دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٢١ - جیحان
جیحان
نویسنده (ها) :
شیوا جعفری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِیْحان، رودی در جنوب ترکیه. جیحان از رودهای معتبر آناتولی است که یونانیان در دوران باستان آن را پیراموس میخواندند؛ رود دیگری که در غرب آن جاری است، سیحان (ساروسباستان) نام دارد (نک : استرابن، V / ٣٥٣؛ گزنفن، III / ٣٥).
این رود با ٤٧٤ کمـ درازا، در فاصلۀ کمی از شمال شرقی شهر البستان در ولایت قهرمان مرعش از کوههای توروس سرچشمه میگیرد و در حدود شهر البستان شاخابههای مهمی چون رودخانههای سوگوتولو و هرمان به آن میپیوندد، سپس در جنوب شهر افشین، رود گوکسون به آن میریزد و در جهت جنوب ادامۀ مسیر میدهد و از میان شهر مرعش میگذرد. پس از عبور از این شهر، رود آقسو که از شمال شرقی شهر مرعش میگذرد، به جیحان میپیوندد، سپس از غرب ارتفاعات آنتیتوروس عبور میکند و به دشت کیلیکیه میرسد. پس از دریافت ریزابههایی در این منطقه مسیر آن از کنار اراضی شمال سوریه و راههای شوسه و راهآهن در ولایت آدانا عبور میکند و سرانجام، به خلیج اسکندرون در شمال شرقی دریای مدیترانه میریزد (IA, III / ١٢٨; YA, I / ٩,VIII / ٥٦٤٤-٥٦٤٥؛ پلرو، ٢١). دهانۀ جیحان در طول زمان در ساحل دریای مدیترانه چندینبار تغییر یافته است و این تغییرات از دلتای شکل گرفته به وسیلۀ رسوبات آبرفتی که جیحان با خود به همراه میآورد، ناشی میشود (EI٢).
به نوشتۀ استرابن، جغرافیانگار و مورخ یونانی (٦٣ قم-٢٠م)، رودخانۀ پیراموس درگذشته در زیرزمین جریان داشته، و بعدها بر روی زمین جریان یافته است (٣٥٥، V / ٣٥٣). به نظر میرسد تازیان در سدههای نخستین اسلامی نام جیحان و سیحان را (نک : ابنخردادبه، ١٧٦، ١٧٧؛ طبری، ٧ / ٥٠٠؛ مقدسی، ٢٢؛ اصطخری، ٦٣، ٦٤) که قلمرو آنان را از قلمرو امپراتوری روم شرقی (بیزانس) جدا میکرد، به تقلید از جیحون و سیحون (آمودریا و سیردریا) در آسیای مرکزی، به جای پیراموس و ساروسن بر این دو رود نهادهاند (نک : طبری، ٩ / ٢٠٢؛ نیز نک : نولدکه، ٦٩٩-٧٠٠).
نواحی اطراف رود جیحان مانند دیگر نقاط ثغور شامیه که در تصرف امپراتوری روم شرقی بود، در ٣١ق / ٦٥٢ م به دست امویان گشوده شد. در آن روزگار ناحیۀ میانی و پایین رود جیحان، بخشی از ثغور شامیه به شمار میرفت (بلاذری، ٢٢٥-٢٢٧؛ مسعودی، ٥٨؛ نیز نک : EI٢). نواحی اطراف رود جیحان تا سدۀ ٥ ق / ١١م پیوسته موضوع منازعه میان مسلمانان و بیزانسیها بود. طی سالهای ٤٩١- ٤٩٩ق / ١٠٩٨-١١٠٦م نواحی اطراف رود جیحان تحت استیلای صلیبیها درآمد، اما دوباره در اختیار مسلمانان قرار گرفت. با هجوم ترکان سلجوقی به ارمنستان در سدۀ ٥ ق، گروهی بسیار از ارمنیان به ناحیۀ کیلیکیه و مناطق پیرامون رود جیحان رهسپار شدند و حکومتی تشکیل دادند که تابع حکومت بیزانس بود (رانسیمان، I / ٢٠٠؛ پاسدرماجیان، ٢٣٥؛ نک : ه د، ارمنستان).
در ٦٧٥ ق / ١٢٧٦م بیبرس بندقداری از سلاطین ممالیک بحری، برای ایجاد امنیت مرزهای شمالی سرزمین خود به قلمرو بیزانس لشکر کشید و البستان و قسمت علیای رود جیحان را تسخیر کرد (مختصر ... ، ٣١٦-٣١٧؛ رشیدالدین، ٢ / ١١٠١-١١٠٢).
ادریسی مؤلف سدۀ ٦ ق / ١٢م، از جیحان به عنوان رودی در مصیصه (ماسیس) یاد کرده، و به پل سنگی قدیمی که در شهر مصیصه بر روی جیحان ساخته شده بود، اشاره نموده است. به گزارش او، این پل در زمان استیلای رومیان بر این منطقه بنا شده بود (٢ / ٦٤٦-٦٤٧). یاقوت مؤلف سدۀ ٧ق نیز از این پل یاد کرده است (٢ / ١٧٠). حافظ ابرو در سدۀ ٩ق / ١٥م به قلعهای به نام سرفندکار، در کنار رود جیحان اشاره نموده است (١ / ٣٨٥).
در ٧٣٨ق / ١٣٣٧م، الناصر قلاوون (دورۀ سوم حک ٧٠٩-٧٤١ق) از ممالیک بحری به نواحی اطراف جیحان و کیلیکیه حمله کرد و آنجا را به تصرف درآورد که بخشی از این متصرفات را در این منطقه، «فتوحات الجیحانیه» نامیدند. ظاهراً در این نبردها پل رود جیحان ویران شد و دیگر مرمت و بازسازی نگردید (یوسفی، ٣٩٣، ٣٩٦-٣٩٧؛ مقریزی، ١(٢) / ٦١٧؛ نیز نک : EI٢)، زیرا در منابع پس از این تاریخ، از این پل یاد نشده است.
ابوالفدا در سدۀ ٨ ق / ١٤م، جیحان را از نظر بزرگی با رود فرات مقایسه کرده است. به گزارش او در این دوره جیحان به نام «جهان» نیز خوانده میشده است (ص ٥٠). جیحان در منابع سدههای٧- ٩ق بهصورت جاهان نیز ضبط شده است (نک : یوسفی، ٣٩٦؛ مقریزی، همانجا).
درسدۀ ٩ق / ١٥م درجریان فتوحاتعثمانی بهخصوص در دورۀ سلطان سلیم اول (سل ٩١٨-٩٢٦ق) بخش علیای اراضی اطراف رود جیـحان از استقلال نسبـی برخوردار بـود (نک : IA,III / ١٢٩؛ بازورث، ١١٠).
مآخذ
ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٦ق؛
ابوالفدا، تقویم البلدان، به کوشش رنو و دوسلان پاریس، ١٨٤٠م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالک الممالک، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٠م؛
بازورث، ک. ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٧١ش؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
پاسدرماجیان، هراند، تاریخ ارمنستان، ترجمۀ محمد قاضی، تهران، ١٣٦٦ش؛
پلرو، ژان، ترکیه، تـرجمۀ خـانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٢ش؛
حـافظ ابـرو، عبدالله، جغرافیا، بـه کوشش صادق سجادی، تهران، ١٣٧٨ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
طبری، تاریخ؛
مختصر سلجوقنامۀ ابنبیبی، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٠٢م؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٩٥٧م؛
یاقوت، بلدان؛
یوسفی، موسى، نزهة الناظر، به کوشش احمد حطیط ، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
نیز:
EI٢; IA; Nöldeke, Th., «Der Paradiesfluss Gihon in Arabien?», ZDMG, ١٨٩٠, vol. XLIV; Runciman, S., A History of the Crusades, London, ١٩٦٥; Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦١; Xenophon, Anabasis, tr. C. L., Brownson, London, ١٩٦٨; YA.
شیوا جعفری