دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٦ - اسدآباد
اسدآباد
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسَدْ آباد، شهر و شهرستانی در غرب استان همدان.
نام گذاری
نام این شهر در منابع گوناگون به صورتهای اسداواذ (مقدسی، ٥١، ٣٨٦) و اسداباذ (ابن فقیه، ٢٢٩؛ اصطخری، ١٩٥؛ ابن اثیر، اللباب، ١/ ٤١) ثبت شده است. سفرنامه نویسان غربی به تفاوت آن را سَهَد آباد، سعید آباد، سعدآباد و سَعْی آباد ثبت كردهاند (نک : سعیدی، ٥١ ، حاشیۀ ٢ )؛ آدامك نیز آن را سعدآباد خوانده است (ص ٥٠). اهالی شهر آن را به لهجۀ محلی «سعدوا» تلفظ میكنند (جمالی، ١٠).
یاقوت این نام را به اسد بن ذی السَّروِ حمیری منسوب میداند ( بلدان، ١/ ٢٤٥، المشترك، ٢٢). صاحب مجمل التواریخ در مقابل، آن را مأخوذ از نام اسدالدوله، مربوط به زمان طاهریان، میداند و علاوه بر این به نقل از كتابی با عنوان عجایب العلوم برپایی آن را به مردی به نام باده شیر، در زمان یزدگرد، نسبت داده است (ص ٥١٩ -٥٢٠).
شهرستان اسدآباد
یكی از شهرستانهای ششگانۀ استان همدان كه از یك شهر، یك بخش و ٦ دهستان تشكیل شده است. این شهرستان با ١٤٤ ،١كم ٢ وسعت، در غرب استان همدان قرار گرفته، و محدود است از شمال شرقی، مشرق و جنوب شرقی به ترتیب به شهرستانهای كبودر آهنگ و همدان (استان همدان)، از جنوب و مغرب به استان كرمانشاه و از شمال به استان كردستان ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ١٣، ٢٠، ٢٢).
ویژگیهای محیط طبیعی
شهرستاناسدآباد از دو ناحیۀكوهستانی و دشتی تشكیل شده، ولی نظر به اینكه اكثر منطقه را جلگههای حاصلخیز تشكیل داده است، میتوان این منطقه را جزو مناطق جلگهای به حساب آورد ( فرهنگ جغرافیایی...، ٥/ ١١؛ جغرافیای كامل...، ٢/ ١٣١٢). ارتفاع ناحیۀ دشت بین ٣٠٠ ،١تا ٦٠٠ ، متر از سطح دریاست و ناحیۀ كوهستانی با ارتفاع بیش از ٦٠٠ ، متر، دارای نقاطی با بیش از ٥٠٠ ،٢متر بلندی است كه از آن میان كوههای اَمْروله در غرب، زریله در شمال غرب و كركس در مشرق منطقه قابل ذكر است (سعیدی، ٩ ؛ جغرافیای كامل، همانجا). بلندیهای این شهرستان از لحاظ زمین شناختی بیشتر به سیستم كوهستانی زاگرس متعلق است و دشت اسدآباد از رسوبات حاصل از این بلندیها تشكیل شده است. ضخامت، تركیب و قابلیت نگهداری آب در این رسوبات از پیرامون دشت به سوی مركز تفاوت میپذیرد: در دامنه معمولاً مواد رسوبی درشت دانه و دارای قابلیت نگهداری آب كم است، ولی از اینجا هر چه به سمت مركز دشت پیش رویم، رسوبات ریزدانهتر و بیشتر متشكل از ماسه، سیلت و رس بوده، و دارای قابلیت نگهداری بسیار است. به این ترتیب، وجود لایههای رسی خود منجر به پدیدههای شبه كویری در مركز دشت شده است (سعیدی، همانجا).
ویژگیهای آب و هوایی منطقۀ اسدآباد، گویای اقلیمی نیمه خشك با زمستانهای سرد و تابستانهای خشك و گرم و نوسان شدید درجۀ حرارت روزانه و سالانه است (همو، ١١). در فصل زمستان باد بسیار سردی به نام باد كَوَر از شمال غربی میوزد كه به سردی هوا كمك میكند (كیهان، ٢/ ٣٨٣؛ جغرافیای كامل، همانجا).
بارش سالانه بیشتر در بهار است و آن در فصل مذكور ٣/ ٤٨%، در پاییز ٤/ ١٣% و در تابستان ٣/ ٣٦% است و بدین سان، دورۀ خشك از اواخر خرداد تا اواخر مهر ماه ادامه دارد. میزان بارش سالانه در این منطقه بین ٣٠٠ میلی متر در ناحیۀ دشتی و ٥٠٠ میلی متر در ناحیۀ كوهستانی در نوسان است (سعیدی، ١٥). سردترین ماه سال (دی) با متوسط ١ سانتیگراد و گرمترین ماه (تیر) با متوسط ٢٦ سانتیگراد است (جعفرپور، ٤). برف موجود در بلندیهای این منطقه كه تا ماهها پس از بارش باقی میماند، منبع مهمی برای تأمین آب چشمههای متعدد و رودخانههای فصلی منطقه به شمار میرود (سعیدی، همانجا). رودخانههایمنطقهدارایاهمیتیمحلیو رژیمیفصلیهستند(همانجا؛ جغرافیای كامل، ٢/ ١٣١٢-١٣١٣). مهمترین رود منطقه، رودخانۀ شهاب است كه از دهستان چهاردولی سرچشمه گرفته، پس از گذشتن از تنگ بوجین و جلگه، به گاماسیاب میریزد ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا) و میتوان گفت كه تمامی رودخانههای منطقه به گاماسیاب وارد میشود ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٩، ١١). بسیاری از سرشاخههای این رودخانه از منطقۀ اسدآباد سرچشمه میگیرند (كیهان، ١/ ٤٨، ٧٤). از سوی دیگر، آبهای زیرزمینی در این منطقه از اهمیت بنیادی برخوردار است كه سطح آن از ٢ تا ٢٠ متر (در دشت) در نوسان است (سعیدی، ١٧).
پوشش گیاهی منطقۀ اسدآباد به واسطۀ استپهای علفی و بوتهزارها كه در فصل خشك از میان میروند، مشخص میشود. آثار و بقایای جنگلی به صورت درختها و درختچههای منفرد در ناحیۀ كوهستانی دیده میشود. بهرهبرداریهای بیرویه طی صدها سال و همچنین چرای غیر اصولی دام، نه تنها به از میان رفتن پوشش گیاهی منطقه، بلكه به گسترش فرسایش منابع طبیعی و ایجاد پدیدههایی نظیر شسته شدگی خاك و نیز آهكی شدن و شوری آبها انجامیده است (همو، ١٩). در این شهرستان جانوران و پرندگان متنوعی وجود دارند كه برخی از آنها، از جمله پرندهای به نام میش مرغ، در ایران نادر است ( جغرافیای كامل، ٢/ ١٣١٣).
ویژگیهای اجتماعیاقتصادی
منطقۀ اسدآباد، دست كم از اوایل سدۀ حاضر، جزو «تقسیمات حكومتی» همدان به شمار آمده است (كیهان، ٢/ ٣٨٠) و در این زمان دارای ١٢٤ پارچه آبادی و همراه با نقطۀ شهری مركزی دارای حدود ٣٧ هزار نفر جمعیت بوده است (همو، ٢/ ٣٨٣). در آستانۀ دهۀ ١٣٣٠ش، این آمار به ١٤٧ پارچه آبادی و جمعاً ٥٠٠ ،٥٣نفر جمعیت رسیده است ( فرهنگ جغرافیایی، ٥/ ١١).
براساس دادههایسرشماری عمومی ١٣٦٥ش،جمعیت اینمنطقه ٥٩١ ،١٠٨نفر ( ١٢٤ ،١٩خانوار) بوده كه از آن میان ٤/ ٥٢% ( ٨٤٨ ،٥٦نفر) را مردان و مابقی ( ٧٤٣ ،٥١نفر) را زنان تشكیل میدادهاند ( سرشماری...، ١٥). این رقم در آمارنامۀ ١٣٧٠ش استان به دو صورت ٧٩٠ ،٩٩نفر (ص ٣٠) و ١٠٨ هزار نفر (ص ٢٧) آمده است. به این ترتیب، نسبت جنسی آن حدود ١١٠ نفر مرد در برابر ١٠٠ زن بوده است. در همین زمان، ٨/ ٣١% از این جمعیت ( ٥١٦ ،٣٤نفر) در شهر و ٢/ ٦٨% ( ٠٧٥ ،٧٤نفر) در نقاط روستایی منطقه زندگی میكردهاند ( سرشماری، همانجا).
اسدآباد از ١٣٧٠ش عنوان شهرستان گرفت. اگرچه از جمعیت ٣٨٥ ،١١٧نفری آن در این زمان ١/ ٣٧% در تنها مركز شهری آن زندگی میكردند ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٤٠)، اما اسدآباد را میتوان منطقهای روستایی به شمار آورد. در ١٣٦٥ش شمار آبادیهای دارای سكنۀ این منطقه را ١٢٧ پارچه گزارش كردهاند ( فرهنگ روستایی، ٥٦) كه غالباً از آبادیهای متوسط (با جمعیتی بین ٥٠ تا ١٩٩ خانوار) به شمار میآیند. آبادیهای كوچكتر (با كمتر از ٥٠ خانوار) و آبادیهای بزرگتر (با بیش از ٢٠٠ خانوار) به ترتیب ٢/ ٤٠% و ٦/ ١٢% بودهاند ( فرهنگ آبادیها...، ٥). در ١٣٧٠ش جمعیت روستایی شهرستان اسدآباد ٦١٤ ،٧٣ نفر بود كه از آن میان ٣/ ٥١% ( ٧٧٧ ،٣٧نفر) مرد و ٧/ ٤٨% ( ٨٣٧ ،٣٥نفر) زن بودهاند كه جمعاً در ١٥٦ ،١٢خانوار گرد آمده بودند ( آمارنامه، ١٣٧١ش، همانجا).
از جمعیت روستایی این منطقه در ١٣٦٥ش، ٢/ ٥٠% در گروه سنی كمتر از ١٥ سال، ٤٧% در گروه سنی ١٥-٦٤ سال و ٨/ ٢% در گروه سنی ٦٥ سال و بیشتر قرار داشتند ( فرهنگ آبادیها، ٢) كه خود گویای جوانی جمعیت و بار تكفل نسبتاً زیاد جامعۀ روستایی در این شهرستان است.
اقتصاد منطقۀ اسدآباد، گذشته از كارهای خدماتی بازرگانی،بیشتر بر فعالیت كشاورزی استوار است، تا جایی كه فعالیتهای زراعی و دامداری به ترتیب در ١٢٠ و ١٢٤ آبادی (از ١٢٧ آبادی منطقه) رواج دارد. باغداری، پرورش طیور و زنبور عسل از دیگر فعالیتهای اقتصادی نقاط روستایی اسدآباد به شمار میآید ( فرهنگ روستایی، ١٥٠). صنایع دستی منطقه نیز شامل قالی بافی، گلیم و جاجیم بافی است ( جغرافیای كامل، همانجا). از سوی دیگر، شمار نسبتاً قابل ملاحظۀ دام موجود در منطقۀ اسدآباد حاكی از اهمیت دامداری در اقتصاد روستایی است. در ١٣٦٥ش ٨٤٢ ،١٦٥رأس گوسفند و بز، و ٨٤٦ ،١٨رأس گاو و گاومیش در اسدآباد برآورد شده است ( فرهنگ روستایی، ١٧٤).
در چند دهۀ اخیر استفاده از چاههای عمیق و نیمه عمیق در این منطقه اهمیتی خاص یافته است، به نحوی كه افزایش آنها در مدتی نسبتاً كوتاه، نه تنها به از میان رفتن شمار قابل ملاحظهای از قناتهای منطقه منجر شده، بلكه مسائل متعدد اكولوژیكی و اقتصادی نیز ایجاد كرده است (سعیدی، ١٣٣ -١٢٥ ؛ اهلرس، ٩٧-١٠٣). مطابق دادههای ١٣٧١ش اینگونه چاهها ١٣٣ ،١حلقه بوده است كه سالانه ٢٧٦ میلیون م ٣ آبدهی دارند ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٢٨). برخی آبادیهای این منطقه به علتهای گوناگون از جمله نابرابریهای زندگی در شهر و روستا و نیز مسائل مربوط به بهرهبرداری از منابع آب و خاك از میان رفته، و یا در شرف فروپاشی قرار گرفتهاند (سعیدی، ١٦٦). جدول شمارۀ ١ پراكندگی آبادیها و جمعیت روستایی این شهرستان را بر اساس دهستانهای ششگانه نشان میدهد( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ٣٤).

براساس مصوبۀ مورخ ١٤/ ١٠/ ١٣٧٠ هیأت دولت، دهستان فارسنج (پارسینه) از اسدآباد منتزع، و به شهرستان كنگاور (استان كرمانشاهان) ملحق گردیده است ( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ٢٧).
شهر اسدآباد
این شهر كوچك در ٣٤ و ٤٦ عرض شمالی و ٤٨ و ٨ طول شرقی (مفخم، ١/ ٢٥)،و در فاصلۀ ٥٢ كیلومتری مركز استان(شهر همدان) بر سر راه اصلی و قدیمی همدان - كرمانشاه قرار گرفته است ( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ١٧؛ فرهنگ جغرافیایی، ٥/ ١١). مساحت این شهر، ٢/ ٥ كم ٢ و تراكم جمعیت آن ٢/ ٢٩٦ ،٨نفر در كم ٢ است ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٣٨). این شهر در پای گردنۀ مشهور به اسدآباد قرار گرفته است (كیهان، ٢/ ٣٨٣). گردنۀ اسدآباد ٢٤١ ،٢متر از سطح دریا ارتفاع دارد ( آمارنامه، ١٣٧٠ش، ٢). هوای شهر اسدآباد به سبب وضع طبیعی آن سردسیری است ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا).
تاریخچه
قرار گرفتن اسدآباد در یكی از نواحی باستانی و بر سر راه اصلی و قدیمی ایران مركزی به بینالنهرین، پیوسته اهمیتی منزلگاهی و ارتباطی به این شهر كوچك میداده است (شوارتس، ٤٩٢ ؛ سعیدی، ٧). جكسن اسدآباد را توقفگاه تمام مسافرانی میداند كه از این راه باستانی میگذشتند. همو معتقد است كه قرارگاه اسدآباد همان محل بازیگربان مذكور توسط ایزیدورس خاراكسی است كه در قدیم نزد ایرانیان باجیگربنا به معنای باج گیران و محل اخذ باج و نیز گمرك بوده است (ص ٢٨٠-٢٨١).
صاحب مجمل التواریخ كه بر پایی كنگور (كنگاور) را به خسرو پرویز نسبت میدهد، خبر داده است كه «مطبخ» خسرو پرویز در دهی به همین نام در ناحیۀ اسدآباد قرار داشته است (ص ٨١). همو به نقل از سیر الملوك میگوید كه از این محل تا اروند همدان (؟) خوردنیها در ظرفهای زرین توسط غلامان دست به دست به قصر خسرو در كنگاور میرسیده كه خود نشانۀ بسیاری شمار غلامان او بوده است (ص ٨١ - ٨٢). این داستان را دیگران نیز تكرار كردهاند. از سوی دیگر، ابن فقیه از قول خسرو پرویز، اسدآباد را «درِ دوزخ» (باب جهنم) میخواند (ص ٢٢٩) و صاحب مجمل التواریخ خبر میدهد كه آزرمیدخت در اسدآباد قصری ساخت و نام خود را بر آن نهاد (ص ٨٣). یاقوت فاصلۀ اسدآباد تا «مطابخ كسری» را ٣ فرسنگ و تا قصراللصوص ٤ فرسنگ برشمرده است ( بلدان، ١/ ٢٤٥).
اسدآباد در ١٩٥ق/ ٨١ م صحنۀ نبرد میان لشكریان مأمون و امین، پسران هارون الرشید، بود كه به پیروزی طاهر، فرمانده سپاه مأمون، انجامید و به دنبال آن، ایالت جبال به دست مأمون افتاد (طبری، ٨/ ٤١٦-٤١٧). به گفتۀ مقدسی، اسدآباد در سدۀ ٤ق شهر كوچكی بوده حاصل خیز با بازاری پر رونق، و عسل آن معروف بوده است (ص ٣٩٣). در آغاز سدۀ ٥ق، ناحیۀ اسدآباد زیر نفوذ سلسلۀ كرد آل حسنویه بود (ابن اثیر، الكامل، ٩/ ٢١٣-٢١٤) كه بعدها به دست علاءالدولۀ دیلمی، و سپس به چنگ غزها افتاد (همان، ٩/ ٣٨٤). در ٥١٤ق در ماجرای طغیان ملك مسعود سلجوقی، حاكم موصل، برضد برادرش سلطان محمود (حاكم اصفهان)، اسدآباد صحنۀ نبردهای آن دو بود كه با پیروزی محمود خاتمه یافت (همان، ١٠/ ٥٦٢ -٥٦٣؛ نیز نک : بازورث، V/ ١٢١؛ وایل، III/ ٢١٨-٢٢٢). در ٥٩٠ق نیز اسدآباد صحنۀ شكست فرستادۀ خلیفۀ عباسی توسط تكش خان خوارزمشاه بود (جوینی، ٢/ ٣٢-٣٣؛ خواندمیر، ٢/ ٦٣٨ - ٦٣٩).
اسدآباد در سدۀ ٧ق شهر كوچكی بوده كه به گفتۀ ابن اثیر جمعی از علما از آنجا برخاسته بودند ( اللباب، ١/ ٤١). ادریسی نیز پیش از آن اسدآباد را دارای بازارهای زیاد، روستاهای بسیار و مزارع فراوان و متصل به هم معرفی میكند (٢/ ٦٧٢). هولاگو در ٦٥٥ق آنگاه كه قصد فتح بغداد كرد، پیغام خود را از اسدآباد برای خلیفه (مستعصم عباسی)، ارسال داشت و او را به حضور طلبید (اقبال، ١/ ١٨٢). این شهر در دورۀ مغولان، شهر كوچك آبادی بوده كه آب آن از قناتها، و حاصل آن غله، پنبه، میوه و انگور بوده است. حمدالله مستوفی حقوق دیوانی آن را در این زمان یك تومان و ٥٠٠ ،٥دینار بر میشمارد (ص ٧٢-٧٣). از این زمان تا دورۀ معاصر از این شهر در منابع چندان خبری نیست.
اسدآباد در دورۀ قاجار یكی از توابع همدان بوده است. در این زمان، دو راه این شهر را به همدان، از طریق گردنۀ اسدآباد، متصل میساخت كه عبور از هر دو راه، به ویژه در زمستان، با مشكلاتی همراه بوده است (اعتمادالسلطنه، ١/ ٧٥؛ چریكف، ٨٨ - ٨٩). شیروانی (ص ٧٧) چنین آورده است كه آنجا از «قدیم الزمان شهری بوده و به مرور ایام خراب شده». در مقابل، سیف الدوله از آبادی و رونق زراعت و باغداری و فراوانی نسبی منابع آب آن خبر میدهد (ص ٢٧٠؛ نیز نک : اعتمادالسلطنه، ٤/ ٢٠٩٥) و آنجا را مسكن طایفۀ ترك زبان افشار میداند (همانجا). ناصرالدین شاه نیز در سفر خود به كربلا از بسیاری از آبادیهای متعلق به خانهای افشار در این ناحیه گزارش میدهد (ص ٤٧- ٤٨). به این ترتیب، تا جنبش مشروطیت، شهر و ناحیۀ اسدآباد تیول خانهای افشار بود كه به همین سبب، قسمت مهمی از دشت اسدآباد را جلگۀ افشار مینامیدند (سعیدی، ٥٢-٥٣). افشارها به قولی در ٧٠ پارچه آبادی این ناحیه پراكنده بودند (چریكف، ٨٩).
پس از جنبش مشروطیت و الغای نظام تیولداری و با تضعیف قدرت خانهای افشار، فرمانفرما مباشر خود میرزا مصطفی آشتیانی را به عنوان حاكم اسدآباد برگزید و از طریق او زمینها و آبادیهای بسیاری را در این ناحیه تصاحب كرد (سعیدی، ٥٩ ؛ آدامك، ٥٠). اسدآباد در سالهای اخیر به سبب اینكه زادگاه سید جمالالدین بوده، اهمیتی دوباره یافته است ( ایرانیكا، II/ ٦٩٧).
جمعیت شهر كوچك اسدآباد بنا به گزارش چریكف (در ١٣٠٥ق) ٨٠٠ خانوار بود (همانجا) كه پیش از نخستین سرشماری عمومی كشور (١٣٣٥ش) به ٧ هزار نفر رسید ( فرهنگ جغرافیایی، ٥/ ١١). مطابق آمار سال ١٣٣٥ش جمعیت این شهر ١٩٠ ،٥نفر بود ( گزارش مشروح، ١) كه طی دو دهۀ بعدی به سرعت رو به افزایش نهاد و در دورۀ ١٣٤٥- ١٣٥٥ش با نرخ رشد سالانۀ ٠٥/ ٦% از ٧١٤ ،٦نفر به ٠٨٣ ،١٢و در دورۀ ١٣٥٥- ١٣٦٥ش با نرخ رشد ٠٧/ ١١% به ٥١٦ ،٣٤نفر رسید كه این نرخ رشد سالانه در دورۀ مذكور در میان شهرهای استان بی سابقه بود ( آمارنامه، ١٣٦٧ش، ١٨).
در ١٣٦٥ش از ٥١٦ ،٣٤نفر جمعیت این شهر، ٢٨٨ ،١٨نفر (٥٣%) مرد و ٢٢٨ ،١٦نفر (٤٧%) زن بودهاند كه به این ترتیب، نسبت جنسی برابر ١١٣ نفر (مرد در برابر ١٠٠ زن) بوده است. از این عده، ٤٧٥ ،١٦نفر (٧/ ٤٧%) افراد كمتر از ١٥ سال بودند ( سرشماری عمومی، ١٨). علاوه بر این، ٣/ ٦٠% از جمعیت ٦ ساله به بالا در این سال باسواد بودند كه این نسبت در میان مردان ٥/ ٧٢% و در میان زنان ٦/ ٤٦% بوده است (همانجا)، اما مطابق آخرین سرشماری عمومی كه در ١٣٧٠ش انجام گرفت، جمعیت این شهر به ٥٨٢ ،٤٣نفر در قالب ٠١٠ ،٨خانوار رسید ( آمارنامه، ١٣٧١ش، ٤٠).
رشدشتابانشهر كوچكاسدآباد بیشتر بهسببمهاجرت روستاییان به این مركز بوده است، تا جایی كه در ١٣٦٥ش تنها ١/ ٥٢% از سكنۀآنمتولدشهرو٥/ ٤٢% متولدنقاط روستاییبودند( سرشماری عمومی، همانجا). در این میان، بروز اختلافات قومی و طایفهای در سطح روستاها و اهمیت یافتن راه اصلی تهران به غرب و جنوب كشور و همچنین رشد شهر به عنوان یك مركز خدماتی، از عوامل تقویت این رشد شتابان بوده است (مرادی، ٧٧).
از آثار اسدآباد بنای امامزاده احمد، آب انبار مسجد سلطانی و حمام كهن شهر است و نیز قناتهای ویر و دره محمدخان كه مخروبهاند، از گذشتههای دور برجای ماندهاند ( فرهنگ جغرافیایی، همانجا). همچنین مسجدی قدیمی در محلۀ بازار شهر وجود داشته كه به علت بیتوجهی از میان رفته، و مسجد جدیدی جای آن را گرفته است. بنای قدیمی مسجد ٤ ضلعی بوده كه ٤ كنج آن را با ٤ گوشوار جمع كرده، و ٤ ضلعی را به صورت ٨ ضلعی درآورده، و با ٨ گوشوار دیگر آن را به یك ١٦ ضلعی تبدیل كرده بودند. مصالح به كار گرفته شده در این بنا آجرهایی به رنگ قرمز و نخودی و ملاط گچ بوده است. در بالای بنا گنبد مدور بلندی قرار داشته است (گلزاری، ١). سنگ نبشتههای پنجگانۀ مسجد قدیمی شهر اسدآباد دربارۀ بخشودگی و نحوۀ اخذ مالیات در این ناحیه به زمان صفویان باز میگردد (همو، ١ به بعد). مسجد جامع جدید شهر، چنانكه اعتمادالسلطنه گزارش میدهد، در كوچههای باصفا واقع شده است (٤/ ٢٠٩٥).
در امتداد جادۀ كرمانشاه و در ٥ كیلومتری شهر، ایستگاه ماهوارهای اسدآباد قرار دارد كه دارای دو آنتن بزرگ است ( جغرافیای كامل، ٢/ ١٣١٣).
مآخذ
آمارنامۀ استان همدان (١٣٦٧ش)، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٨ش؛
همان (١٣٧٠ش)، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧١ش؛
همان (١٣٧١ش)، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٢ش؛
ابن اثیر، الكامل؛
همو، اللباب، قاهره، ١٣٥٧ق؛
ابن فقیه، احمد، مختصر كتاب البلدان، لیدن، ١٣٠٢م؛
ادریسی، محمد، نزهة المشتاق، رم، ١٩٧٢م؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧م؛
اعتمادالسلطنه، محمد حسن، مرآة البلدان، تهران، ١٣٦٧- ١٣٦٨ش؛
اقبال، عباس، تاریخ مفصل ایران، تهران، ١٣٤٧ش؛
جعفرپور، ابراهیم، پژوهشهای اقلیمی در غرب ایران، تهران، ١٣٥٦ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
جكسن، ا. و. ویلیامز، سفرنامه، ترجمۀ منوچهر امیری و فریدون بدرهای، تهران، ١٣٥٧ش؛
جمالی اسدآبادی، صفاتالله، اسناد و مدارك دربارۀ ایرانی الاصل بودن سید جمالالدین اسدآبادی، تهران، ١٣٣٧ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٣٤ق/ ١٩١٦م؛
چریكف، سیاحت نامه، ترجمۀ آبكار مسیحی، تهران، ١٣٥٨ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
خواندمیر، غیاث الدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٣ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٦٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان همدان، مركز آمار ایران، ١٣٦٧ش؛
سیف الدوله، سلطان محمد، سفرنامه، به كوشش علیاكبر خداپرست، تهران، ١٣٦٤ش؛
شیروانی، زینالعابدین، بستان السیاحۀ، تهران، ١٣١٥ق؛
طبری، تاریخ؛
فرهنگ آبادیهای كشور (١٣٦٥ش)، شهرستان همدان، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣١ش؛
فرهنگ روستایی (١٣٦٥ش)، كل كشور، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠- ١٣١١ش؛
گزارش مشروح، حوزۀ سرشماری همدان، وزارت كشور، تهران، ١٣٣٨ش؛
گلزاری، مسعود، «بررسی و معرفی چند سنگ نبشته در اسدآباد همدان»، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٤ش، س ١٠، شم ٥؛
مجمل التواریخ و القصص، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
مرادی، امیدعلی، گسترش شهری و نقش آن در دگرگونی بافت روستایی منطقۀ اسدآباد، پایان نامۀ كارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ١٣٧١ش؛
مفخم پایان، لطفالله، فرهنگ آبادیهای ایران، تهران، ١٣٣٩ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
ناصرالدین شاه قاجار، سفرنامۀ عتبات، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ش؛
یاقوت، بلدان؛
همو، المشترك، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
نیز:
Adamec, L. W., Tehran and Northwestern Iran, Graz, ١٩٧٦;
Bosworth, C. E., «The Political and Dynastic History of the Iranian World», The Cambridge History of Iran, Cambridge, ١٩٦٨, vol. V;
Ehlers, E. and A. Saidi, «Qanats and Pumped Wells, the Case of Assad Abad», Qanat, Kariz and Khattara, London, ١٩٨٩;
Iranica;
Saidi, A., Agrarwirtschaftlicher Wandel im Iran..., Marburg, ١٩٨٤;
Schwarz, P., Iran im Mittelalter, Hildesheim, ١٩٦٩;
Weil, G., Geschichte der Chalifen, Osnabrück, ١٩٦٧.
عباس سعیدی