دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٩ - البیره
البیره
نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٧ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِلْبیره، شهر و مركز استانی به همین نام در جنوب اندلس كه آن را لبیره و یلْبیرِه نیز نامیدهاند (ضبی، ٢٩٦؛ یاقوت، ١ / ٣٤٨). البیره از واژۀ كهن رومی اِلیبِری به معنی «شهر جدید» گرفته شده است (EI١, III / ٢٤). این شهر بر ساحل رودخانۀ شنیل و بر دامنۀ رشته كوههایی به همین نام واقع شده بود كه در ٦ میلی غرب غرناطه، ٣٠ میلی لَوْشه و ٩٠ میلی شرق قُرطبه قرار داشت (ابن دلایی، ٨٩؛ ابن عبدالمنعم، ٢٨، ٥١٣؛ یاقوت، نیز EI١، همانجاها). استانهای اَلمَریّه، جیان ومالِقه نزدیكترین ولایتها به آن بودند (ابنسعید، ٢ / ٩١). محدودۀ اداری ـ نظامی كورۀ (استان) البیره كه در قرون وسطى مركز استقرار نخستین حكمرانان عرب بود، با ایالت كنونی گرانادا تطبیق میكند (EI٢, II / ١٠١٢).
نخستین اشاره به البیره در مصوبات «شورای مسیحی البیره» (٣٠٦ م) به چشم میخورد (طه، ٤٢). در ٩٢ ق / ٧١١م، سپاه اسلام اندلس را درنوردید و البیره نیز مانند بسیاری از شهرهای دیگر این سرزمین به دست مسلمانان فتح شد. هرچند تصرف البیره با دشواریهایی همراه بود، اما سرانجام با كمك یهودیان، نیروهای مسلمان در آنجا استقرار یافتند. پس از یهودیان بیشترین جمعیت البیره را مسیحیان متعصبی تشكیل میدادند كه تا مدتها به آیین نیاكان خود وفادار ماندند، ولی سرانجام در زمان حكومت عبدالرحمان دوم (حك ٢٠٦- ٢٣٨ ق / ٨٢١-٨٥٢ م) گرویدن آنان به اسلام عمومیت و رونق بیشتری یافت ( اخبار ... ، ٢١-٢٢؛ مقری، ١ / ٢٦٣؛ دوزی، ٢٣٢, ٣٢٥). ابوالخطار حسام بن ضرار كلبی در ١٢٥ ق / ٧٤٣ م حكومت اندلس را در دست گرفت و برای فرونشاندن آتش فتنهای كه برخاسته بود، گروههای متخاصم را به اطراف اندلس پراكنده ساخت و شامیان را در البیره سكنى داد. البیره از آغاز فتح اسلامی، منزلگاه قبایل شامی به شمار میرفت و به تدریج بر شمار شامیان افزوده شد و اعقابشان سالیان متمادی در این دیار زیستند. افزون بر آنان دیگر قبایل عرب نیز كم و بیش در البیره به سر میبردند (ابنقوطیه، ٤٤؛ ابناثیر، ٥ / ٤٩١؛ مونس، ٢٢٢، ٣٧٥؛ عنان، نهایة ... ، ٢٢).
عبدالرحمان بن معاویه در ربیعالاول ١٣٨ / اوت ٧٥٥ در ساحل البیره فرود آمد. او در آغاز كار از امویان ساكن البیره یاری طلبید و توانست به تدریج پایههای قدرتش را در جنوب استحكام بخشد. عبدالرحمان بسیاری از شهرهای آن نواحی از جمله البیره را به تصرف خود در آورد و به سركوبی مخالفانش پرداخت. یوسف بن عبدالرحمان فهری و صمیل بن حاتم كلابی سرسختترین رقبای عبدالرحمان بودند. عبدالرحمان در البیره به مقابلۀ سپاهیان یوسف و صمیل شتافت و سرانجام با پیشنهاد یوسف به انعقاد پیمان صلح تن داد ( اخبار، ٨٥؛ ابن خطیب، الاحاطة ... ، ٤ / ٣٣٩-٣٤٠، اعمال ... ، ٨؛ دوزی، ١٦٧). در ١٦٢ق / ٧٧٩م نیز دحیۀ غسّانی كه در یكی از دژهای البیره پناه گرفته بود، بر عبدالرحمان شورید، اما دیری نپایید كه مغلوب وی گشت (ابن اثیر، ٦ / ٥٨؛ ابن خلدون، ٤(٢) / ٢٦٨- ٢٦٩).
در سدۀ ٣ق / ٩م اوضاع حكومت مركزی اندلس سخت آشفته بود و نزاعهای خونینی میان مولّدون (طرفداران حكومت مركزی) و اعراب درگرفت؛ در نتیجه شهرهای جنوبی این سرزمین، ازجمله البیره، به سبب موقعیت ممتاز نظامی، وجود دژهای مستحكم و پناهگاههای كوهستانی، پایگاه رهبران فتنه و آشوب گشت (شحنه، ٢٦؛ دوزی، ٣٢١؛ نیز نك : ابنحیان، ٣ / ٥٥-٦٢). در این میان، میتوان به قیام ابنحفصون (ه م)، از مخالفان سرسخت امویان اندلس اشاره كرد كه در ٢٦٧ ق / ٨٨١ م بر ضد آن دولت آغاز شد (نویری، ٢٣ / ٣٩١). ابن حفصون بارها با حمایت اهالی البیره آنجا را به تصرف خود در آورد. ازاینرو، جنگ و گریزهای بیشماری در آن منطقه به وقوع پیوست (ابن خطیب، الاحاطة، ٤ / ٣٩-٤٠، ٢٧١؛ لوی پرووانسال، II / ١٠, ١٤, ١٩). در ٢٧٥ ق / ٨٨٨ م نیز یحیی بن صقالۀ قیسی كه از سران با نفوذ عرب بود، در البیره سر به شورش برداشت (ابن حیان، ٣ / ٥٥). اوضاع البیره همچنان آشفته بود، تا اینكه عبدالرحمان سوم (حك ٣٠٠-٣٥٠ ق / ٩١٣-٩٦١ م) در اندلس بر مسند قدرت نشست و به تلاشهای موفقیتآمیزی برای برقراری صلح و امنیت در مناطق ساحل دریای مدیترانه از جمله البیره دست زد (لوی پرووانسال، II / ٢٣-٢٤).
پس از برافتادن دولت اموی در اندلس، دامنۀ شورش بربرها به البیره نیز كشیده شد و سرانجام در ٤٠١ ق / ١٠١١ م این منطقه به تصرف آنان درآمد و دیری نپایید كه حكومت سلیمان بن حكم (مستعین) را در البیره بنیاد نهادند (ابن عذاری، ٣ / ١٠٢؛ لوی پرووانسال، II / ٣١٤-٣١٦). در ٤٠٣ق، سلیمان برای متفرق ساختن بربرها و دور كردن ایشان از قرطبه ــ مركز حكومت خود ــ برخی از شهرهای اندلس را به رؤسای قبایل بربر وانهاد؛از جمله البیره را به قبیلۀ صنهاجه داد و بدین ترتیب آنجا به تصرف نخستین حاكم بنوزیری درآمد، و مورد حمایت مردم قرار گرفت (ابن خطیب، اعمال، ١١٩؛ مذكرات ... ، ١٨- ١٩؛ عنان، دول ... ، ١٢١).
به تدریج البیره بر اثر حوادث گوناگون از جمله شورش بربرها و آشوبهای محلی رونق خود را از دست داد. اندك اندك ساكنانش از آن دیار كوچیدند و در غرناطه سكنى گزیدند (ابن سعید، ٢ / ٩٣؛ ابن عبدالمنعم، ٢٨). همزمان با سقوط قرطبه در شوال ٦٣٣ / ژوئن ١٢٣٦، شهرهای دیگر اندلس از جمله البیره تسلیم مسیحیان شدند. اندك مقاومتی كه در دورۀ امارت ابوالولید اسماعیل، سلطان غرناطه در منطقۀ البیره به وقوع پیوست، درهم شكسته شد و مسلمانانی كه در ارتفاعات آنجا با لشكر قشتاله به نبرد پرداخته بودند، به موفقیتی دست نیافتند (عنان، نهایة،١١٧ - ١١٨). البیره باگذشت زمان رو به ویرانی نهاد، به گونهای كه در سدۀ ٨ ق / ١٤ م به هنگام دیدار ابن خطیب از آن منطقه،تپهها و ویرانههایی بیش از آن برجای نمانده بود (EI١، همانجا)، ولی تا ٨٩١ ق / ١٤٨٦ م یكی از دژهای البیره پابرجا بود (EI٢, III / ١١١٠). اكنون شهر و استان البیره كاملاً از میان رفته است و این نام تنها بر دروازهای در شمال غربی گرانادا، زندان، چاه آب و رشته كوههایی در همان منطقه اطلاق میگردد (EI١، همانجا؛ عنان، الآثار ... ، ١٧٤).
در البیره دو غار با سنگ نگارههایی متعلق به عصر یخبندان و نقاشیهایی از تصاویر حیوانات و انسانها وجود دارد (ابندلایی، ٩٢-٩٣؛ شكیب ارسلان، ٢ / ٥٠). كنیسه و كلیساهای با شكوهی در آن وجود داشت. پس از پیروزی سپاهیان اسلام، مسجد جامعی نیز به همت حَنَش صنعانی، از سرداران سپاه موسی بن نصیر در آنجا ساخته شد (ابوعبید، ٩٠٨؛ دوزی، ٣٢٥). این مسجد در زمان حملۀ فردیناند، پادشاه آراگون به آتش كشیده شد (ابن عذاری، ٤ / ٥٠). از شاعران، محدثان، دانشمندان، راویان، فقیهان و قاضیان نامداری در البیره یاد شده است (نك : ابن فرضی، ٢ / ٣٨، ٤٣، جم ؛ حمیدی، ٢ / ٤٣٩، ٥٢٨، جم ؛ ابنبشكوال، ١ / ٣١٧، ٢ / ٤٥٨، جم ؛ ابن سعید، ٢ / ٩٤ به بعد؛ نباهی، ٦٠، ٦١؛ ابن خطیب، الاحاطة، ٤ / ٢٩-٣٠، جم ؛ مقری، ٤ / ٣٢٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن بشكوال، خلف، الصلة، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٥م؛
ابن حیان، حیان، المقتبس، پاریس، ١٩٣٧م؛
ابن خطیب، محمد، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٧ ق / ١٩٧٧م؛
همو، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن دلایی، احمد، ترصیع الاخبار و تنویع الآثار، به كوشش عبدالعزیز اهوانی، مادرید، ١٩٦٥ م؛
ابن سعید، علی، المغرب فی حلی المغرب، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٥ م؛
ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠ م؛
ابن عذاری، احمد، البیان المغرب، ج ٣، به كوشش كولن و لوی پرووانسال، لیدن، ١٩٥١م، ج ٤، به كوشش احسان عباس، بیروت ١٩٦٧م؛
ابن فرضی، عبدالله، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، مكتبة الخانجی؛
ابن قوطیه، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢م؛
ابوعبید بكری، المسالك و الممالك، به كوشش وان لِوِن و فره، تونس، ١٩٩٢ م؛
اخبار مجموعة، به كوشش ابراهیم ابیاری، قاهره، ١٤٠١ ق / ١٩٨١م؛
حمیدی، محمد، جذوة المقتبس، به كوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
شكیب ارسلان، امیر، الحلل السندسیة، بیروت، ١٣٥٥ ق؛
ضبی، احمد، بغیة الملتمس، مادرید، ١٨٨٤ م؛
عنان، محمد عبدالله، الآثار الاندلسیة الباقیة فی اسبانیا و البرتغال، قاهره، ١٣٨١ ق / ١٩٦١م؛
همو، دول الطوائف، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠م؛
همو، نهایة الاندلس، قاهره، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٦م؛
مذكرات الامیرعبدالله، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٥٥ م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
مونس، حسین، فجر الاندلس، قاهره، ١٩٥٩م؛
نباهی، علی، تاریخ قضاة الاندلس، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣م؛
نویری، احمد، نهایة الارب، به كوشش احمد كمال زكی و محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٩٨٠م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Chejne, A., Muslim Spain, Its History and Culture, Minneapolis, ١٩٧٤; Dozy, R., Spanish Islam, tr. F. G. Stokes, London, ١٩١٣; EI١; EI٢; Lévi- Provençal, E., Histoire de l’Espagne musulmane, Paris, ١٩٥٠; Ṭāha, ʿA. D., The Muslim Conquest and Settlement of North Africa and Spain, London, ١٩٩٠.
عزت ملاابراهیمی