دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٧ - الرا
الرا
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِلُرا، شهری در شهرستان اورنگ آباد در استان مهاراشترا در مركز هند. الرا را برخی وِرولا یا اِلورا و اِلاپورا به معنی شهر هِلْ نامیده، و برخی دیگر آن را با نام تامیلی اِلو ـ اورو، به معنی شهر قانون (قانونآباد)، معادل دانستهاند (ERE, V/ ٢٦٩). مردم هند این شهر را یرولا و بالُرا و وارولا هم مینامند ( آسیاتیكا، III/ ١٠٤٤). دی نام الرا را به ٩ شكل مختلف آورده است (نک : ص ٢٣٢).
الرا در °٢٠ و ´٢ عرض شمالی و °٧٥ و ´١١ طول شرقی قرار دارد ( آسیاتیكا، همانجا). این شهر در دشتی وسیع و مرتفع از فلات دكن، بین حوزههای دو رود گُداوَری و كریشنا، جایی كه خلد آباد در كنارۀ شیب جنوبی آن، اورنگ آباد در انتها و دولت آباد در میان آن دو قرار دارند، واقع است (شروانی، ٦-٧). الرا كه بین دو منطقۀ اقلیمی مرطوب و خشك واقع شده است، در زمستان هوایی ملایم و خشك و در تابستان هوایی گرم دارد ( كلیر ... ، IX/ ١٠٤).
حكومت منطقۀ اورنگآباد كه الرا در آن واقع شده است، از سدۀ ٥ م در دست خاندان راشتركوتس بود. كریشنا یكی از سلاطین این خانواده در سدۀ ٨ م معبد كیلاسه را در الرا بنا كرد (مجومدار، ٢٨١) (به گفتهای، اِدو ــ راجۀ اِلیچپور ــ این معبد را ساخت و همو الرا را در نزدیكی چشمۀ آبی شفابخش بنا نمود ( آسیاتیكا، III/ ١٠٤٤-١٠٤٥).
الرا در نزدیكی دولتآباد (دِواگیری قدیم) قرار دارد كه اواخر سدۀ ٧ ق/ ١٣ م توسط سلطان مسلمان علاءالدین خلجی تسخیر شد و در قبال پرداخت خراج واگذار گردید (داف، ٢٠٨؛ EI٢, II/ ١٧٩-١٨٠).
محمد تغلق از سلاطین دهلی در ٧٢٧ ق/ ١٣٢٧ م دولتآباد را پایتخت دوم هند قرار داد (شروانی، ١٣). پس از آن، با تشكیل حكومت بهمنی در ٧٤٨ ق/ ١٣٤٧ م، این منطقه به مدت دو سده تحت حكومت خاندان مسلمان بهمنی قرار گرفت (حكمت، ٥٤؛ زامباور، ٤٣٧؛ داف، ٢٢٢)، تا آنکه سرزمین بهمنی تقسیم شد و این منطقه در ٩٠٥ ق/ ١٥٠٠ م جزو سرزمین نظام شاهی به شمار آمد و در ١٠٠٩ ق/ ١٦٠٠ م پایتخت آنجا شد (EI٢, II/ ١٨٠).
در هجوم نیروهای مغول برای تصرف دولتآباد، ملك عنبر وزیر حكومت نظام شاهی و سایر مخالفان در الرا به جمعآوری نیرو پرداختند، اما از سپاهیان مغول شكست خوردند و سرزمین نظام شاهی پس از مرگ ملك عنبر به تصرف شاهان مغولی هند درآمد (كنبو، ١/ ٤٩٤؛ EI٢, I/ ٧٦٨). این شهر در حكومت نظام شاهی جزو ایالت حیدرآباد شد (ERE، همانجا). الرا در منطقهای حاصلخیز قرار دارد. میزان باران سالانه در شرق آن از ٧٥٠ تا
٣٠٠‘١ میلیمتر و در غرب آن از ٢٥٠ تا ٧٥٠ میلیمتر متغیر است. كشت غلات و پنبه و ارزن در این شهر رواج دارد ( آمریكانا، X/ ٢٥٧؛ كلیر، همانجا).
الرا با داشتن معابد قدیمی مربوط به ٣ گروه بودایی، هندو و جینی، بسیار با اهمیت است (فرگوسن، I/ ٢٠١-٢٠٤؛ ERE, VII/ ٢١٥). این معابد روبهروی روضه (خلدآباد) قرار دارند (همان، V/ ٢٦٩) كه به سبب دربرداشتن آثار اسلامی همچون مزار ملك عنبر، نظامالملك آصف جاه، اورنگ زیب، شیخ زین الحق و فرزندش اعظم شاه معروف است (ركلو، ٤٩٢؛ EI٢, V/ ٤٧). به طور كلی در الرا، آزادی و همزیستی مذاهب مختلف حاكم است («میراث ... ٣»، II/ ٤٩٢). معبد كیلاسه در الرا، بزرگترین و زیباترین معبد سنگی هند است كه پیروان آیین برهمایی با بنا كردن آن خود را از تأثیر معماری بودایی رها كردند ( آسیاتیكا، III/ ١٠٤٤). معبد آهلیابابایی در الرا ازجمله آثار سبك معماری اسلامی و هندو به شمار میرود (تاراچند، ٣١٥). مسعودی در مروج الذهب از معبد بزرگ هندوان در الادرى نام برده است (ص ٩٥) كه احتمال دادهاند همان الرا باشد (نک : باربیه دومنار، ٩٥).
مآخذ
تاراچند، تأثیر اسلام در فرهنگ هند، ترجمۀ علی پیرنیا و عزالدین عثمانی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
حكمت، علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ ش؛
زامباور، نسبنامۀ خلفا و شهریاران، ترجمۀ محمدجواد مشكور، تهران، ١٣٥٦ ش؛
كنبو، محمد صالح، شاه جهان نامه، به كوشش غلام یزدانی و وحید قریشی، لاهور، ١٩٦٧ م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش باربیه دومنار و پاوه دكورتی، پاریس، ١٩١٤ م؛
نیز:
Americana;
Asiatica;
Barbier de Meynard and Pavet de Courteille, note on Moruj ... (vide: PB, Masʿūdī);
Collier’s Encyclopedia, London, ١٩٨٦;
The Cultural Heritage of India, Calcutta, ١٩٦٩;
Dey, N. L., The Geographical Dictionary of Ancient and Mediaeval India, New Delhi, ١٩٨٤;
Duff, C. M., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٢;
EI٢;
ERE;
Fergusson, J., History of Indian and Eastern Architecture, London, ١٩١٠;
Majumdar, R. C., Ancient India, Delhi, ١٩٦٠;
Reclus, E., Nouvelle géographie universelle, Paris, ١٨٨٥;
Sherwani, H. K., The Bahmanis of the Deccan, New Delhi, ١٩٨٥.
پرویز امین