دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٥ - بندر عباس
بندر عباس
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنْدَرْعَبّاس، شهرستان و شهر بندری مركز استان هرمزگان واقع در كرانه خلیج فارس.
این بندر در جایگاه و یا نزدیك یك آبادی ماهیگیری به نام «شهرو = سورو» ساخته شده است و در اوایل سدۀ ٨ق / ١٤م كه نام جزیرۀ كنونی هرمز از جرون به هرمز تبدیل گردید، نام جرون بر شهرو (بندرعباس كنونی) نهاده شد (افشار، ٤٤٤).
نامگذاری: برخی از پژوهندگان بر این باورند: هنگامیكه پرتغالیها بر جزیرۀ هرمز دست یافتند، در خشكی مقابل آن، در محل بندرعباس كنونی، دهكدۀ كوچكی به نام جرون دیدند و آن را برای پیاده شدن و بارگیری برگزیدند. آنها به سبب خرچنگ فراوانی كه در این محل دیده میشد، آنجا را باندل كامارائو یا كامبارائو به معنی «بندر خرچنگ» نامیدند (گابریل، ٩٧، حاشیۀ ١). جهانگردان اروپایی نام این بندر را به صورتهای گوناگون كمپرون، گمبرون، كوموران، كامورون، گامرون، گومرون، گامبرون و كمبرو نیز آوردهاند (نک : فلسفی، ٤ / ١٩٥). پس از آنکـه شاه عباس اول (در ١٠٣١ق / ١٦٢٢م) گمبرون را از چنگ پرتغالیها بیرون آورد، به یاد پیروزی او «بندرعباس» [یا عباسی] نامیده شد (سایكس، «ده هزار...»، ٢٩٩، نیز «تاریخ»، II / ١٩٤).
شهرستان بندرعباس
این شهرستان از شمال به بافت و سیرجان، از خاور به میناب، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس و از باختر به داراب، لار و بندر لنگه محدود است ( فرهنگ ...، ١٥). و از ٤ بخش مركزی، خمیر، فین و سعادتآباد، و ٣ شهر تشكیل شده، و دارای ١٥ دهستان است (جعفری، ١٩٩). در آبان ١٣٧٥ جمعیت شهرستان ٩٣٨‘٤١٩ نفر با ٤٢٦ آبادی دارای سكنه بوده است (سرشماری، شناسنامه، یازده).
ویژگیهای طبیعی
بیشتر سرزمینهای شهرستان بندرعباس كوهستانی است و مهمترین كوههایی كه در شمال شهرستان قرار گرفتهاند، عبارتند از كوه فارغان به بلندی ٢٦٧‘ ٣ متر، پشت كوه، ٦٤٥‘٢ متر، گنو، ٣٤٧‘٢ متر و گیشو، ٦٨٧‘١ متر (بختیاری، ٩٥-٩٦).
آب و هوا
بندرعباس در نواحی كوهستانی، گرم و خشك، و در سرزمینهای ساحلی، گرم ومرطوب است ( فرهنگ، ١٦). رودخانههای این شهرستان از ارتفاعات شمالی سرچشمه گرفته، به سوی جنوب جریان دارند (جعفری، همانجا)؛ بیشتر آنها شور، كم آب و فصلی هستند. از مهمترین آنها میتوان چیل و شقررود، ماشاری، رودشور یا كل، و شمیل یا حسن لنگی را نام برد (بختیاری، ٩٦-٩٧).
اقتصاد
مردم شهرستان بندرعباس به كشاورزی و دامداری و ماهیگیری مشغولند (همو، ٩٨، ١٠٠)؛ مهمترین فرآوردههای كشاورزی آن اینهاست: گندم، جو، حبوبات، محصولات جالیزی، مركبات، انگور و خرما. در این شهرستان گونهای لیموترش و نارنگی كمنظیر به دست میآید كه یكی از منابع سودآور منطقه به شمار میرود (همو، ٩٨).
گرچه دامداری در شهرستان بندرعباس رونق چندانی ندارد، با این وصف، در سرزمینهای شمالی شهرستان به علت وجود مراتع غنی و ساختارهای عشیرهای، دامداری سنتی رواج دارد. پرورش گوسفند، بز و شتر ازجمله فعالیتهای دامداران این شهرستان است. صدور گونهای كرك به نام «كرك بز تالی» كه یكی از بهترین كركهاست، از منابع درآمد دامداران این شهرستان است.
ماهیگیری بهسبب قرار گرفتن بخشهایی از این شهرستان بر كرانههای خلیج فارس از رونق بیشتری برخوردار است. بندرعباس گذرگاه ماهیانی است كه از اقیانوس هند به سوی تنگۀ هرمز میروند. صید ماهی در پاییز و زمستان و نیز صید میگو از آغاز پاییز و نیمه نخست زمستان و به دو صورت صنعتی و سنتی انجام میگیرد. صید صنعتی به وسیله كشتیهای بزرگ و با روشهای پیشرفته، و صید سنتی توسط كرانهنشینان و به روش مرسوم هر منطقه صورت میگیرد (همو، ١٠٠-١٠١؛ فرهنگ، ١٦-١٧).
معادن و صنایع
مهمترین معدنهای این شهرستان عبارتند از منابع گاز (سورو، سرخون و گیشو)، شن و ماسه، نمك آبی و یك معدن آهك و گچ در دو كیلومتری خاور و نیز یك معدن گچ در باختر بندرعباس (بختیاری، ١٠١؛ فرهنگ، ١٧).
قرار داشتن شهرستان بندرعباس بر كرانۀ خلیج فارس و دریای عمان، وجود راهها و حمل ونقل دریایی، دسترسی به آبهای بینالمللی،امكانات ویژه ماهیگیری و شیلات و نزدیكی به برخی از منابع و ذخایر مهم معدنی كشور، سبب پدید آمدن صنایع ویژهای در این شهرستان گردیده كه مهمترین آنها اینهاست: كشتیسازی، لنجسازی، ساخت زورقهای فایبرگلاس، صنایع غذایی (كارخانههای كنسرو ماهی تن و ساردین، كارخانه عمل آوری میگو، و كارخانه بستهبندی ماهی و میگو و...). پالایشگاه نفت بندرعباس با ظرفیت روزانه ٢٣٢هزار بشكه در ١٣٧٢ش / ١٩٩٣م مورد بهرهبرداری قرار گرفته است (بختیاری، ١٠٢-١٠٤).
از صنایع دریایی شهرستان بندرعباس، تأسیسات عظیم بندری دو مجتمع عظیم بندر شهید رجایی و بندر شهید باهنر، از اهمیت بسیار برخوردارند. مجتمع بزرگ بندر شهید رجایی كه در ٢٠ كیلومتری باختر بندرعباس در دهانۀ ورودی خلیج فارس (شمال جزیرۀ قشم) قرار گرفته است، با تأسیساتی گسترده، در ١٣٦٣ش آغاز به كار كرد و اینک یكی از بندرهای بزرگ خاورمیانه به شمار میرود؛ مساحت آن ٥٠٠‘٢ هكتار است و شامل انبارها،
موجشكن، پهلوگیر، محل تخلیه و بارگیری نفت و روغن، نیروگاه برق، تأسیسات آب شیرینكن و ترمینالهاست. طول اسكلۀ آن ٩ / ٤كمـ است كه توانایی پهلوگیری هم زمان ٢٢ كشتی بازرگانی تا ظرفیت ٦٠ هزار تن و دو كشتی نفتكش تا ظرفیت ٧٠ هزار تن را دارد (همو، ١٠٢). در ساخت این بندر از پیشرفتهترین روشهای بندرسازی و طراحی، استفاده شده است (وطنشناس، ٦).
بندر شهید رجایی بزرگترین و پیشرفتهترین ترمینال كانتینری كشور به شمار میرود و بیش از ٩٠٪ كالاهای كانتینری ایران از این مسیر تخلیه و بارگیری میشود («عملكرد...»، ٩٠). موقعیت استراتژیك بندر شهید رجایی و امكانات بندری و ارتباطی مناسب از یك سو، و جایگاه ویژۀ ایران در محورهای ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب، از سوی دیگر، باعث توجه كشورهای منطقه و سبب انتخاب این بندر بهعنوان مسیری مطمئن برای ترانزیت كالا شده است (مرزوقی، ٩٦). بندر شهید رجایی به وسیلۀ راههای آسفالت به دیگر نقاط كشور، و به واسطۀ راهآهن به شهر بافق پیوسته است (بختیاری، همانجا). راهآهن بندرعباس ـ بافق از اهمیت بسیار برخوردار است، زیرا با پیوستن به راهآهن سراسری، این بندر را به اروپا و آسیای مركزی مربوط میسازد («راهآهن ...»).
بندرگاه شهید باهنر در ٥ / ٤ كیلومتری شهر بندرعباس و در محلۀ «سورو» قرار گرفته است و عملیات ساختمانی آن در ١٣٤٢ش آغاز گردید و در همان دهه از آن بهرهبرداری شد. در این بندر ٦ پهلوگیر به طول هزار متر با ژرفای آبخور ١٠ متر، برای پذیرش كشتیهای تا ظرفیت ٣٠ هزار تن ساخته شد (وطنشناس، ٣). بندر شهید باهنر در میان بنادر استان هرمزگان، پس از بندر شهید رجایی، دومین جایگاه را (با حدود ٢٠٪ از فعالیتهای ترانزیتی) به خود اختصاص داده است (مرزوقی، همانجا).
شهر بندرعباس
این شهر در °٥٦ و ´١٨ طول شرقی و °٢٧ و ´١١ عرض شمالی قرار گرفته است (مفخم، ١ / ٧١) و از باختر به بندر شهید رجایی، از خاور به آبادی نخل ناخدا، از جنوب به خلیج فارس و از شمال به كوهستان گنو محدود است. جزیره و تنگه هرمز روبهروی بندرعباس و جزیرههای قشم و لارك در جنوب غربی آن واقع شدهاند. بندرعباس به سبب قرار گرفتن در نزدیكی مسیر كشتیرانی تنگۀ هرمز، دارای موقعیت استراتژیك مهمی است؛ زیرا دسترسی آن به دریا آسان است و در ناحیهای بین جزیرههای قشم، هرمز و لارك قرار گرفته، و تا اندازهای از حملات امواج در امان، و از نظر جایگاه بندری بسیار مناسب است (سایبانی، ٧٤؛ افشار، ٤٤٢-٤٤٣).
سایكس از دیدگاه موقعیت جغرافیایی، بندرعباس را دروازۀ تجارت شرق و غرب، و یكی از بنادر مهم مشرق زمین دانسته («ده هزار»، ٢٩٩)، و تاورنیه (١٠٢٤-١١٠٠ق / ١٦١٥-١٦٨٩م) جهانگرد فرانسوی نیز، این بندر را از نظر امنیت، برتر از دیگر كرانههای خلیج فارس شمرده است (ص .(٦٨٨ از آنجا كه تنگه هرمز دروازۀ خلیج فارس به شمار میرود، همسایگی بندرعباس با این تنگه، موقعیت نظامی مهمی را بدان بخشیده است و از این دیدگاه آن را نخستین راه نفوذ به فلات ایران دانستهاند (رزمآرا، ١٢١-١٢٢). شهر بندرعباس در آبان ١٣٧٥، ٤٠٤‘٢٦٦ نفر جمعیت داشته است (سرشماری، نتایج ...، چهل و دو).
پیشینۀ تاریخی
برخی از پژوهندگان شهرو را «شهرویه» نوشته، و بندر گمبرو (عباسی، یا بندرعباس كنونی) را با جایگاه آبادی شهرویه برابر دانستهاند (محیط طباطبایی، ٩٨). حمدالله مستوفی این آبادی را «توسر»، و در ٤ فرسنگی هرمز نوشته است (ص ١٨٧). از «سورو» كه امروزه به صورت محلهای از بندرعباس درآمده (اقتداری، آثار...، ٥٣٧)، در تألیفات برخی از جغرافینویسان سدۀ ٤ق / ١٠م یاد شده است. مقدسی آن را از شهرهای استان كهن «اردشیر خوره» دانسته كه كالاهای سرزمین عمان بدان میرسیده، و از آنجا به كرمان میرفته است (ص ٤٢٢، ٤٢٧). ابن حوقل «سورو» را روستایی بر كنار دریا كه منزلگاه صیادان است، به شمار آورده (ص ٣١٣)، و اصطخری نیز مانند ابن حوقل شهرو را دهی بر كنار دریا كه در آنجا، ماهیگیران زیست كنند، دانسته است (ص ١٤٤). در سورو سكههایی به دست آمده كه متعلق به دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی است (اقتداری، همان، ٥٤٦). یافت شدن این سكهها، وجود راههای بازرگانی عمده «ابریشم» را كه به این بندر میرسیده، آشكار ساخته است. وجود قلعههای هفتگانه (درباره این قلعهها، نک : شرفالدین، ١ / ٥٧٨) در این سرزمین كه تا روزگار امیر تیمور گوركانی (حك ٧٧١-٨٠٧ق / ١٣٦٩-١٤٠٤م) از آن یاد شده، همه بازگوكننده اهمیت تاریخی این شهر است (اقتداری، همان، ٥٦٦-٥٦٧).
بندرعباس را به طور غیرمستقیم، بازماندۀ شهر تاریخی هرمز (هرموز) دانستهاند. هرمز از سدۀ ٤ تا ٨ق / ١٠ تا ١٤م بزرگترین مركز داد و ستد بازرگانی شرق بوده، و در خاور محل كنونی بندرعباس قرار داشته است (امینی، ٢٢). این شهر كه «هرمز كهنه» نامیده شده است، در داخل خشكی واقع شده بود و در سدۀ ٤ق بندر دو ایالت كرمان و سیستان به شمار میرفت (لسترنج، ٣١٨). اسكندر بیك منشی (تاریخنویس دورۀ صفوی) از هرمز كهنه، به نام «هرمز كنار دریا» نام برده، و نوشته است كه این شهر به «بندر گمبرو» (نام پیشین بندرعباس) مشهور است (ص ٩٨٠). حمدالله مستوفی بنیانگذار شهر هرمز را اردشیر (اردشیر بابكان، سل ٢٢٦-٢٤١م) دانسته، و چنین پیداست كه در
روزگار او (سدۀ ٨ق) شاه محلی هرمز از ترس تاخت و تاز راهزنان، آنجا را ترك كرده، و به جزیرۀ «جرون یا جارون» كه تا هرمز یك فرسنگ فاصله داشته، رفته، و در آن جزیره «هرمز نو» را ساخته است (ص ١٤١؛ لسترنج، .(٣١٩ از این زمان (سدۀ ٨ق) جزیره جرون، به یاد وطن پیشین، «هرمز» نام گرفت (امینی، همانجا؛ اقتداری، خلیج ...، ١١٥).
هرمز نو در طی ٣ سده، رونق، جلال و اهمیت فراوانی به دست آورد و از حیث زیبایی و مركزیت بازرگانی جانشین شایستهای برای هرمز كهنه گردید (امینی، همانجا). در ٩١٣ق / ١٥٠٧م، آلفونسو دآلبوكرك دریانورد پرتغالی، با ناوگانی مركب از ٦ كشتی جنگی وارد خلیج فارس شد و پس از تصرف مسقط و شهرهای ساحلی عمان، بر جزیرۀ هرمز و بندر گمبرون (بندرعباس) نیز دست یافت (هوشنگ مهدوی، ١٠-١١). آلبوكرك در ٩١٤ق نایب السلطنۀ هند گردید. او در ٩٢١ق / ١٥١٥م بار دیگر با ٢٦ كشتی جنگی به خلیج فارس بازگشت و جزیرۀ هرمز را تصرف نمود. در این هنگام شاه اسماعیل اول (سل ٩٠٧-٩٣٠ق / ١٥٠١-١٥٢٤م)، پادشاه نامدار صفوی درگیر مبارزه با عثمانیها بود و بدین سبب، نتوانست در برابر تهاجم پرتغالیها دست به اقدام جدی بزند (همو، ٢٢).
پرتغالیها پس از تصرف جزیرۀ هرمز، فرمانروای آن را نیز تحت حمایت خویش درآوردند. آنها بندر كوچك گمبرون را به عنوان اینکـه در قلمرو فرمانروای هرمز قرار دارد، به اضافۀ مسافتی تا ٢٠٠ میل از آبهای هرمز را نیز متصرف شدند و چون كرانههای هرمز را برای كشتیهای جنگی خود مناسب نمیدیدند، سواحل گمبرون را لنگرگاه كشتیهای خود قرار دادند.
پرتغالیها در نخستین سالهای پادشاهی شاه عباس اول (سل ٩٩٦- ١٠٣٨ق / ١٥٨٨- ١٦٢٩م) برای پاسداری از كشتیهای جنگی خود، در گمبرون قلعه ای ساختند كه در پناه آن همیشه ٢٥ تا ٣٠ كشتی جنگی آماده بود. دیده بانان قلعه به محض آنکـه یك كشتی تجارتی بیگانه را میدیدند، با شلیك توپ، كشتیهای جنگی خود را آگاه میساختند تا از گمبرون بیرون بروند و راه را بر آن كشتی بیگانه ببندند و حق العبور دریافت دارند (اقتداری، همان، ١٢٦-١٢٧).
ساختن خودسرانۀ دژ نظامیدر گمبرون به وسیلۀ پرتغالیها، بر شاه عباس گران آمد و دستور داد تا الله وردی خان (امیرالامرای فارس) این بندر را از تصرف پرتغالیها بیرون آورد. این سردار پسرش امام قلی خان را مأمور اجرای دستور شاه صفوی نمود و در ١٠٢٢ق / ١٦١٣م شهر و قلعۀ گمبرون به دست ایرانیان افتاد و قلعۀ پرتغالیها نیز ویران گردید (اسكندربیك، همانجا؛ هوشنگ مهدوی، ٨٥) و امام قلی خان خود در ٣٠٠ قدمیآن دژ ویران، قلعۀ مستحكم دیگری ساخت. پس از این رویداد، گمبرون در قلمرو حكومت فارس قرار گرفت (اقتداری، همان، ١٢٨).
در ١٠٣٠ق / ١٦٢١م شاه عباس امام قلی خان را مأمور تسخیر جزیرۀ هرمز كرد و كشتیهای جنگی انگلیس نیز به یاری ایرانیان شتافتند. امام قلی خان با سپاهیان لارستان و شبانکـاره به بندر گمبرون رفت و از آنجا لشكریان خود را به سوی جزیرۀ هرمز فرستاد (فسایی، ١ / ٤٦٦). به نظر میرسد كه گمبرون در این تهاجم، لشكرگاه ایرانیان بوده است. اسكندر بیك منشی نیز به اقامت سپاه امام قلی خان در این بندر اشاره كرده است (ص ٩٨١). سرانجام جزیرۀ هرمز در ١١ جمادیاﻵخر ١٠٣١ق / ١٣ آوریل ١٦٢٢م به تصرف ایرانیان درآمد و پرچم پرتغالیها پس از ١١٧ سال به پایین كشیده شد (اقتداری، همان، ١٣٣). امام قلی خان پس از پیروزی، در بندر جرون یا گامبرون دیوار وسیعی بر كرانۀ دریا كشید؛ و از این پس آنجا بندرعباس نامیده شد (فسایی، همانجا).
یكی از شرایط انگلیسیها برای یاری رساندن به ایرانیان در این نبرد آن بود كه برای همیشه از پرداخت حق ورود و خروج به بندرعباس معاف باشند (مرگان، ٢ / ٣٠٠) و نیز در آنجا گمرك خانهای با رئیس انگلیسی برپا نمایند (تاورنیه، ٦٨٥) و افزون بر آن، نیمی از سود گمركی بندرعباس را نیز دریافت كنند (كمپفر، ١١٥). كمپانی هند شرقی [انگلیس] پس از استیلای ایرانیان بر هرمز، نمایندگی خود را از جاسك به بندرعباس منتقل كرد. هلندیها نیز در ١٠٣٤ق / ١٦٢٥م تجارتخانهای در این بندر تأسیس كردند و با انگلیسیها به رقابت بازرگانی پرداختند (جناب، ١٣).
پس از آنکـه هرمز به دست ایرانیان افتاد، مركز تجارت خلیج فارس از آنجا به بندرعباس منتقل شد (ویلسن، ١٦٠). از آنجا كه شاه عباس میخواست این بندر را مركز بازرگانی خلیج فارس گرداند، دیگر به آبادی شهر هرمز نپرداخت و آن شهر رو به ویرانی نهاد (فلسفی، ٤ / ٢٢٧). مردم جزیرۀ هرمز نیز خانههای خود را ویران كردند و مصالح آن را با خود به بندرعباس بردند و در آنجا برای خویش خانه ساختند (امینی، ٢٤). پس از این زمان، بندرعباس از سدۀ ١١ تا ١٣ق / ١٧ تا ١٩م جایگزین بندر هرمز گردید (بونیفاسیو، ٢٤).
تاورنیه كه در سدۀ ١٧م از بندرعباس دیدن كرده، آن را شهری بزرگ با انبارهای گسترده كه بر بالای آنها ساختمانهایی برای بازرگانان ساخته شده است، وصف میكند. او همچنین مینویسد كه همۀ كشتیهایی كه از هندوستان برای ایران و عثمانی و دیگر سرزمینهای آسیایی و اروپا، كالاهای بازرگانی میبرند، در این بندر لنگر میاندازند (ص ٦٨٨).
در ١١٣٣ق / ١٧٢١م حدود ٤ هزار نفر از سواران بلوچ به بندرعباس حمله كردند و هرچه را در سر راه خود دیدند، خراب كردند و شمار بسیاری از پیران و كودكان را كشتند، ولی در هجوم به تجارتخانۀ انگلیسیها و هلندیها ناكام ماندند، و با دادن تلفات سنگینی بازگشتند (ویلسن، ١٧٥-١٧٤؛ امینی، ٢٦). در همان سال، عربهای مسقط و جواسم، جزایر و بنادر خلیج فارس را تصرف كردند، ولی لطف علی خان فرمانروای وقت فارس، بندرعباس را از دست آنها رهانید (فسایی، ١ / ٤٩٥-٤٩٦).
در دورۀ تسلط افغانها بر ایران (١١٣٥-١١٤٢ق / ١٧٢٣-١٧٢٩م) بندرعباس نیز دچار آشوب گردید. در ١٧٢٨م افغانها به فرماندهی زبردست خان به بندرعباس حمله كردند، ولی پایداری اروپاییان این بندر، آنان را مجبور به بازگشت كرد (ویلسن، ١٧٥).
نادرشاه افشار (سل ١١٤٨-١١٦٠ق / ١٧٣٥-١٧٤٧م) درصدد برآمد برای ایران در دریای خزر و خلیج فارس نیروی دریایی كارآمدی پدید آورد (همو، ١٧٦). وی در ١١٥٣ق / ١٧٤٠م دستور ساخت كشتیهای جنگی را در بوشهر صادر كرد. گزینش بوشهر برای این كار، لطمۀ شدیدی به آبادی و پیشرفت بندرعباس وارد آورد و تجارت را از این بندر به بوشهر منتقل ساخت (قدوسی، ٣٥٧؛ امینی، همانجا). نادرشاه [احتمالاً] بوشهر را به سبب نزدیكی آن به شیراز برای كشتیسازی برگزید (كرزن، II / ٤٢٢). هنگامیكه تقی خان بیگلربیگی فارس و حكمران سواحل و جزایر به بندرعباس وارد شد، ایران دارای ناوگانی قابل توجه متشكل از ١٥ كشتی بود (حدیث ...، ٢٤٨). به نظر میرسد كه بندرعباس در سالهای ١١٤٩-١١٥٢ق مركزی برای تجمع نیروی دریایی ایران برای تصرف مسقط و برخی از شهرهای كرانۀ جنوبی خلیج فارس و سركوب عربهای شورشی این سرزمینها بوده است (قدوسی، ٣٥٣-٣٥٤). كرزن نوشته است كه نادرشاه حكومت منطقۀ بندرعباس، جزایر قشم و هرمز را به شیخ طایفۀ بنی معین داد و به گرفتن باج و خراج بسنده كرد (همانجا).
پس از كشته شدن نادر، ایران بار دیگر دچار آشوب گردید (ویلسن، همانجا). ویلسن از قول شخصی به نام سورجن آیوز كه در ١٧٥٨م از بندرعباس دیدن كرده، مینویسد: این بندر اكنون هیچگونه اهمیتی ندارد، و ساختمان دو تجارتخانۀ انگلیسیها و هلندیها، تنها ساختمانهای مهم آن هستند، درحالیكه تمامی شهر ویرانه است (ص ١٧٦-١٧٧). تجارتخانۀ انگلیسیها به دنبال حملۀ ٤ فروند كشتی فرانسوی و نیز ستمهای نصیرخان حاكم لار، در ١٧٦٣م از بندرعباس به بصره منتقل گردید و تجارتخانۀ هلندیها نیز در ١٧٥٩م به همین شهر تغییر مكان داده بود (همو، ١٧٨-١٧٧؛ طاهری، ١ / ٢٦٦-٢٦٧).
كریم خان زند در ١١٨٠ق / ١٧٦٦م درصدد برآمد خوارج عمان را تنبیه نماید، و زكی خان زند را برای انجام دادن این مأموریت برگزید. چنین پیداست كه بندرعباس نیز با آمادهسازی كشتیها و تجهیزات، نقشی در این مأموریت داشته است (موسوی، ١٧٥-١٧٧؛ ابوالحسن مستوفی،٢٨٢-٢٨٣). به نظر میرسد كه در دورۀ زندیه (١١٦٣-١٢٠٩ق / ١٧٥٠-١٧٩٤م) توجه چندانی به بندرهای جنوبی ایران مانند بندرعباس و چاهبهار و غیره نشده، و این سرزمینها در تصرف حاكمان مسقط بوده است و آنها تنها به عنوان اطاعت از دولت ایران، هر سال هدایایی به دربار میفرستادند و دولت ایران نیز به همین بسنده میكرد (سدیدالسلطنه، تاریخ مسقط...، ٨٩).
فتحعلی شاه قاجار (سل ١٢١٢-١٢٥٠ق / ١٧٩٧-١٨٣٤م) نیز در نخستین سالهای پادشاهی خود، حكومت بندرعباس و جزیره هرمز را به بن احمد، امام مسقط واگذار كرد (شمیم، ١٨١).
در ١٢٧١ق / ١٨٥٥م صیدثوینی (فرزند بزرگ صید سعید خان امام مسقط) بندرعباس را تصرف كرد و مؤیدالدوله (حكمران وقت فارس) نیز فرزند خود (عبدالباقی میرزا) را برای دفاع از بندرعباس فرستاد. ایرانیان در این نبرد پیروز شدند و صیدثوینی از راه دریا به عمان گریخت (هدایت، ٥٨١-٥٨٢). دربار ایران عبدالباقی میرزا را به حكومت لارستان و بندرعباس برگزید (فسایی، ١ / ٨٠٤). در ١٢٧٢ق / ١٨٥٦م صیدسعیدخان با میانجیگری برخی از درباریان و مداخلۀ انگلستان و فرستادن هدایا و نامهای به دربار، بار دیگر فرمان حكومت بندرعباس را به مدت ٢٠ سال برای خود و فرزندانش از ناصرالدین شاه (سل ١٢٦٤-١٣١٣ق / ١٨٤٨-١٨٩٥م) دریافت كرد و در برابر آن ملتزم گردید كه سالانه ١٦ هزار تومان بابت خراج، مالیات و پیشكش بپردازد و خود را دستنشاندۀ ایران بداند (همو، ١ / ٨٠٥-٨٠٧؛ سپهر، ٣ / ١٣٦٦- ١٣٦٩؛ نیز نک : شمیم، ١٨٢).
در ١٢٨٥ق / ١٨٦٨م به دنبال شورشی كه در مسقط روی داد، حسامالسلطنه (نواده فتحعلی شاه و پسر عباس میرزا) فرمان داد كه هیچ كس نباید به صیدسالم (پسر صیدثوینی) امام وقت مسقط دیناری بپردازد. حسامالسلطنه حكومت بندرعباس را به حاجی احمدخان سرتیپ واگذار نمود (فسایی، ١ / ٨٣٣-٨٣٤). از این زمان بندرعباس و توابع آن دوباره تحت حاكمیت ایران درآمد (بختیاری، ٩٢) و دست امامان مسقط از این نواحی كوتاه شد (سدیدالسلطنه، بندرعباس ...، ١٦٤).
زینالعابدین شیروانی (د ١٢٥٣ق / ١٨٣٧م) نوشته است كه بندرعباس (عباسی) در حدود دو هزار خانه دارد، آبش از چاه و هوایش جانکـاه است (ص ٨٨٢). كازرونی كه تاریخ خود را در روزگار محمدشاه قاجار (سل ١٢٥٠-١٢٦٤ق / ١٨٣٤- ١٨٤٨م) نگاشته است، آگاهیهای بیشتری دربارۀ این بندر میدهد. بنا بر نوشتۀ او، بندرعباس دارای قلعۀ مستحكمی بوده است و خانهها درون قلعه قرار داشتهاند، افزون بر دو هزار خانهای كه درون قلعه بوده، در حدود هزار خانوار نیز در خانههایی از چوب نخل در بیرون قلعه میزیستهاند. قلعۀ دور بندر دارای دیواری استوار با ١٦ برج و ٣ دروازه بوده، و بازار آن از ٥٠ دكان تشكیل میشده است (ص ١٢٤). اما در زمان سدیدالسلطنه (١٢٩١-١٣٦٢ق / ١٨٧٤-١٩٤٣م) جمعیت بندرعباس به ٦ هزار نفر افزایش یافت كه حدود دو سوم آن شیعه، و یك سوم اهل سنت و نیز اقلیتی از یهودیان، مسیحیان، زردشتیان، عربها و هندوها بودهاند و در این هنگام شهر برج و بارو نداشته، ولی دولت مشغول ساختن ٦ برج خشتی در خارج از شهر بوده است ( رزمینها...، ٢٣٥-٢٣٦، ٢٣٨). وی همچنین بازرگانان داخلی بندرعباس را یزدیها، كرمانیها، خراسانیها و لاریها، و كالای آنان را بادام، گردو، پسته، انقوزه، پنبه، پشم، قالی و غیره بر شمرده است كه آنها را به كراچی، بمبئی، مصر، لندن، جده، عمان، بحرین، بصره و بغداد صادر میكردند (بندرعباس،١٧٥). بیشتر منبع ثروت این بندر در این زمان در دست بازرگانان خارجی بوده كه مركزشان در لندن قرار داشته است و كالاها نیز انگلیسی بودهاند (همان، ١٧٧). در این هنگام بندرعباس از دیدگاه دفاعی در برابر هجومهای احتمالی دشمنان باز و گشاده بوده، و هیچگونه استحكاماتی در خشكی و دریا نداشته است (همان، ٧٠٤).
بندرعباس در ناحیهای زلزله خیز بنا شده، و تاكنون در آن چند زمینلرزۀ شدید روی داده است، چنان كه در ٩٠٢ق / ١٤٩٧م، سراسر شهری در همسایگی هرمز ــ كه به احتمال زیاد گامبرون (بندرعباس) بوده ــ به تمامی ویران شده است و ساكنانش در زیر ویرانهها جان باختهاند؛ نیز در ١٠٣٢ق / ١٦٢٢م زمینلرزۀ دیگری در آنجا روی داده كه خانههای بسیاری را ویران ساخته، و سبب فروریختن یكی از برجهای دژ گردیده است (امبرسز، ١٥٤، ١٥٩). همچنین در ١٠٥٥ق / ١٦٤٥م به روزگار شاه عباس دوم، زمینلرزۀ سختی در آنجا روی داد كه مردم و خانههای بسیاری را از بین برد (وحید قزوینی، ٦٢-٦٣؛ نیز نک : سایبانی، ٢٣٣-٢٣٤).
در زمان رضاشاه (سل ١٣٠٤-١٣٢٠ش / ١٩٢٥-١٩٤١م) اسكلۀ قدیم بندرعباس بازسازی شد، ولی پس از كشیدن راهآهن سراسری، سیاست دولت این بود كه بندر شاهپور (بندر امامخمینی كنونی) آباد گردد، زیرا راهآهن سراسری بدانجا منتهی میشد. اعمال این سیاست موجب خرابی بندرهای دیگر خلیج فارس از جمله بندرعباس گردید و مردم آنجا به سرزمینهای دیگر كوچ كردند و از بازرگانی و آبادی اثری بر جای نماند و این بندر تنها به صورت تبعیدگاه محكومان درآمد (امینی، ٣٥). بندرعباس تا ١٣٣٨ش / ١٩٥٩م یك پاسگاه نیروی دریایی به شمار میرفت. در این زمان ساختمانهایی از سوی این نیرو برای استقرار ستاد قرارگاه و سپس ستاد ناوگان جدید نیروی دریایی ساخته شد كه در ١٣٥٠ش / ١٩٧١م از آن بهرهبرداری گردید. در ١٣٥١ش ساختمان پایگاه بندرعباس پایان یافت و نیز برای كاركنان، ساختمانهای مسكونی مناسبی به وجود آمد. در ١٣٥٢ش فرماندهی ناوگان خلیج فارس و دریای عمان، از خرمشهر به این بندر انتقال یافت كه از دیدگاه نظامی، رویدادی مهم تلقی میشد (احمدی، ٢٣٥-٢٣٧).
آثـار تاریخی
مهمترین آثار تاریخی بندرعباس اینهاست: ١. ساختمان كلاه فرنگی كه متعلق به دورۀ صفویه است و در ١٠٣٣ق / ١٦٢٣م به وسیلۀ هلندیها و برای تجارتخانه ساخته شده است (سدیدالسلطنه، سرزمینها، ٢٣٧؛ سایبانی، ١٣٧- ١٣٨)؛ ٢. معبد یا بتكدۀ هندوها (١٣١٠ق) كه سبك بنای آن متأثر از معماری هندی است و اساس ساختمان آن بر یك اتاق چهارگوش قرار گرفته كه بر روی آن گنبدی ساخته شده است (افشار، ٤٤٧؛ بختیاری، ١١٨)؛ ٣. آرامگاه امامزاده سیدمظفر كه آن را متعلق به یكی از نوادههای امام موسی بن جعفر (ع) میدانند كه در ٤٠٢ق / ١٠١١م درگذشته است (افشار، همانجا)؛ ٤. زیارتگاه خواجه خضر كه تاریخ بنای آن مشخص نیست و در كنار جاده بندرعباس ـ سورو قرار گرفته است (همو، ٤٤٦)؛ ٥.آرامگاه امامزاده سید كامل كه در محلهای به همین نام (محلۀ سید كامل) قرار دارد و آن را به یكی از نوادههای امام موسی كاظم (ع) نسبت میدهند؛ ٦. امام زاده شاه محمدتقی كه در جوار مسجد جامع و در نزدیكی بازار بزرگ بندرعباس قرار دارد و گنبد آن دارای گچبریهای زیبایی است (بختیاری، همانجا).
مآخذ
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، به كوشش كرامرس، لیدن، ١٩٣٩م؛
ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد، به كوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ١٣٦٩ش؛
احمدی، حمید، تاریخ نیم قرن نیروی دریایی نوین ایران، تهران، ١٣٥٥ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك و ممالك، ترجمه كهن فارسی، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٧ش؛
افشار سیستانی، ایرج، جغرافیای تاریخی دریای پارس، تهران، ١٣٧٦ش؛
اقتداری، احمد، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، تهران، ١٣٤٨ش؛
همو، خلیج فارس، تهران، ١٣٥٦ش؛
امبرسز، ن. ن. و ج. پ. ملویل، تاریخ زمینلرزههای ایران، ترجمۀ ابوالحسن رده، تهران، ١٣٧٠ش؛
امینی، رضا، «تبعیدگاه چاقوكشان، آدمكشان و...»، اطلاعات ماهانه، تهران، ١٣٢٨ش، س ٢، شم ٧ (١٩)؛
بختیاری، مجید، راهنمای مفصل ایران، استان هرمزگان، تهران، ١٣٦٩ش، ج ٢٢؛
بونیفاسیو، ا.، «كلیات راجع به جغرافیای ایران»، تمدن ایرانی، ترجمۀ عیسی بهنام، تهران، ١٣٤٦ش؛
جعفری، عباس، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جناب، محمدعلی، خلیج فارس، تهران، ١٣٥٦ش؛
حدیث نادرشاهی، به كوشش رضا شعبانی، تهران، ١٣٥٦ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
رزمآرا، علی، جغرافیای نظامی كرمان، تهران، ١٣٢٣ش؛
زینالعابدین شیروانی، ریاض السیاحة، به كوشش اصغر حامد (ربانی)، تهران، ١٣٣٩ق؛
سایبانی، احمد، از بندر جرون تا بندرعباس، بندرعباس، ١٣٧٧ش؛
سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٧٧ش؛
سدیدالسلطنه، محمدعلی، بندرعباس و خلیج فارس، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٦٨ش؛
همو، تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧٠ش؛
همو، سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧١ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، شناسنامه آبادیهای كشور، شهرستان بندرعباس، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
همان، نتایج تفصیلی، شهرستان بندرعباس، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٦ش؛
شمیم، علی اصغر، ایران در دورۀ سلطنت قاجار، تهران، ١٣٤٢ش؛
طاهری، ابوالقاسم، تاریخ روابط بازرگانی و سیاسی انگلیس و ایران، تهران، ١٣٥٤ش؛
«عملكرد بنادر تجاری كشور...»، بندر و دریا، تهران، ١٣٨٠ش، س ١٦، شم ٨٠-٨١؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (بندرعباس)، اداره جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٦٢ش، ج ١٢٢؛
فسایی، حسن، فارسنامه ناصری، به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٤١ش؛
قدوسی، محمدحسین، نادرنامه، مشهد، ١٣٣٩ش؛
كازرونی، محمدابراهیم، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٧ش؛
كمپفر، انگلبرت، در دربار شاهنشاه ایران، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٥٠ش؛
گابریل، آلفونس، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوری، تهران، ١٣٤٨ش؛
محیط طباطبایی، محمد، «جرون، گامبرون، بندرعباس»، گوهر، تهران، ١٣٥٤ش، س ٣، شم ٢؛
مرزوقی، حمید، «بنادر هرمزگان مهمترین دروازههای كشور»، بندر و دریا، تهران، ١٣٨٠ش، س ١٦، شم ، ٨٠-٨١؛
مرگان، ژاك، ایران، مطالعات جغرافیایی، ترجمه كاظم ودیعی، تبریز، ١٣٣٩ش؛
مفخم پایان، لطفالله، فرهنگ آبادیهای ایران، تهران، ١٣٣٩ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
موسوی اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتیگشا، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٦٣ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
وحید قزوینی، محمدطاهر، عباسنامه، به كوشش ابراهیم دهگان، اراك، ١٣٢٩ش؛
وطنشناس، علیرضا، بررسی طرح پروژه مجتمع سیلوی ترانزیت بندر شهید رجایی (پایاننامه كارشناسی ارشد رشته عمران، گرایش راه و ترابری، دانشكده فنی دانشگاه تهران)، ١٣٧٤ش؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات روضه الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، تاریخ روابط خارجی ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
نیز:
«Bafq-Bandar Abbas Railway Links Iran to Europe and
Curzon,N. G., Persia and the Persian Question, London, ١٩٦٦;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Sykes, P. M., A History of Persia, London, ١٩٣٠;
id, Ten Thousand Miles in Persia, New York, ١٩٠٢;
Tavernier, J.- B., Voyages, Paris, ١٦٧٧;
Wilson, A. T., The Persian Gulf, London, ١٩٥٩.
حسن احمدی