویلسن، ٢١٢). به دستور کریم خان زند جزیرۀ خارک محاصره شد. در این میان، اطرافیان میرمهنا علیه او شورش کردند و او مجبور به فرار از خارک شد؛ بدین ترتیب، جزیره به تصرف نیروهای زندیه درآمد و حسن سلطان از سوی کریم خان به حکمرانی بندرریگ و خارک منصوب شد (نامی، ١٦٥-١٦٦؛ ویلسن، ٢١٣).
حکومتهای ایران دوبار با واگذاری جزیرۀ خارک به فرانسه موافقت کردند، اما هیچگاه این امر محقق نشد. نخست، کریم خان زند طی توافقنامهای با کمپانی هند شرقی فرانسه، خارک را در اختیار این کمپانی گذاشت که با برچیده شدن کمپانی در ١١٨٤ ق/ ١٧٧٠ م، موضوع پیگیری نشد. فتحعلی شاه قاجار نیز در پی عقد قرارداد فین کنشتاین با ناپلئون بناپارت در ١٢٢٢ ق/ ١٨٠٧ م، خارک را به فرانسویان واگذارد. اما در ١٢٢٤ ق/ ١٨٠٩ م این قرارداد لغو شد (وادالا، ١٧٤؛ گاردان، ٩٠-٩١). به دنبال لشکرکشی محمدشاه به افغانستان، بریتانیا برای وادار ساختن ایران به ترک محاصرۀ هرات، خارک را در ١٢٥٤ ق/ ١٨٣٨ م به اشغال خود درآورد. با وجود عقبنشینی سپاه ایران از افغانستان، این جزیره تا ١٢٥٨ ق/ ١٨٤٢ م در تصرف بریتانیا باقی ماند. در این مدت نمایندگی سیاسی بریتانیا نیز به طور موقت از بوشهر به خارک انتقال یافت. پس از خروج نیروهای انگلیسی، نیروهای دولت ایران در جزیره مستقر شدند (سپهر، ٢/ ٧٢٢-٧٢٤؛ کرزن، II/ ٤٠٤-٤٠٥؛ یاپ، ٨١؛ نک : رائین، ١/ ١٠٦).
ناصرالدین شاه قاجار در ١٢٧٣ ق/ ١٨٥٦ م شهر هرات را تصرف کرد. بریتانیا نیز، خارک و برخی از نواحی جنوب ایران را به اشغال خود درآورد. با انعقاد قرارداد پاریس در ١٢٧٤ ق/ ١٨٥٧ م، هرات برای همیشه از ایران جدا شد و نیروهای بریتانیا خارک را تخلیه کردند (هدایت، ١٠/ ٦٩٠، ٧٢٤؛ سپهر، ٣/ ١٣٣٦؛ ویلسن، ٢١٣، ٢١٤؛ نک : رائین، ١/ ١٠٧).
در جریان جنگ جهانی اول (١٣٣٣-١٣٣٧ ق/ ١٩١٤- ١٩١٨ م)، بار دیگر نیروهای انگلیسی جزیرۀ خارک را اشغال نموده، از آنجا به بوشهر و دشتستان حمله کردند. خارک تا پایان جنگ در تصرف انگلستان بود (همو، ١/ ١٠٧- ١٠٨).
جزیرۀ خارک از ١٣١٢ تا ١٣٢٧ ش در دورۀ حکومت پهلوی به صورت تبعیدگاه مجرمان درآمد و به صورت زندانی بزرگ اداره میشد (پورزاهد، ٣٠).
در ١٣٣٧ ش، جزیرۀ خارک با توجه به عمق مناسب سواحل آن، برای پهلو گرفتن نفتکشهای بزرگ، به عنوان پایانۀ صدور نفت خام برگزیده شد و پس از ساخت تأسیسات لازم و نیز کشیدن لولههای زیردریایی برای انتقال نفت خام از سواحل ایران به جزیره، در ١٣٤٤ ش، به بندری بزرگ برای صدور نفت خام تبدیل شد. با آغاز کار شرکت نفت در جزیره، عدۀ زیادی به خارک مهاجرت کردند؛ به گونهای که جمعیت این جزیره که در ١٣٣٥ ش حدود ٦٠٠ تن بود، در ١٣٥٥ ش به بیش از ٠٠٠‘٨ تن رسید (جغرافیا، ٥٥-٥٦، ٩١-٩٢).
آثار تاریخی گوناگونی در خارک وجود دارد که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
١. مقابر سنگی
قدیمیترین آثاری که تاکنون در جزیرۀ خارک شناسایی شدهاند، دو قبر سنگی متعلق به هزار سال پیش از میلاد و دوران ایلامیها ست. این قبرها در سنگ کنده شدهاند و هنوز لحد آنها که دو تخته سنگ ضربی است، برجای مانده است. از آنجا که مقابر در سنگ کنده شدهاند، در دوران قدیم بارها مورد استفاده قرار گرفتهاند. بومیان این جزیره براساس یک افسانۀ قدیمی، به محل این قبرها «دو دخترون» میگفتند. در قسمتی از کوهستان جزیره، مقابر کهن متعددی با دهانههای گرد وجود دارند که عمق چندانی ندارند. شماری از قبرها هم مدخلهای کوتاه دارند و بالای درگاه آنها نقش صلیب وجود دارد که میرساند مدفن مسیحیان بودهاند (گیرشمن، ٨؛ رائین، ١/ ١٠٢-١٠٣؛ مصطفوی، ١٤٥-١٤٦).
٢. معبد یونانی
از دوران حضور و زندگی یونانیان در ایران، یعنی از زمان ورود اسکندر مقدونی (٣٢٣-٣٣١ قم) به ایران تا پایان دوران اشکانی، معبدی در قسمت کوهستانی جزیرۀ خارک باقی مانده است که به دلیل بنای آن در یک جزیره، باستانشناسان غربی و به تبع آنها باستانشناسان داخلی، آن را متعلق به پوزئیدون (نپتون رومیها) یا خدای دریاها در اساطیر یونانی دانستهاند، اما برای این انتساب، استنادات تاریخی کافی وجود ندارد. این معبد براساس معماری یونانی و با استفاده از سنگهای بزرگی که هنرمندانه تراشیده شده و از خارج وارد گردیده، ساخته شده است (گیرشمن، ٩-١٠؛ رائین، ١/ ١٠٣).
٣. بقعۀ میرمحمد حنفیه
این آرامگاه براساس اعتقاد ساکنان جزیره مزار محمد حنفیه، فرزند حضرت علی (ع) است، اما انتساب این مرقد به محمد بن حنفیه فاقد استنادات تاریخی است. برخی از جغرافیانویسان کهن مانند یاقوت حموی (٢/ ٣٨٧) نیز به وجود قبر وی در خارک اشاره کردهاند، البته یاقوت هم در صحت تعلق آن به محمد بن حنفیه تردید کرده است. این بقعه بنایی چهارگوش و دارای یک گنبد مرتفع هرمیشکل و یک گنبد کوچک مدور است. روی گنبد اول به طور کامل، و روی گنبد دوم تا نیمه مضرس است، یعنی مقرنسکاری خاص معماری اسلامی که غالباً در داخل سقف گنبدی درگاههای ابنیۀ مذهبی بهکار میرفته است، روی سقف گنبدهای این بنا به صورت برجستهکاری اجرا شده است. شکل گنبدِ هرمی و اصلی این مرقد همچون بسیاری از آرامگاههای امامزادگان شیعی در ایران، شبیه به گنبد آرامگاههای انبیای آیین یهود ــ همچون آرامگاه دانیال در شوش ــ است. درون فضای این بقعه مزین به ازارهای از کاشیهای ستارهای و هشتضلعی و زرین فام عهد مغول است که قسمت اعظم آنها از میان رفته است و بر روی تعدادی از آنچه باقی مانده، تاریخ ٧٣٨ ق به چشم میخورد. این بنا ــ به غیر از کاشیها ــ با استفاده از همان سنگهای آهکی نرم جزیره و ملاط گچ و آهک ساخته شده است. بخشی از ساختمان این بنا از دورۀ قاجار است، زیرا این آرامگاه در سدۀ ١٣ ق/ ١٩ م از سوی سعود بن عبدالعزیز، امیر وهابیها، مورد حمله و تخریب قرار گرفت و بعد از پایان آن حملات، از سوی ساکنان جزیره و حاکمان محلی تعمیر و بازسازی شد (آلاحمد، ٨٠-٨٥؛ مصطفوی، ١٤٤-١٤٥؛ فرامرزی، ٢٦-٢٧؛ ابراهیم، ٦٤-٦٥؛ رائین، ١/ ١٠٤).
مآخذ
آلاحمد، جلال، جزیرۀ خارک، در یتیم خلیج فارس، تهران، ١٣٦١ ش؛
ابراهیم کازرونی، محمد، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، به کوشش منوچهر ستوده، گیلان، ١٣٦٧ ش؛
ابنحوقل، محمد، صورةالارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨ م؛
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ ق؛
ابوالفدا، تقویمالبلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠ م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠ م؛
اقبال آشتیانی، عباس، مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران، ١٣٨٤ ش؛
امین، عبدالامیر محمد، منافع بریتانیا در خلیج فارس، ترجمۀ علی رجبی یزدی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
پورزاهد، رضا، جزیرۀ خارک، اهواز، ١٣٥٢ ش؛
جغرافیای جزایر ایرانی خلیج فارس، استان بوشهر، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٨١ ش؛
حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ ش؛
«درگاه ملی آمار»، آمار (مل )؛
رائین، اسماعیل، دریانوردی ایرانیان، تهران، ١٣٥٠ ش؛
رزمآرا، علی، جغرافیای نظامی ایران (جزایر ایران در خلیج فارس)، تهران، ١٣٢٠ ش؛
سپهر، محمدتقی، ناسخالتواریخ، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ ش؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
فرامرزی، احمد، جزیرۀ خارک، به کوشش حسن فرامرزی، تهـران، ١٣٤٧ ش؛
فسایی، حسن، فارسنـامۀ ناصری، به کـوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
گاردان، آ. د.، مأموریت ژنرال گاردان در ایران، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛
مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، ١٣٧٥ ش؛
نامی اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتیگشا، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٥ ش؛
نقشۀ تقسیمات کشوری ایران، تهران، گیتاشناسی، شم ٣٩٠؛
وادالا، ر.، خلیج فارس در عصر استعمار، ترجمۀ شفیع جوادی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
ویلسن، آرنلد، خلیج فارس، ترجمۀ محمد سعیدی، تهران، ١٣٤٥ ش؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات روضةالصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
یاپ، ملکم و ب. کوپربوش، خلیج فارس در آستانۀ قرن بیستم، ترجمۀ حسن زنگنه، تهران، ١٣٨٠ ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Amar, www.amar.org.ir/ nofos ١٣٨٥/ default.aspx?tabid=٥٤٩ & agent Type=view & Property ID=١٤٨٣;
Curzon, G. H., Persia and the Persian Question, London, ١٨٩٢;
Ghirshman, R., The Island of Kharg, ١٩٦٤.
علیمحمد طرفداری