دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٣ - اسدود
اسدود
نویسنده (ها) :
عباس سعیدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسْدود، یكی از ٥ شهر فلسطین باستان. این نام را به صورت اِسدود (نک : پاولی، II(٢)/ ١٥٢٨ ؛ هورویتس، ٢٩٦ ؛ دباغ، ١(٢)/ ٢٩) و سدود (عطاءالله، ٧٢، ١٠٢، ١٩٠؛ رافق، ٧٦٥) نیز نوشتهاند. جغرافی دانان مسلمان آن را ازدود آوردهاند (مقدسی، ٢٧٧؛ مسعودی، ٢٧٣؛ ابن خردادبه، ٧٦). در كتاب مقدس به صورت اشدود (یوشع، ١١:٢٢، كتاب اول سموئیل، ٥:٦-٧، اعمال رسولان، ٨:٤٠؛ هاكس، ٦٩)، و در منابع لاتین به شكل ازتوس (یوزفوس، II(١)/ ٧٣ ؛ هرودت، I(٢)/ ٤٦٩ ؛ پاولی، II(٢)/ ٢٦٤٥) آمده است. اسدود از ریشۀ «سدد» به معنای زور و توان و نیز بارو و دژ است (دباغ، ١(٢)/ ١٩٢؛ شرّاب، ١١٣؛ دیب، ٦٢).
اسدود در شمال عسقلان و جنوب یبنا (یمنیا) و در فاصلۀ ٥/ ٤ كیلومتری از دریای مدیترانه بوده، و در دشتی حاصلخیز و در ارتفاع ٤٢ متری از سطح دریا قرار داشته است (كوك، نقشۀ ؛ II پاولی، II(٢)/ ٢٦٤٦؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٤؛ «فرهنگ...»، ٧٠ ؛ جودائیكا، III/ ٦٩٥). فاصلۀ این شهر تا غزه ٤٠ كم بود (دباغ، ١(١)/ ٣٠٤) و رود صقریر از شمال آن میگذشت (عطاءالله، ٦٢).
اسدود یكی از كهنترین شهرهای فلسطین و جهان است. این شهر منابع آب كافی و دژی مستحكم داشت و در دهانۀ حاصلخیزترین وادیهای فلسطین واقع بود (اسمیث، ١٤٠). برپایی آن را به تفاوت به فراریان اریتره ( پاولی، همانجا)، و یا به مهاجرانی از آسیای صغیر یا كرت و دیگر جزایر اژه نسبت میدهند (حتی، ١/ ١٩٦؛ گلوك، ٦) كه در سدههای ١٣ و ١٢قم به سواحل مدیترانه آمدند (همانجا). اسدود باستان را شهری ساحلی و گاه شهری در قسمتهای داخلی (خشكی) نام بردهاند. این بدان معناست كه دست كم بخشی از اسدود در آن هنگام، به صورت بندر بوده است ( پاولی، همانجا). هم از این روست كه در زمان آسوریان از این شهر به عنوان بندری مجهز یاد كردهاند (اُمستد، ١٩٤ )؛ از این بندر باستانی به عنوان اشدودیام (اسدود كنار دریا) نیز نام بردهاند ( جودائیكا، همانجا). پمپونیوس (سدۀ ١م)، جغرافیدان روم باستان، این شهر را بندری برای عربستان نامیده است كه ظاهراً بقایای آن در زیر ماسههای ساحلی مدفون مانده است (نک : اسمیث، ١٠٤ ، حاشیۀ ٣). یافتههای باستان شناختی نیز نشان دهندۀ موقعیت تجارت دریایی اسدود است. گرچه اسدود در نزدیكی «جادۀ ساحلی»، راه تجاری مشهور نزدیك دریا، قرار داشت، اما در كنار دریا نبود (نک : جودائیكا، همانجا). از میان شهرهای فلسطین، تنها عسقلان را در كنار دریا دانستهاند (اسمیث، ١٣٩). اسدود برای هر دو سرزمین مصر و سوریه در دورۀ باستان اهمیت فراوانی داشت ( پاولی، همانجا).
اسدود در كنار شهرهای غزه، عسقلان، عقرون (اكرون) و جت، یكی از ٥ شهر مشهور فلسطینیان (صحیفۀ یوشع، ١٣:٣-٤؛ حتی، ١/ ١٩٧؛ دباغ، ١(١)/ ٥٣٧)، و ظاهراً مهمترین آنها به شمار میرفت ( پاولی، نیز «فرهنگ»، همانجاها؛ اطلس...، ١١٢, ٨٦). به این ترتیب، فلسطینیان با در اختیار داشتن شهرهای مهم و برخورداری از فرهنگی پیشرفته، نسبت به دیگر اقوام، نقشی اساسی در اقتصاد و تجارت بر عهده داشتند (كنزلمان، ١٢٧). سفالهای به دست آمده از این ناحیه به سفالهای یونانی شباهت دارد. فلسطینیان در استخراج و بهرهگیری از آهن و نیز استفاده از ارابههای جنگی ممتاز بودند (حمیدی، ٣٠).
اسدود ظاهراً تا سدۀ ٨قم مستقل، و در دست فلسطینیان بود، اما در این زمان عزّیا، پادشاه یهود، آنجا را تصرف كرد (هاكس، ٦٩). او پس از اشغال شهر، باروی آن را ویران ساخت («فرهنگ»، ٧٠ ؛ جودائیكا، III/ ٦٩٥). البته بنیاسرائیل قادر به حفظ این شهر و تسخیر آبادیهای پیرامونی آن نشدند ( بریتانیكا، میكرو، I/ ٥٧٦).
فلسطینیان در اسدود معبدی برای داگون (داجون)، خدایی كه در نواحی ساحل شرقی مدیترانه از فینیقیه تا فلسطین باستان پرستش میشد (حمیدی، ٣٠-٣١)، برپا داشته بودند. در ١٠٥٠قم هنگامی كه تابوت عهد به دست فلسطینیان افتاد ( جودائیكا، همانجا؛ مجمل التواریخ...، ١٤٢-١٤٣)، آن را از «ابن عزر» به اسدود برده، در كنار مجسمۀ داگون جای دادند (كتاب اول سموئیل، ٥:١-٢؛ مقار، ٥٢٢؛ هاكس، ٦٩، ٢٣٨؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٢).
اسدود در ٧٣٤ قم به تصرف آشوریان در آمد ( جودائیكا، همانجا). در حدود سال ٧١٤ قم مردم شهر، از پرداخت خراج سرباز زدند و همسایگان اسدود نیز از این كار پیروی كردند. البته این شورش دیری نپایید (امستد، ٢١٨ )؛ در ٧١٣ قم سارگُن اسدود را به تصرف درآورد (هاكس، ٦٩؛ «فرهنگ»، همانجا؛ جودائیكا، XIV/ ٨٨١, XVI/ ١٥٠٤). پس از آن این شهر به صورت مركز ولایتی آشوری درآمد (همان، III/ ٦٩٥)، هر چند سارگن برای این ولایت، خود مختاری قائل شد (امستد، ٣٠٩ ,٢٩٧). با افول قدرت آشوریان، فرعون مصر (ح ٦٣٠قم) این شهر را به تصرف خود درآورد («فرهنگ»، همانجا؛ امستد، ٦٣٥ ؛ پاولی، II(٢)/ ٢٦٤٦). به نوشتۀ هرودت، فرعون مصر ٢٩ سال اسدود را در محاصره داشت؛ نیز آورده است كه اسدود تنها شهری است كه توانست این زمان طولانی را در برابر محاصره مقاومت كند (I(٢)/ ٤٦٩, ٤٧١).
یهودیان در زمان سلطۀ ایرانیان بر اسدود (سدۀ ٥قم)، با آنان به مقابله برخاستند ( جودائیكا، III/ ٦٩٦؛ «فرهنگ»، همانجا).
در دورۀ هلنی، اسدود هنوز مركز ناحیه بود و تا مدتها به عنوان دژ مستحكم یونانی به شمار میآمد ( جودائیكا، همانجا). یهودیان در این هنگام به رهبری یهودای مكابی سر به شورش برداشتند و اگرچه تا اسدود پیش رفتند، اما شكست خوردند و رهبرشان در ١٦٠قم كشته شد ( اطلس، ١٣٤ )؛ مكابی در ١٦٣قم، بتهای معبد اسدود را از میان برد و برادر (جانشین) او در ١٤٨قم آنجا را به آتش كشید (اسمیث، ١٤١ -١٤٠ ؛ «فرهنگ»، ٧٠).
به گفتۀ یوزفوس، پس از چندی اسدود به دست رومیان افتاد و فرماندهی رومی بر آن گمارده شد. اسدود در این هنگام از شهرهایی بود كه به ایالت (رومی) سوریه منضم شد )، II(١)/ ٧٣) اما سالها بعد، در ٥٥قم اسدود كه همانند شهرهای دیگر ناحیه آسیب فراوان دیده بود، باز سازی شد و ساكنان آن به شهر بازگشتند (همو، II(١)/ ٧٧).
در ٤٠ قم، با قدرت گرفتن هرود، این شهر بار دیگر به تصرف یهودیان درآمد ( پاولی، همانجا). هرود این شهر را به خواهر خود سالومه تقدیم كرد ( جودائیكا، III/ ٣٩٥-٣٩٦) و سالومه «بانوی ازتوس» نامیده شد (یوزفوس، II(٢)/ ٣٥٩).
استرابن (سدۀ ٢ م) اسدود را جزئی از سوریه، و ساكنان آن را از طوایفی بر میشمارد كه با سوریها و فینیقیها درهم آمیخته بودند كه برخیاز ایشانبه زراعتو گروهیبهتجارت مشغولبودند (VII/ ٢٣٩). وی فاصلۀ اسدود تا یمنیا و نیز عسقلان را ٢٠٠ استاد (ح ٤٠ كم) آورده است (VII/ ٢٧٧).
در دورۀ بیزانس، اسدود به صورت مركزی اسقف نشین درآمد ( موسوعه...، ١/ ٢٣٧)؛ در این زمان (سدۀ ٤م)، اسدود به صورت ولایت (مقاطعه) درآمد كه دارای ٦ آبادی تابعه بود (دباغ، ١(٢)/ ١٩٣؛ زیاده، ٢٠٤).
اسدود در سدۀ ٧م از جمله آبادیهایی بود كه به دست مسلمانان افتاد. در دوران جنگهای صلیبی، اسدود به صورت شهری كوچك و بدون حصار بود كهبهتدریج بهصورت روستایی درآمد (دباغ، ١(٢)/ ١٩٣- ١٩٤). از این زمان تا دورۀ معاصر، شرح قابل توجهی از این آبادی در منابع دیده نمیشود. در اواسط سدۀ ٢٠م، اسدود روستای كوچكی به شمار میرفت كه كمربندی از تپههای ماسهای آن را فرا گرفته بود. در ١٩٣٩م برای تثبیت ماسههای روان، درختانی بر روی این تپهها غرس شد و جنگل كوچكی پدید آمد. مطابق گزارشی از ١٩٤٥م، اطراف اسدود را پوشش درختی رو به گسترشی شامل كاج، اكالیپتوس و اقاقیا احاطه كرده بود؛ در همین زمان، راه آهنی كه ایستگاه آن در حدود ٥/ ٢ كیلومتری شمال اسدود قرار داشت، آنجا را به دیگر آبادیهای فلسطین متصل میساخت («راهنمای...»، ٣٥٦, ٣٥٥).
اسدود در ١٩٤٥م اگر چه یك روستا به حساب میآمد، اما هم از لحاظ جمعیت و هم از نظر برخورداری از منابع آب و خاك در حد شهری كوچك بود. جمعیت اسدود در آن هنگام ٩١٠ ،٤نفر بود كه ١/ ٩٤% از آن (٦٢٠ ،٤نفر) عرب بودند (هداوی، ٤٥). كل اراضی اسدود در این سال ٤٠١ ،٤هكتار (٨٧١ ،٤٧دونم) بود كه تنها ٢/ ٥% از آن به یهودیان تعلق داشت (همانجا؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٤). ضمناً سطح مسكونی آبادی ١/ ١٢ هكتار (١٣١ دونم) بود (هداوی، ١٣٧). علاوه بر این، ٩/ ٧٣% از كل زمینهای آنجا ( ٣٦٦ ،٣٥دونم) را زمینهای كشاورزی تشكیل میداد كه سهم قابل توجهی از آن (٢/ ٦٧%) زیر كشت غلات بود (همو، ٨٧). همچنین ٥/ ٣٠١ هكتار ( ٢٧٧ ،٣دونم) زیر كشت درختان میوه (به ویژه مركبات) قرار داشت. در همین زمان، ٥/ ٢٣% اراضی كشاورزی اسدود زیر كشت آبی بود كه در مقایسه با كل سرزمین، نسبت مناسبی را نشان میدهد. البته میزان قابل توجه و كافی بارش سالانه و آبهای نسبتاً غنی زیرزمینی به این امر كمك میكند (همانجا؛ شراب، ١١٣)؛ بر این اساس، بخشی از آب مورد نیاز اسدود از چاههایی كه از ١٦ تا ٣٤ متر عمق داشتند، تأمین میشد (دباغ، همانجا).
در ١٩٤٨م مهاجمان یهودی، پس از بیرون راندن نیروهای مصری از اسدود (عارف، ٢/ ٣٨٦-٣٨٧، ٣/ ٧١٣-٧١٤؛ كیلانی، ٤٨٢)، آنجا را تصرف كردند. در این زمان، اسدود ٢٥١ ،٥نفر جمعیت داشت كه در ٣١٣ ،١واحد مسكونی زندگی میكردند. صهیونیستها تمامی خانهها را ویران، و ساكنان آبادی را آواره ساختند (نخله، I/ ٣٦٨). علاوه بر این، تمامی مكانهای مقدس و نیز آثار عربی موجود در آبادی را كاملاً از میان بردند (دباغ، ١(٢)/ ١٩٧) و در ١/ ٢٢٠ ،٤هكتار (٨٧١ ،٤٥دونم) از اراضی اسدود، آبادی یهودی نشینی با نام شهر و بندر اشدود برپا داشتند (نخله، I/ ٣٣١, ٣٤٣).
اسدود مسجدی كهن داشت كه نوشتهاند قبر سلمان فارسی در آنجا بوده است ( موسوعه، ١/ ٢٣٧؛ دباغ، ١(٢)/ ١٩٥؛ شراب، همانجا). مسجد جامعی نیز در اوایل سدۀ حاضر در این آبادی برپا شده بود ( موسوعه، همانجا). در نزدیكی دهانۀ رود صقریر (در شمال شهر اسدود) مقام یونس نبی قرار داشت (همانجا). همچنین مقبرۀ شیخ ابراهیم متبولی (د ٨٧٧ق) از عارفان مشهور مصری در این آبادی بود (همانجا؛ ابن ایاس، ٣/ ٨٨؛ شراب، همانجا). از مشاهیر معاصر اسدود میتوان از محمد جاءالله (كاتب و شاعر) نام برد (همو، ١١٥). از جمله آثاری كه در اطراف این آبادی وجود داشت، از بئر الجوخدار، ویرانۀ الواویات (ویرانۀ ام الریاح)، ویرانۀ یاسین و همچنین بقایایی از آب
انبارها، مقابر و جز آن میتوان نام برد (دباغ، ١(٢)/ ١٩٧- ١٩٨).
مآخذ
ابن ایاس، محمد، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، قاهره، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
ابن خردادبه، عبیدالله، المسالك و الممالك، به كوشش محمد مخزوم، داراحیاء التراث العربی؛
حتی، فیلیپ، تاریخ سوریۀ و لبنان و فلسطین، ترجمۀ جورج حداد و عبدالكریم رافق، به كوشش جبرائیل جبور، بیروت، دارالثقافه؛
حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم (بیت المقدس)، تهران، ١٣٦٤ش؛
دباغ، مصطفی مراد، بلادنا فلسطین، عمان، ١٩٨٥م؛
دیب، فرجالله، معجم معانی و اصول و اسماء المدن و القری الفلسطینیۀ، بیروت، ١٩٩١م؛
رافق، عبدالكریم، «فلسطین فی عهد العثمانیین»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
زیاده، نقولا، «فلسطین: من الاسكندر الی الفتح الاسلامی»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
شراب، محمد، معجم بلدان فلسطین، دمشق، ١٩٨٧م؛
عارف، عارف، النكبۀ، صیدا، المطبعۀ العصریه؛
عطاءالله، محمودعلی خلیل، نیابۀ غزۀ فی العهد المملوكی، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
كتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید)؛
كیلانی، هیثم، «حروب فلسطین العربیۀ - الاسرائیلیۀ»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
مجمل التواریخ و القصص، به كوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، لیدن، ١٨٩٣م؛
مقار، شفیق، السحر فی التوراۀ، لندن، ١٩٩٠م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، لیدن، ١٩٠٦م؛
موسوعۀ عام؛
هاكس، جیمز، قاموس كتاب مقدس، بیروت، ١٩٢٨م؛
نیز:
Atlas of the Biblical World, New York, ١٩٧١;
Bible Dictionary, ed. W. Jacobus et al., New York, ١٩٣٦;
Britannica, ١٩٧٨;
Cook, S. A., The Religion of Ancient Palestine in the Light of Archaeology, London, ١٩٣٠;
Glueck, N., The River Jordan, New York, ١٩٦٨;
Hadawi, S., Village Statistics ١٩٤٥, Beirut, ١٩٧٠;
Herodotus, The History, tr. A. D. Godley, London, ١٩٤٦;
Hurewitz, J. C., The Struggle for Palestine, New York, Schocken Books;
Judaica;
Jusephus, The Jewish War, tr. H. St. J. Thackeray, London, ١٩٧٦;
Konzelmann, G., Der Jordan, ١٩٩٠, Hoffmann und Campe;
The Middle East Intelligence Handbooks ١٩٤٣-١٩٤٦, London, ١٩٨٧;
Nakhleh, I., Encyclopedia of the Palestine Problem, New York, ١٩٩١;
Olmstead, A. T, History of Assyria, Chicago, ١٩٦٨;
Pauly;
Smith, G. A., The Historical Geography of the Holy Land, ١٩٧٤, Collins;
Strabo, The Geography, tr. H. L. Jones, London, ١٩٦٦.
عباس سعیدی