دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧٥ - حصارفیروزه
حصارفیروزه
نویسنده (ها) :
علیرضا بنی جانی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِصارْفیروزه، امروزه حصار، نام شهر و شهرستانی در ایالت هاریانای هند. این شهرستان به مرکزیت شهر حصار بـا مساحت حـدود ٠٠٠‘ ٤ کمـ٢ و حـدود ٠٠٠‘٧٨٠‘١ تن جمعیت (٢٠١٣ م/ ١٣٩٢ ش) در شمالغربی هند، در دشت پنجاب ـ هاریانا جای دارد («فرهنگ جهانی»، npn.؛ بریتانیکا).
شهر حصار، مرکز این شهرستان، در °٢٩ و ´١٠ عرضشمالی، و °٧٥ و ´٤٦ طولشرقی واقع است و حدود ٠٠٠‘ ٣٧٢ تن جمعیت دارد. این شهر بر سر شاهراه دهلی به فاضلکا، واقع در مرز پاکستان جای دارد و راهآهن دهلی به لاهور از آن میگذرد («فرهنگ جهانی»، .npn؛ جانسن، ٢٥٧-٢٥٨).
پیشینۀ تاریخی
هرچند شهر حصار در ناحیۀ تاریخی هاریانا واقع شده است، اما پیشینۀ آن به دورۀ تغلقشاهیان هند باز میگردد. در ٧٥٧ ق/ ١٣٥٦ م فیروزشاه سوم (سل ٧٥٢-٧٩٠ ق/ ١٣٥١- ١٣٨٨ م)، دژشهری استوار در محل دو روستای کداس بزرگ و کداس خرد بنیاد نهاد که برگرفته از نام او حصارفیروزه خوانده شد. برج و باروی شهر از سنگهایی که از کوه نرسای آورده بودند، برپا شد و بر گرد آن خندقی کندند و در آن خندق آب انداختند (EI٢, III/٤٨٥؛ شمس، ١٢٥- ١٢٦؛ هیگ، ١٧٣-١٧٥). این دژشهر دارای ٤ دروازه بود که بعدها به نامهای دروازۀ دهلی، دروازۀ موری، دروازۀ ناگوری و دروازۀ تلاقی موسوم گشت («شهرستان ـ حصار»، npn.).
محل شهر حصارفیروزه از دیرباز بر سر راه ارتباطی عراق و خراسان به هند بود و مسافران در آنجا به تهیۀ آب و آذوقه میپرداختند. از آنجا که حصارفیروزه در ناحیهای بیابانی و کمآب بنا شده بود، برای تأمین آب این شهر نوبنیاد و رو به گسترش، به دستور فیروزشاه از رودهای جمنا در شرق دشت هاریانا و ستلج در غـرب آن، جویهایی کندند و آب آنها را به سوی شهر هدایت نمودند. درون شهر تالاب بزرگی ساخته بودند که آب آن از طریق این جویها تأمین میشد (شمس، ١٢٥-١٢٧؛ احمد، ١/ ٢٣٠؛ سیهرندی، ١٨١). فیروزشاه در این شهر نوبنیاد، باغی سبز و خرم و عمارتی سلطنتی مشتمل بر چندین ساختمان بنا کرد و بزرگان کشوری و لشکری را تشویق به ساختن اقامتگاههای اختصاصی در این شهر نمود. ساخت شهر حدود دو سال و نیم به درازا انجامید و دیری نپایید که حصارفیروزه بدل به شهری پررونق، و به دستور فیروزشاه مرکز اداری منطقه شد («شهرستان ـ حصار»، npn.؛ شمس، ١٢٤؛ مارشال، ٥٨٧). تا پیش از این فرمان، شهر هانسی مرکز اداری منطقه بود، اما از آن پس اقطاعات شهرهای هانسی، اکروده، فتحآباد (فاتحآباد) و سرستی تا سالوره و خضرآباد و اقطاعات دیگر آن حوالی داخل «شق» حصارفیروزه شد (شمس، ١٢٨).
شهر حصارفیروزه تا ٨٠٩ ق/ ١٤٠٦ م در دست تغلقشاهیان بود. در این سال خضرخان، سرسلسلۀ سیدیان هند و حاکم مولتان بر ضد ناصرالدین محمود شاه دوم (سل ٧٩٥-٨٥١ ق/ ١٣٩٣-١٤٤٧ م) برخاست و شهر را به تصرف درآورد؛ اما محمود در ٨١١ ق/ ١٤٠٨ م، آن را پس گرفت (EI٢، همانجا؛ بدائونی، ١/ ١٩٠؛ فرشته، ١/ ٥٣٤). خضرخان در ٨١٧ ق/ ١٤١٤ م، دوباره دهلی را تصرف کرد و دولتخان لودی، آخرین پادشاه از سلسلۀ تغلقیان را برکنار و زندانی کرد و بر حصارفیروزه نیز دست یافت (بدائونی، ١/ ١٩٦؛ شمس، ١٨١).
حصارفیروزه تا حدود سال ٨٤٠ ق/ ١٤٣٦ م، در دست شاهان سیدی باقی بود، تا اینکه بهلول لودی، سرسلسلۀ لودیان بر محمدشاه چهارم، از سیدیان هند، پیروز شد و حصارفیروزه را بر قلمرو خود افزود (فرشته، ١/ ٥٧٦؛ هروی، ١/ ١٣٣؛ احمد، ١/ ٢٩٦). این شهر تا ٩٣٢ ق/ ١٥٢٦ م، در دست لودیان باقی بود. در این سال ظهیرالدین محمدبابر، به درخواست شمار زیادی از اعیان و بزرگان که از ابراهیم دوم، آخرین پادشاه لودیان ناراضی بودند، از کابل به دهلی لشکر کشید. در آن دوره حصارفیروزه از مراکز سوقالجیشی لودیان بود. در همان سال، بابر برای رودررویی با سپاهیان ابراهیم دوم، به پانیپت تاختن آغاز کرد. او بر سر راه خود متوجه شد که نیروهایی از حصارفیروزه به فرماندهی حمیدخان لودی ــ شقدار آنجا ــ به پشتیبانی از ابراهیم دوم بیرون آمدهاند. بابر سپاهیانی را به فرماندهی فرزندش همایون، که در آن هنگام ١٨ سال بیشتر نداشت، برای سرکوب حمیدخان به حصارفیروزه گسیل کرد. سپاهیان همایون بر نیروهای حمیدخان چیره شدند و حصارفیروزه به دست همایون افتاد و بابر به پاداش این کار، حصارفیروزه را با شهرها و نواحی تابع آن به او بخشید (بابر، ٤٢٠-٤٢١؛ بدائونی، ١/ ٢٢٩-٢٣٠، ٣١٦؛ راس، ١٢).
در دورۀ حکومت همایون (دورۀ اول سل ٩٣٧-٩٤٧ ق/ ١٥٣٠-١٥٤٠ م)، در ٩٤٧ ق، شیرشاه از سلاطین سوری (افغانی)، بر قلمرو بابریان، ازجمله حصارفیروزه دست یافت. تا آنکه ١٥ سال پس از آن تاریخ، همایون سلطنت ازدسترفته را در ٩٦٢ ق/ ١٥٥٥ م باز پس گرفت. همایون در دورۀ دوم سلطنتش (٩٦٢- ٩٦٣ ق/ ١٥٥٥- ١٥٥٦ م) حکومت حصارفیروزه را به جلاالدین اکبر، ولیعهد خود واگذار کرد. در دورۀ پادشاهی اکبرشاه اول (٩٦٣-١٠١٤ ق/ ١٥٥٦- ١٦٠٥ م)، حصارفیروزه بیش از پیش اهمیت یافت و در دورۀ جانشین او، نورالدین جهانگیر (سل ١٠١٤-١٠٣٧ ق/ ١٦٠٥-١٦٢٧ م)، از لحاظ تقسیمات کشوری هند، حصارفیروزه از «سرکار» به «جاگیر» ارتقا یافت (بازورث، ٢٨٢، ٣٠٥؛ «فرهنگ جغرافیایی ... »، ٣٤؛ «شهرستان ـ حصار»، npn. ؛ کنبو، ١/ ٣٦).
در ١١٥٢ ق/ ١٧٢٩ م، در لشکرکشی نادرشاه افشار به دهلی، حصارفیروزه آسیب بسیار دید و پس از آن حصارفیروزه به صحنۀ درگیریهای خونین میان قدرت برخاسته از سیکهای پنجاب، حکام محلی باتی شمال هند و دولت رو به زوال بابریان دهلی بدل شد. این شهر میان پتیالهها و باتیها دست به دست میشد، تا آنکه در ١٢١٢ ق/ ١٧٩٧ م، ماجراجویی ایرلندی به نام جرج توماس، به مدت ٣ سال بر هانسی و حصارفیروزه دست یافت و حکومت آن را در اختیار گرفت («فرهنگ سلطنتی ... »، XIII/ ١٤٦؛ نیز نک : EI٢, III/٤٨٥؛ «شهرستـان ـ حصـار»، npn.).
حصارفیروزه در ١٢١٨ ق/ ١٨٠٣ م به دست کمپانی هند شرقی افتاد؛ اما در ١٢٧٣ ق/ ١٨٥٧ م، محمدعظیم، از بازماندگان بابریان مدت کوتاهی آن را از تصرف حاکمان کمپانی هند شرقی بیرون آورد و مسیحیان را وادار به ترک حصار کرد. در این مدت اروپاییانی که نتوانستند از شهر بگریزند، کشته شدند و حصارفیروزه و سیرسا مدتی بهطور کامل از اختیار کمپانی خارج شد. سرانجام کمپانی نیروهایی را به فرماندهی ژنرال فنکورتلنت به حصارفیروزه فرستاد و شهر را از محمد عظیم بازپس گرفت («فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ «فرهنگ جغرافیایی»، ٣٩).
حصارفیروزه در دورۀ جنبش استقلالخواهانۀ هند، از مراکز مهم این حرکت به شمار میآمد. پس از استقلال هند و جدایی پاکستان از آن، اکثریت جمعیت مسلمان حصارفیروزه به پاکستان مهاجرت کردند و از آن پس مسلمانان در اقلیت قرار گرفتند (همان، مقدمه، ٢؛ نیز EI٢، همانجا). بر اساس برآورد آماری در ٢٠١١ م/ ١٣٩٠ ش، از لحاظ دینی ٩٧٪ جمعیت شهر را هندوها تشکیل میدهند و پس از آنان مسلمانان و سیکها قرار دارند («دربارۀ ... »، .npn).
مآخذ
احمد، نظامالدین، طبقات اکبری، کلکته، ١٩٢٧ م؛
بابر، ظهیرالدین محمد، بابرنامه، کیوتو، ١٩٩٥ م؛
بازورث، ک. ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٧١ ش؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، بهکوشش احمدعلی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
سیهرندی، یحیى، تاریخ مبارکشاهی، به کوشش محمد هدایت حسین، تهران، ١٣٨٢ ش؛
شمس سراج، عفیفالدین، تاریخ فیروزشاهی، بهکوشش ولایت حسین، تهران، ١٣٨٥ ش؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، به کوشش محمدرضا نصیری، تهران، ١٣٨٧ ش؛
کنبو، محمدصالح، عمل صالح (شاهجهاننامه)، به کوشش غلامیزدانی و وحید قریشی، لاهور، ١٩٦٧ م؛
هروی، نعمتالله، تاریخ خان جهانی و مخزن افغانی، داکا، ١٣٧٩ ق/ ١٩٦٠ م؛
نیز:
«About Hisar», Haryanainfo, http:/ / hissar. Haryanainfo. com/ about - hissar. php (acc. May ٨, ٢٠١٣);
Britannica, ٢٠١٠;
«Distrcit - Hisar», Hisar, http:/ / hisar. nic. in / historyhisar. aspx (acc. May ٨, ٢٠١٣);
EI٢;
Haig, W., «The Reign of Fīrūz Tughluq, The Decline and Extinction of the Dynasty, and the Invasion of India by Taimūr», The Cambridge History of India, vol. III, ed. id, Cambridge, ١٩٢٨;
Haryana District Gazetteers, Hisar, eds. S. P., Bhatia and S. Kumar, Chandigarh, ١٩٨٧;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢;
Johnson, B. L. C., Geographical Dictionary of Indiai , New Delhi, ٢٠٠٢;
Marshal, J., «The Monuments of Muslim India», The Cambridge History of India, vol. III, ed. W. Haig, Cambridge, ١٩٢٧;
Ross, D., «Bābur», ibid, vol. IV, ed. R. Burn, Cambridge, ١٩٣٧;
The World Gazetteer, www. world - gazetteer. com (acc. Feb. ٢٤, ٢٠١٣).
علیرضا بنیجانی