دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧٧ - اندخوی
اندخوی
نویسنده (ها) :
محسن جعفری مذهب
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْدْخوی، یا اندخود، شهری در استان فاریاب در شمال غربی افغانستان. این شهر در °٦٥ و ´٦ طول شرقی و °٣٦ و ´٥٧ عرض شمالی در حاشیۀ صحرای قراقوم و كنار آب اندخوی واقع شده است.
در متون تاریخی و جغرافیایی نام آن به صورت نخذ (طبری، ٧/ ٩٤)، اَنْخذ (اصطخری، ٢٧٠)، اندخُذ (ابنحوقل، ٢/ ٤٤٣؛ ادریسی، ١/ ٤٧٩)، انتخذ و اندخو ( حدود العالم، ٣٠٩، ٥٩٩)، و اندخوذ (مقدسی، ٣٤٧؛ سمعانی، ١/ ٣٦٠) هم آمـده است (نیز نک : منهاج، ١/ ٣٠٨؛ ابن اثیر، ١٢/ ١٨٦). كهنترین یادكرد از این شهر به صورت نخذ، از سدۀ ٢ق/ ٨م است كه طبری در وقایع سال ١١٦ق/ ٧٣٤ م از آن نام میبرد (همانجا). در سدۀ ٤ ق/ ١٠ م رستاق انخذ جزو منطقۀ جوزجان و مركز آن اشترج، شهر كوچكی در بیابان بود كه ٧ قریه داشت (اصطخری، ٢٧١؛ نیز نک : ابنحوقل، ٢/ ٤٢٩).
اهمیت اداری این شهر پس از دورۀ مغولان بوده (حافظ ابرو، ١/ ١٩٣، جم )، و گاه خود حكومت مستقلی داشته است (میرخواند، ٦/ ٥٧٠، ٥٩٤، ٧/ ٢٠٤؛ ابوبكر طهرانی، ٣٠٢). ظاهراً از دورۀ غوریان (در سدۀ ٦ ق/ ١٢ م) به دور شهر حصاری بسیار استوار كشیده بودند (ابن اثیر، ١٢/ ١٨٧؛ جوینی، ٢/ ٥٧). در دورۀ صفویه نیز خندقی پر آب به دور آن بود و شاه عباس اول برای فتح آن ١٠ هزار تفنگ و ٣٠٠ توپ و بادلیج به كار انداخت (هدایت، ٨/ ٣٣٨). اهمیت این شهر در آن زمان چنان بود كه اسكندربیك منشی مینویسد: «هرگاه قلعۀ اندخود در میان باشد، آمد و شد از خراسان به اردوی معلى ]در بلخ[ دشوار خواهد بود» (ص ٦٢١). حصار اندخوی پس از فتح شهر خراب شد (همو، ٦٢٩؛ هدایت، ٨/ ٣٤٢). با این حال، حصار بر پا شدۀ بعدی، آن قدر اهمیت داشت كه رضاقلی میرزا پسر نادرشاه در ١١٤٩ق/ ١٧٣٦م پس از گشودن آن فتح نامهای صادر كرد (محمدكاظم، ٢/ ٥٧٤-٥٧٥). حصار دیگربار در زمان یار محمدخان در ١٢٥٦ ق/ ١٨٤٠ م خراب شد (وامبری، ٣١٤). شهر جدید در نزدیكی شهر مخروبۀ قدیم بنا نهاده شده است ( ایرانیكا، II/ ٢٦).
بنابر گفتۀ اصطخری در سدۀ ٤ق/ ١٠م ساكنان اندخوی اكرادی بودند كه در اطراف آن گوسفند و شتر میچرانیدند (همانجا؛ نیز نک : ابن حوقل، ٢/ ٤٤٣)، اما به گفتۀ مینورسكی اصطلاح كرد به طور كلی به صحرانشینان اطلاق میشده است (ص ٣١١). تا زمان تیمور مردم آن سرزمین فارسی زبان بودند (كلاویخو، ٢٠٢)، ولی حكومت آن به دست ارلاتها و نایمانها بود ( منتخب ... ، ١١٧، ١٩٧؛ خواندمیر، ٣/ ٣٨١). پس از فتح اندخوی توسط قوای شاه عباس اول صفوی، مردم آن به خراسان و عراق كوچانده شدند (اسكندربیك، ٦٢٨) و پس از تصرف آن توسط افشاریان، قوم بیات و افشار در آنجا اسكان یافتند (محمد كاظم، ٢/ ٤٨٣؛ استرابادی، ٢٧٣؛ شیروانی، ١١٩). در سدۀ ١٣ق/ ١٩م بیشتر جمعیت شهر و منطقه از تركمنها بودند كه با ازبكها و تاجیكها اختلاط یافتند، اما شمار تاجیكها خیلی كمتر بود (وامبری، ٣١٤، ٣٨٥). در ١٢٨١ ق/ ١٨٦٤ م جمعیت شهر حدود ١٥ هزار نفر بود (همو، ٣١٤) و در ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦ م به حدود ٣٠ هزار (تركمن، پشتون، تاجیك، هزاره و ازبك) رسید ( دائرةالمعارف ... ، ٣/ ٩٣١؛ ایرانیكا، همانجا). اكنون ٥٨ هزار تركمن و ازبك در این شهر زندگی میكنند (دولتآبادی، ٧٤). تجارت این شهر از قدیم پوست و پشم گوسفند و شتر بوده است و گوسفند قره گل در آنجا پرورش مییابد (ابن حوقل، نیز دائرةالمعارف، ایرانیكا، همانجاها). از آثار تاریخی شهر میتوان بقعۀ بابا شكرالله ابدال، بقعۀ باباسنکو و زیارت چهارده معصوم را نام برد ( دائرةالمعارف، همانجا؛ EI٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، لیدن، ١٩٣٩ م؛
ابوبكر طهرانی، دیار بكریه، به كوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، تهران، ١٣٥٦ ش؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، قاهره، ١٩٧٢ م؛
استرابادی، مهدی، جهانگشای نادری، به كوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ ش؛
اسكندربیك منشی، عالمآرای عباسی، تهران، ١٣٣٤ ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧ م؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٣٤ ق/ ١٩١٦ م؛
حافظ ابرو، عبدالله، زبدة التواریخ، به كوشش كمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛
حدود العالم، به كوشش و. مینورسكی و دیگران، تهران ١٣٧٢ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
دائرةالمعارف آریانا، كابل، ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦ م؛
دولتآبادی، بصیراحمد، شناسنامۀ افغانستان، قم، ١٣٧١ ش؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، حیدرآباد، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
شیروانی، زینالعابدین، بستان السیاحه، تهران، ١٣١٥ ق؛
طبری، تاریخ؛
كلاویخو، روی، سفرنامه، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٣٧ ش؛
محمدكاظم، عالمآرای نادری، به كوشش محمد امین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦ م؛
منتخب التواریخ معینی، منسوب به معینالدین نطنزی، به كوشش ژان اوبن، تهران ١٣٣٦ ش؛
منهاج سراج، طبقات ناصری، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩ م؛
میرخواند، محمد بن خاوندشاه، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
مینورسكی، و.، حواشی بر حدود العالم (هم )؛
وامبری، آرمینیوس، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوریان، تهران، ١٣٦٥ ش؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نیز:
EI٢;
Iranica.
محسن جعفری مذهب