دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٢ - بندر لنگه
بندر لنگه
نویسنده (ها) :
محمد باقر وثوقی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنْدَرِ لِنْگه، شهرستان و شهری به همین نام واقع در غرب استان هرمزگان
شهرستان
این شهرستان با وسعتی حدود ٢١٤‘٢١ كمـ ٢، شامل ٤ بخش مركزی، شیبكوه، كیش، گاوبندی، و ١١ دهستان و ٥ شهر به نامهای بندر لنگه، كنگ، بندر چارك، كیش و گاوبندی است . بندر لنگه از شمال و شمال غربی به شهرستان لامرد از استان فارس، از خاور به شهرستان بندرعباس، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به شهرستان كنگان از استان بوشهر محدود است ( جغرافیا...،٢ / ١٢٥١؛ نشریه ...، ٦٠؛ جعفری، ١٩٩-٢٠٠).
اراضی شمالی این شهرستان كوهستانی، و اراضی جنوبی آن به ویژه از شهر بندر لنگه تا بندر چارك و بندر كنگ را دشت نسبتاً پهناوری تشكیل داده است كه شوره زار مهرگان چشم گیرترین عارضۀ آن به شمار میآید (همو، ٢٠٠). رودهای مهران به طول ٣٨٠ كمـ و مقام به طول ٦٥ كمـ مهم ترین آبراهههای شهرستان بندرلنگهاند كه آب آنها از سیلاب، و فاقد جریان دائمیاست (افشین، ١ / ٤٣٢-٤٣٣، ٤٤٧). در شمال بندر لنگه، كوههای مهرگان، ببیان و برند، در شمال شرقی آن كوههای ایلچی و شو (شب)، و در شمال غربی كوههای گچ، تاخ، پرلاور، نمكی و سیاه قرار دارند ( فرهنگ ...،٧). آب و هوای شهرستان بندر لنگه به ویژه در نواحی جنوبی گرم و مرطوب است و هرچه از كرانههای خلیج فارس دور میافتد، از رطوبت هوا كاسته میشود، به گونه ای كه هوای بخشهای شمالی این شهرستان گرم و خشك است (همانجا).
اساس اقتصاد شهرستان بندر لنگه افزون بر ماهی گیری واندكی كشاورزی و دامداری، برپایه كار بر روی لنجها و كارگری در كشورهای حوزه خلیج فارس استوار است (همانجا). بنا بر سرشماری ١٣٧٥ش جمعیت شهرستان بندر لنگه ٩٣٠‘١٥٦ تن بوده است ( سرشماری ...،شانزده).
شهر: بندر لنگه مركز شهرستان بندر لنگه در °٢٦ و ´٣٥ عرض شمالی و °٥٤ و ´٥٦ طول شرقی و در ارتفاع ٥ متر از سطح دریا واقع است (پاپلی، ١٠٦). آب و هوای این شهر گرم و مرطوب است . تابستانهای آن طولانی و زمستانهای آن كوتاه و معتدل است ( جغرافیا،همانجا).
بندر لنگه از لحاظ بافت جمعیتی دارای تنوع قومیو مذهبی منحصر به فردی است . اكثریت غالب گروههای قومیآنجا را ایرانیان، عرب زبانها واندكی هندی تشكیل میدهند. محلات شهر به نام اقوام و تیرههای مختلف نام گذاری شده است، مانند لاری، بستكی، بلوكی، بلوچ، رودباری، مینابی، خوری، بوسمیطی و حیدرآبادی (یادداشتهای مؤلف). اكثریت قریب به اتفاق مردم بندر لنگه شیعه، یا سنی شافعی هستند (نوربخش، ١٠٥).
تنوع زبان و گویشهای اهالی این شهر از ویژگیهای اجتماعی آن است . افزون بر فارسی و گویشهای گوناگون آن كه منسوب به تیرههای مختلف هستند، زبان عربی نیز میان اقوام عرب زبان رایج است (همو، ١٠٧-١٢٣).
پیشینۀ تاریخی:.. شهر بندر لنگه در دورۀ صفوی بنیان گذاشته شده است . پیش از سدۀ ١٠ق نام عمومیاین منطقه «لشتان» یا «برّ لشتان» بوده است (ابن ماجد، ٤٢٤، ٤٩٦؛ اُبن، .(١٠٣ در این منطقه و در فاصلۀ ٥ میلی شمال شهر بندر لنگه قلعه بزرگ و باستانی «لشتان» قرار دارد كه از آثار سدههای نخستین اسلامیاست (اشتاین، ١٩٥) و از آن برای مراقبت جلگۀ ساحلی و حفاظت از جزیرۀ قشم استفاده میشده است (اُبن، همانجا). شوارتس این قلعه را منطبق با دژ معروف دیگدان میداند كه از سدۀ ٢ تا ٦ق به عنوان یكی از كمینگاههای ساحلی در اختیار قبیله بنوعماره از تیرههای مهاجر ازد بوده است (ص ١١١؛ نیز نکـ: جهانداری، ١١١). باربوزا سیاح پرتغالی در اوایل سدۀ ١٠ق این قلعه را جزو قلمرو «ملوك هرموز» ثبت كرده است . این قلعه و نواحی مجاور آن در نیمۀ دوم سدۀ ١٠ق توسط ملوك لار فتح شد و پس از آن در قلمرو آنان قرار گرفت (وثوقی، ٢٨٠).
با اخراج پرتغالیها از هرمز به دست صفویان در ١٠٣١ق / ١٦٢٢م دوره ای جدید از حیات اقتصادی بندر كنگ و نواحی مجاور آن آغاز شد. در ١٠٤٠ق / ١٦٣٠م پرتغالیها اجازه تأسیس یك نمایندگی بازرگانی در بندر كنگ را به دست آوردند (اوبن، ٦). با استقرار دفاتر تجارتی پرتغال در بندر كنگ، این بندر در ردیف یكی از مناطق مهم بازرگانی اقیانوس هند قرار گفت . از آن پس شالودۀ شهر بندر لنگه پی افكنده شد و مهاجرانی از لار، بحرین و عربهای ساكن سواحل خلیج فارس به آنجا كوچیدند. احتمالاً از آنجایی كه كلیۀ تأسیسات بندری كنگ در اختیار پرتغالیها قرار داشت، تجار ایرانی كه در حاشیۀ این بندر مهم اقدام به ایجاد تأسیسات بندری كردند، نام آن را لنگه نهادند. یك نسخۀ خطی با تاریخ ١٠٩٦ق كه در بندر لنگه نوشته شده است، قدیم ترین سند تاریخی این شهر محسوب میشود (نکـ: بستكی، ٥٠).
از ١٠١٧ق / ١٦٠٨م كه بندر كنگ مورد هجوم متوالی حكام مسقط قرار گرفت، به تدریج آبادی و رونق خود را از دست داد و ساكنان آنجا به بندر لنگه مهاجرت كردند (مرعشی، ٣٦- ٣٨؛ فلور، برافتادن ...، ٢٣) و این شهر جانشین بندر كنگ شد (همو، جستارها...، ١٧٨). در این ایام كشتیهای تجارتی كه از بندرعباس به بصره میرفتند، در بندر لنگه لنگر میانداختند و بندر كنگ یكسره اهمیت خود را از دست داده بود (گابریل، ١٧٢). به هر حال از ١١٥٢ق / ١٧٣٩م تا حدود نیم قرن، بندر لنگه زیر نفوذ و حكومت شیوخ بستك قرار گرفت (شون، .(٦٣
پس از مرگ نادرشاه افشار حكام محلی با استفاده از آشوبهای ناشی از این واقعه به نزاع برخاستند (بستكی، ١٢٦، ١٢٩؛ عابد، ١٠٧- ١٠٨)، تا اینکـه در دوره كریم خان زند، طی معاهده ای میان شیخ محمد بستكی و طایفه قاسمی(قواسم)، كلانتری بندر لنگه و جزایر تابعۀ آن با اخذ تعهد مالی و پرداخت مالیات و پذیرش رعیتی دولت ایران به رئیس این طایفه سپرده شد (فسایی، ١٥٢٢)؛ ولی حكومت عالیه آنجا هنوز در دست شیوخ بستك بود.
قدرت روزافزون قواسم در خلیج فارس دولت بریتانیا را در مورد منطقه نفوذ خود بیمناك كرد. از این رو، در ١٢٢٤ق / ١٨٠٩م به حملۀ گسترده ای به مقر آنان در خلیج فارس دست زد (لاریمر، .(I(١) / ٦٤٧بندر لنگه و مناطق مجاور آن نیز از این حملات مصون نماندند و شمار بسیاری از كشتیهای تجارتی به آتش كشیده شدند (كلی،.(١١٨ با این حال فعالیتهای دریایی قواسم همچنان ادامه داشت، ولی در یورش دوم ناوگان دریایی بریتانیا به رأس الخیمه و بندر لنگه، این شهر آسیب فراوان دید (همو، ١٦٢ -١٦٠؛ قاسمی، ٤٦-٤٧) و حسین علی میرزا فرمانفرمای فارس طی نامه ای حمله به بندر لنگه و سواحل ایران را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواهان جبران خسارات شد (كلی، ١٦١) كه مورد تأیید ویلیام بروس نماینده كمپانی هند شرقی مقیم بوشهر قرار گرفت و الفینستون فرماندار كل بمبئی به ناچار دستور داد تا خسارات وارده به كشتیهای ایرانی هرچه سریع تر پرداخت گردد (همو، .(١٦١-١٦٢ در متن قراردادی كه در ١٢٣٧ق / ١٨٢٢م میان میرزا زكی خان نوری وزیر فارس با سرویلیام بروس منعقد گردید، آمده است كه «خسارات و زیانهایی را كه بر اثر خراب شدن و از میان رفتن كشتیهای بادی و غیربادی بنادر لنگه و چارك به اهالی آن بنادر وارد آمده است، وكیل دولت انگلیس باید با واگذاری به مثل، و در صورت عدم امكان، با پرداخت بهای آنها جبران نماید» (آدمیت، .(٢٥٤
قواسم كه در بخشهای جنوبی خلیج فارس ضربات و صدمات شدیدی متحمل شده بودند، از این پس توجه خود را معطوف به بندر لنگه و نواحی آن كردند. محمد بن قضیب كلانترِ قاسمیبندر لنگه از اطاعت احمدخان بستكی، ضابط (حاكم) بنادر، سرپیچی كرد و قلعه لشتان را متصرف شد. این درگیریها به مدت ٧ سال ادامه یافت، به گونه ای كه والی فارس در ١٢٦٨ق / ١٨٥٢م برای حل این بحران به بندر مغو آمد و پس از مذاكرات طولانی، مقرر شد كه بندر لنگه از حكومت بستك جدا،وكفالت مالیات آن به خلیفةبن عبدالله سپرده شود (سدیدالسلطنه، سرزمینها...، ١٩٤). بنابراین، از ١٢٦٨ تا ١٣٠٤ق / ١٨٥٢ تا ١٨٨٧م شیوخ قواسم زیر نظر والیان فارس بر بندر لنگه حكمرانی میكردند.
درایام والیگری سلطان مرادمیرزاحسام السلطنه برفارس،مذاكرات او با شیخ محمد بن خلیفه در بحرین، مأموران بریتانیا در خلیج فارس را بیمناك و نگران كرد و شیخ محمد برای مقابله با تهدیدات بریتانیا از والی فارس و شیخ لنگه مدد خواست (آدمیت، ١٥٦؛ قائم مقامی، ٣٩؛ سدیدالسلطنه، تاریخ ...، ٢٣٧). نیروهای كمكی از بندر لنگه عازم بحرین شدند و در منازعات آن نواحی جانب محمد بن خلیفه را گرفتند. این امر موجب اعتراض شدید نمایندۀ بریتانیا در ایران شد (قائم مقامی، ١٢٠). دولت ایران از اقدامات شیخ لنگه حمایت كرد. از این رو كارگزاران انگلیسی به وسیله گماشتگان خود دست به تحریك و افساد در میان اهالی لنگه و اطراف آن زدند. این تحریكات موجب مهاجرت حدود ٢٠٠ خانوار از ساكنان بندر لنگه به بندر باسعیدو شد كه در تصرف انگلیسیها بود. از سوی دیگر تحولات سیاسی بحرین هم در این دورۀ تأثیر بسیار مهمیدر تجارت بندر لنگه پدید آورد و موجب مهاجرت گسترده بازرگانان آنجا به بندر لنگه شد كه از این میان اقامت قبیله مهم و متمول سمیطی در اینجا موجب تمركز تجارت و خرید و فروش مروارید در بندر لنگه گردید (فرامرزی، ٦٣٣) و از این پس تا ١٣١٧ق / ١٨٩٩م تجارت مروارید در خلیج فارس در واقع به وسیلۀ بازرگانان بندر لنگه انجام میپذیرفت؛ افزون بر این، چون كشتی بخار به عمان نمیرفت و مردم این ناحیه مایحتاج خود را از بندر لنگه تأمین میكردند، این بندر رونق و شكوفایی اقتصادی خاصی یافت (همانجا).
محمد ابراهیم كازرونی كه قبل از ١٢٦٤ق / ١٨٤٨م از این بندر دیدار كرده، آن را بندری در نهایت آبادانی و عروس بنادر برّ فارس توصیف كرده است كه در آن معادل ٥ هزار خانوار از اعیان تجار با مكنت و صاحب سفاین ساكنند و همواره به معاملات عمان و یمن و هندوستان اشتغال دارند (ص ١١٥، ١١٧). فسایی هم در اوایل سدۀ ١٤ق / ٢٠م بندر لنگه را بزرگ ترین و آبادترین بنادر فارس نامیده است (ص ١٥٢٢).
در ١٢٧٠ق / ١٨٥٤م خلیفه بن سعید، شیخ قاسمیلنگه ضابطی آن را برعهده گرفت، اما به سبب ستمگری موجبات نارضایی مردم لنگه را فراهم كرد (سدیدالسلطنه، سرزمینها، ١٩٥). با مرگ خلیفه بن سعید در ١٢٩١ق / ١٨٧٤م كشمكشی طولانی بین شیوخ قواسم در بندر لنگه آغاز شد كه موجبات نگرانی دولت مركزی را فراهم آورد. در ١٢٩٥ق / ١٨٧٨م یوسف بن محمد با كودتایی، علی بن خلیفه ضابط لنگه را برانداخت و رشته امور را دردست گرفت (لاریمر،I(٢) / ٢٠٦٤؛ قاسمی، ٥٢؛ سدیدالسلطنه، همان، ١٩٦)، ولی این حوادث موجب تشدید پریشانیها شد و دولت مركزی به اقداماتی برای تثبیت اوضاع دست زد. در ١٢٩٩ق والی فارس دفتر گمركی در بندر لنگه تأسیس كرد (لاریمر، همانجا). یك سال بعد حكومت بندر لنگه از حوزۀ ایالت فارس جدا شد و مستقیماً زیر نظر امین السلطان صدر اعظم وقت قرار گرفت . او میخواست هیئتی از بازرگانان بندر لنگه برای نظارت و اتخاذ تصمیماتی برای امور مالیاتی و گمركی آنجا تشكیل دهد، ولی با مخالفت شدید نمایندۀ بریتانیا در بندر لنگه روبه رو شد و دولت ایران از اجرای آن منصرف گردید (همانجا). در همین ایام شیخ یوسف كشته، و قضیب بن راشد، ضابط لنگه شد.
در ١٣٠٤ق / ١٨٨٧م حكومت بنادر و سواحل خلیج فارس به حاج محمد مهدی ملك التجار بوشهری واگذار گردید (سدیدالسلطنه، سفرنامه، ٦٠٦). وی درصدد رفع بحرانها برآمد. حاج احمد خان كبابی به دستور دولت زمینه بركناری شیخ قضیب را فراهم كرد و در یك اقدام هماهنگ با همكاری شیخ بستك و دیگر شیوخ سواحل جنوب، نیروهای دولتی وارد شهر شدند و شیخ قضیب را دستگیر كردند و به تهران فرستادند (همانجا). میرزا نصرالله خان كازرونی موقتاً حاكم بندر لنگه شد و دولت اقدامات اصلاحی خود را برای اعادۀ امنیت آغاز كرد. در ١٣٠٥ق / ١٨٨٨م حكومت بنادر به حسینقلی خان نظام السلطنۀ مافی سپرده شد و او محمد خان سعدالملك را مأمور بنادر كرد. از آن پس بندر لنگه در محدوده اختیارات والی فارس قرار گرفت و از لحاظ اداری در شمار یكی از بخشهای بلوك لارستان درآمد (فسایی، همانجا).
در ١٣١٦ق / ١٨٩٨م شیوخ قاسمیو اتباع آنان به تدریج از بندر لنگه به سمت سواحل جنوبی خلیج فارس مهاجرت كردند. نیابت حكومت بندر لنگه تا ١٣١٧ق / ١٨٩٩م به رضا علی خان گراشی فرزند فتحعلی خان گراشی حاكم لارستان سپرده شد (سدیدالسلطنه، همان، ٦٠٨-٦٠٩؛ قاسمی، ٦٧).
حوادث دو دهۀ اول سدۀ ١٤ق موجب تقسیم قدرت در بندر لنگه شد. نیروهای اجتماعی در این دوره به چند گروه قومیو مذهبی مانند قواسم، بوسمیط، آل علی، مرزوقی، بحرینی، لاری و گراشی تقسیم میشدند؛ ولی در آستانۀ نهضت مشروطه اوضاع سیاسی بنادر عباسی و لنگه تحت رهبری سیدعبدالحسین لاری از علمای شیعه قرار گرفت ( صوراسرافیل).
در ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م مشروطه خواهان بندر لنگه با تشكیل انجمن آزادی همراهی خود را با نهضت مشروطه اعلام كردند (كاكس، ٦٠). تأسیس مدرسه و بلدیه (شهرداری) از جمله اقدامات این انجمن به شمار میرود (نوربخش، ٥٧). در دورۀ استبداد صغیر نیروهای مشروطه خواه بندر لنگه به فتوای سیدعبدالحسین لاری زمام امور شهر را در دست گرفتند و مأموران بلژیكی گمرك را اخراج كردند (كاكس، ٧٤- ٧٥).
در ١٣١٧ش به دنبال تقسیمات جدید اداری و كشوری، بندر لنگه به عنوان مركز بخشی به همین نام و تابع شهرستان لار شناخته شد (رزم آرا، ٧٥). در ١٣٢٧ش طبق تصویب نامۀ هیئت دولت وقت، بخش لنگه به شهرستان تبدیل گردید كه بخشهای حومه، بستك، شیبكوه، گاوبندی، ابوموسی و تنب از توابع آن بودند. در آخرین تقسیمات سیاسی سال ١٣٨٠ش بخش بستك از شهرستان بندر لنگه منتزع، و به شهرستان بدل گشت . شهرستان بندر لنگه هم اكنون یكی از شهرهای استان هرمزگان است (نکـ: نشریه، ٦٠).
مآخذ
اُبن، ژان، مقدمه بر گزارش سفیر كشور پرتغال ...س (سفرنامۀ فیدالگو)، ترجمۀ پروین حكمت، تهران، ١٣٥٧ش؛
ابن ماجد، احمد، الفوائد، ترجمۀ احمد اقتداری، تهران، ١٣٧٢ش؛
افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛
بستكی، محمد اعظم، تاریخ جهانگیریه، به كوشش عباس انجم روز، تهران، ١٣٣٩ش؛
پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مكانهای مذهبی كشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
جهانداری، كیكاووس، تعلیقات بر جغرافیا... (نکـ: همـ، شوارتس)؛
رزم آرا، علی، جغرافیای نظامیایران (فارس)، تهران، ١٣٢٣ش؛
سدیدالسلطنه، محمدعلی، تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧٠ش؛
همو، سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧١ش؛
همو، سفرنامه، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٦٢ش؛
سرشماری عمومینفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی،استان هرمزگان، مركزآمار ایران،تهران،١٣٧٦ش؛
شوارتس،پاول، جغرافیای تاریخی فارس، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٧٢ش؛
صوراسرافیل، ١٥ صفر ١٣٢٧ق، س ٢؛
عابد، صالح محمد، دورالقواسم فی الخلیج ...، بغداد، ١٩٧٦م؛
فرامرزی، احمد، «بنادر و جزایر خلیج فارس»، پژوهشهای ایران شناسی، تهران، ١٣٧٩ش، ج ١٢؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (استان هفتم)، ادارۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٧٥ش، ج ١٢٩؛
فسایی، حسن، فارس نامه ناصری، به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٢ش؛
فلور، ویلم، برافتادن صفویان، برآمدن محمود افغان، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران، صنعتی شدن ایران و شورش شیخ احمد مدنی، ترجمۀ ابوالقاسم سری، تهران، ١٣٧١ش؛
قاسمی،كامله، تاریخ لنجه، دبی،١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
قائم مقامی،جهانگیر، بحرین و مسائل خلیج فارس، تهران، ١٣٤١ش؛
كازرونی، محمد ابراهیم، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، به كوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٧ش؛
كاكس، پرسی، گزارشهای سالانه، ترجمۀ حسن زنگنه، تهران، ١٣٧٧ش؛
گابریل، آلفونس، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ترجمۀ فتحعلی خواجه نوری، تهران، ١٣٤٨ش؛
مرعشی صفوی،محمدخلیل، مجمع التواریخ، به كوشش عباس اقبال آشتیانی،تهران،١٣٦٢ش؛
نشریهدفترتقسیمات كشوری، معاونت سیاسی اجتماعی وزارت كشور،تهران،١٣٨١ش؛
نوربخش، حسین، بندرلنگه در ساحل خلیج فارس، بندرعباس، ١٣٥٨ش؛
وثوقی، محمدباقر، تاریخ مهاجرت اقوام در خلیج فارس، شیراز، ١٣٨٠ش؛
یادداشتهای مؤلف؛
نیز:
Adamiyat, F., Bahrein Islands, New York, ١٩٥٥;
Aubin, J., « Le Royaume d'Ormuz au debut du XVI e si ecle» , Mare Luso-Indicum, paris, ١٩٧٣, vol. II;
Barbosa, D., A Description of the Coasts of East Africa and Malabar, tr. H. E. J. Stanley, London, ١٨٦٥;
Kelly, J. B., Britain and the Persian Gulf, Oxford, ١٩٦٨;
Lorimer, J. G., Gazetteer of the Persian Gulf,
Schon, D., Laristan eine sud persische Kustenprovinz, Wien, ١٩٩٠;
Stein, A., Archaeological Reconnaissances in North - Western India and South- Eastern Iran,
محمدباقر وثوقی