دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٨ - اوش
اوش
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ اسفند ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اوش، شهر و مركز استانی به همین نام در جمهوری قرقیزستان. این شهر در محلی كه رود آق بورا از دامنۀ كوه آلای وارد دشت فرغانه میشود، در ارتفاع ٨٧٠ تا ١٠٠‘١ متری از سطح دریا واقع است. شهر دارای ایستگاه راه آهن است و بر تقاطع راههای اصلی قرار دارد (BSE٣, XIX/ ٥٢). جمعیت اوش در ١٩٨٥ م/ ١٣٦٤ ش، ١٩٩ هزار نفر بوده است («فرهنگ ... »، ٩٥٤).
برخی اوش را كه یكی از شهرهای قدیمی آسیای مركزی است، آخرین نقطۀ فتوحات اسكندر دانستهاند (وامبری، ٤٧٩). زادنپروفسكی در ١٩٦١م در منطقۀ آیریماخ تائو (٨ كیلومتری اوش) تصاویری از اسب بر روی سنگ كشف كرد كه تاریخ آن را نیمۀ دوم هزارۀ نخست پیش از میلاد دانسته است (نک : فرامكین، ٧٧). در سالهای ١٩٥٤ و ١٩٥٥م هیأتی از موزۀ منطقهای اوش به كشف ٩٠٠ گور دست نخورده با وسایل درون آنها توفیق یافت كه آن را متعلق به سدههای ٢ تا ٤م دانستهاند (همو، ٧٢). در ١٣٠٢ ق/ ١٨٨٥ م در نزدیكی اوش كتیبهای به زبان عربی متعلق به ٣٢٩ ق/ ٩٤١ م كشف شد (بارتولد، III/ ٥٣٣).
مؤلفان نخستین سدههای اسلامی از اوش به عنوان شهری بزرگ و آباد یاد كرده، آن را از شهرهای منطقۀ فرغانه نامیدهاند (یاقوت، ١/ ٤٠٤). ابن خردادبه ضمن اشاره به فرغانه نوشته است كه انوشیروان در آن بناهایی پدید آورد و اقوامی را بدانجا انتقال داد (ص ٣٠). اصطخری ضمن شرح منطقۀ فرغانه از شهرهای بزرگ آن با نامهای اخسیكت، قُبا و اوش یاد كرده است. وی اوش را بزرگتر از اخسیكت و قبا دانسته، و چنین آورده است: «اوش چند قبا باشد. شارستان و قهندز آبادان دارد. سرای امارت و زندان در قهندز است. شارستان ربض دارد، و ربض دیوار دارد و دیوار به كوه پیوسته است كی دیدبان بر آن كوه باشد، كی لشكر تركستان را نگاه دارد و اوش ٣ دروازه دارد: دروازۀ كوه، دروازۀ آب و دروازۀ مغكده» (ص ٢٦٥-٢٦٦). ابن حوقل ضمن تكرار نوشتۀ اصطخری، از استواری دروازهها یاد كرده، و مینویسد: در ناحیۀ اوش شهر دیگری به نام مدوا هست (٢/ ٥١٣، ٥١٤). مؤلف برهان قاطع اوش را میان سمرقند و چین آورده است (١/ ١٨٦).
اوش در قرن ٤ ق/ ١٠م سومین شهر فرغانه از نظر وسعت به شمار میآمد و منبع آبیاری آن رود اوش یا آق بورا بوده است (بارتولد، III/ ٢١٣). مسجد جامع اوش در میان بازار قرار داشت (همو، I/ ٢١٢؛ لسترنج، ٤٧٨). به اوش در روزگار بابر تخت سلیمان نیز گفتهاند (بارتولد، III/ ٢١٣) و زیارتگاه بوده است ( لغتنامه ... ). نقطۀ زیارتی را تپهای در میان شهر اوش دانستهاند كه در میان خرابههای یك ساختمان قدیمی كه از سنگهای چهارگوش ساخته شده، با ستونهایی مزین، قرار داشت (وامبری، ٤٧٨- ٤٧٩).
اوش در ١٢٩٣ ق/ ١٨٧٦ م پس از تصرف خان نشین خوقند از سوی سپاهیان روسی، به امپراتوری روسیه ملحق گردید (BSE٣, XIX/ ٥٢). در آن هنگام راه بازرگانی با هندوستان و چین از اوش میگذشت. بعدها شهر اوش به یكی از مراكز صنعتی قرقیزستان بدل شد و پس از مركز آن جمهوری، مقام دوم را یافت.
امروزه یك سوم محصولات صنعتی استان اوش در شهر اوش تولید میشود. بزرگترین كارخانههای تهیۀ پارچههای نخی و ابریشمی آسیای مركزی در این شهر قرار دارند. همچنین شهر اوش دارای كارخانۀ ماشینسازی است (همانجا).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورةالارض، لیدن، ١٩٣٩ م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩ م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك و ممالك، ترجمۀ كهن فارسی، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٨ ش؛
برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به كوشش محمدمعین، تهران، ١٣٥٧ش؛
فرامكین، گرگوار، باستانشناسی در آسیای مركزی، ترجمۀ صادق ملك شهمیر زادی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
وامبری، آرمینیوس، سیاحت درویشی دروغین درخانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوریان، تهران، ١٣٦٥ ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Barthold, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٦٥;
BSE٣;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, Cambridge, ١٩٠٥;
Sovetskiĭ entsiklopedicheskiĭ slovar’, Moscow, ١٩٨٧.
عنایتالله رضا