دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٨ - بستان آباد
بستان آباد
نویسنده (ها) :
بخش جغرافیا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُسْتانآباد، شهرستان و شهر مركز آن واقع در استان آذربايجان شرقی.
شهرستان بستانآباد از شمال به تبريز و هريس، از شرق به سراب، از غرب به آذرشهر و اسكو، و از جنوب به هشترود، ميانه و مراغه محدود میگردد. قرار گرفتن اين شهرستان در مسير جادۀ ترانزيتی تبريز ـ تهران و تبريز ـ اردبيل از لحاظ اقتصادی حائز اهميت است.
اين شهرستان براساس تقسيمات كشوري سال ١٣٧٦ش از دو بخش مركزي و تيكمهداش تشكيل شده است. بخش مركزي به مركزيت شهر بستانآباد، شامل ٥ دهستان اوجان غربی، شبلی، مهرانرود جنوبی، مهرانرود مركزي و قوريگل، و دارای ٨٦ آبادی است. بخش تيكمهداش به مركزيت روستای تيكمهداش، شامل ٤ دهستان سهندآباد، اوجان شرقی، عباس شرقی و عباس غربی، و دارای ٩٩ آبادی است ( سازمان...،٣). در شهرستان بستانآباد، اوجان از اهميت تاريخی برخوردار است. مساحت اين شهرستان ٣ / ٨٥٠‘٢ كمـ٢، و در كل داراي ١٨٥ آبادي است ( سرشماري... ، پانزده).
هواي منطقه در زمستان سرد، و در تابستان معتدل و ملايم است. رودهاي شرقی، اوجان و بارنج قسمتهايی از آن را مشروب میكنند ( دايرۃ المعارففارسی ).كوه سهند به ارتفاع ٧٠٠‘٣ متر با قلههاي متال، اروانه و بزداغ در جنوب اين شهرستان واقع است. همچنين رشته كوه عون بن علی با قلۀ تك آلتی به ارتفاع ٦٥٢‘٢ متر در اين شهرستان قرار دارد. مقدار باران ساليانه به ٣٢٠ ميلیمتر میرسد. رود اوجان از كوهستانهاي سهند شمالی سرچشمه میگيرد و پس از دريافت شعبات چندي از وسط بستانآباد میگذرد (خاماچی، ٢١٥).
اين ناحيه چشمههاي آب گرم معدنی دارد كه از جاذبههاي جهانگردي آن محسوب میشود و در بين آنها چشمۀ مرجان سو، شايان توجه است (مشكور، ١٤). محصولات عمده آن غلات، سيبزمينی، ميوه، صيفی، سبزي و لبنيات به خصوص پنير مرغوب است ( جغرافيا...،١٩٠). براساس آمارگيري سال ١٣٧٥ش، جمعيت اين شهرستان ٤٠٢‘١٠٨ نفر، شامل ٤٧٨‘١٣ نفر شهري و ٩٢٤‘٩٤ نفر روستايی بوده است ( سرشماري،شانزده). اشتغال روستاييان كشاورزي، دامداري و قالیبافی است ( جغرافيا، همانجا). به علت وجود معادن گچ و آهك در كوههاي اين ناحيه كارخانههاي مجهز گچ آذربايجان در كنار جاده تبريز - بستانآباد تأسيس شده است (همانجا؛ خاماچی، ٢٣٩). معادن فسفات نيز در منطقه وجود دارد (مشكور، ٢٩).
شهر بستانآباد در°٤٦ و´٥٠ و"٤٠ طولشرقی، و°٣٧ و´٥٠ و"١٥ عرضشمالی، در ٦٠ كيلومتري جنوبشرقی تبريز واقع است. ارتفاع آن از سطح دريا ٦٧٩‘١متر است. دماي هوا در تابستان به°٣٠ تا°٣٥ و در زمستان به°١٧ـ تا°١٨ـ سانتیگراد میرسد. شهر از ٣ قسمت بستانآباد عليا و وسطی و اسكی كند (ده كهنه) تشكيل میشود و جمعيت شهر بر طبق آمار سال ١٣٧٥ش، ٤٧٨‘١٣ نفر بوده است كه همه شيعه مذهبند و به زبان تركی تكلم میكنند ( دائرۃ المعارفتشيع).
سابقۀ تاريخیبستانآباد تقريباً در محل شهر قديم اوجان بنا شده است. از نام بستانآباد در منابع كهن نشانی نيست و تنها از شهر اوجان به عنوان شهر و سرزمينی تاريخی ياد شده است.
اوجان بهسبب بروزحوادث و جنگها، بارها ويرانگرديد و رفتهرفته اهميت خود را از دست داد. اصطخري اوجان را به صورت اُجَن نوشته، و نام آن را در رديف شهرهاي ميانه، خونه، داخرّقان (دهخوارقان)، خوي، سلماس، مرند، تبريز و ديگر شهرها آورده است (ص ١٨١- ١٨٢). ياقوت اين نام را به صورت اُجان ذكر كرده است (١ / ١٣١). ابوالفدا آن را شهر كوچك پرخير و نعمت، داراي چشمههاي آب، بازارها و رستاق نوشته است (ص ٣٩٨، ٣٩٩). چنين به نظر میرسد كه اوجان در سدۀ ٨ق / ١٤م شهريآباد بوده است. حمدالله مستوفی كه تا اواخر سدۀ ٨ق میزيسته، از اوجان به عنوان شهر ياد كرده است (ص ١٨٣). اين شهر در حملۀ لشكر تاتار و مغول ويران گرديد (نسوي، ٩٩)، ولی احيا و تجديد آبادانی شهر به فرمان غازان خان (حكـ ٦٩٤-٧٠٣ق / ١٢٩٥-١٣٠٤م) از ايلخانان مغول صورت پذيرفت و وي آن را «شهر اسلام» ناميد (همانجا؛ لسترنج،١٦٣؛ حكيم، ٤٥؛ بارتولد، .(VII / ٢١٠
در ٦٩٤ق بايدوخان، يكی از ايلخانان مغول در اوجان به فرمان غازان خان كشته شد (اقبال، ١ / ٢٥٧- ٢٥٨). غازان خان بارويی بر شهر اوجان كشيد كه گِرد آن ٣ هزار قدم بود (مجدي، ٧٧٩). عوايد اين شهر و روستاهاي اطراف آن به نهادهاي عمرانی غازان خان تعلق داشت (بارتولد، همانجا). عوايد ديوانی اوجان در سدۀ ٨ق / ١٤م، ١٠ هزار دينار بود (بيانی، ١٩٠). غازان خان در اوجان سمت وزارت و صاحب ديوانی را به خواجه سعدالدين محمد مستوفی ساوجی داد و نيابت وزارت را برعهدۀ رشيدالدين فضلالله همدانی گذارد و اين دو با هم سرزمينهاي دولت غازان خان را اداره میكردند (اقبال، ١ / ٢٦٦). در ذيحجۀ ٦٩٩ از سوي غازان خان، قوريلتايی در اوجان تشكيل شد (همو، ١ / ٢٧٤). اندكی پيش از آن در ٦٩٨ق / ١٢٩٩م غازان خان تمام شهر اوجان را كه ويران شده بود، از نو بنا كرد (همو، ١ / ٣٠٧). اولجايتو (سلطان محمد خدابنده) (سلـ ٧٠٣-٧١٦ق / ١٣٠٤-١٣١٦م) در ٥ ذيحجۀ ٧٠٣ پس از مرگ غازانخان به اوجان آمد و در ١٥ همان ماه بر تخت سلطنت ايلخانی نشست (همو، ١ / ٣٠٧- ٣٠٨؛ حافظ ابرو، ٦٦). محل تولد ابوسعيد فرزند اولجايتو و فرمانرواي ايلخانی بنا به نوشتۀ مورخان در اوجان بوده است (ابوالقاسم، ٤٤). تاجالدين علی شاه وزير ابوسعيد ايلخانی در ٧٢٣ق / ١٣٢٣م در اوجان درگذشت. جسد وي را از آنجا به تبريز بردند و در آرامگاهی كه بنا كرده بود، به خاك سپردند (مشكور، ٤٩٩-٥٠٠). در ٧٣٦ق / ١٣٣٦م موسێ، نواده بايدوخان كه آخرين فرمانرواي دودمان ايلخانی بود، در شهر اوجان بر تخت نشست (شرفالدين، گ ١٦٤آ؛ اقبال، ١ / ٣٥٢).
چنين آمده است كه آرپاخان از فرمانروايان ايلخانان مغول، در اوجان به دست عساكر اميرعلی شاه، در ٧٣٦ق / ١٣٣٦م كشته شد (اعتمادالسلطنه، ١ / ٦٣١). سلطان اويس جلاير (سلـ ٧٥٧-٧٧٧ق / ١٣٥٦- ١٣٧٥م) در ٧٦٢ق / ١٣٦١م به قراباغ رفت، ولی به سبب بروز وبا، آن سرزمين را ترك گفت و به اوجان آمد (عبدالرزاق، ٣٣٣). در ٧٧٧ق / ١٣٧٥م شاه شجاع (سلـ ٧٥٩-٧٨٦ق / ١٣٥٨-١٣٨٤م) به تبريز لشكر كشيد و مدتی از پاييز همان سال را در اوجان گذرانيد (مشكور، ٥٩٦ -٥٩٧). بنابر نوشتۀ بارتولد، اوجان يكی از خنكترين نقاط ييلاقی ايران محسوب میشد و در سدۀ ٨ق / ١٤م جوامع مسيحی در اين شهر سكنی داشتند (همانجا). مرگ قرايوسف فرمانروای قراقويونلو به سال ٨٢٣ق / ١٤٢٠م در اوجان روي داد (اعتمادالسلطنه، ١ / ٦٣٩؛ قس: روملو، ١١٥).
در قرن ١١ق / ١٧م تبريز ٦ دروازۀ داشت كه يكی از آنها دروازۀ اوجان بود (بهرامی، ٥٧). در دوران سلطنت فتحعلی شاه قاجار، ازسوی عباس ميرزا نايبالسلطنه در اوجان كاخی بنا گرديد (اعتضادالسلطنه، ٢٩٢)؛ چنانكه نوشتهاند، اين كاخ اقامتگاه ييلاقی عباس ميرزا بود (كوتزبوئه، ١٨٢). كوتزبوئه قصر اوجان و سبك معماری و تابلوهای نقاشی آن را به شرح آورده است. به نوشتۀ وی، بهترين نقطه اوجان، برج مربع وسيعی است كه مشرف به تمام عمارت است (ص ١٩٦). با مرگ محمدشاه قاجار در ١٢٦٤ق / ١٨٤٨م ناصرالدين شاه هنگام عزيمت از تبريز به تهران، در همان سال ميرزا تقیخان اميركبير را كه همراه او بود، در اوجان به مقام اميرنظامی منصوب كرد (بامداد، ١ / ٢١١) و اوجان را «سعادت آباد» ناميد (خورموجی، ٤٣).
مآخذ
ابوالفدا، تقويمالبلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛
ابوالقاسم كاشانی، عبدالله، تاريخ اولجايتو، به كوشش مهين همبلی، تهران، ١٣٤٨ش؛
اصطخری، ابراهيم، مسالك الممالك، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٢٧م؛
اعتضادالسلطنه، عليقلی، اكسيرالتواريخ، به كوشش جمشيد كيانفر، تهران، ١٣٧٠ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآۃ البلدان، به كوشش عبدالحسين نوايی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
اقبال آشتيانی، عباس، تاريخ مفصل ايران، تهران، ١٣٤١ش؛
بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران، ١٣٥٧ش؛
بهرامی (دماوندي)، اكرم، تبريز از ديدگاه سياحان خارجی، تهران؛
بيانی، شيرين، تاريخ آل جلاير، تهران، ١٣٤٥ش؛
جغرافيای كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، ذيل جامعالتواريخ رشيدی، به كوشش خانبابا بيانی، تهران، ١٣٥٠ش؛
حكيم، محمدتقی، گنج دانش، جغرافيای تاريخی شهرهای ايران، به كوشش محمدعلی صوتی و جمشيد كيانفر، تهران، ١٣٦٦ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافيايی آذربايجان شرقی، تهران، ١٣٧٠ش؛
خورموجی، محمدجعفر، حقايق الاخبار ناصری، به كوشش حسين خديوجم، تهران، ١٣٦٣ش؛
دائرۃ المعارف تشيع، به كوشش احمد صدر حاج سيدجوادی و ديگران، تهران، ١٣٦٦ش ببـ؛
دايرۃ المعارف فارسی؛
روملو، حسن، احسنالتواريخ، به كوشش عبدالحسين نوايی، تهران، ١٣٤٩ش؛
سازمان تقسيمات كشوری جمهوري اسلامی ايران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٦ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، شناسنامۀ آباديهای كشور، شهرستان بستانآباد، مركز آمار ايران، تهران، ١٣٧٦ش؛
شرفالدين علی يزدی، ظفرنامه، به كوشش عصامالدين اورونبايف، تاشكند، ١٩٧٢م؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدين و مجمع بحرين، به كوشش عبدالحسين نوايی، تهران، ١٣٧٢ش؛
كوتزبوئه، موريس، مسافرت به ايران، ترجمۀ محمود هدايت، تهران، ١٣٦٥ش؛
مجدي، محمد، زينتالمجالس، تهران، ١٣٤٩ش؛
مشكور، محمدجواد، تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجری، تهران، ١٣٥٢ش؛
نسوی، محمد، سيرۃ جلالالدين، ترجمۀ محمدعلی ناصح، به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران، ١٣٦٦ش؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Barthold, W. W., Sochineniya, Moscow, ١٩٧١;
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦.
بخش جغرافيا