دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨٢ - انزلی
انزلی
نویسنده (ها) :
عنایت الله رضا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْزَلی، شهرستان و شهری بندری در استان گیلان و تالابی به همین نام در این شهرستان.
نامگذاری
معنا و مفهوم انزلی به درستی روشن نیست. در بعضی از منابع كهنتر این نام را به صورت «انزر» آوردهاند (لاهجی، ٤٧؛ نیز نک : سرتیپپور، ٥٧). نام انزلی را بعضی از نویسندگان با اظهار نظرهای شخصی، افسانهها و پندارهایی در آمیختهاند كه پذیرش اغلب آنهـا دشـوار است (نک : طویلی، ١/ ٢٤٣- ٢٧٨؛ امام شوشتری، ٣٧- ٣٨؛ سرتیپپور، ٥٦-٥٧). در متون متعلق به سدههای پیشین لنگرگاه انزلی را فُرضۀ انزلی نیز نامیدهاند (نک : فومنی، ٥٩) كه به معنای جای در آمدن به كشتی از لب دریاست. هنوز بزرگترین دهستان بخش مركزی شهرستان بندر انزلی با نام بالنسبه قدیمی «چهار فریضه» مشهور است ( سازمان تقسیمات ... ، ٣٩). بسیار محتمل است كه عنوان چهار فریضه یادآور فرضههای پیشین باشد. ظهیرالدین مرعشی كه در ٨٧٩ق/ ١٤٧٤ م به همراهی كاركیا و پسرش سلطان حسین مأمور دفع طایفۀ چاكرلو شده بود، از این ناحیه با عنوان «آب انزلی» یاد كرده است (ص ٣٥٣-٣٥٤). از سخن مرعشی برخی چنین نتیجه گرفتهاند كه در ٨٧٩ ق در نقطۀ تلاقی دریا و مرداب، آبادیی با نام و نشانی انزلی وجود نداشته، و نام مزبور عنوانی برای مرداب بوده است (سرتیپپور، ٥٥). در ملحقات روضة الصفای ناصری نیز از لنگرگاه انزلی سخن رفته است (هدایت، ١٠/ ٧٨٩). در شهریور ١٣١٤ش/ ١٩٣٥م به موجب تصویب نامۀ هیأت وزیران وقت، نام انزلی به پهلوی بدل شد ( لغتنامه ... ؛ جغرافیا ... ، ٢/ ١٠٢٩). در ١٣٥٧ ش/ ١٩٧٩م پس از استقرار حكومت جمهوری اسلامی، نام بندر پهلوی منسوخ شد و انزلی نام پیشین را بازیافت (سرتیپپور، همانجا).
شهرستان انزلی
این شهرستان از شمال به دریای خزر، از جنوب به بخش مركزی شهرستان رشت و بخشهای مركزی و تولم از شهرستان صومعهسرا ( كتاب گیلان، ١/ ٤٢)، از شرق به بخش خمام شهرستان رشت و از غرب به بخش رضوان ده (رضوان شهر) از شهرستان تالش محدود است ( فرهنگ ... ،٢/ ٤١؛ راهنمای ... ، ١١٨؛ سرتیپپور، همانجا). این شهرستان ٩/ ٣٠٨ كمـ٢ مساحت دارد ( آمارنامه،١٣٧٤ ش، ٥١). شهرستان انزلی دارای یك بخش به نام بخش مركزی است كه مشتمل بر یك شهر (بندر انزلی)، دو دهستان و ٣٤ آبادی است. طبق مصوبۀ هیأت وزیران مورخ ١٢/ ١٠/ ١٣٦٦ ش این دهستانها با نامهای چهار فریضه كه مركز آن كپورچال است و لیچاركی حسن رود با مركزی به همین نام مشخص شدهاند. دهستان چهار فریضه دارای ٢٤ آبادی، و لیچاركی حسنرود شامل ١٠ آبادی است ( سازمان تقسیمات، ٣٩؛ آمارنامه، ١٣٧٣ ش، ٣٩؛ كتاب گیلان، ١/ ٤٣-٤٤).
آب و هوای شهرستان انزلی معتدل و ملایم است و بارانی شبیه مناطق مدیترانهای دارد و روزهای بارانی به حدود یك سوم سال میرسد. شمار روزهای بارانی را در سالهای ١٣٢١ و ١٣٧٤ ش ١٤٢ روز نوشتهاند (مفخم، دریای ... ، ٢٤٩، ٢٥١؛ آمارنامه، ١٣٧٤ ش، ٤٢). باران فراوان سبب شده است كه فاصلۀ حدود گرمای زمستان و تابستان در این منطقۀ دریای خزر كمتر از دیگر مناطق آن باشد؛ از این رو، گرمای متوسط سالانۀ آن °١٦ است (مفخم، همان، ٢٥٠). پوشش گیاهی این شهرستان شامل جنگل و چمنزار است. تالاب نیز از گیاهان ویژۀ مرداب پوشیده است.
جمعیت شهرستان انزلی در ١٣٧٠ ش، ٠٦٨‘١٢٢ نفر بوده كه نسبت به سال ١٣٥٥ ش، ٠٨٨‘٤٥ نفر افزایش داشته است ( آمارنامه،١٣٧٤ ش، ٨٩). ١٤١‘٦٢ نفر از اهالی شهرستان مرد و ٩٢٧‘٥٩ نفر زن هستند. شمار اهالی روستاهای شهرستان ٣٧١‘٢٧ نفر و تراكم جمعیت ٤٤٣ نفر در هر كمـ٢ است (همان، ٩٩، ١٠١). افراد باسواد شهرستان در ١٣٧٠ ش، ٨٧٩‘٨٩ نفر، و شمار دانش آموزان در سال تحصیلی ١٣٧٤-١٣٧٥ش به ترتیب: ابتدایی ٧٥١‘١٤ نفر، راهنمایی ٩٥٥‘١٠ نفر، متوسطۀ عمومی ٢٤٩‘٧، آموزش فنی ١٣٤‘١ و آموزش حرفهای ٧١٧ نفر بوده است (همان، ١٠٥، ١٣٣-١٣٧). در شهرستان انزلی دانشكدۀ پرستاری و ٦٧ كلاس سوادآموزی وجود دارد (همان، ١٤٧، ١٥٥). در ١٣٧٤ش در این شهرستان ٨٣ پزشك، ١٧ دندانپزشك و ٢٩ داروخانه فعالیت داشتند (همان، ١٧٢، ١٧٣، ١٨١). حرفۀ اصلی اهالی، كشت برنج و صید ماهی است. ٢٠٠‘٤ هكتار از اراضی شهرستان زیر كشت آبی، و ٧٠٣‘١ هكتار زیر كشت دیم است. ١١٤ هكتار از اراضی این شهرستان را باغهای مركبات تشكیل دادهاند (همان، ٢٢٣، ٢٢٧). شمار انواع دامهای كشتار شدۀ شهرستان را در ١٣٧٤ش میتوان به بیش از ٦٢ هزار رأس تخمین زد (همان، ٢٥٤). در این شهرستان ١٩ كارخانۀ برنجكوبی فعالیت دارد (همان، ٢٤٠). طول راههای اصلی و فرعی شهرستان انزلی ٨٠٠‘٧٥ كمـ است (همان، ٣١١). ٢٨ روستا و آبادی انزلی تا ١٣٧٤ش دارای برق بودند (همان، ٣٠٦). شهرستان انزلی دارای ٥٩ مسجد و دیگر اماكن مذهبی است (همان، ٢١٥).
بندر انزلی (شهر)
این شهر از ٣ طرف به دریا و تالاب و از یك طرف به خشكی متصل بوده كه طی سالهای ١٣١٥-١٣١٧ش با احداث دو پل از طریق جزیرۀ میان پشته و دو شبه جزیرۀ انزلی و غازیان، از دو طریق به خشكی متصل شده است (سعیدیان، ١٧٠؛ حامی، ١٤٨١). طول و عرض جغرافیایی بندر انزلی را با اندكی اختلاف °٣٧ و ´٢٨ عرض شمالی و °٤٩ و ´٢٨ طول شرقی نوشتهاند (مفخم، فرهنگ ... ، ٤٠؛ طویلی، ١/ ٢٨٣؛ ستوده، ١(١)/ ٢٣١؛ حامی، ١٤٨٠). طی سالهای ١٣٣٠ تا ١٣٧٤ش در بندر انزلی متوسط بارندگی ٣/ ٨٧٤‘١ میلیمتر، میانگین حداكثر دما °٢/ ١٩ و حداقل آن °٩/ ١٢ بوده است (نک : «دادهها ... »). شبه جزیرۀ انزلی حاشیۀ باریكی به وسعت تقریبی ٢٠٠ كمـ٢ به طول ٣٥ و عرض ١٢ كمـ است (بدیعی، ١/ ١٣٨). میان دو شبه جزیرۀ انزلی و غازیان تنگهای به عرض ٤٢٦ متر وجود دارد (كیهان، ١/ ١١٦) كه تالاب را از دریا جدا میسازد. از دو سوی این تنگه دو موج شكن به داخل دریا احداث شده است كه تالاب را از طوفانهای دریایی و حركت شن تا اندازهای مصون میدارد. طول موج شكن شرقی ٥٩٩ و غربی ٨١٨ متر و فاصلۀ آنها در شمال ٢٠٤ متر است (همو، ٢/ ٢٧٦). با كاهش و فرو نشستن سطح آب دریای خزر در سدۀ ١٢ یا ١٣ م دو شبه جزیرۀ انزلی و غازیان به ضمیمۀ چند جزیرۀ كوچك سر بر آوردند و با فاصلۀ اندكی كه میان آنها وجود داشت، در منطقۀ جنوبی خود تالاب انزلی را تشكیل دادند (مفخم، دریای، ٢٣٤-٢٣٥؛ كتاب گیلان، ١/ ٣٤٠). از جزایر عمدۀ مرداب انزلی میان پشته و قلم گوده (بزرگ و كوچك) شهرت دارند (طویلی، ١/ ١٢٠). پس از انقلاب اسلامی قلم گوده «جزیرۀ بهشتی» نام گرفت و اكنون یكی از كویهای انزلی است (همو، ١/ ٣٥٥).
به نوشتۀ گملین در ١١٨٥ ق/ ١٧٧١ م شهر انزلی به دو بخش قدیم و جدید تقسیم شده بود و از قدمت این بندر بیش از ٥٠ سال نمیگذشت (نک : رابینو، ١٥٠، ١٥١؛ ستوده، ١(١)/ ٢٣١). شبه جزیرههای انزلی و غازیان چون دو بازو، دهانۀ تالاب را كه به صورت خلیج است، دربر گرفتهاند. اراضی انزلی شنی است. به نوشتۀ رابینو در ١٩١٣ م، تا پایان قرن گذشته انزلی قسمتی از تالش دولاب بود، ولی بعدها این ناحیه با دهكدههای نزدیك ساحل، منطقۀ مجزای كوچكی به نام انزلی را تشكیل دادند (ص ١٥٢؛ ستوده، ١(١)/ ٢٣٣). در ١٢٧٦ق/ ١٨٥٩م در انزلی دو محله به نامهای قلعه بازار و كهنه بازار وجود داشت (همو، ١(١)/ ٢٣٢؛ رابینو، همانجا). بعدها شهر گسترش یافت. به نوشتۀ رابینو در ١٢٦٠ ق/ ١٨٤٤ م در زمان سلطنت محمدشاه قاجار دو قلعۀ ٥ گوشه در ساحل مرداب انزلی، و قلعۀ دیگری در غازیان برپا شده بود، ولی بعدها این دژها ویران شدند. مردم انزلی مهاجرانی از دیگر نواحی به شمار میآیند. زبان آنان گیلكی، فارسی، تركی، و مذهب آنان شیعه است. طوایف قدیمی انزلی دو دسته بودند كه به حیدری و نعمتی شهرت داشتند (همو، ١٥٢، ١٥٦). بندر انزلی یكی از مهمترین بنادر دریای خزر است و اهمیت آن از زمانی است كه راههای آهن روسیه به راههای آبی دریای خزر متصل گردید و جادۀ رشت به تهران احداث شد. بخش عمدۀ ارتباط شمال ایران با اروپا از طریق این بندر صورت میگرفت (كیهان، ٢/ ٢٧٦). كشتیهای بزرگ اغلب در طرف غازیان پهلو میگیرند. ادارۀ گمرك بندر نیز در همین سمت واقع است (همو، ٢/ ٢٧٧).
تاریخ
انزلی پیش از آنکه به صورت بندری مجهز درآید، ناحیهای دارای لنگرگاه برای زورقها بود. همین عامل سبب شد كه این ناحیه شاهد حوادثی باشد. در دوران جانشینان تیمور، گیلان استقلال داشت. از ٧٧٢ ق/ ١٣٧٠ م حدود دو قرن سلسلۀ كیاییان بر این سرزمین فرمان میراند. پیش از عهد صفویان، در دوران فرمانروایی سلطان محمد كاركیا (٨٥١-٨٨٣ق/ ١٤٤٧-١٤٧٨م) ( كتاب گیلان، ٢/ ٧٢)، امیر محمد رشتی در ٨٦٤ ق/ ١٤٦٠ م از فرضۀ خمام به كشتی نشست و با گذر از آب انزلی به سوی رشت حمله برد (مرعشی، ٢٩٥، ٢٩٧). در ٨٧٩ق/ ١٤٧٤م ظهیرالدین مرعشی كه به عنوان فرمانده سپاه به گیلان آمده بود، برای گرد آوردن نیرو به ساحل دریای خزر رفت و به نوشتۀ خود «به كنار آب انزلی فرود آمد» (ص ٣٥٣-٣٥٤). در عهد شاه اسماعیل صفوی اختلاف میان دو ناحیۀ شرقی و غربی گیلان (بیه پیش و بیه پس) شدت گرفت كه به پیروزی امیر حسامالدین فرمانروای بیه پس انجامید ( كتاب گیلان، ٢/ ٧٤).
در عهد شاه طهماسب صفوی، امیر دوباج لشته نشایی پس از تصرف لاهیجان و لشته نشا، ولایت بیه پیش را تابع خود گردانید و راههای گذر به سوی پایتخت آن روزگار صفویان، شهر قزوین را مسدود كرد. در ٩٧٧ ق/ ١٥٦٩ م به فرمان شاه طهماسب، امیر ساسان برای مقابله با سپاه امیر دوباج از راه فرضۀ انزلی و سپس فرضۀ حسن كیاده عزم پیكار كرد. در جریان پیكار امیر ساسان شكست یافت و امیر دوباج تا كنار فرضۀ انزلی گریختگان را تعقیب كرد (فومنی، ٥٨، ٥٩). در ١٠٠٠ق/ ١٥٩٢م فرهاد خان قرامانلو با لشكری از آذربایجان روانۀ لشته نشا شد و خان احمدخان والی لاهیجان را منهزم نمود (همو، ١٣٢-١٣٥)، ولی بعدها به فرمان شاه عباس كشته شد ( كتاب گیلان، ٢/ ٩٠). پس از آنکه طهماسب دوم در صفر ١١٣٥/ نوامبر ١٧٢٢ به سلطنت رسید، به فرمان پتر اول (كبیر)، امپراتور روسیه سپاهیان روس به فرماندهی سرهنگ شیپوف به نواحی ساحلی گیلان از جمله انزلی حمله بردند و از آنجا با جهازات جنگی خود از طریق مرداب انزلی رهسپار پیر بازار شدند و شهر رشت را تصرف كردند (بارتولد، ٢٢٠؛ ملگونف، ١٧١؛ نوایی، ٧٩؛ پتروشفسكی، ٢/ ٦٢٣؛ كتاب گیلان، ٢/ ٩٧- ٩٨). چندین سال نواحی مزبور و از جمله انزلی در تصرف نیروهای روسیه بود. پس از پتر اول (د١١٣٧ ق/ ١٧٢٥ م) ملكۀ روسیه، آنّاایوانونا در ١١٤٣ ق/ ١٧٣٠ م نامهای به طهماسب دوم نوشت و آمادگی خود را برای تخلیۀ گیلان اعلام كرد. در ١١٤٥ ق/ ١٧٣٢ م قراردادی میان ایران و روسیه در رشت به امضا رسید. دولت روسیه متعهد شد ظرف ٥ ماه نواحی متصرفی در ایران را تخلیه نماید، ولی این كار صورت نگرفت. سرانجام در ١١٤٨ ق/ ١٧٣٥ م پس از ٣ سال در زمان نادرشاه و به همت وی این نواحی از نیروهای بیگانه تخلیه شد ( كتاب گیلان، ٢/ ١٠٠؛ پتروشفسكی، ٢٠٣).
در ١٢١٩ ق/ ١٨٠٤ م بار دیگر نیروهای روسیه، به انزلی كه قصبۀ كوچكی در كنار دریای خزر بود، حمله كردند و آنجا را به آتش كشیدند، ولی مقامات محلی، روسها را واداشتند كه با شتاب عقب بنشینند (سرسی، ٧). در اوایل سال ١٢٢٠ ق/ ١٨٠٥ م بار دیگر سپاهیان روس، انزلی را تصرف كردند و با كشتیها رهسپار پیربازار شدند تا خود را به رشت برسانند، اما تفنگداران گیلان مهاجمان را واداشتند تا با دادن تلفات به كشتیها نشسته، به سوی باكو بگریزند (اعتمادالسلطنه، ٣/ ١٤٧٦؛ اعتضادالسلطنه، ١١٠؛ رابینو، ٥٤٩-٥٥٠؛ نفیسی، ١/ ٢٤٧). پس از جنگ ایران و روس، در دوران سلطنت محمدشاه قاجار دولت روسیه از ایران خواست كه با ورود ناوگان جنگی روسیه به مرداب انزلی موافقت كند و به اتباع روسیه اجازۀ تأسیس شیلات و صید ماهی بدهد، ولی نتوانست موافقت محمدشاه قاجار و صدراعظم او حاجی میرزا آقاسی را جلب كند ( كتاب گیلان، ٢/ ١٠٧)، اما سرانجام با زور و تهدید امتیازی كسب كرد. تدبیر میرزا تقی خان امیركبیر مانع ورود ناوگان جنگی روس به مرداب انزلی شد. پس از امیر كبیر كشمكش میان دو دولت تا مدتی پس از ناصرالدین شاه نیز ادامه داشت (همان، ١٠٨، ١٠٩).
در ١٢٦٩ ق/ ١٨٥٣ م برجی جدید در انزلی احداث شد و ٩ عرادۀ توپ در آنجا كار گذاردند (اعتمادالسلطنه، ٣/ ١٧٤٢). در ١٢٧٨ ق/ ١٨٦١ م نیز در انزلی فانوس دریایی ساخته شد (همو، ٣/ ١٨٤٢). در دوران نهضت مشروطه (١٣٢٧ ق/ ١٩٠٩ م) روسها برای سركوب مجاهدان یك هنگ قزاق سوار، یك گردان پیاده و توپخانه و تجهیزات در انزلی پیاده كردند، ولی در این كار توفیقی نیافتند (فخرایی، گیلان ... ، ١٦٩). در رمضان همان سال، محمدعلی میرزا ناگزیر همراه قزاقان روسی از طریق بندر انزلی، خاك ایران را ترك گفت (همان، ١٧٧).
در دوران جنگ جهانی اول نیروهای روسیه منطقۀ وسیعی از انزلی تا همدان را در اختیار داشتند و ژنرال كنسول روس در گیلان، از قدرت و نفوذ فراوان برخوردار بود (فخرایی، سردار ... ، ٥١). در تیر ١٢٩٧/ ژوئن ١٩١٨ نیروهای انگلیس رشت و انزلی را اشغال كردند و از آنجا روانۀ باكو شدند. در ١٤ سپتامبر همان سال گروهی از نیروهای ترك به انزلی در آمدند (پتروشفسكی، ٣٠٦-٣٠٧). در ٢٨ اردیبهشت ١٢٩٩ ش/ ١٨ مۀ ١٩٢٠ م فرمانده ناوگان روسیۀ شوروی در دریای خزر با درهم شكستن نیروهای ضد انقلابی روسیه، انزلی را تصرف كرد كه موجب اعتراض دولت وقت ایران شد (كتاب گیلان، ٢/ ١٠٩-١١٠؛ فخرایی، همان، ٢٣٣، ٢٣٥) و سرانجام به تخلیۀ نیروهای شوروی منجر گردید. هنگام جنگ جهانی دوم (١٣٢٠ ش/ ١٩٤١ م) در هفتم شهریور نیروهای ارتش شوروی انزلی را همراه با چند شهر دیگر از جمله رشت و لاهیجان بمباران كردند ( كتاب گیلان، ٢/ ١١٣؛ مدنی، ١/ ١٢٦). اشغال بخش شمالی ایران ازجمله انزلی تا ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦م ادامه یافت.
آثار تاریخی
كاخ خوشتاریا در میان پشته كه بعدها كاخ و پادگان نیروی دریایی انزلی در آنجا برپا گردید، از آثار تاریخی بندر انزلی به شمار میآید (طویلی، ١/ ٣٤٢-٣٤٣). یكی از زیارتگاههای بندر انزلی مقبرۀ امامزاده صالح در غازیان است (همو، ١/ ٥٤٤). از آثار تاریخی دیگر انزلی، قلعۀ هدایت خان، برجهای دو سوی بغاز، مناره یا برج فانوس دریایی (همو، ١/ ٦٢١- ٦٢٨) و كاخ شمس العماره (همو، ١/ ٦٥٣) را میتوان نام برد. در هریك از دو شبه جزیرۀ انزلی و غازیان ٧ مسجد وجود دارد كه بعضی از آنها بالنسبه قدیمی هستند، چون مسجد خان یا مسجد جامع كه در اواخر دوران سلطنت محمدشاه قاجار توسط هاشم خان انزانی بنا شد (همو، ١/ ٥٠٧)، مسجد سرخی یا مسجد ولیعصر (همو، ١/ ٥١٣)، و نیز مسجد قائمیه كه بنای آن توسط پدر عمید همایون، و گلدسته یا منارۀ آن توسط عمید همایون بنا گردید (همو، ١/ ٥١٧).
تالاب انزلی
این تالاب كه به مرداب شهرت دارد، در ساحل جنوب غربی دریای خزر (جنوب بندر انزلی) و غرب دلتای سفید رود واقع است. تالاب انزلی از غرب به كپورچال و آب كنار، از جنوب به صومعهسرا و بخشهای شهرستان رشت محدود است و در °٣٧ و ´٢٨ عرض شمالی و °٤٩ و ´٢٥ طول شرقی قرار گرفته است. محدودۀ تالاب كه در طول زمان كاستی پذیرفته است، اكنون به ١٠٠ كمـ٢ تخمین زده میشود و محدودۀ آبریز آن ٧٤٠‘٣ كمـ٢ وسعت دارد ( كتاب گیلان، ١/ ٣٤٠). حوضۀ تالاب انزلی از شبكۀ هیدرولوژیكی متراكمی برخوردار است كه از دهها جریان آب تشكیل میشود و امكان مییابد به ویژه در فصول بارانی سطحی بالاتر از دریا داشته باشد. این اختلاف سطح جز در مواقع طوفانی مانع نفوذ آب شور دریا در تالاب میشود (مفخم، دریای، ٢٥٥). در گذشته آبِ بسیاری از رودخانههای گیلان به تالاب میریخت (رابینو، ١٦٨-١٧٠)، ولی اكنون شمار رودها و زهكشهای منتهی به تالاب كاستی پذیرفته است (كتاب گیلان، ١/ ٣٤٠). مهمترین رودخانههای كوچك و بزرگی كه از جنوب، شرق و غرب وارد تالاب میشوند، اینهاست: ماسوله رودخان، قلعه رودخان، پسیخان، پیر بازار و شیجان رود ( آمارنامه، ١٣٧٣ ش، ٥).
در شكلگیری تالاب انزلی دیدگاهها و فرضیههای مختلف و متعددی وجود دارد. عمدهترین دلیل پیدایش آن را با كاهش سطح آب دریای خزر در سدۀ ٧ ق/ ١٣ م همزمان با شكلگیری شبه جزیرۀ انزلی مرتبط دانستهاند ( كتاب گیلان، ١/ ٣٤٠). تالاب انزلی از نظر زیستمحیطی، سیاحتی و اقتصادی بینظیر است (آمارنامه، ١٣٧٣ ش، همانجا). آب وسیع، كمعمق و شیرین تالاب برای پرورش ماهیها بسیار مناسب است (مفخم، همان، ٢٥٨- ٢٥٩). تالاب انزلی از نظر آبیاری در كشاورزی، پرورش ماهی، زیست و مهاجرت پرندگان دارای ارزش فراوانی است ( كتاب گیلان، ١/ ٣٤٠-٣٤٢). محصول سالانۀ ماهی تالاب انزلی و رودخانههایی كه بدان میریزند، از دو میلیون تن متجاوز است (مفخم، همان، ٢٦٠). تالاب انزلی از محیطهای مردابی كوارترنر است و چنانکه گفته شد، در گذشته دارای وسعت بیشتری بوده، ولی اكنون بر اثر كثرت رسوبات رودخانهها و بقایای گیاهی و جانوری در حال پر شدن است. رسوبات مرداب اصولاً از نوع رسی و سیلت و ماسه بوده، همراه با بقایای موجوداتی كه در حال تخمیر هستند، لجن سیاه رنگ و متعفن كف مرداب را به وجود آورده است (درویشزاده، ٧٥٤).
مآخذ
آمارنامۀ استان گیلان (١٣٧٣ ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان گیلان، تهران، ١٣٧٥ش؛
همان (١٣٧٤ش)، تهران، ١٣٧٥ش؛
اعتضادالسلطنه، علیقلی میرزا، اكسیر التواریخ، به كوشش جمشید كیانفر، تهران، ١٣٧٠ ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
امام شوشتری، محمدعلی، فرهنگ واژههای فارسی در زبان عربی، تهران، ١٣٤٧ ش؛
بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٢ ش؛
پتروشفسكی، ا. پ.، «مداخلۀ روسیه»، تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سدۀ هیجدهم، ترجمۀ كریم كشاورز، تهران، ١٣٤٦ ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ ش؛
حامی، احمد، «راههای ایران»، ایرانشهر، تهران، ١٣٤٣ ش/ ١٩٦٤ م، ج ٢؛
درویشزاده، علی، زمینشناسی ایران، تهران، ١٣٧٠ ش؛
رابینو، ه. ل.، ولایات دار المرز ایران (گیلان)، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، تهران، ١٣٥٠ش؛
راهنمای شهرستانهای ایران، به كوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ١٣٤٥ ش؛
سازمان تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، وزارت كشور، تهران، ١٣٧٦ ش؛
ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد، تهران، ١٣٥١ ش؛
سرتیپپور، جهانگیر، نامها ونامدارهای گیلان، رشت، ١٣٧٠ ش؛
سرسی، لوران، ایران در ١٨٣٩-١٨٤٠ م، ترجمۀ احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
سعیدیان، عبدالحسین، دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران، تهران، ١٣٦٠ ش؛
طویلی، عزیز، تاریخ جامع بندر انزلی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
فخرایی، ابراهیم، سردار جنگل، تهران، ١٣٤٤ ش؛
همو، گیلان در جنبش مشروطیت، تهران، ١٣٥٣ش؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان یكم، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٢٨ ش؛
فومنی گیلانی، عبدالفتاح، تاریخ گیلان در وقایع سالهای ٩٢٣- ١٠٣٨هجری قمری، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٩ش؛
كتاب گیلان، به كوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ١٣٧٤ش؛
كیهان، مسعود، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣١٠-١٣١١ ش؛
لاهجی، علی، تاریخ خانی، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٢ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مدنی، جلالالدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، تهران، ١٣٦١ ش؛
مرعشی، ظهیرالدین، تاریخ گیلان و دیلمستان، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مفخم پایان، لطفالله، دریای خزر، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، رشت، ١٣٧٥ ش؛
همو، فرهنگ آبادیهای ایران، تهران، ١٣٣٩ ش؛
ملگونف، گ.، سفرنامه به سواحل جنوبی دریای خزر، ترجمۀ مسعود گلزاری، تهران، ١٣٦٤ ش؛
نوایی، عبدالحسین، نادرشاه و بازماندگانش، تهران، ١٣٦٨ ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورۀ معاصر، تهران، ١٣٣٥ ش؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات روضة الصفای ناصری، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نیز:
Bartold, V. V., «Raboty po istoricheskoi geografii i istorii Irana», Sochineniya, Moscow, ١٩٧١, vol. VII;
Data Processing Center, Bandar Anzali, Period ١٩٥١-١٩٩٥, Islamic Republic of Iran Meteorological Organization, Tehran, ١٩٩٧;
Petrushevskii, I. P., «Natsionalno-osvoboditelnoe dvizhenie v Irane ... », Istoriya Irana, Moscow, ١٩٧٧.
عنایتالله رضا