دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٠ - اسکی شهر
اسکی شهر
نویسنده (ها) : علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی : دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩ تاریخچه مقاله
اِسْكى شَهْر، نام استان و شهر مركز آن در شمال غربى آناتولى داخلى در كشور تركيه.
نام گذاري
اسكى شهر، مركز استان، در ناحيهاي قرار دارد كه در گذشتههاي دور دوريلايون [۱]نام داشت و شهري در قلمرو دولت فريگيه بود ( پاولى، X/ ١٥٧٧؛ استرابن، V/ ٥٠٥ ؛ اومار، I/ ١٠٠). بناي شهر را به دوريلئوس[۲] ارتريايى [۳]در سدۀ ۶ ق م نسبت دادهاند (YA, IV/ ٢٨٣٠ ;IA, IV/ ٣٨٤). اين نام در آثار مورخانوجغرافيانگاران يونانىورومى به صورت دوريلائوم [۴](استرابن، همانجا؛ ديودروس، X/ ٤٣١) آمده است كه در دورۀ هلنى، رومى و بيزانسى، دوريلئو [۵]و دوريلائيون [۶](YA، همانجا) نيز ناميده مىشده است. نام اين شهر در آثار پلينيوس (پلينى)، بطلميوس و ديگر جغرافيانگاران جهان باستان نيز به همين صورتها مندرج است ( پاولى، همانجا؛ تكسيه، ۲/ ۳۴۴). در آثار مورخان و جغرافيا نگاران اسلامى از آن به صورت دَرَوْليّه ياد شده است (بلاذري، ۱۶۴؛ ابنخردادبه، ۱۰۳؛ ياقوت، ۲/ ۵۷۱؛ ادريسى، ۲/ ۸۰۹؛ عبدالمؤمن، ۲/ ۵۲۵). برخى مورخان عرب اين شهر را اَذروليّه (طبري، ۶/ ۴۳۹، ۸/ ۱۴۲؛ ابن اثير، ۴/ ۵۳۵)، اَدرَوليه (يعقوبى، ۲/ ۲۹۲)، اَرَوليه (خليفه، ۲/ ۴۹۳) و اَردَوليه (ابن خلدون، ۳/ ۸۹) نيز نوشتهاند.
اين شهر در جنگهاي مختلف به ويژه در دوران اسلامى بارها ويران، و سپس تجديد بنا شده است (نک : پيشينۀ تاريخى در همين مقاله). گويند آنگاه كه سلاجقۀ روم (آسياي صغير) بر اين منطقه چيره شدند، به سبب خرابههاي دوريلايون آنجا را اِسكى شهر - يعنى شهر كهنه - ناميدند (YA, IA، همانجاها). به روايتى ديگر، عثمان، بنيانگذار خاندان عثمانى آنجا را اسكى شهر ناميده است («دائرۀ المعارف ترك[۷]»، (XV/ ٤١٩؛ YA، همانجا).
موقعيت جغرافيايى و چهرۀ طبيعى
استان اسكى شهر در ۲۹ و ۵۸ تا ۳۲ و ۴ طول شرقى و ۳۹ و ۶ تا ۴۰ و ۹ عرض شمالى واقع شده، و مساحت آن ۶۵۳ ،۱۳كمـ ۲، و ارتفاع آن از سطح دريا ۷۹۲ متر است (همان، IV/ ٢٨١٥). اين استان از جنوب به استان افيون قره حصار، از جنوب شرقى به قونيه، از مشرق به آنكارا، از شمال غربى به استان بولو و از سمت غرب به بيلهجيك و كوتاهيه محدود است (همانجا). شهرستانهاي تابع استان اسكى شهر اينهاست: چيفتلر، محموديه، ميخالجيك، ساريجهكايا، سيدغازي و سيوْريحصار (همان، IV/ ٢٨١٤).
اسكى شهر، مركز استان، در دشت وسيعى كه به همين نام معروف است، در كنار رود پُرسوق (IA, IV/ ٣٨٤؛ «دائرۀ المعارف ترك»، XV/ ٤٢٠) واقع شده است. مهمترين بلنديهاي استان اينهاست: بُزداغ در جهت غربى - شرقى ، و سون دوكن با ارتفاع ۸۱۸ ،۱متر در همان امتداد ؛ سيوري حصار كه قلۀ آن به نام چال داغ با ارتفاع ۶۹۰ ،۱متر در راستاي جنوب شرقى - شمال غربى، و بلندترين كوه استان به نام تركمن داغ با ارتفاع ۸۲۵ ،۱متر (YA, IV/ ٢٨١٥-٢٨١٦، جدول شمـ ٢). ۸/ ۲۱% از مساحت استان را كوهها، ۸/ ۲۵% جلگهها، ۸/ ۵۱% آن را فلات و ۶/ ۰% آن را مراتع تشکیل می دهند (همان، IV/ ٢٥١٨؛ نمودار شمـ ١).
بزرگترين رود استان، سكاريا، و شاخۀ مهم آن پرسوق است كه پس از پيوستن آن به ساريسو، هر دو به سكاريا مىريزند (همان، IV/ ٢٨١٧-٢٨١٨). رودخانۀ پرسوق و گاه ساريسو طغيان مىكنند و باعث خسارات بسيار در محلات مختلف شهر مىشوند («دائرۀ المعارف ترك»، همانجا). بزرگترين طغيان در ۵ مارس ۱۹۵۰ روي داد كه محلههاي واقع در بخش شمالى و مركزي آن تماماً ويران شد و بعدها محلههاي جديدي براي آسيب ديدگان ساختند («دائرۀالمعارف ديانت[۸]...»، XI/ ٤٠١).
هر چند اين ناحيه نقطۀ گذر ميان اقليمهاي آناتولى غربى و مركزي است، اما به سبب محصور بودن در ميان كوهها، شرايط اقليمى مديترانهاي و نيز درياي سياه در آن نفوذ چندانى ندارند و آب و هواي آن قارهاي است. تابستانها گرم و خشك، و زمستانها سرد است. فصلهاي بهار و پاييز آن كوتاه است. حداقل دماي آن به ۱۲- سانتىگراد مىرسد. دماي متوسط سالانه ۹/ ۱۰ سانتىگراد است. متوسط بارندگى سالانه ۶/ ۳۷۳ ميلىمتر است. جالب توجه است كه روزهاي يخبندان از شهريور تا ارديبهشت ديده مىشود (YA, IV/ ٢٨٢٤؛ «دائرۀالمعارف ترك»، XV/ ٤٢٠).
استان اسكى شهر از نظر پوشش گياهى فقير است و از آنجا كه بخشى از آن در آناتولى داخلى و بخشى ديگر در آناتولى غربى واقع شده است، پوشش گياهى هر دو منطقه را جنگل و استپ تشكيل مىدهد. در بخشى كه در محدودۀ آناتولى غربى واقع است، جنگلهاي كاج و صنوبر و در محدودۀ آناتولى داخلى به سبب بارش كم پوششهاي استپى مانند خار و خارشتر ديده مىشود (YA, IV/ ٢٨٢٤-٢٨٢٥).
اسكى شهر از ديدگاه زمينشناسى به دورۀ اول مربوط است و از نظر كانيها نيز يكى از نواحى غنى تركيه است. از معادن آنجا، منيزيت، پرليت و منگنز، همچنين مواد اوليۀ سيمان را مىتوان نام برد (همان، IV/ ٢٨٢٠-٢٨٢١). اما اشتهار عمدۀ اسكى شهر به داشتن سنگ سيليكات منيزيوم است. از آنجا كه اسكى شهر تنها ناحيهاي در جهان است كه اين ماده در آنجا فراوان است، به همين سبب، اين سنگ به سنگ اسكى شهر معروف است. اين سنگ اگرچه هنگام استخراج بسيار نرم است، ولى پس از مدتى رطوبت خود را از دست مىدهد و به مادۀ سختى تبديل مىشود (همان، IV/ ٢٨٢٢).
اسكى شهر به داشتن آبهاي معدنى و گرم نيز شهرت دارد. چنانكه در طول تاريخ پادشاهان سلسلههاي مختلف براي استراحت به آنجا مىرفتهاند (IA, IV/ ٣٨٤؛ «دائرۀ المعارف ترك»، XV/ ٤١٩).
جمعيت
برابر سرشماري عمومى ۱۹۹۰م/ ۱۳۶۹ش، جمعيت استان اسكىشهر ۰۵۷ ،۶۴۱نفر بوده است كه از اين ميان ۴۳۶ ،۴۷۷نفر در شهرها و ۶۲۱ ،۱۶۳نفر در بخشهاي كوچك و روستاها زندگى مىكردند. طبق همين سرشماري، جمعيت مركز استان ۰۸۲ ،۴۱۳نفر بوده است («آمار[۹]...»، ٢٨) كه در ردهبندي شهرهاي تركيه از نظر جمعيت دهمين شهر به شمار مىآمده، و استان اسكى شهر سى و يكمين استان از ۷۳ استان كشور تركيه است (همان، ٧). حدود ۲/ ۶۳% از جمعيت فعال استان، در كارهاي غيرصنعتى اشتغال دارند (YA, IV/ ٢٨٥٢).
اقتصاد و حمل و نقل
اسكى شهر در طول تاريخ خود به سبب داشتن آبهاي معدنى و نيز قرار گرفتن بر سر راههاي مهم، يكى از شهرهاي فعال از نظر اقتصادي بوده است. چنانكه امروز نيز يكى از مراكز و استانهاي مهم تركيه از نظر اقتصادي و كشاورزي به شمار مىآيد. اين استان پس از استان آنكارا مهمترين استان آناتولى داخلى است و از ديدگاههاي مختلف كمكهاي بسياري به استانهاي همجوار خود مىرساند. بيشترين فرآوردۀ كشاورزي در اسكى شهر، غلات و چغندر قند است. در سالهاي اخير با توسعۀ كشاورزي مكانيزه، فعاليت در بخش كشاورزي به طور چشمگيري افزايش يافته است (همان، IV/ ٢٨٥٥). پابهپاي كشاورزي، دامداري نيز رونق دارد، چنانكه ۳۰% از درآمد حاصل از كشاورزي از طريق دامداري به دست مىآيد (همان، IV/ ٢٨٦٩).
اسكى شهر از نظر صنعتى نيز از پيشرفتهترين استانهاي تركيه است؛ پس از آنكه در ۱۹۲۵م به استان تبديل شد، به سرعت از نظر صنعتى پيشرفت كرد («دائرۀالمعارف ديانت»، XI/ ٤٠١). مهمترين صنايع آن اينهاست: لوكوموتيوسازي كه قديمترين شاخۀ صنعتى در اين شهر است و در ۱۸۹۴م به هنگام كشيدن راهآهن برلين - بغداد تأسيس شده است (YA, IV/ ٢٨٥١, ٢٨٧٤, ٢٨٧٨)؛ كارخانۀ توليد قند اسكى شهر كه در ۱۹۳۳م تأسيس شد (كوجاتورك، ٥٤٣ )، نخستين كارخانۀ توليد قند در ترکیه است (YA, IV/ ٢٨٧٣-٢٨٧٤)؛ كارخانههاي هواپيماسازي، ماشين سازي، صنايعغذايى، سيمان و جز آن (همان، IV/ ٢٨٧٧؛ «دائرةالمعارف ترک»، XV/ ٤٢١) نيز در اين شهر داير است.
اسكى شهر از زمانهاي كهن محل تلاقى راههاي مهم بوده است؛ چنانكه راههاي اصلى روم در اين محل به هم مىپيوست و آنگاه به ۴ رشته تقسيم شده، به سوي شهرهاي ازميت، ازمير، آنكارا و قونيه در ۴ جهت شمال، غرب، شرق و جنوب امتداد مىيافت. امروز نيز اسكى شهر بر سر راههاي اصلى كه آناتولى داخلى را به ناحيۀ مرمره مربوط مىكند، قرار دارد. اين شهر به وسيلۀ راهآهن نيز به استانبول، ازمير، و از طريق آنكارا به آناتولى داخلى و شرقى و همچنين از طريق قونيه به آدانا مربوط است (همان، XV/ ٤٢٢).
پس از كشاورزي و صنعت، بازرگانى سومين زمينۀ فعاليت اقتصادي در اسكى شهر است. مراكز بازرگانى و كار عموماً در شمال شهر، و بخش بازار در جنوب آن قرار دارد («دائرۀ المعارف ديانت»، همانجا).
مراكز فرهنگى
اسكى شهر از نظر فرهنگى نيز يكى از مراكز دانشگاهى تركيه است. دانشگاه آناتولى كه در ۱۹۷۳م و دانشگاه عثمان غازي كه در ۱۹۹۳م افتتاح شده است، هر دو از دانشگاههاي معتبر تركيه به شمار مىآيند. اسكى شهر يكى از ۴ شهر تركيه است كه بيش از دو دانشگاه دارند. طبق برآورد سازمان امور دينى تركيه، در ۱۹۹۲م در استان اسكىشهر ۶۷۶ مسجد وجود داشت كه ۱۴۴ باب آن در مركز استان واقع بود (همان، XI/ ٤٠٢).
پيشينۀ تاريخى
تاريخ اسكى شهر با تاريخ ناحيۀ دوريلايون درهم آميخته است و بايد به عنوان يك واحد جغرافيايى مطالعه شود. كاوشها و پژوهشهاي علمى در منطقۀ اسكى شهر نشان مىدهد كه اين ناحيه از دوران ديرينه سنگى مسكون بوده است. نخستين مسكن انسانى در اطراف (۳ كيلومتري) اين شهر قرار داشته است (YA, IV/ ٢٨٣٠). وجود ذخاير غنى معدنى نظير قلع و نقره («دائرۀالمعارف ديانت»، XI/ ٣٩٨) از يك سو، و منابع غنى آب («دائرۀ المعارف ترك»، XV/ ٤١٩)راز سوي ديگر، از هزارۀ ۴ قم اين ناحيه را به منطقهاي جالب و جاذب تبديل كرده است. وجود دست افزارهايى از سنگ چخماق در محل نشان مىدهد كه اين ناحيه از هزارۀ ۴ ق م مسكون بوده است («دائرۀ المعارف ديانت»، YA، همانجاها). جالب توجه است كه اسكى شهر در مرز ميان دو فرهنگ متفاوت اژهاي در غرب، و آناتولى در شرق (مرز ميان فريگيه و بيتينيه) واقع شده است (همانجا). در فاصلۀ هزارۀ ۴ ق م تا هزارۀ ۲ ق م بازرگانان آشوري با اين منطقه ارتباط داشتند؛ آنان پارچه، پشم و فرآوردههاي كشاورزي آورده، در مقابل نقره به كشور خود مىبردند. اين روند تا حدود سدۀ ۱۹ ق م، يعنى آغاز دوران تاريخى كه با تشكيل دولت حتّى آغاز مىشود، ادامه داشته است (همان، IV/ ٢٨٣٢). آگاهى دربارۀ تاريخ اسكى شهر در روزگار حتيها بسيار اندك است و مىتوان گفت كه اسكى شهر در منطقۀ نفوذ اصلى فرهنگى حتيها نبوده است و فقط بقايايى پراكنده از نشانههاي تمدن حتى در اينجا ديده مىشود (همانجا).
پس از حتيها، اسكىشهر در قلمرو فريگيها كه از قدرتمندترين دولتهاي آناتولى بود (اومار، I/ ٩٩)، قرار گرفت؛ چنانكه به شهري فريگى معروف گرديد (همانجا؛ پاولى، X/ ۱۵۷۷؛ استرابن، V/ ٥٠٥). در دوران حاكميت فريگيها كه تا سدۀ ۷ق م ادامه داشت، منطقه اسكىشهر روبهتوسعه نهاد («دائرۀالمعارفديانت»، همانجا).دورانفرمانروايى فريگيها با حملۀ كيمريها در ۶۷۶ قم به سر رسيد (YA, IV/ ٢٨٣٣). آنگاه اسكى شهر به حاكميت ليدياييها درآمد. نهضت شهرنشينى و بازرگانى كه با ليدياييها آغاز شده بود، منطقه را تحت تأثير قرار داد و اين شهر نيز رو به توسعه نهاد («دائرۀ المعارف ديانت»، همانجا). در روزگار حاكميت روم و بيزانس اسكى شهر (دوريلايون) بر سر راه استانبول - سوريه قرار داشت و محل گذر بود. اين شهر از سدۀ ۶ م به هنگام توسعۀ فعاليتهاي بازرگانى اهميت ويژهاي پيدا كرد (همان، XI/ ٣٩٨).
در جريان فتوحات مسلمانان، دوريلايون محل تجمع سپاه بوده است (ابن خردادبه، ۱۱۳). به نوشتۀ بلاذري، معاويه در ۳۱ ق/ ۶۵۲م براي تصرف مصيصه به دروليه آمد و از آنجا به انطاكيه رفت (ص ۱۶۴- ۱۶۵).
پس از اعراب قبايل ترك بدانجا هجوم بردند. سليمانشاه بن قتلمش از طرف الب ارسلان سلجوقى براي محافظت از سرحدات سلجوقى به آناتولى فرستاده شد. وي كه مؤسس سلسلۀ سلجوقيان آسياي صغير بود، در صدد گسترش منطقۀ نفوذ خود برآمد و ازنيق را به پايتختى برگزيد. سرداران او دروليه را كه از اين به بعد اسكى شهر ناميده شد، به تصرف خود درآوردند (YA, IV/ ٢٨٣٥؛ «دائرۀ المعارف ديانت»، همانجا). شكست سلجوقيان در نخستين پيكار صليبى، راه آسياي صغير را بر مسيحيان گشود (رانسيمان، و حملۀ تركها به اروپا را دو سده به عقب انداخت (حتى، ۸۰۸). نيروهاي صليبى براي رفع خستگى و تجديد قوا دو روز در اسكىشهر ماندند و سپس به سوي شرق حركت كردند (رانسيمان، ١٤٤). در پى آن ادارۀ امور اسكى شهر از دست سلجوقيان خارج شد و بار ديگر به دست دولت بيزانس افتاد («دائرۀ المعارف ديانت»، همانجا).
هنگامى كه قليچ ارسلان دوم كشورش را ميان فرزندانش تقسيم كرد، حكومت اسكى شهر به محيىالدين مسعود رسيد. اسكى شهر، به رغم اينكه در مدت فرمانروايى سلجوقيان از طريق بازرگانى ثروت بسياري كسب كرد، اما از آنجا كه در خط مرزي واقع شده بود، توسعۀ چندانى نيافت (YA, IV/ ٢٨٣٥؛ «مختصر...»، ۵؛ مشكور، ۹۱).
با حملۀ مغولان به آناتولى حكومت اسكىشهر و توابع آن به نورالدين جاجا يكى از سرداران مغول واگذار شد (آقسرايى، ۳۳، ۴۵، ۷۵). وي در اسكى شهر مسجدي بنا كرد و موقوفاتى را نيز براي تأمين هزينۀ آن تعيين نمود. وي همچنين در آبادي اسكى شهر كوشيد («دائرۀ المعارف ديانت»، XI/ ٣٩٩). در همين اوان، فشار مغولان و فرمانروايان سلجوقى بر مردم، شورشهايى را پديد آورد كه قيام مردم اسكى شهر و افيون قرهحصار به رهبري شخصى به نام احمد از آن جمله است (YA, IV/ ٢٨٣٧).
با ضعيف شدن دولت سلجوقى آسياي صغير، هر يك از اميران تابع آن در قلمرو خود اعلان استقلال كردند، چنانكه ۱۲ اميرنشين كوچك به وجود آمد (راسم، ۱/ ۱۱-۱۲؛ مراد، ۱/ ۲۱). در اين ميان عثمانيها نيز به رهبري عثمان غازي كه ادارۀ ناحيۀ اسكىشهر و سُگود را از دورۀ ارطغرل در دست داشتند، برخى نواحى از جمله اينهگول و قرهجهحصار را تصرف كردند. سلطان سلجوقى علاءالدين كيقباد بن فرامرز نيز طى فرمانى، و با فرستادن طبل، كمر و شمشير، ادارۀ اسكى شهر و نواحى پيرامون آن توسط آنها را بهرسميت شناخت (فريدون بك، ۱/ ۵۶ - ۵۸؛ سعدالدين، ۱/ ۱۷- ۱۸؛ قره چلبىزاده، ۳۳۹). عثمان غازي پس از اين موفقيت، خطبۀ جمعه را در قرهجه حصار، و خطبۀ عيد را در اسكى شهر خواند (عاشق پاشازاده، ۱۸). طبق يك سنت قديمى اوغوزان، عثمان غازي نواحى تحت فرمان خود را به تيول برادران، فرزندان و هم رزمانش داد كه اسكىشهر به برادرش گوندوز واگذار شد (اوزون چارشيلى، I/ ١٠٨). به اين ترتيب، اسكىشهر و نواحى اطراف آن خاستگاه خاندان عثمانى، و نخستين بخش از قلمرو دولت عثمانى محسوب مىشود (مراد، همانجا).
پس از عثمان غازي در زمان سلطنت اورخان، اسكى شهر به تصرف امير قرامان درآمد. مراد اول پس از تصرف آنكارا، اسكى شهر را از قرهمانيان باز پس گرفت (YA، همانجا). پس از جنگ آنكارا و اسارت ايلدرم بايزيد توسط تيمور در جريان اختلاف فرزندان بايزيد بر سر جانشينى (هامر پورگشتال، ۱/ ۳۰۹ به بعد)، اسكى شهر به ادارۀ عيسى چلبى، فرزند بايزيد، درآمد («دائرۀ المعارف ترك»، XV/ ٤٢٦). آنگاه كه محمد چلبى، محمد اول، موفق شد رقيبان را از ميان برداشته، سلطنت عثمانى را بلامعارض تصاحب نمايد، اسكى شهر نيز به فرمان سلطان درآمد (YA، همانجا). اين وضع در تمام ادوار تاريخ عثمانى ادامه داشت و بر حسب تقسيمات كشوري عثمانى، گاه به گاه به يكى از ايالات منضم مىشد. از جمله گاه جزئى از ايالت خداوندگار و سنجاق كوتاهيه (حاجى خليفه، ۶۴۲؛ سامى، ۲/ ۹۳۷- ۹۳۸)، و زمانى جزء بيگلربيگى آناتولى به مركزيت كوتاهيه («دائرۀ المعارف ترك»، همانجا) شمرده مىشد.
اسكى شهر در لشكركشيهاي عثمانيها به شرق يكى از نقاط تجمع سپاه بودهاست. چنانكه در لشكركشى سليمان قانونى به ايران در ۹۴۲ق/ ۱۵۳۵م كه در تاريخ عثمانى به «سفر عراقين» معروف است، اين شهر يكى از توقفگاههاي سپاه بود. نصوح مطراقچى مؤلف كتاب بيان منازل سفر عراقين كه همراه اردوي عثمانى بوده، نقشۀ آنجا را به صورت رنگى و مينياتور ترسيم كرده است (نک : گ ١٠٩b).
بحران اقتصادي سدۀ ۱۱ق/ ۱۷م كه سراسر امپراتوري عثمانى را فرا گرفته بود، اسكى شهر را نيز تحت تأثير قرار داد. روستاييان كشت و كار را رها كرده، به دزدي و راهزنى پرداختند. همچنين در قيام جلاليها اسكى شهر مدتى از سوي شورشيان به رهبري حسن جلالى اشغال شد (IYA, IV/ ٢٨٣٨). به هنگام لشكركشى مراد چهارم به بغداد در ۱۰۴۷ق/ ۱۶۳۷م، هنگامى كه وي به اسكىشهر رسيد، خبر يافت درويشى كه خود را مهدي خوانده است، در اين شهر و اطراف آن بسياري را دور خود جمع كرده، خراج مىطلبد. به امر سلطان وي را با ۱۲ نفر از يارانش دستگير كرده، به مجازات رساندند (هامر پورگشتال، ۳/ ۲۰۲۲- ۲۰۲۳). گفتنى است كه اسكى شهر و اطراف آن يكى از مراكز مهم اخيگري (نک : هـ د، اخى) بوده است (اوزون چارشيلى، I/ ١٠٥).
در سدۀ ۱۹م با فزونى گرفتن مهاجرت از كريمه، قفقاز، روم ايلى و بلغارستان به اين ناحيه، چهرۀ شهر دگرگون شد، چنانكه در ۱۲۷۹ق/ ۱۸۶۲م چركسها و ابخازها به اين منطقه آمدند و پس از مدتى ۱۰ روستاي تاتارنشين در اطراف شهر پديد آمد. گذشته از مسلمانان، پيروان ديگر مذاهب مانند ارتدكس، ارمنى و يهودي در اين شهر مىزيستند كه هر كدام مدارس مخصوص خود داشتند. سيل اين مهاجرت تا پايان جنگهاي بالكان در ۱۹۱۲م ادامه داشت. مهاجران بيشتر زمينهاي اوقافى و خالصه را در اختيار داشتند و در آنجا به كار مىپرداختند (YA,IV/ ٢٨٤٠؛ «دائرۀ المعارف ديانت»، XI/ ٤٠٠).
پس از پايان جنگ جهانى اول در ۱۹۱۸م، در پى شكست و تجزيۀ امپراتوري عثمانى، اسكى شهر كه نسبتاً بزرگ و پرجمعيت بود، در ۲۳ ژانويۀ ۱۹۱۹م/ ۳ بهمن ۱۲۹۷ش توسط نيروهاي انگليسى اشغال شد (همانجا؛ YA, IV/ ٢٨٤١). آنان ايستگاه راهآهن را در اختيار خود گرفتند. در اين زمان اسكى شهر از موقعيت ويژهاي برخوردار بود؛ چنانكه مىخواستند آنجا را پايتخت قرار دهند (همانجاها). فشار نيروهاي انگليسى بر مردم، توقيف افسران ترك و اقداماتى از اين دست، كنگرۀ سيواس را به اخذ تصميم در اين باره وادار ساخت. برابر تصميم اين كنگره عمليات نظامى بر ضد اشغال اسكىشهر، به فرماندهى على فؤاد پاشا آغاز شد. نيروهاي تحت امر مجلس تركيه نيز از سوي ديگر به كمك نيروهاي فؤاد پاشا شتافتند. سرانجام، انگليسيها در ۲۰ مارس ۱۹۲۰م/ ۲۹ اسفند ۱۲۹۸ش اسكىشهر را تخليه، و به سوی ازمیت عقب نشینی کردند (YA, IV/ ٢٨٤٢؛ «دائرۀالمعارفديانت»، همانجا).
در مۀ ۱۹۲۰، در داخل «قواي مليه» تشكيلاتى نيمه مخفى به نام «جمعيت سبز» به وجود آمد. هدف اصلى آن تشكيل ارتشى جديد از افسران عثمانى و ارتباط با اعضاي اتحاد و ترقى بود كه در روسيه با جريانهاي سوسياليستهاي اسلامى همكاري داشتند. آنان در جريان مبارزه با امپرياليزم و سرمايهداري، از اسلام و ملىگرايى طرفداري مىكردند. اسكى شهر يكى از مراكز مهم فعاليت اين جمعيت بود، چنانكه روزنامۀ ينى دنيا ارگان اين جمعيت در اين شهر منتشر مىگرديد (YA، همانجا). در اين شهر فعاليتهاي بلشويكى نيزديده مىشد (سونيل، II/ ٤٤).
پس از تخليۀ اسكى شهر از سوي نيروهاي انگليسى، ارتش يونان به آناتولى هجوم آورد (بروكلمان، ۶۱۱). در پى حملۀ يونانيها، جبهۀ غرب توسط قواي ملى باز شد و اسكى شهر را به عنوان قرارگاه برگزيدند (YA, IV/ ٢٨٤٣؛ «دائرۀالمعارف ديانت»، همانجا). يونانيها پيش روي به سوي اسكى شهر را ادامه دادند (كوجاتورك، ٢٦٩). نيروهاي ترك پس از شكست عقب نشينى كردند و سرانجام، اسكى شهر در ژوئيۀ ۱۹۲۰ به تصرف ارتش يونان درآمد (همانجاها). يونانيها قرارگاه خود را در اين شهر مستقر ساختند. كنستانتين پادشاه يونان همراه وزيران و فرماندهان نظامى به اسكىشهر آمد و به پيش روي و ادامۀ جنگ تأكيد كرد. در پى مخالفت فرمانده نظامى با ادامۀ عمليات، پادشاه شخصاً فرماندهى را بر عهده گرفت. در اين جنگ كه در تاريخ تركيه به نبرد سكاريا معروف است، نيروهاي ترك يونانيها را شكست دادند (YA, IV/ ۲۸۴۴) و سرانجام اسكى شهر پس از ۱۳ ماه در ۲ سپتامبر ۱۹۲۲م/ ۱۱ شهريور ۱۳۰۰ش از اشغال يونانيها درآمد (كوجاتورك، و به اين ترتيب دوران جديدي در تاريخ اين شهر آغاز شد و روز ۲ سپتامبر به عنوان روز آزادي اسكى شهر، طى مراسمى جشن گرفته مىشود.
اسكى شهر كه در سالهاي جنگ و اشغال از سوي يونانيها، تخريب شده، و مراكز تجاري آن به آتش كشيده شده بود، پس از آنكه در ۱۹۲۵م به يكى از استانهاي تركيه تبديل شد، به سرعت رو به توسعه نهاد و محلههاي جديد با ساختمانهايى نو به وجود آمد («دائرۀالمعارفديانت»، XI/ ٤٠١-٤٠٢).
اسكى شهر از ديدگاه جهانگردان
اوليا چلبى، جهانگرد سدۀ ۱۱ق/ ۱۷م بناي آنجا را به سام نسبت داده، گويد كه قلعۀ آن را فرمانرواي بورسه ساخته است. وي همچنين باغها و بستانهاي آنجا، آبهاي گرم و معدنى و خواص آنها را وصف كرده است (۳/ ۱۲-۱۳). حاجى خليفه مورخ و سياح ديگر اين قرن آنجا را جزو ايالت خداوندگار ذكر كرده، گويد كه در دو محل از آنجا نماز جمعه خوانده مىشد. وي از بازار، آبهاي معدنى، تجارتخانههاي آنجا ياد كرده است. همچنين به نوشتۀ او آرامگاه شيخ ادهبالى، پدر زن عثمان غازي، و شهاب الدين سهروردي در آنجا قرار دارد (ص ۶۴۲). سياح ديگر سدۀ ۱۷م به نام ژوون دو روشفر [۱]در ۱۰۸۱ق/ ۱۶۷۰م از اسكى شهر با عنوان شهري كوچك با ميوه و محصول فراوان، بازار، حمام و اشياء تزيينى ياد مىكند (نک : تكسيه، ۲/ ۳۴۵). شارل تكسيه، سياح سدۀ ۱۹م نيز از معروفيت آبهاي گرم، مساجد، محلات مسكونى و نيز سنگ كف دريا كه تنها در آنجا يافت مىشود، به تفصيل سخن گفته است (۲/ ۳۴۴-۳۴۶).
آثار تاريخى
اگرچه اسكى شهر به سبب شرايط مساعد از ديرباز مسكن و محل زندگى انسانها بوده، اما آثار چندانى از دوران كهن در آن برجاي نمانده است. در كاوشهاي باستانشناختى در ناحيۀ ميداس آثار اندكى از دورۀ فريگيها و روميها در تپۀ باستانى حميديه به دست آمده است (YA, IV/ ٢٩٢٤-٢٩٢٥). همچنين بقاياي قلعهاي از نيمۀ دوم سدۀ ۱۲م مربوط به حاكميت روم شرقى در ۵ كيلومتري اسكى شهر در قرهجه حصار ديده مىشود (همان، IV/ ٢٩٢٦).
از آثار دوران اسلامى آنچه بر جاي مانده، اينهاست: مسجد علاءالدين كيقباد اول كه در سدۀ ۶ق/ ۱۲م ساخته شده است. اين مسجد كه در مركز شهر قرار دارد، چندين بار بازسازي شده، و ويژگى معماري اصيل خود را تا حدودي از دست داده است. اين محل از ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰م موزه بوده است (همان، IV/ ٢٩٢٥). مجموعۀ قورشونلو، شامل مسجد، مدرسه، كاروانسرا و مهمانسراست كه در سدۀ ۱۰ق/ ۱۶م در زمان سلطان سليمان توسط مصطفى پاشا معروف به چوپان ساخته شده است . همچنين آرامگاه شيخ ادهبالى نيز از آثار تاريخى اسكى شهر به شمار مىروند (نک : همان، IV/ ٢٩٢٥-٢٩٢٨).
مآخذ
آق سرايى، محمود، مسامرة الاخبار و مسايرۀ الاخيار، به كوشش عثمان توران، آنكارا، ۱۹۴۳م؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن خردادبه، عبيدالله، المسالك و الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ۱۸۸۸م؛ ابن خلدون، عبدالرحمان، تاريخ، به كوشش خليل شحاده و سهيل زكار، بيروت، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱م؛ ادريسى، محمد، نزهۀ المشتاق، بيروت، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹م؛ اوليا چلبى، محمد، سياحت نامه، استانبول، ۱۳۱۴ق؛ بروكلمان، كارل، تاريخ ملل و دول اسلامى، ترجمۀ هادي جزايري، تهران، ۱۳۴۶ش؛ بلاذري، احمد، فتوح البلدان، ليدن، ۱۸۶۳م؛ تكسيه، شارل، كوچوك آسيا، ترجمۀ على سعاد، استانبول، ۱۳۳۹ق؛ حاجى خليفه، جهان نما، استانبول، ۱۱۳۵ق؛ حتّى، فيليپ خليل، تاريخ عرب، ترجمۀ ابوالقاسم پاينده، تهران، ۱۳۶۶ش؛ خليفۀ بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ۱۹۶۸م؛ راسم، احمد، عثمانلى تاريخى، استانبول، ۱۳۲۶- ۱۳۲۸ق؛ سامى، شمسالدين، قاموس الاعلام، استانبول، ۱۳۰۶ق؛ سعدالدين، محمد، تاج التواريخ، استانبول، ۱۲۷۹ق؛ طبري، تاريخ؛ عاشق پاشازاده، درويش احمد، تاريخ، استانبول، ۱۳۳۲ق؛ عبدالمؤمن بن عبدالحق، مراصد الاطلاع، بيروت، ۱۹۵۴م؛ فريدون بك، احمد، منشآت السلاطين، استانبول، ۱۲۷۴ق؛ قره چلبىزاده، عبدالعزيز، روضۀ الابرار، بولاق، ۱۲۴۸ق؛ «مختصر سلجوقنامۀ ابن بىبى»، اخبار سلاجقۀ روم، به كوشش محمدجواد مشكور، تهران، ۱۳۵۰ش؛ مراد، محمد، تاريخ ابوالفاروق، به كوشش طهزاده عمر فاروق، استانبول، ۱۳۲۵ق؛ مشكور، محمدجواد، اخبار سلاجقۀ روم، تهران، ۱۳۵۰ش؛ هامر پورگشتال، يوزف، تاريخ امپراتوري عثمانى، ترجمۀ ميرزا زكى علىآبادي، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ۱۳۶۷ش؛ ياقوت، بلدان؛ يعقوبى، احمد، تاريخ، بيروت، ۱۳۹۹ق/ ۱۹۷۹م؛ نيز:
Census of Population ١٩٩٠, State Institute of Statistics, Ankara, ١٩٩١; Diodorus, Bibliothica historica, tr. R. M. Geer, London, ١٩٧١; IA; Kocatürk, U., Atatürk ve Türkiye cumhuriyeti tarihi kronolojisi, ١٩١٨ - ١٩٣٨ , Ankara , ١٩٨٣ ; Naṣuḥü's- Silaḥi (Maṭrakci) , Beyan- i menazil-i sefer-i Irakeyn, ed. Yurdayd o n, Ankara, ١٩٧٦; Pauly; Runciman, S., Hacli seferleri tarihi, tr. F. Iṣiltan, Ankara, ١٩٨٦; Sonyel, S.R., Türk kurtulus savasi ve dis politika, Ankara, ١٩٨٦; Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦١; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨; Türkiye diyanet vakfi Islam ansiklopedisi, Ankara, ١٩٩٥; Umar, B., Türkiye halkinin ilkcag tarihi, ١٩٨٢; Uzunçarsılı, I.H., Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٢; YA.
علىاكبر ديانت