دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٠ - پنجده
پنجده
نویسنده (ها) :
محمد تقی مختاری
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَنْجْدِه، روستایی در كرانۀ شرقی رودخانۀ كوشك در نزدیكی محل پیوستن آن به رودخانۀ مرغاب در كشور تركمنستان. پنجده به ٥آبادی نزدیك و جدا از هم گفته میشد كه پس از آبادشدن و اتصال مستحدثات آنها به یكدیگر به صورت یك محل درآمده بود (یاقوت، ١ / ٧٤٣). بنا به گزارش یاقوت این ٥ ده عبارت بودهاند از ایغان (١ / ٤٢٠)، بَهوَنه (١ / ٧٧٢)، خوزان (٢ / ٤٩٤)، دِزَق (دزه) سفلی (٢ / ٥٧٢) و مَرَست (٤ / ٤٩٦).
از پیشینۀ پنجده در پیش از اسلام آگاهیای در دست نیست و در كتابهای فتوح نیز اشارهای بدان نشده است. ظاهراً برای نخستینبار در اشكال العالم منسوب به جیهانی (سدۀ ٤ق / ١٠م) از آن یاد شده، و پنجده از توابع مروالرود به شمار رفته است (ص ١٦٨). اما در منابع تاریخی سدۀ ٥ق و پس از آن در ذكر رویدادهای تاریخی از پنجده به كرات یاد شده است. به روایت ناصرخسرو كه در ٤٣٧ق / ١٠٤٥م از پنجده دیدار كرده، این شهر از منازل بر سر راه مرو به جوزجان به شمار میرفته است (ص ١).
در ٤٢٩ق / ١٠٣٨م سلطان مسعود غزنوی پس از شكست از سپاهیان طغرل بیك سلجوقی در دندانقان به سوی پنجده و فاریاب گریخت (رشیدالدین، ٢ / ٢٦٢-٢٦٣). در ٥٠٨ق / ١١١٤م به هنگامی كه سلطان سنجر برای سركوب محمدخان روی به ماوراءالنهر داشت، در دشت خوزان فرود آمد و در آنجا امیرداد از سلطان میزبانی كرد (نظامی، ٦٠). در ٥٧٣ ق / ١١٧٧ م سلطان غیاثالدین غوری دو سال پس از فتح هرات، نواحی تابع آن از جمله پنجده را ــ كه تا آن هنگام در قلمرو خوارزمشاهیان بود ــ به تصرف درآورد (منهاج، ١ / ٣٥٨). در ٥٨٥ق / ١١٨٩م بار دیگر بر سر مروالرود و پنجده میان خوارزمشاهیان و غوریان جنگی درگرفت كه منجر به شكست خوارزمشاهیان شد (جوینی، ٢ / ٢٧؛ میرخواند، ٧٠٨).
به نوشتۀ حمدالله مستوفی در سدۀ ٨ق / ١٤م پنجده شهری نسبتاً آباد با بارویی به طول ٥ هزار گام بر گرد آن بوده است و به واسطۀ آب فراوان، كشاورزی در آنجا رونق داشته است. او این شهر را از ساختههای سلطانملكشاه سلجوقی(حك ٤٦٥-٤٨٥ق) ذكر كرده است(ص ١٥٨)؛ اما این نوشته درست نمینماید، زیرا چنان كه گذشت در منابع تاریخی ذیل رویدادهای پیش از برآمدن سلجوقیان، از پنجده سخن به میان آمده است.
اهمیت تاریخی پنجده بیشتر به سدۀ ١٣ق / ١٩م بازمیگردد. با پیشروی روسها در نیمۀ دوم سدۀ ١٩م به سوی آسیای میانه، انگلیسیها كه از نزدیك شدن آنها به هندوستان نگران بودند، به تقویت حكومت مركزی افغانستان پرداختند. روسها در ١٣٠١ ق / ١٨٨٤م مرو و سرخس را به قلمرو خود افزودند. با تصرف مرو و نزدیكی روسها به هرات، افغانها كه هرات را در خطر از دست رفتن میدیدند، نسبت به ادعاهای خود دربارۀ اراضی مرو از جمله پنجده ایستادگی كردند و نیروهایی به آنسوی گسیل داشتند؛ در مقابل،روسها نیز مدعی بودند كه پنجده در شمار مناطق تحت نفوذ امرای افغانستان نبوده، و امیر افغانستان به تازگی بهآنجا نیرو گسیل داشته است. از اینرو، در ٣٠ مارس ١٨٨٥ به نیروهای افغانی به فرماندهی ژنرال غوثالدین كه با حدود هزار تن سرباز در حوالی پنجده موضع گرفته بودند، اولتیماتوم دادند كه در ٢٤ ساعت نیروهای خود را از پنجده خارج سازند؛ اما افغانها از این امر سرباز زدند. از سوی دیگر افسران انگلیسی نیز كه در محل حاضر بودند، آنها را به مقابلۀ با روسها تشویق میكردند و به غوثالدین اطمینان میدادند كه روسها حمله نخواهند كرد. لیكن در پایان مهلت، روسها حمله آوردند و پس از یك درگیری خونین كه منجر به كشتهشدن بیشتر نیروهای افغانی شد، بر پنجده دست یافتند، و در پی آن افسران انگلیسی هراسان از معركه به هرات گریختند. تصرف پنجده از جانب نیروهای روسیه هیجان بسیاری را در انگلستان و هند باعث شد و برخی آن را مقدمۀ جنگ میان روسیه و انگلستان شمردند. گلادستن نخستوزیر وقت انگلستان به وخامت اوضاع اعتراف، و روسها را به جنگ تهدید كرد و از پارلمان درخواست اعتبارات جنگی كرد. اما در نهایت انگلستان به سبب درگیریهای خود با فرانسه و در پی گفت و گوهایی كه با روسیه به عمل آورد، تسلط آن كشور را بر پنجده به رسمیت شناخت (نك : فرهنگ، ١(١) / ٤٠٥- ٤٠٨؛ محمود، ٤ / ١٢١٦، ١٤٨٢؛ كاظمزاده، ٨٥- ٨٨؛ ریاضی، ١٦٤-١٧١).
مآخذ
اشكال العالم، منسوب به جیهانی، ترجمۀ علی بن عبدالسلام كاتب، به كوشش فیروز منصوری، مشهد، ١٣٦٨ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمدقزوینی، لیدن، ١٣٣٤ ق / ١٩١٦ م؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
رشیدالدین فضلالله، جامعالتواریخ، به كوشش احمد آتش، تهران، ١٣٦٢ش؛
ریاضی، محمدیوسف، عینالوقایع، به كوشش محمدآصف فكرت، تهران، ١٣٦٩ش؛
فرهنگ، محمدصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، ١٣٧١ش؛
كاظمزاده، فیروز، روس و انگلیس در ایران، ترجمۀ منوچهر امیری، تهران، ١٣٥٤ش؛
محمود، محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس، تهران، ١٣٦٢ش؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، به كوشش عباس زریاب، تهران، ١٣٧٣ش؛
ناصرخسرو، سفرنامه، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٦ش؛
نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به كوشش محمدقزوینی، تهران، ١٣٢٨ق / ١٩١٠م؛
یاقوت، بلدان.
محمدتقی مختاری