دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٠ - بسنی
بسنی
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِسْنی، شهر و شهرستانی در استان آدي يامان در جنوب شبه جزيرۀ آناتولی (تركيۀ كنونی). نام بسنی با گذشت زمان دستخوش دگرگونيهايی شده است. در روزگار پادشاهی كوموگنه نام اين شهر بَهْسْنا بود كه بعدها در زبانسريانی، بِتحِسْنا نام گرفت(«دائرةالمعارف اسلام...»،V / ٥٤٠؛ دائرةالمعارف ...، ٧ / ٢٥٧).
بِسنی در ارتفاع ٩٠٠ تا ٩٥٠ متري از سطح دريا («دائرة المعارف ترك»، VI / ٢٣٢) و در دامنههاي يومْروتپه از بلنديهاي جنوب شرقی كوههاي توروس و در فاصلۀ ٥ كيلومتري جنوب قلعۀ بسنی قرار دارد. محل اين قلعه بارها به سبب حوادث طبيعی دستخوش تغيير و جابهجايی شده است («دائرة المعارف اسلام»، همانجا). شهر بسنی مركز شهرستانی به همين نام است. مساحت شهرستان ٤٠٩‘١ كمـ٢، و در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠م جمعيت آن ٥٣١‘٨٨ نفر، و در ١٣٧٦ش / ١٩٩٧م ٥١٤‘١٠٨ نفر بوده است. در شهر بسنی به سال ١٣٠٦ش / ١٩٢٧م حدود ٠١٤‘٧ نفر میزيستند كه شمار آنان در ١٩٥٠م به حدود ٥٠٠‘١٠ نفر، در ١٩٨٥م به ٧٦٣‘١٧ نفر، و در ١٩٩٠م به ٠٧٦‘٢٦ نفر افزايش يافت («دائرة المعارف اسلام»، .(V / ٥٤٣ در ١٣٨١ش / ٢٠٠٢م جمعيت شهر بسنی ٦٠٠‘٤٦ نفر بوده است («فرهنگ...»، .(١
قلعۀ بسنی و اطراف آن در روزگاران كهن ميدان كارزار ميان اَكَّديان، هوريان، ميتانيان و آشوريان بود و از ٥٤٦ قم به تصرف دولت هخامنشی و سپس به تصرف اسكندر و روميان درآمد («دائرةالمعارف اسلام»، .(V / ٥٤١ مورخان بسنی كهن را دژي بزرگ و استوار و داراي رَبَض ناميدهاند كه گروههايی از ارمنيان و مسلمانان در آن میزيستهاند (ابن عديم، ١ / ٣٢٦؛ ابن شداد، ١(٢) / ١١٦). دژ بسنی را كه در كنار رودخانهاي از شاخههاي راست رود فرات بنا شده بود، بعضی از مورخان از بناهاي ارمنيان دانستهاند (لسترنج، ١٢٣ ؛ ابن شحنه، ١٧١). بسنی به سرزمين ارمنستان متصل، و پيش از هجوم تاتارها ناحيهاي آباد بود كه اطراف آن را باغها و جويبارها فراگرفته بود (ابن شداد، همانجا؛ نيز نك : ابن فضلالله، ٢٥٢).
راه ابريشم كه بغداد را به حلب میپيوست، از بسنی میگذشت. از اين رو، اهميت اقتصادي آن موجب شده بود كه بارها در معرض هجوم قرار گيرد. در ٥٠ق / ٦٧٠م لشكريان اموي، اراضی وسيعی در جنوب شرقی آناتولی، از جمله بسنی را مسخر كردند («دائرةالمعارف اسلام»، همانجا). در اوايل سدۀ ٣ق / ٩م نصر بن شَبَث خارجی كه رياست اعراب مضر و ربيعه را در كيسون (كَيْسوم) برعهده داشت، بسنی را به پايگاه مخالفت با مأمون عباسی (د ٢١٨ق / ٨٣٣م) تبديل كرد، ولی سپس به فرمان عبدالله ابن طاهر (د ٢٣٠ق / ٨٤٥م) كشته شد (همانجا؛ قس: ياقوت، ١ / ٧٧٠). در ٣٣٧ق / ٩٤٩م سپاهيان روم شرقی (بيزانس) ضمن غلبه بر كيسون و مرعش، بسنی را از سلطۀ سيفالدوله بن حمدان خارج كردند و بيش از صد سال بر آن سرزمين مسلط شدند. در ٤٧٧ق / ١٠٨٤م بولداچ از سرداران سليمان شاه اول، بنيانگذار دولت سلاجقه روم، قلعۀ بسنی را تصرف كرد («دائرةالمعارف ترك»، .(VI / ٢٣٣
در جريان جنگهاي صليبی، پس از تصرف مرعش در ٤٩٠ق / ١٠٩٧م، بسنی نيز به دست شورشيان ارمنی به سركردگی كُغ واسيل افتاد. در ٥١٠ ق / ١١١٦م بُدوئن دوم، امير سرزمين اورفا (رُها) آن نواحی را از تصرف واسيل داگا، جانشين كغ واسيل خارج كرد. از آن پس، بسنی به دست فرانكها افتاد و تا ٥٤٤ ق / ١١٤٩م تابع خاننشين مرعش شد (همان، نيز «دائرةالمعارف اسلام»، همانجاها). در ٥٤٥ ق / ١١٥٠م بسنی به دست عزالدين مسعود، نوادۀ سليمان شاه اول مسخر شد (ابن شداد، ابن شحنه، همانجاها). در ٥٦٨ ق / ١١٧٣م نورالدين محمود زنگی بنيانگذار سلسله اتابكان شام، به قلمرو قِلِج ارسلان دوم از پادشاهان سلاجقه روم هجوم برد و مرعش، بسنی و اراضی ميان اين دو شهر را تصرف كرد (ابن خلدون، ٥ / ١٩٠-١٩١). سرانجام، اين سرزمين به تصرف صلاحالدين ايوبی درآمد (ابن شداد، ١(٢) / ١١٧). پس از درگذشت صلاحالدين (٥٨٩ ق / ١١٩٣م)، اين شهر همچنان در اختيار ايوبيان باقی ماند، تا آنكه در ٦٥٨ق / ١٢٦٠م هولاكوخان پس از پيروزي در آسياي صغير، حاكمی بر قلعه بسنی گمارد («دائرةالمعارف اسلام»، .(V / ٥٤١ سپس هِتوم، شاه ارمنستان صغير و متحد اباقاخان در ٦٥٩ق / ١٢٦١م به بسنی حمله، و آن را تصرف كرد و با پذيرش حاكميت مغولان، در جايگاه خويش باقی ماند (همان، نيز «دائرةالمعارف ترك»، همانجاها؛ رانسيمان، III / ٣٣٢؛ نيز ه د، اباقاخان).
در ٦٩٢ق / ١٢٩٣م ملك اشرف خليل با غلبه بر دژهاي تل حَمدون، بسنی و مرعش (ابن اياس، ١(١) / ٣٧١، ٣٧٧)، بسنی را به صورت يكی از توابع ولايت حلب، وارد قلمرو مماليك مصر كرد («دائرةالمعارف ترك»،.(VI / ٢٣٣ از اواسط سدۀ ٨ق / ١٤م بسنی به مسكن قبايل تركمان منسوب به دودمان بنی ذوالقدر تبديل گشت (همانجا) و از ٨٠٠ق / ١٣٩٨م بسنی جزو قلمرو دولت عثمانی شد («دائرةالمعارف اسلام»، همانجا). در صفر ٨٠٣ / اكتبر ١٤٠٠ تيمور گوركانی پس از پيروزي در حصن منصور، روانه قلعۀ بسنی شد و آن را در محاصره گرفت. اهالی قلعه شاهرخ ميرزا فرزند تيمور را واسطه و شفيع قرار دادند، تا از كشتار دست بردارد. تيمور از سر خون آنها درگذشت (نظامالدين، ٢٢٣).
بسنی پس از تيمور، گاه به تصرف مماليك مصر و گاه به تصرف تركمانان بنی ذوالقدر در میآمد، تا اينكه در نيمۀ دوم ٩٢٢ق / ١٥١٦م سلطان سليم اول عثمانی با در هم شكستن سپاه
مماليك، بسنی را به تصرف آورد («دائرةالمعارف اسلام«، همانجا). از آن پس، بسنی در محدوده امپراتوري عثمانی قرار گرفت و در ١٢٧٥ق / ١٨٥٩م تابع قَضاي حصن منصور و سپس مركز قضاي وابسته به ملطيه شد. در دوران حكومت جمهوري در تركيه، بسنی از ١٣٣٣ش / ١٩٥٤م، پس از تبديل آدي يامان به استان به صورت يكی از شهرستانهاي اين استان درآمد كه مركز آن، شهر بسنی است و داراي آثار تاريخی متعددي است. خانقاه جنيد بغدادي در اين شهر قرار دارد (همان،.(V / ٥٤٢
مآخذ
ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، به كوشش محمد مصطفی، قاهره، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابن خلدون، العبر، به كوشش خليل شحاده و سهيل زكار، بيروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
ابن شحنه، ابوالفضل محمد، الدر المنتخب، به كوشش يوسف اليان سركيس، بيروت، ١٩٠٩م؛
ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطيرة، به كوشش يحيی زكريا عباره، دمشق، ١٩٩١م؛
ابن عديم، عمر، بغية الطلب، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابن فضل الله عمري، احمد، التعريف بالمصطلح الشريف، به كوشش محمدحسين شمسالدين، بيروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
دائرةالمعارف الاسلامية، به كوشش زكی خورشيد و ديگران، قاهره، ١٩٦٩م؛
نظامالدين شامی، ظفرنامه، به كوشش فليكس تاور، بيروت، ١٩٣٧م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Le Strange, G., The Lands of the Eastern Caliphate, London, ١٩٦٦;
Runciman, S., A History of the Crusades, London, ١٩٥٤;
Turk ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٦٨;
Turkiye diyanet vakfi Islam ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢;
«The World Gazetteer, Turkey ٢٠٠٢» , www. gazetteer.de / c / c-tr.htm.
عنايتالله رضا