دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٣ - بیسان
بیسان
نویسنده (ها) :
لیلا رضایی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِیسان، شهر و شهرستانی در استان جلیل در فلسطین.
بیسان یا بیت شان در مصر باستان بیت شارا، بیئتی شارو و بیت شانرا خوانده میشد ( پاولی، XII /٩٤٧). این شهر در زمان كنعانیان به عنوان جایگاه الاهۀ شان، به این الاهه منسوب شد و بیت شان نام گرفت (یوشع بن نون، ١١:١٧؛ دربارۀ این الاهه، نک : گلوك، ١٧٣) و در دورۀ یونانیان اسكوتوپولیس خوانده شد (الستن، ٢٦٥) و در دورۀ اسلامی، جغرافیدانان مسلمان آنرا بیسان نامیدند (یعقوبی، ٣٢٧؛ ابن خردادبه، ٧٥).
شهرستان بیسان
این شهرستان با وسعتی حدود ٣٣٨ كمـ٢ از شرق به رود اردن، از غرب به جنین، از جنوب به نابلس و از شمال و شمال غربی به ترتیب به طبریه و ناصره محدود میشود (دباغ، ١(١) /١٨٦، «نقشه»؛ هداوی، ٣٧) كه بخش نسبتاً وسیعی از آن در منطقۀ غور واقع است (دباغ، ٦(٢) /٤٤٩). حدود ١٨٧ كمـ٢ از سطح این ناحیه را درۀ بزرگ بیسان تشكیل میدهد كه دارای چشمههای بسیار و چند رود بزرگ و كوچك موقت و دائمی مانند حابس، جالود و بیره است (كارمون، ١٧٤-١٧٥؛ عبید، ٢٨، ٤١؛ دباغ، ٦(٢) /٤٥١- ٤٥٣). برخی گذرگاههای مهم از رود اردن مانند قطف، طریخیم و صغیر در شهرستان بیسان واقعاند (همانجا).
بیسان در دورۀ عثمانی یكی از نواحی شهرستان (قضاء) جنین به شمار میآمد و در اوایل دورۀ قیمومت انگلیس یكی از شهرستانهای استان (لواء) نابلس محسوب گردید و پس از آن نیز به استان جلیل ملحق شد. این شهرستان در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ م به اشغال صهیونیستها درآمد (همو، ٦(٢) /٤٤٦، ٤٤٧).
كشاورزی در بیسان به علت فراوانی منابع آب همواره رایج و شكوفا، و در دهههای اخیر با تحولات مثبت همراه بوده است (كارمون، ١٧٥-١٧٦). محصولاتی چون پنبه، حبوبات، غلات، زیتون و انواع میوهها اقلام كشاورزی این ناحیه را تشكیل میدهند (عبید، ٧٤-٧٥، ٨٤؛ دباغ، ٦(٢) /٤٥٥-٤٥٧؛ هداوی، ٧٩).
شهر بیسان
این شهر در °٣٢ و ´٣٠ طول شرقی و °٣٥ و ´٣٠ عرض شمالی («راهنما»، و در ٣٠ كیلومتری جنوب دریاچۀ طبریه، بر روی لایههای آبرفتی دشت بیسان حدود ١٢٠ متر پایینتر از سطح دریا قرار گرفته است و رود اردن در شرق آن جریان دارد ( جودائیكا، IV /٧٥٧؛ EI٢, I /١١٣٨). شهر بیسان به سبب آنكه میان دو منطقۀ آب و هوایی مدیترانهای و اقلیم خشك قرار گرفته، دارای ویژگی خاصی است كه میتوان آن را بری به شمار آورد (عبید، ٣٣؛ برهوم، ٥٢ -٥٣). تشكیلات آهكی موجب شده است تا چشمههای فراوانی در اطراف شهر بیسان پدید آید كه از آن میان، میتوان از عین جالود نام برد (كارمون، ١٧٥).
مساحت اراضی شهر بیسان پیش از اشغال (١٩٤٨ م) حدود ٦١ هكتار (٦٦٣ دونم) بود (هداوی، ٤٣) و كشاورزی مهمترین فعالیت اقتصادی اهالی این شهر به شمار میآمد و پس از اشغال فعالیتهای صنعتی ازجمله نساجی، تولید مواد پلاستیكی و معدنی نیز در این شهر رواج یافت (دباغ، ٦(٢) / ٤٨٨؛ كارمون، ١٧٧؛ جودائیكا، IV /٧٦٥)؛ در حال حاضر، پرورش ماهی نیز از فعالیتهای اقتصادی اهالی به شمار میآید (كارمون، ١٧٦).
شهر باستانی بیسان ــ كه اكنون محل آن را تل الحصن مینامند و برخی از تپههای اطراف را نیز جزو آن شهر باستانی به شمار میآورند ــ در ٦٠٠ متری شمال شهر كنونی واقع است (عبید، ١٢).
پیشرفت تاریخی این محل متأثر از موقعیت خاص آن در محل تقاطع راههای اصلی شمال به جنوب در طول درۀ اردن تا بحرالمیت بود كه نهایتاً به قدس منتهی میگردید و از دیرباز مركزیت و اهمیت نظامی و تجاری داشته است (همو، ٩، ١٠) و جادۀ دیگری كه از ساحل مدیترانه میآمد، بیسان را قطع میكرد (كارمون، ١٧٥). حفریات باستانشناسی در منطقۀ تل الحصن ١٨ لایۀ تمدنی را نشان میدهد كه لایۀ زیرین آن به هزارۀ ٤قم، یعنی دوران آهك تعلق دارد (پرلمن، ٨٩). مصریان به مدت ٣ قرن (١٥-١٢قم) بر این شهر حكمرانی كردند و بیسان در این دوران شهری با اهمیت ویژۀ نظامی به شمار میآمد و مصریان در آنجا بناهای متعدد ساختند (گلوك، ١٧٤؛ آلبرایت، ١٠٣؛ براسلاوی، ٤٩-٥٠).
در ٢١٨قم این محل به دست آنتیوخوس افتاد و تا مدتی پس از ١٩٨قم در دست سوریها باقی ماند ( پاولی، XII /٩٤٨). مطابق روایات عهد عتیق این شهر در دورۀ باستان در دست قبیلۀ منسّی بود، ولی كنعانیان در آن سكنا داشتند و قبیلۀ منسى نتوانستند كنعانیان را از این شهر بیرون رانند (قضات، ٢٧:١، ٢٨). پس از نبرد جلبوع، فلسطینیان جسد شائول فرمانروای فلسطین و سومین پسرش جاناتان را بر دیوارهای شهر بیسان آویختند (اول سموئیل، ٣:٣١، ٧، ٨؛ الستن، ٢٦٦؛ «راهنما»، همانجا).
در زمان یونانیان، پس از اینكه اسكوتوها در این شهر مستقر شدند، نام این شهر به اسكوتوپولیس تغییر یافت و یكی از شهرهای مهم فلسطین گردید ( پاولی، همانجا؛ دباغ، ٦(٢) /٤٦٣). این شهر در ٦٤قم و در دورۀ رومیان، یكی از شهرهای ١٠ گانه (دكاپولیس) به شمار میآمد (گلوك، ١٧٤؛ آغا، ٢٨١). بیسان در این زمان، خودمختار و مستقل بود و از نظرجمعیت و تجارتبا قدس برابریمیكرد(همانجاها؛ الستن، ٢٦٥). در ٦٩قم پمپی این شهر را فتح كرد و آن را شهر آزاد امپراتوری نامید (اسمیث، ٢٣٦؛ كارمون، همانجا). با گذشت زمان، زبان یونانی جای خود را به زبان آرامی داد. پس از آنكه بیسان در عصر عمر بن خطاب به صلح فتح شد (بلاذری، ١٥٩-١٦٠؛ طبری، ٣ /٤٤٣)، نام اسكوتوپولیس
از میان رفت و بار دیگر نام بیسان رواج یافت.
جغرافیدانان مسلمان از بیسان بسیار یاد كردهاند (مثلاً مقدسی، ١٦٢؛ ابوعبید، ٤٦١؛ یاقوت، ١ / ٧٨٨). بیسان در جنگهای صلیبی چندینبار میان مسلمانان و فرنگان دست به دست شد. در جنگ اول صلیبی، به دست فرنگان افتاد (EI٢، همانجا) در ٥٧٨ق /١١٨٢م فرخشاه ایوبی آن را به غارت داد (ابن اثیر، ١١ /٤٨١؛ ابوشامه، ٨٢) و در پاییز سال بعد صلاحالدین ایوبی، خود آنجا را تصرف كرد (ابن اثیر، ١١ /٥٠١). پس از جنگ حطین در ٥٨٣ ق /١١٨٧م و به دنبال امضای پیمان صلح، بیسان در قلمرو مسلمانان قرار گرفت (عمادالدین، ٦١٢-٦١٣). در ٦١٤ ق /١٢١٧م صلیبیان بیسان را از دست العادل ایوبی گرفتند (ابن اثیر، ١٢ /٣٢١).
در عصر ممالیك، این شهر در دست مسلمانان قرار داشت (ابن شداد، ٣٢٥-٣٢٦) و از ٩٢٢ق /١٥١٦م به دست عثمانیان افتاد (ابن ایاس، ٥ / ١٢٩-١٣٠) و تا ١٩١٨ م در قلمرو این دولت باقی ماند. در این تاریخ ارتش انگلستان آنجا را با چند شهر اطراف تصرف كرد (دباغ، ٦(٢) /٤٧٧). در ١٩٤٨م شهر به دست صهیونیستها افتاد ( بریتانیكا، I /١٠٣٣؛ آغا، ٢٨٦) و بسیاری از مردم تحت فشار آنان به شهرهای دیگر كوچیدند (نحال، ٢٤٧؛ عارف، ١ /٣١٢؛ نضال، ١٧). صهیونیستها در ١٩٤٩م شهر بیسان را بیتشان (بیت شِعان) نامیدند و مهاجرانی از شمال افریقا، ایران، تركیه و عراق را در آنجا سكنا دادند ( جودائیكا، IV /٧٦٥؛ آغا، ٢٨٧).
آثار باستانی
اولین حفاریها در تل حصن در ١٩٢١-١٩٣٣ م زیرنظر دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفت («دائرةالمعارف جدید...»، I /٢١٥؛ آلبرایت، ٤٠)؛ در این حفاریها ٦ معبد از دورۀ كنعانیان كشف شد كه ٤ معبد آن به دورۀ تسلط مصریان، و دو معبد دیگر به زمان مرگ شائول متعلق است (پرلمن، ٩١؛ بریتانیكا، همانجا). به علاوه، قبوری نیز كشف شده كه برخی احتمالاً جایگاه خدای عشتاروت بوده است كه فلسطینیان وسایل و سلاحهای شائول را در آنجا قرار میدادند (پرلمن، همانجا؛ براسلاوی، ٥١). شماری از قبرهای مصریان كه به افتخار خدایان محلی ساخته میشد، احتمالاً به دورۀ عمارنه تا حكومت رامسس سوم (قرن ١٢ قم) تعلق دارند (همانجاها). از دیگر آثار برجای مانده از دورۀ مصریان باستان میتوان از كتیبههایی متعلق به سِتی اول نام برد (براسلاوی، همانجا)؛ همچنین شماری تابوت سفالین كه شباهت بسیاری به آثار فنیقیها دارد و به دورۀ آهن (٩٠٠ یا ٨٠٠ قم) بازمیگردد (الستن، ٢٦٦)، مجسمهای سنگی متعلق به رامسس سوم و برخی از سنگ نوشتهها به خط هیروگلیف از دیگر آثار برجای مانده از این دوران به شمار میرود (آلبرایت، ١٠٣).
آثاری برجای مانده از حتیها در دوران حكومت رامسس سوم احتمال نفوذ آنان را در این شهر نشان میدهد (گلوك، همانجا). در دوران حكومت بیزانس، دیواری به دور شهر برپا شد («دائرة المعارف جدید»، I /٢٢٣). در چند صد متری بقایای این دیوار، آثاری از یك كلیسای كهن كه در آن ٢٧ ستون مرمرین وجود داشته، كشف شده است (همانجا؛ پرلمن، ٩٣؛ الستن، همانجا).
از جالبترین آثار برجای مانده از دورۀ رومیان تالاری است كه ٥هزار صندلی سنگی داشته، و امروزه فقط دو هزار صندلی از آنها باقی مانده است («دائرةالمعارف جدید»، I /٢٢٦). تالار دیگری نیز در بخش جنوبی شهر قرار دارد (اسمیث، ٢٣٧) كه حمامهایی در نزدیكی آن وجود داشته كه ١٥ لوحۀ یونانی در آنها كشف شده، و نام فرمانروایان بیزانسی مربوط به نیمۀ اول سدۀ ٦قم بر روی آن نقش بسته است («دائرةالمعارف جدید»، I /٢٢٧). از آثار همین دوره میتوان از میدانی بزرگ و بیضی شكل واقع در غرب تل، به طول حدود ١٠٠ متر و عرض حدود ٥٠ متر نام برد كه احتمالاً درگذشته میدان اسب دوانی و یا ارابهرانی بوده، و امروزه از میان رفته است (الستن، همانجا).
از آثار دوران اسلامی میتوان از مسجد جامعی كه به عمر بن خطاب منسوب است، نام برد (شكیل، ٣٦؛ هروی، ٢١)؛ همچنین قبور برخی از صحابیان مانند ابوعبیدۀ جراح و شرحبیل بن حسنه در این محل قرار دارد («دائرةالمعارف جدید»، همانجا؛ شراب، ٢١٨).
مآخذ
آغا، نبیل خالد، مدائن فلسطین، بیروت، ١٩٩٣م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفى، قاهره، ١٤٠٤ق /١٩٨٤م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، بیروت، ١٤٠٨ق /١٩٨٨م؛
ابن شداد، محمد، تاریخ الملك الظاهر، به كوشش احمد حطیط، ویسبادن، ١٤٠٣ق /١٩٨٣م؛
ابوشامه، عبدالرحمان، عیون الروضتین، به كوشش احمد بیسومی، دمشق، ١٩٩٢م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، المسالك و الممالك، به كوشش وان لون، و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛
برهوم، محمود و محمد خروب، المیاه فی فلسطین، عمان، ١٩٨٩م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، عمان، ١٩٥٧م؛
زیاده، نقولا، «من الاسكندر الی فتح العربی الاسلامی»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
شراب، محمدمحمد، معجم بلدان فلسطین، بیروت، ١٩٨٧م؛
شكیل، هادیه دجانی، القاضی الفاضل عبدالرحیم البیسانی العسقلانی، بیروت، ١٩٩٣م؛
طبری، تاریخ؛
عارف، عارف، النكبة، بیروت، ١٩٥٦م؛
عبید، یوسف، قصة مدینة بیسان؛
عمادالدین كاتب، محمد، الفتح القسی، به كوشش محمد محمود صبح، قاهره، ١٩٧٣م؛
عهد عتیق؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
نحال، محمد سلامه، فلسطین ارض و تاریخ، عمان، دارالجیل للنشر؛
هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، به كوشش ژ. سوردل ـ تومین، دمشق، ١٩٥٣م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، «البلدان»، همراه الاعلاق النفیسۀ ابن رسته، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١م؛
نیز :
Albright, W.F., The Archaeology of Palestine, London, ١٩٦٠;
Braslavi, J. et al., «Bet(h)-Shean», Archaeology, Jerusalem, ١٩٧٤;
Britannica, micropaedia, ١٩٧٨;
EI٢;
Elston, R., The Traveller’s Handbook for Palestine and Syria, ١٩٢٩;
Glueck, N., The River Jordan, London, ١٩٦٨;
Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠;
Judaica;
Karmon, Y., Israel a Regional Geography, London, ١٩٧١;
The Middle East Intelligence Handbooks ١٩٤٣-١٩٤٦ (Palestine and Transjordan), London, ١٩٨٧;
Nazzal, N., The Palestinian Exodus from Galilee ١٩٤٨, Beirut, ١٩٧٨;
The New Encyclopedia of Archaeological Excavations in the Holy Land, New York, ١٩٩٣;
Pauly;
Pearlman, M. and Y. Yannai, Historical Sites in Israel, Jerusalem, ١٩٧٧;
Smith, A., The Historical Geography of Holy Land, London, ١٩٧٤.
لیلا رضایی