دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٣ - جسر الشغر
جسر الشغر
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِسْرُ الشُّغْر، یا جسر الشغور، نام پلی باستانی بر رودخانۀ عاصی و نیز شهر و شهرستانی به همین نام در استان حلب سوریه.
نام عربی شُغْر را از ریشۀ آرامی شُغرا به معنی فوران آب دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی جسرالشغر بر رود عاصی ــ کـه پس از خـروج از دشت غـاب بـه یک جریان جهنده در مجـرایـی پـرپیـچ و خـم بـدل مـیگـردد ــ بـیارتبـاط نیسـت. جغرافینویسان عرب نام شغر را بیشتر همراه با نام بَکاس، ذکر میکنند و در منابع سریانی هم این دو نام معمولاً با هم آمده است. بکاس که آن را صورتِ مخفّف از ریشۀ آرامی «بیتکاس» دانستهاند، قریهای در کنار شغر بود که با گسترش دومی، آن دو در هم ادغامشدند و نامجدید جسرالشغر درنتیجۀ آن پدیدآمد (نک : حلو، ١٢٤، ٣٣٦).
پلشغر از دیرباز گذرگاهی مهم در منطقهای کوهستانی و سختگذر بود و دو راه اصلی یکی در امتداد غربی ـ شرقی که سواحل سوریه را به دشتهای مناطق داخلی آن و رود فرات، و دیگری راهی در امتداد شمالی ـ جنوبی که انطاکیه را به قلعة المُضیق (افامیـه / آپامیا) متصل میساخت، از آن میگـذشت (نک : EI٢, II / ٥٥٦).
یاقوت شغر را قلعهای مستحکم که قلعۀ مستحکم دیگر به نام بکاس در مقابل آن، و هر دو بر روی کوهی در نزدیکی انطاکیه قرار دارند، آورده است (٣ / ٣٠٣). ابوالفدا شغر و بکاس را دو قلعۀ مستحکم برفراز کوه از اقلیم چهارم از جُند قنسرین و میان انطاکیه و افامیه دانسته که رودی در زیر آنها جاری است. به گزارش همو بازاری هفتگی و پر ازدحام در آنجا وجود داشته است (ص ٢٦٠، ٢٦١)؛ دمشقی نیز (ص ٢٠٥) «شغر بکاس» را از اعمال حلب معرفی کرده است. ویرانههای این دو قلعه امروزه بر فراز صخرهای در نزدیکی دهکدۀ شغر القدیم باقی است (EI٢، همانجا).
گذرگاه جسرالشغر در دورۀ جنگهای صلیبی از اهمیتی بسیار برخوردار بود (نک : هاید، I / ٣٧٥-٣٧٦) و دو قلعۀ آن در تصرف نیروهایصلیبی بود تاآنکه صلاحالدین ایوبی در ٥٨٤ ق / ١١٨٨م آن را از تصرف نیروهایصلیبیآزاد ساخت(نک : ابن اثیر، ١٢ / ١٢- ١٣؛ ابنخلدون، ٥ / ٣٦٦). بعداً این قلعهها بخشی از قلمرو ملک ظاهر غازی، سلطان ایوبی شد. به هنگام یورش مغولان (سدۀ ٧ق / ١٣م) این قلعهها چندی در تصرف آنان بود (EI٢، همانجا)؛ تا آنکه ممالیک در همان سده آنجا را بر قلمرو خود افزودند. در دورۀ فرمانروایی ممالیک بر شام، این شهر به عنوان یکی از امیرنشینهای دهگانۀ ولایت حلب به شمار میرفت. این وضع تا استیلای عثمانیان بر این منطقه همچنان ادامه داشت (یاقوت، همانجا؛ غزی، ١ / ١٩-٢٢؛ حکیم، سوریة و العهد العثمانی، ٥٠-٥١). ابن بطوطه که در سدۀ ٨ ق / ١٤م از این منطقه عبور کرده، حاکم آن را مردی فاضل، و قاضی آن را از اصحاب ابن تیمیه گزارش کرده است (١ / ١٦٥- ١٦٦).
در دورۀ ممالیک، این شهر اهمیت سوق الجیشی خود را از دست داد و رو به افول نهاد (EI٢، همانجا)؛ تا آنکه در اواخر سدۀ ١٠ق / ١٦م به روزگار عثمانیان، به هنگام زمامداری محمدپاشا کوپریلی والی طرابلس، پل شغر مرمت، و در شهر مسجد، کاروانسرا و حمام ساخته شد و مردم به سکونت در آنجا تشویق شدند (علی، ١ / ١٢٨؛ المعجم ... ، ٢ / ٦٧٢). پلشغر بر روی رود عاصی ٤٠٠ متر درازا و ١٤ دهانه دارد (همانجا).
پس از جنگ جهانی اول و خروج عثمانیان از سوریه، شریف سوریه نمایندهای به این دیار فرستاد و جسرالشغر همچنان جزو ایالت حلب باقی ماند (حکیم، سوریة و العهد الفیصلی، ٥٢؛ قلعجی، ٣٨٨). آثار تاریخی یافتشده در این منطقه جزو آثار مهم سوریه به شمار میرود (غزی، ٣ / ٧٧٥).
شهرستان جسرالشغر در سالهای پایانی سدۀ ١٤ق / ٢٠م بیش از ٨٠ هزار، و شهر جسر الشغر مرکز آن شهرستان بالغ بر ٢٠ هزار تن جمعیت داشته است (حلو، ٣٣٦؛ المعجم، ٢ / ٦٧٠، ٦٧٦).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابنبطوطه، رحلة، پاریس، ١٩٢٦م؛
ابنخلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابوالفدا، تقویمالبلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛
حکیم، یوسف، سوریة و العهد العثمانی، بیروت، ١٩٦٦م؛
همو، سوریة و العهد الفیصلی، بیروت، ١٩٨٦م؛
حلو، عبدالله، تحقیقات تاریخیة لغویة، بیروت، ١٩٩٩م؛
دمشقی، محمد، نخبة الدهر، به کوشش مرن، لایپزیگ، ١٩٢٨م؛
علی، احمد علی اسماعیل، تاریخ بلاد الشام القدیم، دمشق، ١٩٩٨م؛
غزی، کامل، نهر الذهب، حلب، ١٣٤٥ق / ١٩٢٦م؛
قلعجی، قدری، الثورة العربیة الکبریٰ ١٩١٦- ١٩٢٥، بیروت، ١٩٩٣م؛
المعجم الجغرافی للقطر العربی السوری، به کوشش مصطفیٰ طلاس، دمشق، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
یاقوت، بلدان، نیز:
EI٢;
Heyd, W., Histoire du commerce du levant, Leipzig, ١٩٢٣.
پرویز امین