دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٩ - بجنورد
بجنورد
نویسنده (ها) :
محمد رضا خسروی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُجْنورْد، شهرستان و شهری در استان خراسان.
شهرستان بجنورد
این شهرستان در متنىالیه شمال غربی خراسان واقع شده (اطلس...، ٨٦)، و از شمال به طول ١٩٧ کـﻤ (سیدیزاده، ٤) با کشور ترکمنستان و از شرق با شهرستان شیروان، از جنوب شرقی با شهرستان اسفراین و از جنوب به شهرستان جاجرم، واز غرب با شهرستان کلاکه (استان گلستان) محدود است (نقشه...).
شهرستان بجنورد تا پیش از دگرگونیهایی که در ١٣٧٦ش در تقسیمات کشوری به عمل آمد، ٢٤٥‘١٧ کـﻤ٢ مساحت (جغرافیا...، ١/ ٦٢١) و بالغبر ٣٢١‘٤١٥ نفر جمعیت داشت (سرشماری...، شانزده)، اما در این سال، نخست بخش جاجرم که به سطح شهرستان ارتقا یافته بود، مشتمل بر بخشهای دشتکوه و مرکزی، از شهرستان بجنورد منتزع گردید (مجموعه قوانین، ١٣٧٦ش، ص ١٤٦) و سپس در ١٣٧٩ش بخش مانه و سملقان با مرکزیت آشخانه به شهرستان تبدیل گردید (همان، ١٣٧٩ش، ص ١٨٦٧) و در نهایت جمعیت این شهرستان در ١٣٨٠ش به ٢٦٥‘٢٩٩ نفر، و مساحت آن به ٥٦٠‘٦ کـﻤ ٢ کاهش یافت (نامۀفرمانداری...) و امروزه بخشهای راز و جرگلان (٥٨٢‘٥٠ نفر) گرمخان (٣٥٧‘٢٩نفر) و مرکزی (٥٨٤‘٦١ نفر) جزو قلمرو دارای این شهرستان به شمار میرون (همانجا).
موقعیت اجتماعی
بجنورد و آبادیهای تابع آن بر دامنههای شمالی آلاداغ تکیه دارند (اطلس...، ٨٤) که به صورت دنبالۀ کوههای البرز به طول ١٧٠ کـﻤ و با جهتی شمال غربی- جنوب شرقی در خراسان پیش میرود. مهمترین رودخانهۀ شهرستان بجنورد، اترک است که از بلندیهای خاور قوچان سرچشمه گرفته، به سوی شمال باختری جریان مییابد و پس از عبور از شهرستانهای قوچان و شیروان وارد شهرستان بجنورد میگردد و در مسیر خود از خاور شهر بجنورد میگذرد (جعفری، ١٠٢). در نواحی کوهستانی منطقه، جنگلهای پراکنده، غالباً به صورت غیرانبوه دیده میشود (افشار، ٢/ ٩٧٩).
پیشینۀ تاریخی
درۀ رود اترک، در اواخر هزارۀ ٢ قم نقش بسزایی در شکلگیری مراکز جمعیتی ایفا کرده است. اقوام هند و اروپایی هنگامی که از خاستگاههای خود به داخل ایران سرایز شدند، چه بسا کرانههای اترک را برای اقامت اختیار کردند و شاید بتوان بسیاری از شهرها و آبادیهای دورههای اشکانی و ساسانی را در زیر لایههای آثار درون اسلامی محدودۀ بجنورد جستوجو کرد (ﻧﻜ : سیدیزاده، ٢٢). قدر مسلم این است که در دوران هخامنشی، سرزمین بجنورد، بخشی از ساتراپنشین پارت محسوب میشده است (مجموعه مقالات...، ٦٥) و احتمال دادهاند که مرکز حکومت اشکانیان، پیش از شهر صد دروازه (دامغان) در ناحیۀ بجنورد یا قوچان بوده است (پیرنیا، ٣/ ٢٦٤٢). در تقسیمات دوران بسط فرمانروایی پارتیان، بجنورد در ناحیۀ آستاوانه یا آستانه قرار داشته است (مشکور، ١/ ١٤٥). بعدها در دوران اسلامی به نامهای چرمقان (چرمغان) و جرمگان (جرمکان) برمیخوریم که گاه به عنوان شهری از اعمال نِسا (مقدسی، ٢/ ٤٣٦) و گاه همچون شهرکی از توابع نشابور نام بردهمیشد (حدودالعالم، ٩٠) و جرمغان همانجاست که اکنون مرکز شهرستان بر خرابههای باستانی آن بنیاد یافته است و قدمت آن به دوران پیش از اسلام میرسد (سیدیزاده، ٩٦).
تبارشناسی
ساکنان بومی خراسان غالباً از تبار اقوامی بودهاند که به زبانهای ایرانی سخن میگفتهاند (ﻧﻜ : تفضلی، ١٢). پس از ظهور اسلام نیز مردم خراسان رواج دهندگان زبان پارسی دری بودهاند. در ادوار اسلامی تیرههای ترک زبان در خراسان استقرار یافتند و سپس در عصر صفوی، طایفههای کرد به دلایل سیاسی و نظامی به ویژه در شمال خراسان مستقر شدند. سهم حوزۀ بجنورد از این جا به جاییها، ورود ترک تباران گرایلی و کردنژادان شادلو بود که با بومیان اصیل آن سامان درآمیختند و بدینگونه سرزمینهای پیرامون شهرستان بجنورد، زیستگاه اقوام مختلفی گردید که هر کدام زبان و آیین و آدابِ قومی خود را به گونهای مسالمتآمیز همچنان پاس میدارند. در این میان عمدۀ ساکنان منطقه را طوایف کُرد شادلو تشکیل میدهند که در ١٠٠٩ق/ ١٦٠٠م به اشارۀ شاه عباسی صفوی به این حدود کوچ کردند (دایرةالمعارف....؛ اماناللٰهی، ٢٣٤؛ توحدی، ٩؛ اسکندربیک، ٥٩؛ مقیمی، ٢٧؛ میرنیا، ١٢؛ سایکس، ١٨؛ پاپلی، کوچنشینی...، ٨٤؛ انوار، ٥٣٧-٥٣٨؛ کرزن،؛ ٢٦٢).
شهر بجنورد
این شهر یکی از ٧٣ شهر کنونی خراسان است (نامۀ استانداری...) که ٠١٠‘١متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در °٥٧ و ´٢٠ طول شرقی و °٣٧ و ´٢٩ عرض شمالی واقع است (پاپلی، فرهنگ...، ٩٣؛ سیدیزاده، ٤، ١٤). جمعیت شهر بجنورد در ١٣٨٠ش بالغبر ٧٤٢‘١٥٧ نفر بوده است (نامۀ فرمانداری).
نامگذاری
نام شهر را بزنجرد، بیژنگرد، بوجنرد، بیژنیورت و بجنرد نوشتهاند (اعتمادالسلطنه، مرآة...، ١/ ٢٧٠؛ اعتضادالسلطنه، ٤٤١؛ سیدیزاده، ٣؛ توحدی، همانجا). در فاصلۀ ٣ کیلومتری شمال غربی شهر، آثار قلعۀ کهنی از اعصار دور به چشم میخورد که کهنه کَند یا بیژنیورت نامیده میشود که به احتمال باید همان بیژنگرد باشد. این شهر، روزگاری بر اثر زلزله ویران گردید و جای خود را به بجنورد داد (شریعتی، ١٨٦؛ سیدیزاده، ١٠٧).
به اعتبار اینکه واژۀ یورت و یورد، ترکی ـ مغولی، و به معنای چراگاه، دام، قرارگاه ایل و طایفه است (معین، ذیل یورت)، میتوان باور داشت که این شهر در اواخر سدۀ ٨ق پس از استقرار طوایف تیموری وگرایلی به جای شهر کهن گرمکان یا چرمغان پایهگذاری شده است.
شهر کنونی بجنورد در حدود سال ١١٠٠ق/ ١٦٨٩م به وسیلۀ تولیخاندوم، یکی از امیران کرد شادلو بنا شد و پس از آنکه در فتنۀ حسنخانِ سالار (١٢٦٣ق/ ١٨٤٧م) به دشت آسیب دید، بار دیگر به دست فرزندان تولیخان مرمت شد. ساختمان شهر به ضرورت موقعیت تدافعی آن به هیأت قلعهای با ٤ دروازه و چندین برج و خندقی بر پیرامون آن ساخته شده بود (اعتمادالسلطنه، مطلع...، ١/ ١٢٩؛ نیز ﻧﻜ : سیدیزاده، ٢٦: نقشۀ بجنورد ترسیم مکگرگور، ١٢٩٢ق/ ١٨٧٥م). اما چنانکه گذشت، پیش از شهر کنونی و حتى پیش از ظهور و سقوط بیژنیورت، مرکز ناحیه جایی میبوده است به نام جرمگان که در جریان حملۀ مغول ویران گرددی. تپۀ باستانی چرمغان در کنارۀ شهر کنونی بجنورد، بازماندۀ ویرانههای آن شهر است.
شهرت بجنورد در سدههای پس از اسلام بیشتر از دو جهت بوده است: یکی آوازۀ چکن کالپوش یا دشت شاه که از مضافات بجنورد به حساب میآمده، و قرارگاه تمام کسانی بوده است که مرکز کشور را به قصد خراسان ترک میکردهاند، از جمله احمد تگودار، غازانخان، ابوسعیدبهادرخان، شاه اسماعیل، شاه عباس، آغامحمدخان، فتحعلیشاه، عباس میرزا و ناصرالدین شاه که گاه با اقامتی طولانی در چمن کالپوش آن را به نوعی مقر ییلاقی حکومت بدل میکردهاند (رشیدالدین، ١٩٠، ٢٧٦؛ حکیمالممالک، ٣٨٣، ٣٨٦-٣٨٧؛ مجموعه مقالات، ١٠٧، اعتمادالسلطنه، مرآة، ٤/ ١٥٥٨)؛ دیگر از باب درگیریهای مستمر و خونین حاکمان شهر با ترکمانان مهاجم که مدتهای طولانی موجب آشفتگی منطقه و مایۀ نگرانی دولت مرکزی بوده است (شیبانی، ١٤٢؛ کرزن، ٢٥٩-٢٦٠؛ حکیمالممالک، ٣٥٢-٣٥٣؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ...، ٣/ ١٨٩٥، مرآة، ١/ ٢٧٤؛ مک گرگور، ٢/ ٢٥٩؛ موزر، ٢٢٠؛ محمدکاظم، ١/ ٥٥؛ فریزر، ٣٦٨؛ «راهنما...»، ٣٨٦).
ویژگیهای طبیعی
شهر بجنورد به گونهای با ارتفاعات آلاداغ محاط شده است که موقعیت کلاردشت را در ارتفاعات البرز تداعی میکند؛ با این تفاوت که جنگلهای پیرامونی بجنورد به انبوهی صفحات مازندارن نیست (حکیمالممالک، ٣٤٦-٣٤٧). آب رودخانههای عیناللصف، مهنان، و چرمغان که همگی از دامن آلاداغ سراریز میشوند، حوالی بجنورد را مشروب میسازند (اعتمادالسلطنه، مطلع، ١/ ١٢٧-١٢٨؛ لغتنامه....).
آثار تاریخی: عمارتها، باغها، مساجد، آرامگاهها، برجها، قلعهها، سنگنگارهها، رباطها و کاروانسراهای بسیاری در داخل شهر بجنورد و اطراف آن هنوز وجود دارد که عصر کنونی را سده به سده با دوران باستان پیوند میدهد (سیدیزاده، ٢٤ ﺑﺒ) اما از این میان عمارت حکومتی سردار مفخمبجنوردی که به آینه خان مشهور است و اکنون در محوطۀ بیمارستان امام رضا(ع) قرار گرفته است و نیز تپهها و قلعههای باستانی نارین قلعه، چرمغان، بیژنیورت وهم بنای مزار معصومزاده، ساختمانِ قجری بش قارداش (٥ برادر)، مقبرۀ میدان سرخ، امامزاده اسفیدان، مسجدجامع شهر و عمارت خسروخان توجه گردشگران را بیشتر به خود جلب میکند (اعتمادالسلطنه، همان، ١/ ١٢٩-١٣٠؛ سیدیزاده، ٦٣، ٦٩، ١٦٠، ١٧٠، ﺟﻤ ؛ جغرافیا، ١/ ٦٢١-٦٢٢؛ شریعتی، ١٨٧-١٨٨).
از بزرگان این سرزمین اسماعیل بجنوردی فیلسوف و عارف (د ح ١٢٩٣ق)، محمدتقی بجنوردی، فقیه (د ١٣١٤ق) و سیدحسن بجنوردی ( ١٣١٦-١٣٩٥ق)، فقیه، اصولی، فیلسوف و ادیب، از مراجع تشیع و صاحب اثار متعدد چون القواعد الفقهیه و منتهی الاصول را میتوان نام برد. عبدالحسین تیمورتاش (١٢٥٨-١٣١٢ش، رجل سیاسی و وزیر دربار مقتدر رضاخان پهلوی نیز منسوب به این شهر است (بامداد، ٢/ ٢٣٩-٢٤٣).
مآخذ
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اطلس کامل گیتاشناسی، تهران، ١٣٦٤ش؛
اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، اکسیر التواریخ، به کوشش جمشید کیانفر، تهر ان، ١٣٧٠ش؛
اعتضادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
همو، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، ١٣٦٧-١٣٦٨ش؛
همو، مطلع المشمس، تهران، ١٣٥٥ش؛
افشار سیستانی، ایرج، مقدمهای بر شناخت ایلها، چادرنشینان طوایف عشایری ایران، تهران، ١٣٦٠ش؛
اماناللٰهی بهاروند، سکندر، کوچنشینی در ایران، تهران، ١٣٦٠ش؛
انوار، عبدالله، تعلیقات بر جهانگشای نادری محمدمهدی استرابادی، تهران، ١٣٤١ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٧١ش؛
پاپلییزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهایی مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
همو، کوچنشینی در شمال خراسان، ترجمۀ اصغر کریمی، تهران، ١٣٧١ش؛
پیرنیا، حسن، ایران باستان، تهران، ١٣٦٢ش؛
تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ش؛
تفضلی، احمد، توحدی، کلیمالله، حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران، مشهد، ١٣٥٩ش؛
جعفری، عباس، رودها و رودنامههای ایران، زمین، ١٣٧٦ش؛
جغرافیای کامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حدودالعالم،به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛
حکیم الممالک، علینقی، روزنامۀ سفر خراسان، تهران، ١٣٥٦ش؛
دایرةالمعارف فارسی؛
رشیدالدین، فضلالله، جامعالتواریخ، به کوشش عبدالکریم علی اوغلی، باکو، ١٩٥٧م؛
سایکس، پرسی، سفرنامه، ترجمۀ حسین سعادت نوری، تهران، ١٣٦٣ش؛
سرشماری عمومی و نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان بجنورد، گذرگاه شمالی خراسان، مشهد، ١٣٧١ش؛
شریعتی، علی، راهنمای خراسان، تهران، ١٣٦٣ش؛
شیبانی، ابراهیم، منتخب التواریخ، تهران، ١٣٦٦ش؛
فریزر، جیمز بیلی، سفرنامه (سفر زمستانی)، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٦٤ش؛
کرزن، جرج، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ وحید مازندرانی، تهران، ١٣٦٣ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجموعه قوانین، سال ١٣٧٦ش؛
نشریۀ روزنامۀ رسمی جمهوری اسلامی ایران؛
همان، سال ١٣٧٩؛
مجموعه مقالات سمینار دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد، بجنورد، ١٣٧١ش؛
محمدکاظم، عالم آرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ش؛
مشکور، محمدجواد، پارتیها یا پهلویان قدیم، تهران، ١٣٥٠ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٦٠ش؛
مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
مقیمی، محمداسماعیل، جغرافیای تاریخی شیروان، مشهد، ١٣٧٠ش؛
مک گرگور، سی.م.،شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان، ترجمۀ اسدالله توکلی طبسی، مشهد، ١٣٦٨ش؛
موزر، هنری، سفرنامۀ ترکستان و ایران، ترجمۀ علی مترجم، به کوشش محمدگلبن، تهران، ١٣٥٦ش؛
میرنیا، علی، ایلها و طایفههای عشایری خراسان، تهران، ١٣٦٩ش؛
نامۀ استانداری خراسان، مورخ ٢٦/ ٩/ ٨٠؛
نامۀ فرمانداری بجنورد، مورخ ٢١/ ٩/ ٨١؛
نقشۀ تقسیمات کشوری ایران، تهران، گیتاشناسی، ﺷﻤ ١٢٩؛
نیز:
The Middle East Intelligence Handbooks, ١٩٤٣-١٩٤٦ (persis), London, ١٩٨٧.
محمدرضا خسروی