دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٩ - بیت جبرین
بیت جبرین
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِیْتْ جِبْرین، ناحیه و شهری باستانی در شهرستان الخلیل. بیت جبرین با ٢٨٧ متر ارتفاع از سطح دریا (دباغ، بلادنا ... ، ٥(٢) /٢٨٦)، در ٢٦ كیلومتری شمال غربی شهر الخلیل (شراب، ١٨١) و ٥٨ كیلومتری راه بیتالمقدس به عسقلون قرار داشت (دباغ، همانجا؛ پاولی، V(٢) /٢٣٥٣). اگرچه این نام در منابع جغرافیاییِ اسلامی بیشتر به صورت بیت جبرین آمده است (یعقوبی، ٩٠؛ عبدالمؤمن، ٢٣٧؛ ابن فقیه، ١٠٣؛ ابن رسته، ٣٢٩؛ یاقوت، ١ /٧٧٦)، اما گاهی آن را بیت جبریل (مقدسی، ٧٩، ٢٤٣) نیز نوشتهاند. جزء دوم این نام را از ریشۀ جبر دانستهاند (دیب، ٧٨) و گفتهاند همان شهری است كه در قرآن مجید (مائده /٥ /٢١-٢٢) از ساكنان آن به عنوان «قوماً جبّارین» نام برده شده است (نک : هروی، ٣٢). این محل را قرارگاه عمالقه و به معنای زیستگاه مردان زورمند دانستهاند (دباغ، القبائل ... ، ٢٥؛ شراب، همانجا؛ «آنچه بر جای مانده ... »، ٢٠٩). نیز آنجا را محل سكنای هوریتها (هوریها) و به مفهوم شهر آزادگان ذكر كردهاند. همچنین به سبب وجود غارهای آهكی در اطراف آبادی و از آنجا كه این طایفه را از غارنشینان باستانی به شمار آوردهاند، این محل را شهر غارنشینان نامیدهاند ( پاولی، V(٢) /٢٣٥٣-٢٣٥٤؛ EI٢, I /١١٤٠). حتى آنجا را خانه و جایگاه جبرئیل نیز گفتهاند ( پاولی،همانجا). اگرچه نوشتهاند كه نشانهای از آثار پیش از میلاد در این محل به دست نیامده (اسمیث، ١٦٤)، اما پاولی مینویسد این غارها، هم به عنوان سرپناه انسانی و هم به عنوان آرامگاه مورد استفاده بوده است (همانجا). در تلمود این نام به صورت بت گوبرین (بت جوبرین) آمده است و صلیبیون آن را به خطا گیبلین (جیبلین) میخواندند (همانجا؛ نیز تامسن، ١٦٧) و ظاهراً آن را بابئر سبع اشتباه میگرفتند (اسمیث، همانجا).
یوسفوس نخستین كسی است كه از این محل یاد كرده است (نک : همو، ١٦٣). وی آنجا را بت اَبریس و یكی از دو آبادی موجود در مركز ناحیۀ ادوم میخواند (III /١٣١؛ پاولی، همانجا). به گفتۀ بطلمیوس، نام قدیم این شهر بیتوگَبرا ست (همانجا). این آبادی در كنار و به قولی جایگزین شهر باستانی مرشع (مرسه یا مریسه) بود (بایر، «محدوده ... »، ٢٠٩-٢١٠) كه مطابق اخبار سال ٢٥٩قم، مركز تجارت برده در ناحیۀ ادومیه (ادوم) به شمار میرفت (همان، ٢١٠).
یهودا مكابی در جنگ با ادومیان در ١٦٣قم شهر مرشع را با خاك یكسان كرد (اسمیث، ١٦٥)، اما توسط گابینیوس بازسازی شد. بار دیگر پارتها در ٤٠قم آن را ویران ساختند (همانجا؛ الیگر، ١٠٢). احتمال دادهاند كه ساكنان شهر مرشع پس از ویرانی
آن به ٢ كیلومتری شمال درّه و در محل فعلی بیت جبرین منتقل شده باشند (بایر، همانجا). اوزبیوس نیز كه مرشع را به عنوان ویرانهای معرفی میكند، فاصلۀ این دو شهر را حدود ٢ میل ذكر میكند (الیگر، همانجا). به این ترتیب، نظر كسانی از جمله دباغ ( بلادنا، ٥(٢) /٢٨٧) و شراب (ص ١٨١) كه معتقدند این شهر یكبار توسط ایرانیان نابود گردید و باز از نو در ٦٨م برپا شد، نادرست است.
در ٢٠٠م سپتیموس سوِروس برای بیت جبرین جایگاه شهری قائل شد و آن را الیوتروپولیس نامید (بایر، همان، ٢٠٩؛ اسمیث، ١٦٤). سكههای یافت شده از آن زمان حاوی نام اوست ( پاولی، همانجا). بدینسان، رشد و گسترش این محل كه از چندی پیش آغاز شده بود، توسط او شدت یافت و این شهر از لحاظ تجاری و ارتباطی جایگاه برتری به دست آورد (بایر، همانجا). مركزیت این آبادی در دورۀ باستان موجب شده بود تا موقعیت آبادیهای دیگر را نسبت به آن بسنجند ( پاولی، همانجا).
در دورۀ اسلامی، پس از واقعۀ اجنادین (ه م) و فتح آن، به عنوان شهری در جند فلسطین، هنوز مركز ناحیهای نسبتاً وسیع (مـاتیوس، ٣٩) و بر سـر راه بیتالمقدس ـ غزه، شهر بازاری آبادیهای پیرامونی بهشمار میآمد («آنچه بر جای مانده»، ٢٠٩؛ مقدسی، ٢٤٣). مقدسی فاصلۀ آن را تا غزه یك مرحله معرفی میكند (ص ٢٧٣) و یعقوبی آن را شهری قدیمی، و اهالی آن را از طایفۀ جذام بر میشمارد (ص ٩٠؛ نیز نک : ابن رسته، ٣٢٩).
موقعیت مناسب این شهر موجب شد تا صلیبیان در آنجا در ١١٣٤-١١٣٥ م برای مقابله با مسلمانان دژی برپا سازند (دباغ، بلادنا، ٩(٢) /١٧٦؛ نیز نک : بایر، «مناطق ... »، ٢٠٦)؛ این دژ ظاهراً به هنگام فتح این شهر و بازپسگیری آن از دست صلیبیان توسط صلاحالدین ایوبی ویران شد (یاقوت، ١ /٧٧٦؛ ابن اثیر، ١١ /٥٤٦؛ نیز نک : ابنتغری بردی، ٦ /٣٥؛ دباغ، ٥(٢) /٢٨٩). دمشقی (٦٥٤-٧٢٧ق /١٢٥٦-١٣٢٧م) آن را یكی از آبادیهای مهم واقع در میان دو ناحیۀ كوهستانی و ساحلی نام میبرد (ص ٢١٣).
بیت جبرین در دورۀ قیمومت، یكی از آبادیهای شهرستان الخلیل به حساب میآمد (دباغ، همان، ٥(٢) /١٢). در ١٩١٢م این آبادی هزار نفر جمعیت (مسلمان) داشت كه در ١٩٢٢ و ١٩٣١م به ترتیب به ٤٢٠‘١ و ٨٠٤‘١ نفر افزایش یافت. در ١٩٣١م جمعیت این آبادی (٩١٧ مرد و ٨٨٧ زن) در ٣٦٩ واحد مسكونی زندگی میكردند (همان، ٥(٢) /٢٩٠). در ١٩٤٥م شمار ساكنان بیت جبرین به ٤٣٠`٢ نفر رسید كه همگی عرب و مسلمان بودند (همانجا؛ هداوی، ٥٠).
كل اراضی بیت جبرین در همان زمان حدود ١٦٩‘٥ هكتار (١٨٥‘٥٦ دونم) بود (همانجا) كه حدود ٣ هزار هكتار را زمینهای زراعی تشكیل میداد و از این مقدار حدود ٩٠٨‘٢ هكتار آن زیر كشت غلات بود. بیشتر این اراضی (٩٠٪) در اختیار اعراب قرار داشت (همو، ٩٣). دیگر محصولات این آبادی زیتون (٣٢٢ هكتار) و برخی درختان میوه بود (دباغ، شراب، همانجاها).
اسرائیلیها در ١٩٤٨م /١٣٢٧ش اراضی بیت جبرین را تصرف، و اهالی را از خانههای خود اخراج كردند و آنجا را ویران ساختند (نخله، I /٣٢٥, ٣٣٩؛ دیب، ٧٨). بیت جبرین در این زمان دارای ٠١٧‘٣ نفر جمعیت (عرب) بود كه در ٧٥٤ واحد مسكونی زندگی میكردند (نخله، I /٣٦٣). اسرائیلیها در ١٩٤٩م در نزدیكی بخش مسكونی، در یك كیلومتری شمال آن، آبادی یهودینشین بیت گوورین (بیت جفرین) را بر ١٦٩‘٥ هكتار (١٨٥‘٥٦ دونم) از اراضی بیت جبرین برپا ساختند (دیب، همانجا؛ نخله، I /٣٣٩؛ دباغ، بلادنا، ٥(٢) / ٢٨٩؛ «آنچه بر جای مانده»، ٢١٠). در پایان سال ١٩٧٠ م جمعیت این آبادی یهودینشین ١٢٠ نفر بود ( جودائیكا، I /١٧٢).
برخی از علما و دانشمندان با عنوان جبرینی به این آبادی منسوباند (شراب، ١٨١). از آن میان، میتوان از محمد بن نبهان بن عمر بن نبهان جبرینی (د ٧٤٤ق) نام برد. آرامگاه صحابی تمیمداری (ابورقیه) در این شهر بود (همانجا؛ دباغ، بلادنا، ٥(٢) /٢٩٠). در بیت جبرین آثاری از گذشته، از جمله یك كلیسا، چند مقبره و آثار مشابه بر جای مانده است (همانجا). ویرانههای قوقا، بقره، عراق الشارات، ام مالك و عطار در اطراف بیت جبرین قرار داشت (همو، ٥(٢) /٢٩٤). بیت جبرین همچنین عنوان ناحیهای بود كه آن را وادی الافرنج نامیدهاند (اسمیث، ١٦٣). جغرافینویسان مسلمان پیوسته از آن با عنوان كوره (ناحیه) و شهر مركزی آن نام بردهاند (ابن رسته، ٣٢٩؛ ابن فقیه، ١٠٣؛ ابن خردادبه، ٦١؛ مقدسی، ٢٤٣؛ یعقوبی، همانجا). این ناحیه كه در دورۀ رومیان شامل ٥٨ آبادی بود (زیاده، ٢٠٤)، بعدها تا اواخر دورۀ عثمانی بهعنوان ناحیهای از ولایت الخلیل به شمار میرفت (دباغ، ٥(٢) /٢٨٩). در این زمان، این ناحیه دارای ١٢ آبادی بود (ابوفرده، ١٨، ١٩) كه از آن میان، میتوان از آبادیهای دورا، بنی نعیم، ترقومیا، ادنا و زكریا نام برد (دباغ، ٥(٢) /١٨٧، ٢٠٥، ٢٤٥، ٢٥٣، ٢٥٦).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، ترجمۀ حسین قرهچانلو، تهران، ١٣٧٠ش؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، لیدن، ١٨٩١م؛
ابن فقیه، احمد، مختصر كتاب البلدان، لیدن، ١٣٠٢ ق /١٨٨٥ م؛
ابوفرده، فائز احمد، موسوعة عشائر و عائلات فلسطین، عمان، ١٩٩١ م؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، لیدن، ١٨٦٥ م؛
دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، عمان، ١٩٧٦م؛
همو، القبائل العربیة و سلائلها فی بلادنا فلسطین، بیروت، ١٩٨٦م؛
دمشقی، محمد، نخبة الدهر، به كوشش مرن، لایپزیگ، ١٩٢٣م؛
دیب، فرجالله صالح، معجم معانی و اصول و اسماء المدن و القری الفلسطینیة، بیروت، ١٩٩١م؛
زیاده، نقولا، «فلسطین من الاسكندر الی الفتح العربی الاسلامی»، موسوعۀ خاص، ج ٣؛
شراب، محمد محمد، معجم بلدان فلسطین، بیروت، ١٩٨٧ م؛
عبدالمؤمن بن عبدالحق، مراصد الاطلاع، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٣٧٣ق /١٩٥٤م؛
قرآن كریم؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، ترجمۀ علینقی منزوی، تهران، ١٣٦١ش؛
هروی، علی، الاشارات الی معرفة الزیارات، به كوشش سوردل، دمشق، ١٩٥٣م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
نیز:
All That Remains: The Palestinian Village Occupied and Depopulated by Israel ١٩٤٨, ed. W. Khalidi, Washington, ١٩٩٢;
Beyer, G., «Die Kreuzfahrergebiete von Jerusalem und S.Abraham (Hebron)», Zeitschrift des Deutschen Palästina-Vereins, Leipzig, ١٩٤٢, vol. LXV;
id, «Das Stadtgebiet von Eleutheropolis im ٤. Jahrhundert n. Chr. und seine Grenznachbarn», ibid, ١٩٣١, vol. LIV;
EI٢;
Elliger, K., «Die Heimat des Propheten Micha», Zeitschrift des Deutschen Palästina- Vereins, Leipzig, ١٩٣٤, vol. LVII;
Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠;
Josephus, Jewish War, tr. H. St. J. Thackeray, London, ١٩٦٦-١٩٦٩;
Judaica;
Matthews, Ch. D., Palestine-Mohammedan Holy Land, New Haven, ١٩٤٩;
Nakhleh, I., Encyclopedia of the Palestine Problem, New York, ١٩٩١;
Pauly;
Smith, G. A., The Historical Geography of the Holy Land, London, ١٩٧٤;
Thomsen, P., «Neue Beiträge und Funde zur Orts-und Landeskunde von Syrien und Palästina», Zeitschrift des Deutschen Palästina-Vereins, ١٩٤٢, vol. LXV.
عباس سعیدی