دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤ - باعربایا
باعربایا
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باعَرْبایا، یا باعرمایا، نام کوره یا ناحیهای از دیار ربیعه در مشرق جزیرۀ ابن عمر.
نامباعربایا برگرفته از واژۀ سربانیِ بیت عربای به معنی سرزمین عرب است (ﻧﮑ: ادیشیر، مقدمه، ٢/ ١٣). برخی جغرافیانویسان این نام را بهصورت بعربایا نیز ضبط کردهاند (ﻧﮑ: یعقوبی، ٢٦٣؛ قدامه، ٢٤٥). در روزگار ساسانیان به این سرزمین آسورستان که ترجمۀ فارسی بیت ارامایه، یعنی سرزمین سربانیان و آرامیان است، اطلاق میشد (نولدکه، ١١٤؛ ﻧﮑ: زندبهممنیسن، ١١؛ بندهش، ٧٥). سورستانِ دوران ساسانی منطبق با ناحیۀ سواد در دوران پس از اسلام است که سلوکیه و تیسفون در آن واقع بودهاند (مارکوارت، ١٦٢). در دورۀ ساسانیان بیت عربایه یکی از استانهای هممرز با روم شرقی و تحت فرمانروایی یک مرزبان بود و همواره در این ناحیه مناقشاتی میان ایرانیان و رومیان در میگرفت (پیگولوسکایا، ٦٢٠؛ کریستنسن، ١٣٨؛ مارکوارت، همانجا؛ غندور، ٢٧-٢٨).
آسورستان قسمت ایرانی ناحیه عربنشین بینالنهرین بود و قسمت رومی این ناحیۀ عربنشین «عرب» نامیده میشد (مارکوارت، همانجا). در روزگار ساسانیان آیین مسیح در این منطقه نفوذ بسیاری داشت؛ وجود کلیساهای متعد،نشان از گستردگی مسیحیت در این منطقه دارد. میان پیروان مسیحی نسطوری و یعقوبی همراه رقابتهایی وجود داشت، لیکن اوضاع جغرافیایی و سیاسی ناحیۀ باعربایا ایجاب میکرد که ساسانیان از آیین نسطوری که از سوی امپراتوران روم شرقی مردود تلقی و اعلام شده بود، جازۀ انتشار دهند (ﻧﮑ: نفیسی، ١٧٣؛ پیگولوسکایا، ٦١٢). با اینهمه، مبلغان مذهب یعقوبی در این ناحیه فعال بودند (همانجا). یکی از این مبلغان ادحومه مطران یعقوبی بود که در شهر بلد در سرزمین بیت عربایا متولد شده بود و نقش عمدهای در ترویج آیین مسیح در میان اهالی بیت عربایا ایفا میکرد (همو، ٦١٩-٦٢١). یکی از مراکز مهم تبلیغ در برابر نسطوریان، دیرجعتایی در نزدیکی تکریت بود (ﻧﮑ: نفیسی، همانجا؛ پیگولوسکایا، ٦٢٣). با این وصف، با توجه به کتاب اخبار فطارکه (ماری، ٥٥، ٦١) پیروان آیین نسطوری در باعربایا زیاد بودهاند.
باعربایا در دوران پس از اسلام به ناحیۀ کوچکتری اطلاق میشد و در سدۀ ٤ق/ ١٠م یکی از نوا حی موصل به شمار میرفت و گسترۀ آن از شرق تا غرب از باغیناثا در شمال غربی موصل تا نهر سریا در یک فرسخی پایین اذمه از توابع نصیبین و از جنوب، از نواحی سنجار تا مجاور بازَبْدى در شمال امتداد داشت. مقایسۀ میزان محصول گندم جو و مالیات ناحۀ دیار ربیعه نشان دهندۀ آن است که این ناحیه بزرگتر از دیگر نواحی بوده است (ﻧﮑ: ابنحوقل، ١/ ٢١٧-٢١٩). یعقوبی (د ٢٨٤ق/ ٨٩٧م) از موصل و باعربایا به عنوان دو ناحیۀ متمایز یاد کرده است که کشتیهای تجاری میان آنجا و بغداد در رفت و آمد بودهاند (ص ٣٦٣).
بنابر روایت ازدی در ١٦٩ق/ ٧٨٥م حمزۀ خارجی در جزیره بر ضدهادی خلیفۀ عباسی (ﺣﮑ ١٦٩-١٧٠ق) شورید و حمزةبن مالک خزاعی عامل آن ناحیه سردار خود ابونعیم ابن موسى را به جنگ او فرستاد؛ در نبردی که در باعربایا میان آن دو روی داد، حمزۀ خارجی پیروز شد و کار او بالا گرفت، اما سرانجام به قتل رسید (ص ٢٥٧-٢٥٨؛ قس: ابن اثیر، ٦/ ٩٦). همچنین به روایت خلیفة بن خیاط در ١٨٠ق/ ٧٩٦م در زمان هارونالرشید، ولید بن طریف شاری از اعراب بنیتغلب با ٣٠ تن از یاران خود در ساحل فرات قیام کرد. وی به رأسالیعن رفت و آنجا را به آتش کشید. سپس از نصیبین به باعربایا رفت و در تل ابو الجواز از توابع باعربایا با بزار تغلبی جنگید و او را شکست داد. ولیدبن طریف در همین سال (١٨٠ق) به دست یزیدبن مزیَد به قتل رسید (٢/ ٧٢٠-٧٢١).
یاقوت از محلی به نام دیرباعربا رد ساحل [غربی] دجله میان موصل و حدیثه یاد کرده که مسیحیان آن را بزرگ میداشتند و شمار زیادی از راهبان و کشاورزان در آنجا به سر میبردند. به گفتۀ وی، این دیر یواری بلند داشت که ارتفاع آن حدود ١٠٠ ذراع میرسید و درون این دیرمهمانخانهای بود که در آنجا از رهگذران پذیرای میشد و پیرامون دیر نیز کشتزارهایی وجود داشت (٢/ ٦٤٥). ابن فضلالله نیز از بنای شگفت این دیر و قبوری که در آنجا مورد احترام مسیحیان بود، سخن گفته است (١/ ٢١٨).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابن حوقل، صورة الارض، به کوشش کرامرس، لیدن، ١٩٣٨م؛
ابن فضلاله عمری، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، چ تصویری، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ادی شیر، تاریخ کلدو واثور، بیروت، ١٩١٣م؛
ازدی، یزید، تاریخالموصل، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
بندهش، به کوشش مهرداد بهار، تهران، ١٣٦٩ش؛
پیگولوسکایا، ن.و.، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمۀ عنایتالله رضا، تهران، ١٣٧٢ش؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨م؛
زند بهمن یسن، به کوشش محمدتقی راشد محصل، تهران، ١٣٧٠ش؛
غندور، محمدیوسف، تاریخ جزیرة ابن عمر، بیروت، ١٩٩٠م؛
قدامة بن جعفر، «نبذ من کتاب الخرج و صنعة الکتابة»، همراه المسالک و لممالک ابن خردادبه، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق/ ١٨٨٩م؛
ماری بن سلیمان، اخبار فطارکة کرسی المشرق من کتاب المجدل، رم، ١٨٩٩م؛
نفیسی، سعید، مسیحیت در ایران، تهران، ١٣٤٣ش؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، «البلدان»، همراه لاقالنفیسۀ ابن رسته، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٢م، نیز:
Chiristensen A., L’Iran sous les Sassanides, copenhagen, ١٩٤٤;
Marquart J., Ērānšahr, Berlin, ١٩٠١;
Nöldeke, Th., «Die Namen Der aramaischen Nation und Sparche», ZDMG, ١٨٧, vol.XXV.
محمدرضا ناجی