دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٧ - پنجاب
پنجاب
نویسنده (ها) :
پرویز امین
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَنْجاب، سرزمینی باستانی در شمال غربی شبه قارۀ هند. نام فارسی پنجاب به معنای ٥ رود ترجمۀ واژۀ سنسكریت «پنجه نده» است كه پس از چیرگی مسلمانان بر این سرزمین بر آن اطلاق شد. ٥ رودخانه اینهاست: جهلم، چناب، راوی، بیاس و ستلج. نام قدیمیتر این سرزمین «سپته سندهوه» است كه در زبان سنسكریت به معنای ٧ رود است. تغییر نام ٧ رود به ٥ رود حاكی از آن است كه در این سرزمین در طول زمان رودخانههایی خشك شده است. هنگامیكه آریاییها در پنجاب ساكن شدند، هنوز ٧ رودخانه در این سرزمین جاری بوده است (نك : ركلو، VIII / ٢٠٧-٢٠٨, ٢١١؛ بریتانیكا، XV / ٢٨٥؛ انكارتا؛ «فرهنگ سلطنتی...»، .(XX / ٢٤٥
كانینگم بر آن است كه نام «تسه ـ كیا» یا «تاكی» كه در سفرنامۀ هیوئن تسیانگ، زائر بودایی چینی از آن یاد شده، منطبق با پنجاب است (ص .(١٢٥-١٢٩ به نوشتۀ كانینگم (همانجا) مركز این سرزمین «تاكین» یا «تكاور» نام داشته كه مطابق با «طیفند» است كه قزوینی (ص ١٠١) آن را در زمرۀ شهرهای هند برشمرده است. ظاهراً سلیمان تاجر اولین مسلمانی است كه به «تاكی» اشاره كرده است (ص ٤٢). ابن خردادبه (ص ١٦) نیز از شهری به نام «طافن» یاد كرده است كه به باور كانینگم (همانجا) باید همان طیفند مورد اشارۀ قزوینی (همانجا) باشد كه سلطان محمود غزنوی در لشكركشی به هند آن را تصرف كرد.
ارتباط پنجاب با سرزمینهای شمال غربی خود در گذشته همچون امروز از طریق ٤ گذرگاه صورت میگرفت كه مهمترین آنها خیبر بود كه این سرزمین را از طریق درهای باریك میان صحرا و كوهها به داخل هند متصل میكرد و از لحاظ اهمیت نظامی خط اول دفاعی سرزمینهای هند در برابر تهاجم دشمنان بهشمار میرفت (مجومدار، «دورنمایی...»، ٩٣؛ بهاتچریه، ٦٦٦). این معابر كوهستانی نقش بسزایی در تاریخ پنجاب داشته است، زیرا اقوام مهاجر كه بیشتر از سرزمینهای شمال غربی به این سرزمین وارد میشدند، از همین گذرگاهها عبور میكردند. به همین سبب عنصر نژادی آریایی در پنجاب نسبت به دیگر عناصر نژادی قویتر است. راجپوتها و جتها و بسیاری دیگر از اقوام ساكن در پنجاب، از لحاظ جسمانی همانند نخستین مهاجران آریایی پنجاب هستند (ركلو، VIII / ٢٠٦؛ اسپیر، ١٢؛ پاول ـ پرایس، ٩؛ EI٢).
پیشینۀ تاریخی
یافتههای باستانشناختی دیرینگی این سرزمین را به دورۀ نوسنگی میرساند . افزون بر آن بقایای برجای مانده از خانههای آجری و نظام پیشرفتۀ آبیاری و كشاورزی در پنجاب بیانگر آن است كه بهتمدن سند مربوط است.تمدن سند كه پیدایی آن را از ٠٠٠‘٣ تا ٥٠٠‘٢قم تخمین زدهاند، از گجرات تا كرانههای رود جمنا در پنجاب گسترش داشته است (نك : براون، ١٢٨؛ اسپیر، ٣٣؛ پاول ـ پرایس، .(٧
بنابر سرودههای حماسی ریگودا كه پس از ٧٠٠قم پدید آمده است، در زمان ورود آریاییها به پنجاب كه تاریخ آن را از ٥٠٠‘١ تا ٠٠٠‘١قم دانستهاند، سوداس فرمانروای جامعۀ هاراپا در غرب پنجاب بود (نك : براون، ١٣٠؛ تیپر، .(٣٣
با مهاجرت آریاییها به پنجاب در این سرزمین حكومت جمهوری برقرار شد. این جمهوری در ٥١٨قم بهوسیلۀ داریوش اول هخامنشی تسخیر شد و پنجاب به قلمرو پادشاهی هخامنشیان پیوست (اسپیر، ٥٢؛ بهاتچریه،همانجا).در ٣٢٦قم كه اسكندرمقدونی براین سرزمین چیره شد، پنجاب به چند دولت كوچك تقسیم شده بود. سلطۀ یونان بر پنجاب در ٣١٧قم پایان گرفت (همانجا؛ اسپیر، ٥٣). پس از آنها موریاها بر این سرزمین مسلط شدند. در دورۀ ضعف دولت موریا، شاهزادگان یونانی، شرق پنجاب را تصرف كردند و تا زمان تسلط سكاها كه در حدود سال ٦٠قم به پنجاب رسیدند، بر این سرزمین فرمانروایی داشتند. سكاها در ٣٠قم آخرین یونانیها را از آنجا راندند. سكاهای آریایی نژاد پادشاهی تكسیلا را در پنجاب بنیاد نهادند و تا حدود نخستین سالهای میلادی كه دولت آنان توسط كوشانیان برچیده شد، بر این سرزمین فرمانروایی داشتند (اسپیر، ٧٤؛ «دائرةالمعارف...»، ٨٩٨) و پس از مدتی جای خود را در پنجاب به گوپتاها دادند. مناندر پادشاه هندی ـ یونانی گوپتا سلطۀ خود را بر پنجاب گستراند. در مدت تسلط گوپتاها بر پنجاب، اقوام دیگری از آسیای مركزی بر آنان تاختند، اما موفق شدند آنها را برانند و تا آغاز سدۀ ٧م بر پنجاب حكومت كردند (تیپر، ١٣٧-١٣٦، .(٩٤-٩٥
چون سپاه اسلام به فرماندهی محمدبن قاسم در ٩٤ق / ٧١٣م سند را فتح كرد، حكومت گوپتا برای مقابله با آنان از دولت چین كمك خواست و بدین طریق مانع نفوذ مسلمانان بر پنجاب شد (تیپر، ٢٢٥؛ اسپیر، .(٩٥ با این همه، اسلام توسط بازرگانان مسلمانی كه به هند سفر میكردند، در میان مردم پنجاب رواج یافت (نك : هاردی، ١٦).
در سدۀ ٣ق / ٩م حاكمان هندوشاهی كابل و قندهار بر پنجاب استیلا یافتند و تا زمان حملۀ سلطان محمود غزنوی در ٣٩٦ق / ١٠٠٦م بر این نواحی فرمانروایی كردند. پس از فتح این سرزمین
توسط سلطان محمود، اسلام در آنجا با سرعت بیشتری گسترش یافت (اسپیر، ١٠٣؛ تیپر، ٢٢٧-٢٢٦)، اما مردمان غیرمسلمان پنجاب در برابر اینان به مقابله پرداختند و محمود دوباره مجبور به لشكركشی به این سرزمین در ٤١٠ و ٤١١ق گردید كه منجر به چیرگی قطعی غزنویان بر پنجاب شد. لاهور شهر مركزی پنجاب پس از افول قدرت غزنویان، آخرین پایگاه جانشینان سلطان محمود غزنوی بود (نك : هیگ، ٢٢-٢١؛ بازورث، ٢٧٠؛ EI٢) تا اینكه در ٥٨٢ق / ١١٨٦م شهابالدین غوری با تصرف لاهور، بساط فرمانروایی آنها را برچید و پنجاب را به تصرف خود درآورد (بهاتچریه، .(٦٦٧
در ٦٠٢ق / ١٢٠٦م پنجاب به یكی از ایالتهای قلمرو قطبالدین ایبك بدل شد. پنجاب تا ٩٣٢ق / ١٥٢٦م كه ابراهیم لودی (حك ٩١٥-٩٣٢ق)، از سلاطین دهلی در جنگ پانیپت از ظهیرالدین بابر شكست خورد، همچنان دردست سلاطین دهلی باقی بود (بابر، ١ / ٤١١ بب ؛ EI٢).
در دورۀ فرمانروایی مغولان هند، پنجاب ضمیمۀ صوبۀ لاهور شد (نك : ابوالفضل، ٢ / ٣٧). با افزایش قدرت سیاسی سیكها در پنجاب كه ناشی از سیاستهای انعطافناپذیر جانشینان اكبر (حك ٩٦٣-١٠١٤ق) بود، در ١١٢٣ق / ١٧١١م بهادرشاه (حك ١١١٩-١١٢٤ق) برای سركوب سیكها به پنجاب لشكر كشید. سیكها كه توان مقابله با او را در خود نمیدیدند، به كوههای شمالی پنجاب پناه بردند و بهادر شاه در ١١٢٤ق به سیكها به شرط خودداری از آشوب پیشنهاد صلح داد (نك : «استیلای...»، ١٢٦؛ تیلر، ٣٦١؛ EI٢).
با رو به ضعف نهادن قدرت سیاسی سلاطین مغول هند، نادرشاه افشار در ١١٥٢ق / ١٧٣٩م با لشكركشی به هند به سلطۀ مغولان بر پنجاب پایان داد. در این زمان حاكم پنجاب زكریاخان بود و به دستور نادر در حكومت خود ابقا شد و مولتان نیز بر قلمرو او افزوده شد.
احمدخان ابدالی كه پس از مرگ نادر، در قندهار خود را شاه خوانده بود، از خلأ قدرتی كه بر اثر قتل نادر و ضعف دولت گوركانی هند بهوجود آمده بود، استفاده كرد و به سرعت موضع خود را در شرق ایران استوار ساخت و مالیاتهای گرفته شده از پنجاب و دیگر نواحی شرقی هند را كه بهوسیلۀ دو تن از دیوانسالاران نادرشاه به خراسان آورده میشد، میان امرا و فرماندهان قبایل تقسیم كرد (حسینی، ١ / ٥٦؛ موسوی، ٥١؛ ابوالحسن گلستانه، ٦٠). او در مدت ٢٦ سال حكومتِ خود ٨ بار به پنجاب لشكر كشید؛ در ١١٦٣ق / ١٧٥٠م معینالملك، حاكم پنجاب با احمدشاه درانی مصالحه كرد و به سركوب سیكها پرداخت (نك : «استیلای»، ٣٨, ١٣٠-٣٧؛ واتسن، ١٢٤؛ كارو، .(٢٥٦
پس از معینالملك آدینه بیگ حكومت پنجاب یافت و در ١١٧١ق / ١٧٥٨م درگذشت و رقابت بر سر احراز حكومت پنجاب آغاز شد (هیگ، ٤٣٨-٤٣٧؛ «استیلای»، ١٨٩). این وضع به قیام سیكها و تصرف پنجاب بهوسیلۀ مراتههها انجامید، تا آنكه در ١١٧٤ق / ١٧٦١م احمدشاه درانی به سلطۀ مراتههها پایان داد. پس از مرگ احمدشاه سیكها بار دیگر قدرت یافتند و یكی از رؤسای آنها به نام رانجیت سینگ (١٧٩٠-١٨٣٩م) پنجاب را به یك دولت قدرتمند مستقل بدل ساخت. او با اعلام برابری سیكها، هندوها و مسلمانان یك حكومت متحد ایجاد كرد كه در سرتاسر كشمیر تا مرزهای افغانستان گسترده بود. رانجیت سینگ پس از آنكه انگلیسیها سند و افغانستان را تسخیر كردند، دربرابر آنها قرار گرفت؛ انگلیسیها كه نگران نفوذ فرانسویها در هند بودند، او را به اتحاد و اتخاذ برنامۀ مشترك دفاعی با خود دعوت كردند. به موجب پیمانی كه در ١٢٢٤ق / ١٨٠٩م میان سینگ و كمپانی هند شرقی امضا شد، رودخانۀ ستلج مرز طرفین تعیین گردید («استیلای»، ١٢٥-١٢٤؛ كارو، ٢٧٥؛ منسینگ، ٣٢)، اما در ادامۀ سلطهجویی انگلستان و پس از دو جنگ میان سیكها و انگلیسیها، پنجاب در ١٢٦٥ق / ١٨٤٩م به تصرف انگلستان درآمد (منسینگ، كارو، همانجاها؛ تیلر، .(٧٢٩
در مدت اشغال پنجاب بهوسیلۀ انگلستان، قیامهای مردمی در پنجاب روی داد. از آن جمله «جنبش غدر» (١٩١٤- ١٩١٥م)، متشكل از كلیۀ جوامع پنجابی بود كه اگرچه خیلی سریع توسط انگلیسیها سركوب شد، اما دهقانان را تحت تأثیر قرار داد (نك : مجومدار، «بنگال...»، ٩٨؛ اسمیث، .(٢٣٦-٢٣٧
در مبارزات استقلالطلبانۀ مردم هند نظامیان پنجابی با آنكه خلع سلاح شده بودند، فعالانه شركت كردند و برای پیوستن به دیگر انقلابیون به دهلی رفتند (پاول ـ پرایس، ٥٥١) و به دنبال آن حزب وحدتطلب ملی پنجاب در ١٩٢٣م تشكیل شد (مشیرالحسن، ٢٨٩). تقسیم پنجاب به دو پارۀ مسلماننشین و هندونشین، پس از استقلال هند از انگلیس در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧م ضربۀ شدیدی بر جامعۀ سیك پنجاب وارد كرد (بندرلی، ١٧٠؛ بهاتچریه، همانجا).
امروزه پنجـاب بـا ٧٠٦‘٢٥٥ كمـ٢ وسعت میان پاكستان و هندوستان تقسیم شده است. استان پنجاب پاكستان كه مركز آن شهر تاریخی لاهور است، دارای ٣٤٤‘٢٠٥ كمـ٢ وسعت و ٤٩٥‘٥٧٥‘٨٥ تن جمعیت (١٣٨٣ش) است كه نیمی از جمعیت پاكستان را در خود جای داده است. استان پنجاب هند كه مركز آن چندیگر است، پارۀ كوچكتر سرزمین پنجاب را شامل میشود و دارای ٣٦٢‘٥٠ كمـ٢ وسعت و ٩٠٦‘٧١٠‘٢٥ تن جمعیت (١٣٨٣ش / ٢٠٠٥م) است. تا پیش از ١٩٥٦م پنجاب هند اراضی وسیعی را شامل میشد، اما در همین سال بخشی از پنجاب هند با عنوان استان هیماچال پرادش از آن جدا شد. در ١٣٤٥ش / ١٩٦٦م استان پنجاب هند بار دیگر به دو بخش پنجاب، با اكثریت پنجابی زبان، و هاریانا با اكثریت هندی زبان تقسیم شد ( انكارتا؛ «فرهنگ جهانی»؛ كلمبیا).
مآخذ
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك والممالك، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٩م؛
ابوالحسن گلستانه، مجمل التواریخ، تهران، ١٣٦٩ش؛
ابوالفضل علامی، آیین اكبری، كانپور، ١٨٩٣م؛
بابر، ظهیرالدین محمد، بابرنامه، كیوتو، ١٩٩٥م؛
بازورث، ك. ا.، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ش؛
حسینی، محمود، تاریخ احمدشاهی، چ تصویری، به كوشش دوستمراد سیدمرادوف، مسكو، ١٩٧٤م؛
سلیمان تاجر، اخبارالصین والهند، به كوشش ابراهیم خوری، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
قزوینی، زكریا، آثارالبلاد، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
مشیرالحسن، جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمرۀ هند، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٧ش؛
موسوی اصفهانی، محمدصادق، تاریخ گیتی گشا، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٦٣ش؛
هاردی، پ.، مسلمانان هند بریتانیا، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٩ش؛
نیز:
Benderly,B.L., «Basic Concepts of South Asian Religions-Hinduism», India: A Country Study, ed. R. F. Nyrop, Washington, ١٩٨٥;
Bhattacharya, S., A Dictionary of Indian History, New York, ١٩٦٧;
Britannica, macropaedia, ١٩٧٨;
Brown, W. N., «Archaeology», India, Pakistan, Ceylon, New York, ١٩٥١;
Caroe, O., The Pathans ٥٥٠ B. C.-A. D. ١٩٥٧, London, ١٩٦٤;
The Columbia Encyclopedia, ٢٠٠٣;
Cunningham, A., The Ancient Geography of India, Varanasi, ١٩٦٣;
EI٢ ;
Encarta Reference Library, ٢٠٠٤;
Encyclopedia of World Art, New York, ١٩٦٢;
Haig, W., «The Ghaznavids», The Cambridge History of India, New Delhi, ١٩٨٧, vol. III;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢;
Majumdar, R. C., «Eastern Bengal and Assam», Struggle for Freedom, Bombay, ١٩٦٩;
id, «The Geographical Background of Indian History», The Vedic Age, Bombay, ١٩٧١;
Mansingh, S., «Historical Setting», India: A Country Study, ed. R. F. Nyrop, Washington, ١٩٨٥;
The Maratha Supremacy, ed. R. C. Majumdar, Bombay, ١٩٧٧;
Powell-Price, J. C., A History of India, London, ١٩٥٥;
Reclus, E., Nouvelle géographie universelle, Paris, ١٨٨٥;
Smith, W. C., Modern Islam in India, Lahore, ١٩٦٩;
Spear, P., India, Michigan, ١٩٦١;
Taylor, M., The History of India, New Delhi, ١٩٨٦;
Thapar, R., A History of India, ١٩٧٥;
Watson, F., A Concise History of India, London, ١٩٧٩;
The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
پرویز امین