دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٣ - بحرین
بحرین
نویسنده (ها) :
محمدحسن گنجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَحْرِیْن، کشوری که در ١٣٤٩ش/ ١٩٧٠م در پی کشمکشهایی میان دولتهای ایران و انگلستان پدید آمد و سرانجام با همهپرسی سازمان ملل متحد و موافقت دولت ایران به استقلال رسید و در ١٣٥٠ش/ ١٩٧١م به عضویت آن سازمان پذیرفته شد. نظام حکومتی بحرین مشروطۀ سلطنتی است و بنابر قانوناساسی از ٣ قوۀ مقننه، مجریه و قضایی تشکیل یافته است.
مجلس بحرین پس از یک دورۀ کوتاهمدت توسط شیخعیسى آلخلیفه، امیر بحرین، منحل شد و شورایی مشورتی جایگزین آن گردید. قوۀ مجریه و قضاییه از یکدیگر جداست و هیچیک حق مداخله در امور دیگری را ندارد. قوۀ مجریه از امیر و هیأت دولت تشکیل میشود. طبق بند «ب» مادۀ یک قانون اساسی بحرین، سلطنت در خانوادۀ آلخلیفه موروثی است و فرزند بزرگ ذکور امیر نسلبهنسل، از طرف امیر وقت، بهعنوان جانشین تعیین میشود. شورای عالی قضایی بالاترین مرجع قضا در بحرین است که وظیفۀ اصلی آن نظارت بر گردش کار دادگاههاست و رسیدگی به امور استخدامی و شغلی دستاندرکاران قضایی است (ﻧﻜ : ﻫ د، آل خلیفه).
مجمعالجزایر بحرین مرکب از ٣٣ تا ٣٥ جزیرۀ کوچک و بزرگ است که در دهانۀ خلیج سَلوا (شلوا) در جنوب خلیجفارس میان ناحیۀ حسا (احسا) در عربستان سعودی در مغرب و کشور قطر در مشرق، در فاصلۀ تقریباً برابر از این دو سرزمین قراردارد.
بحرین میان °٥٠ و ´٢١ تا °٥٠ و ´٢٥ طول شرقی و در °٢٦ و ´٥ عرض شمالی واقع است (یغمایی، ١١٩-١٢٠). این مجمع الجزایر از دو گروه جزایر کوچک و بزرگ تشکیل میشود: نخستین گروه متشکل از جزیرۀ بزرگ بحرین و جزایر کوچکتری است که آن را احاطه کردهاند و دومین گروه جزایر حوار نام دارد (بریتانیکا، II/ ٥٩٤). در میان گروه اول، بزرگترین جزیره همان است که در سدههای نخستین اسلامی آن را اُوال میخواندهاند (ﻧﻜ : ﻫ د، بحرین، پیشینیۀ تاریخی ١ و٢) و پس از قشم بزرگترین جزیره در خلیجفارس است (اقبال، ٩). این جزیره را منامه، منعمه و میان آبه نیز خواندهاند و در پارهای مآخذ از آن به جزیرۀ ماهی یا ماهی به طور مطلق نیز نام برده شده است (زرینقلم، ٩).
طول جزیرۀ بحرین از شمالیترین نقطۀ آن در نزدیکی منامه تا رأسالبر در جنوبیترین نقطه ٤٧ کمـ و عرض آن به طور متوسط میان ١٠ تا ١٢کمـ و مساحت آن ٣٣٥ کمـ٢ است (همانجا) که خود ٨٥٪ مساحت کل کشور را تشکیل میدهد. جزیرههای مهم این مجمعالجزایر در گروه اول، همه در پیرامون جزیرۀ بزرگ بحرین قرار دارند، از آن جمله جزیرۀ محرق یا محرک در ٥/ ٢ کیلومتری شمال شرق بحرین است که ٥/ ٦ در ٨/ ٠کمـ وسعت دارد (اقبال، همانجا) و به وسیلۀ پلی به طول ٥/ ٢کمـ به جزیرۀ اصلی متصل میگردد. در همین جزیره، محرق دو زمین شهر بحرین و نیز تنها فرودگاه کشور قرار دارد.
در آبهای شرقی بحرین و در فاصلۀ کوتاهی در امتداد جنوب منامه- فرو روفتگی خلیجمانندی، جزیرۀ حاصلخیز و پوشیده از نخلستان نبی طالح به چشم میخورد که پیرامون آن قریب به ٣ کمـ است (همانجا). در جنوب شرقی نبی صالح و به موازات ساحل شرقی بحرین، جزیرۀ مهم ستره واقع است که ٨/ ٤کمـ طول و ٦/ ١ کمـ عرض دارد (همانجا) و پایانۀ صادرات نفت بحرین با لولهکشیهای و اسکلهها در آن قرار دارد. در طول سواحل غربی بحرین به فاصلۀ اندکی از جزیرۀ اصلی، جزیرۀ کوچک امالصَّبان و پس از آن جزیرۀ جِدَه واقعند. در جنوب این جزیره، جزیرۀ بزرگ امنعسان که دومین جزیرۀ بزرگ مجمعالجزایر است، دیده میشود (اسعدی، ١/ ٣٦٠).
اما گروه دوم، جزایر حوار (شامل ١٦ جزیره از جمله اَلَمَحْزوه، رُبَض، عُجَیره، سوادالشمالیه، سوادالجنوبیه، بوسداد، جنانم و مشتان) است که از زمرۀ جزایر کوچک کشور بحرین به شمار میآیند و در فاصلهای کمتر از یک میل از ساحل غربی قطر قرار دارند. اغلب این جزایر خالی از سکنهاند. کل طول سواحل این مجمعالجزایر را ١٢٦ کمـ و مساحت مجموع آنها را از ٦٥٣ تا ٦٩٤ کمـ ٢ تخمین زدهاند (جعفری، ٣٢٧-٣٢٨؛ اسعدی، همانجا؛ «سالنامه....»، ٥٥١).
از نظر زمینشناسی، جزیرۀ اصلی بحرین دنبالۀ طاقدیسی رسوبی است که مرکز آن جبل دخان حدود ١٥٠ متر از سطح دریا بلندی دارد (EI٢, I/ ٩٤١). رسوباتی که بلندترین نقطۀ مجمعالجزایر را به وجود میآورد. به سنگهای آهکی و ماسه سنگ و مارل دوران کرتاسه و دوران سوم زمینشناسی تعلق دارد (بریتانیکا، همانجا). قسمت اعظم بحرین مسطح است، ولی از همه طرف به سوی مرکز به ارتفاع زمین افزوده میشود تا به حدود ٧٠ متری میرسد. در مرکز جزیره حفرۀ بیضی شکلی به ابعاد تقریبی ٢٠ کـﻤ از شمال به جنوب و ٦ کمـ از مشرق به مغرب قرار دارد که مرکز آن جبلدخان، مهمترین مرکز نفتخیز بحرین به شمار میرود (اسکویل، I/ ٤٠٨). دیگر جزایر این سرزمین غالباً هموار، شنی یا صخرهای و خالی ازسکنهاند.
از پدیدههای طبیعی مجمعالجزایر بحرین وجود چشمههای آب شیریان فراوان است که همواره توجه دریانوردان را به خود جلب میکرده، و اکنون هم عامل اصلی در رونق کشاورزی و وجود نخلسانهای انبوه است. این چشمهها که گاهی به صورت آرتزین از زمین میجوشند، بیشتر در طول ساحل شمال جزیرۀ بحرین واقعند و در باریکۀ ساحلی شمالی و شمالشرقی است که کشت و زرع دائمی را ممکن ساختهاند (بریتانیکا، همانجا).
آبوهوای بحرین گرمومرطوب است. متوسط دمای تابستان آن°٢٩ و متوسط زمستان آن°٢١ سانتیگراد است (همانجا، حداکثر دما در تابستان تا °٤٤ سانتیگراد است و در زمستان در حدود °١٠ است (اسعدی، ١/ ٣٦١). رطویت نسبی هوا در تمام سال بالا و در سواحل بیشتر از بیابانهای داخلی است. باران سالانۀ بحرین بسیار اندک و در حدود ٨٠ میلیمتر است که تمام آن در ماههای سردسال فرو میریزد. باد غالب در بحرین بر دو نوع است: یکی باد شمال که سرد و مرطوب است و در ماههای زمستان از شمال غربی میوزد و دیگری بادقوس که گرم و خشک است و در ماههای تابستان از جنوبغربی میوزد و گاهی پایتخت را دچار گرد و غبار و شنهای جزیره میکند (بریتانیکا، همانجا).
غنیترین بخش بحرین از نظر پوشش گیاهی نوار ٥ کیلومتر در سواحل شمال و شمالشرقی است که بیشتر آن از نخلستان پوشیده شده است. در سایۀ درختان نخل یونجه فروان به دست میآید. در همین بخش، به سبب چشمهها و چاههای آرتزین باغستانهای وسیع وجود دارد که در آن انواع میوهها، به ویژه خرما، بادام، انار، موز، انجیر، انبه، انگور، مرکبات و انواع سبزیجات به دست میآید. خارج از این منطقه شرایط بیابانی حکمفرماست و پوشش گیاهی طبیعی محدود به نباتات صحرایی است که ٢٠٠ گونه از آنها شناسایی شدهاند (همانجا). بحرین به سبب جزیره بودن از داشتن حیات وحش غنی محروم است و آنچه از انواع غزال و آهو و مخصوصاً خرگوش که درگذشته در این جزیره وجود داشت، اکنون به ندرت دیده میشوند. در میان خزدگان از سوسمار که ١٥ گونۀ آن در آنجا تشخیص داده شده، میتوان ادا کرد. پرندگان صحرایی مانند گنجشک، کاکلی، بلبل، قمری و چلچله و نیز گونههایی مانند مرغ ماهیخوار، انواع مرغابی و فلامینگو بیشتر در جزایر غیرمسکون مجمعالجزایر مشاهده میشوند (بلگریو، ١٠٦-٩٤).
بنابر آمار ١٣٧٨ش/ ١٩٩٩م جمعیت بحرین بالغ بر ٦٤٦ هزار نفر و تراکم آن ٦/ ٩٣٠ نفر در کمـ٢ بوده است که یکی از بزرگترین ارقام تراکم در جهان بهشمار میرود. پیشبینی شده است که جمعیت بحرین در ٢٠٢٠م به ٨٩٥ هزار نفر برسد و در هر ٣٧ سال دو برابر خواهد شد. در ١٩٩٤م از رقم جمعیت بحرین ٧٨/ ٥٧٪ مرد و ٢٢/ ٤٢٪ زن بودهاند که علت فزونی مردها را باید در وجود کارگران مهاجر بدون خانواده دانست. در ١٩٩١م ترکیب نژادی جمعیت چنین بوده است: عرب بحرینی ٦/ ٦٣٪، ایرانی، هندی، پاکستانی و دیگر کشورهای آسیایی ٣/ ٣٠٪، اعراب کشورهای دیگر ٥/ ٣٪ و اروپایی و متفرقه ٦/ ٢٪، در ١٣٧٤ش/ ١٩٩٥م از کل جمعیت بحرین ٣/ ٩٠٪ شهری و تنها ٧/ ٩٪ روستانشین بودهاند و در ١٩٩١-١٩٩٢م جمعیت شهرهای عمده بدینسان بوده است؛ منامه (پایتخت کشور) ٤٠١‘١٤٠ نفر، رفاع ٩٥٦‘٤٥ نفر، محرق ٣٣٧‘٤٥ نفر و شهر عیسى (مرکز تأسیسات شرکت نفت بحرین) ٥٠٩‘٣٤ نفر («سالنامه»، ٥٥١).
در ١٩٩١م از جمعیت بحرین ٨/ ٨١٪ مسلمان بودهاند (٣/ ٦١٪ شیعه و ٥/ ٢٠سنی) و از بقیه ٥/ ٨٪ مسیحی و ٧/ ٩٪ پیروان دیگر مذاهب بودهاند (همانجا). بسیاری از منابع جمعیت مسلمان بحرین را بیشتر از ٩٨٪ دانستهاند (ﻧﻜ : اسعدی، ١/ ٣٦٣) که بیشتر آنها پیرو مذهب تشیع (اصولی امامی) و برخی نیز شیخی (پیروان شیخ احمد احسایی) هستند. مسلم اینکه بحرین یکی از مراکز عمدۀ تشیع اثناعشری در جهان اسلام به شمار میرفته است و بسیاری از بزرگان علما و فقهای امامیه از آنجا برخاستهاند و فرهنگ تشیع دربحرین پس از عراق و ایران، سومین و عظیمترین حوزۀ علمی شیعه را به خود اختصاص داده است. یکی از جلوههای مهم تشیع در بحرین حسینیههای شیعیان است که به اصطلاح محلی آنها را «ماتم» مینامند و شمار آنها را در منامه ٤٠ و در محرق بیشتر از١٠ دانستهاند و دیگر، مساجد شیعیان است که ٢٦٠ باب از آنها در ادارۀ اوقاف بحرین به ثبت رسیده است. حکومت در بحرین در دست طایفهای از اهل تسنن است و شیعیان این کشور بیشتر در روستاها زندگی میکنند. آنان ایرانیتبارند و به بحارنه (بَحرانی) یعنی شیعیانی که زبان مادریشان عربی بوده است، اشتهار دارند؛ در حالی که بومیان سنی مذهب بحرین خود را اهلالبحرین مینامند (دایرةالمعارف...، ٣/ ١١٨-١١٩).
زبان رسمی در بحرین عربی است و مردم عموماً به گویش عربی رایج در کرانههای جنوبی خلیجفارس گفت و گو میکنند. زبان انگلیسی نیزی در سطح وسیعی کاربرد دارد و در مدارس متوسطه به عنوان زبان دوم تدریس میشود (اسعدی، همانجا). خدمات آموزش و پرورش دربحرین رایگان است (بریتانیکا، II/ ٥٩٥) و پیشینهای نسبتاً کهن دارد. در اوایل سدۀ ٢٠م اولین مدارس (احمدیه و اتحاد) را فارسیزبانان بحرین تأسیس کردند که از سوی انجمن سعادت بوشهر اداره میشد. بعدها مدارس عربی زبان با استفاده از معلمان مصری، عراقی و اردنی تأسیس گردید (مجتهدزاده، ٣٦١). در ١٣٧٤ش/ ١٩٩٥م از جمعیت ١٥ ساله به بالا ٢/ ٨٥٪ باسواد (مردان ١/ ٨٩٪ و زنان ٤/ ٧٩٪) بودهاند. در همان سال در بحرین ١٢٤ دبستان، ٣٥ دبیرستان، ٩ دانشسرا و ٤ مؤسسه آموزش عالی وجود داشته است. خدمات بهداشتی نیز رایگان است و در ١٩٩٣م در بحرین ٤٨٢ پزشک (یک نفر در ازای هر ١١٥‘١ نفر) و ٥٢٩‘١ تخت بیمارستان (یک تخت برای هر ٣٥٢ نفر) وجود داشته است («سالنامه»؛ همانجا).
بحرین همواره جامعهای مرفهتر از دیگر جوامع کرانههای جنوب خلیجفارس بوده است؛ زیرا صید مروارید و بازرگانی آن قرنها مهمترین پیشۀ اهالی به شمار میرفت (مجتمهدزاده، ٣٦٢).
تولیدات عمدۀ کشاورزی و دامپروزی بحرین در ١٩٩٧م شام انواع میوه ٠٩٥‘٢٥ تن، خرما ٢٠ هزارتن، گوجهفرنگی ٥هزار تن، شیرگاو ٢٠هزارتن و تخممرغ ٠٥٠‘٣ تن بوده است. در ١٩٩١ حدود ٠٣١‘٩ تن ماهی در آبهای بحرین صید شده است («سالنامه»، همانجا). با به بازارآمدن مروارید پرورشی ژاپن روزبهروز از رونق تجارت مروارید در بحرین کاسته شده، و جای خود را به صنعت و تولید نفت داده است. نفت در بحرین در ناحیۀ جبل دخان در ١٣١١ش/ ١٩٣٢م کشف شد و در ١٩٣٤م تولیدات آن به بازار بینالمللی راه یافت. پالایشگاه عمدۀ نفت بحرین در جزیرۀ ستره در نیمۀ اول سدۀ ٢٠م دومین پالایشگاه در خلیج فارس (بعداز آبادان) بود. همواره مقداری از نفت عربستان سعودی از راه لولههای زیردریایی به بحرین حمل، و در یان مرکز پالایش میشود. در ١٩٩٤م انواع تولیدات نفتی بحرین نفت گاز ٠٠٠‘٩٠٠‘٢٨ بشکه، نفت کوره ٠٠٠‘٩٠٠‘٢٠ بشکه، نفت چراغ ٠٠٠‘٤٠٠‘١٠ بشکه و کارونین ٠٠٠‘٧٠٠‘٧ بشکه بوده است (همانجا). بحرین دارای صنایعی چون آلومینیومسازی (٢٠٠‘٤٦١تن در ١٩٩٦م)، کودشیمیایی، پتروشیمی، ذوبآهن، فولاد و تولید گاز است. همچنین کشتیسازی سنتی در کنار کارگاههای تعمیر کشتیهای بزرگ اقیانوسپیما در این کشور وجود دارد.
واحد پول بحرین دینار بحرین است که در ١٩٩٩م برابر یا ٦٣/ ٢ دلار آمریکا و ٦١/ ١ پوند انگلیس بوده است.
بحرین بهسبب وسعت کم از داشتن راهآهن بینیاز است، ولی در ١٩٩٥م دارای ٨٣٥‘٢ کمـ راه (٦/ ٧٤٪ شوسه) بوده است، درآمد سرانۀ (تولیدات ناخالص) بحرین در ١٩٩٧م، ٣٣٠‘٨ دلار و یکی از بالاترین ارقام درآمد سرانه در جهان بوده است (همانجا).
مآخذ
اسعدی، مرتضى، جهان اسلام، تهران، ١٣٦٦ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران، ١٣٢٨ش؛
جعفری ولدانی، اصغر، کانونهای بحران در خلیجافرس، تهران، ١٣٧١ش؛
دایرةالمعارف تشیع، به کوشش احمدصدر حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧١ش؛
زرین قلم، علی، سرزمین بحرین از دوران باستان تا امروز، تهران، ١٣٣٧ش؛
مجتهدزاده، پیروز، ایدههای ژئوپولیتیک و واقعیتهای ایرانی، تهران، ١٣٧٩ش؛
یغمایی، اقبال، خلیجفارس، تهران، ١٣٥٢ش؛
نیز:
Belgravem J.H.D., Welcome to Bahrin, Manama, ١٩٧٥;
Britannica, Macropediam, ١٩٧٨;
Britannica Book Of the Year (٢٠٠٠);
EI٢;
Scovile, Sh. A., Gazetteer of Arabia, Graz, ١٩٧٩.
محمدحسن گنجی