دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦ - حدیده
حدیده
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُدَیْده، شهری بندری و مرکز استانی به همین نام در کرانۀ دریای سرخ در غرب کشور یمن.
شهر حدیده در دشت ساحلی تهامه در °١٤ و ´٤٨ عرض شمالی و°٤٢ و´٥٧ طول شرقی قرار دارد و تنها بندر مجهز یمن در کرانۀ دریای سرخ است. استان حدیده با ٦٤٦‘١٦ کمـ ٢ وسعت، بخش بزرگی از دشت ساحلی تهامۀ یمن را دربرگرفته است. این استان از شرق به استانهای محویت، ذمار و اِب، از شمال به استان حجه، از جنوب به استان تَعِز، و از غرب به کرانۀ دریای سرخ محدود است. بخش قابل ملاحظهای از اراضی استان حدیده پوشیده از شنزارهای نمکی، و آب آن شور است (مقحفی، ١ / ٤٣٦؛ بریتانیکا، VI / ١١٦ ؛ EI٢, III / ٥٣٩ ؛ « فرهنگ ... »،npn. ). با این حال، وادیهای موجود در این استان از دیدگاه حاصلخیزی و کشاورزی جایگاه ویژهای دارند (بریتانیکا، همانجا). از مهمترین این وادیها زبید رِمَع، نازل، سهام نازل، لاویه، سُردُد و مور را میتوان نام برد. در این وادیها محصولاتی از جمله پنبه، تنباکو، غلات، کنجد، ذرت، ارزن، نخل و انواع میوه و سبزی کشت میشود (مقحفی، ١ / ٤٣٦-٤٣٧).
حدیده از کهنترین مناطق یمن در پرورش نخل است و میلیونها اصله نخل در آن وجود دارد که محصول آن افزون بر تأمین نیازهای محلی، به مناطق دیگر هم صادر میشود (همانجا). شهر حدیده از مراکز مشهور تهیۀ پارچۀ معروف به بُرد یمانی است. این بندر از دیرباز مرکز ورود کالا به یمن بوده است (زکریا، ١٤٣). در ١٩٦١ م / ١٣٤٠ ش، با ساخته شدن بندر پرعمق احمدی در کنار شهر حدیده، اقتصاد این منطقه پیشرفت بسیار یافت، به گونهای که جمعیت شهر که در ١٩٦٤ م حدود ٠٠٠‘٥٠ تن برآورد شده بود، در ١٩٨٠ م به ٣٨٦‘١٢٦ تن افزایش یافت و جمعیت استان حدیده که در ١٩٦٤ م، ٠٠٠‘٦٦٠ تن تخمینزده میشد، در ١٩٩٤ م به ٥٠٠‘٧٥٤‘١ و در ٢٠١٠ م به ٢٧٠‘٥٤٨‘٢ تن رسید. شهر حدیده در ٢٠١٠ م / ١٣٨٩ ش، حدود ٠٠٠‘٤٧١ تن جمعیت داشته است (III / ٥٤٠ EI٢, ؛ بریتانیکا، VI / ١١٦ ؛ «فرهنگ»، npn.). امروزه حدیده دومین بندر بزرگ یمن پس از بندر عدن است ( الموسوعة ... ، ٢ / ١٠٤٧).
پیشینۀ تاریخی
دیرینگی حدیده به سدۀ ٨ ق / ١٤ م باز میگردد. منابع تاریخی از آنجا بهعنوان یکی از آبادیهای وادی سهام و محلی برای صید ماهی یاد کردهاند (مقحفی، ١ / ٤٣٦). ابنبطوطه در سر راه خود به شهر زبید از محلی بهنام مرسیالحادث نام برده است (ص ٢٤٧). برخی این محل را همان حدیده دانستهاند، اما به این گفته باید به دیدۀ تردید نگریست (نک : EI٢, III / ٤٣٩).
خزرجی در شرح رویدادهای سال ٧٩٧ ق / ١٣٩٥ م بهنام بندر حدیده اشاره کرده است. بهگزارش او در آن سال شیخ صالح مکی پسازآنکه باد، کشتیاش را از مسیر خود منحرف کرد و به بندر حدیده آورد، در آنجا مخفیانه اقامت گزید (ص ٢٢١، ٢٢٥). ابنماجد در کتاب الفوائد فی اصول البحر و القواعد که آن را در نخستین سالهای سدۀ ١٠ ق / ١٦ م تألیف کرده است، تأکید میکند که حدیده از بندرهای مهم یمن بهشمار میرفته است. حدیده در آن سالها در قلمرو فرمانروایان بنیطاهر، از خاندانهای حکومتگر یمن قرار داشت تا آنکه در ٩١٢ ق / ١٥٠٦ م، این شهر به تصرف نیروهای سلطانِ مملوکی مصر درآمد.
در پی تهاجم نیروهای مصری، شهر بهطور کامل غارت شد؛ چندان که حتى چوبها و درهای خانهها و آذوقۀ مردم شهر نیز به غارت رفت. علت لشکرکشی سلطان مملوکی مصر به حدیده را خودداری عامر بن عبدالوهاب، آخرین فرمانروای بنیطاهر از تأمین مواد غذایی مورد نیاز نیروهای مصری برای بیرون راندن پرتغالیان از کرانههای دریای سرخ دانستهاند ( الموسوعة، ٢ / ١٠٤٨؛ زکریا، ٥٧- ٥٨ ؛ ابنقاسم، ٦٤٢-٦٤٤).
حدیده در سدۀ ١١ ق / ١٧ م، دومین بندر مهم یمن پس از مخاء بهشمار میرفت. در آن زمان کشتیهای بازرگانی و نیز کشتیهای حاجیان و ناوگان جنگی دولت عثمانی به آنجا رفت و آمد داشتند و بخشی از محصول قهوه که به شهر بیتالفقیه وارد میشد، از بندر حدیده میآمد ( الموسوعة، همانجا). حدیده از سده ١٢ ق بندری مهم برای صدور کالا شد (مقحفی، همانجا).
نیبور جهانگرد دانمارکی که در نیمۀ دوم سدۀ ١٢ ق / ١٨ م، از حدیده دیدار داشته، آنجا را شهری با خانههای محقر، اما بندرگاهی فعال وصف کرده است. حدیده در آن زمان منطقۀ بازرگانی مهمی بود و گمرکی بزرگ داشت و بازرگانی در آنجا از چنان رونقی برخوردار شده بود که در صدور قهوه از بیشتر بندرهای یمن پیشی گرفت. پس از افتتاح آبراهۀ سوئز در ١٢٨٦ ق / ١٨٦٩ م، بر اهمیت بازرگانی حدیده افزوده شد، چنانکه شمار کشتیهای بازرگانی که در اسکلۀ آن پهلو میگرفتند، به ٨٠ فروند در هفته میرسید ( الموسوعة، همانجا).
بندر حدیده از ١٢١٩ ق / ١٨٠٤ م چند بار از سوی نیروهای سعودی تهدید شد (لاریمر، III / ١٠٦٧-١٠٦٨). در اواخر سال ١٢٢٠ ق / ١٨٠٥ م، صالح رئیس بندر حدیده تصمیمگرفت با وهابیها همکاری کند، اما امام صنعا، بیدرنگ نیروهایی به آنجا گسیل، و صالح را برکنار کرد و پسرش را به جای او نشاند (فیلبی، ١٠٦-١٠٧).
در ١٢٥١ ق / ١٨٣٥ م، محمدعلی پاشا، خدیو مصر، سپاهی بهسوی تهامه گسیل داشت و حدیده را تصرف کرد؛ اما نیروهای عثمانی در ١٢٥٦ ق / ١٨٤٠ م، ناگزیر حدیده را ترک کردند (زکریا، ٦٣). عثمانیها بار دیگر در ١٢٦٥ ق / ١٨٤٩ م، حدیده را به تصرف درآوردند. در زمان حکومت عثمانیها حدیده به پایگاه نیروهای عثمانی و مرکز سیاسی اداری پر اهمیت بدل شد (همو، ٦٧ ؛ عمری، ٢٧، حاشیـۀ ١؛ مقحفـی، همانجـا؛ نیـز نک : الموسوعة، ٢ / ١٠٥٨). حدیده در سدۀ ١٣ ق / ١٩ م، بر اثر بروز بیماریهای واگیردار آسیب بسیـار دیـد و از اواخـر سدۀ ١٩م رو بـه انحطاط گـذاشت (نک : رُکلو، IX / ٩٠٦).
حدیده از اوایل سدۀ ٢٠ م زیرسلطۀ محمد بن علی ادریسی ــ شریف عسیر ــ قرار گرفت و در ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م نیروهای ایتالیایی در واکنش به هجوم نیروهای عثمانی به نیروهای ایتالیایی در لیبی، به حدیده حمله کردند و در جنگ جهانی اول نیروهای بریتانیا به درخواست امام یحیى و ادریسی حدیده را تصرف کردند و پساز جنگ تحویل ادریسی دادند (وهبه، ٣٧-٣٩؛ حداد، ٣٦٨).
پساز درگذشت ادریسی، سعودیها امام یحیى را تهدید به حمله به حدیده کردند، مگر آنکه پیمان مرزی با دولت سعودی را امضا کند. در ١٩٣٣ م / ١٣١٢ ش نیروهای سعودی وارد حدیده شد، اما پساز مداخلۀ دولتهای اروپایی، دو دولت صلح کردند و بهموجب موافقتنامهای که به امضا رسید، تهامۀ یمن از جمله حدیده در محدودۀ سیاسی یمن باقی ماند (وهبه، ٢٧٩-٢٨٠؛ عسه، ٦٢ ؛ عمری، ١٨٧- ١٨٨؛ دیکسن، ٣٣٠-٣٣١؛ فیلبی، ٣٢٢-٣٢٤؛ بریتانیکا، VI / ١١٦).
مآخذ
ابنبطوطه، رحلة، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابنقاسم، یحیى، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور و محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
حداد، محمد یحیى، تاریخ الیمن السیاسی، یمن، ١٣٩٦ ق / ١٩٧٦ م؛
خزرجی، علی، العقود اللؤلؤیة فی تاریخ الدولة الرسولیة، به کوشش محمد بن علی اکوع، صنعا، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
زکریا، احمد وصفی، رحلتی الی الیمن، دمشق، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
عمری حسین، المنار و الیمن، دمشق، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
مقحفی، ابراهیم احمد، معجم البلدان و القبائل الیمنیة، صنعا، ١٤٢٢ ق / ٢٠٠٢ م؛
الموسوعة الیمنیة، به کوشش احمد جابر عفیف، صنعا، ٢٠٠٣ م / ١٤٢٣ ق؛
وهبه، حافظ، جزیرة العرب فی القرن العشرین، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
نیز:
Assah, A., Miracle of the Desert Kingdom , London, ١٩٦٩;
Britannica, ١٩٨٩;
Dickson, H. R. P. , Kuwait and Her Neighbours , London , ١٩٥٦;
EI٢;
Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf , Omān and Central Arabia, London, ١٩٨٦;
Philby, J., Saªudi Arabia , Beirut, ١٩٦٨;
Reclus, E., Nouvelle géographie universelle, Paris, ١٨٨٤;
The World Gazetteer, www. world-gazetteer.com.
پرویز امین