دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٧ - برغش
برغش
نویسنده (ها) :
سید محمد سیدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْغَش (ﺳﻠ ١٢٨٧-١٣٠٥ق/١٨٧٠-١٨٨٨م)، پادشاه زنگبار. وی پنجمین پسر سعید سلطان مذهب عمان و زنگبار است (ﻧﻜ : ﻫ د، آل بو سعید) که پس از مرگ پدرش کوشید تا حکومت زنگبار را به دست آورد، اما در آغاز موفق نشد و ناچار به ولیعهدی برادر بزرگترش، ماجد اکتفا کرد (بنت سعید، ١٥٩). او همواره با برادر خود مخالفت میکرد و حتى یک بار نزدیک بود با همراهی رؤسای شماری از قبایل و برخی از نزدیکانش قدرت را از چنگ برادر بیرون آورد که با مداخلۀ انگلیسیها ناکام ماند و در نتیجه دو سال را به حالت تبعید در بمبئی گذراند (همو، ٢٥٩-٢٧٤؛ سدیدالسلطنه، ١٤٣، ١٨٥؛ پیرس، ١٦٧).
حکومت برغش هنگامی آغاز شد که زنگبار به یکی از دورانهای دشوار تاریخ خود نزدیک میگشت و هر چند به باور برخی از نویسندگان، اگر حمایتهای دولت انگلیس نمیبود، شاید حکومت زنگبار در برابر تلاطمهای ناشی از رقابت قدرتهای اروپایی از میان میرفت (ﻧﻜ : همو، ٢٦٣؛ سعید روئت، ٤٢٩). اما درحقیقت فروپاشی دولت زنگبار از مدتها پیش، پس از مرگ سعید در ١٢٧٣ق/١٨٥٦م، آغاز شده بود (جمل، ٩٢؛ قیسی، ٣٣-٣٥). سعید پدربرغش که از دوستان وفادار دولت انگلیس بهشمار میرفت، در پایان عمر، خود را قربانی توطئه و بدعهای دولت انگلیس میدانست (پیرس؛ ١٣٤؛ سدیدالسلطنه، ١٤٠). با مرگ سعید ابتدا نزاع میان برادران بر سر قدرت موجب جدایی کامل مسقط و زنگبار و فروپاشی کامل اتحاد ٧٠سالۀ این دو قلمرو گردید (جمل، همانجا؛ بازورث، ١٢٩؛ لوفشی، ٥٥؛ سدیدالسلطنه، ١٤٠، ١٦٠، ١٨١) و پس از آن مداخلات مستقیم دولت انگلیس و رقابت دیگر قدرتهای اروپایی به ویژه آلمان و فرانسه موجبات تضعیف هر چه بیشتر حکومت زنگبار شد و سرانجام وابستگی کامل آن را به انگلیس به بار آورد (همانجا؛ نیز ﻧﻜ : لوفشی، ٥٢, ٥٨). برخی برآنند که تقسیم متصرفات سعید میان فرزندانش، خواست خود وی بوده است و گماردن دو فرزندش بر مسقط و زنگبار در غیاب خود، دلیل این تصمیم است (قاسم، ٢٥٧-٢٥٨؛ قس: ﻫ د، آل بو سعید).
برغش که خواهرش او را به لحاظ هوش و زیرکی و قاطعیت از همۀ اعضای خانواده برتر شمرده است (ﻧﻜ : بنت سعید، ٢٦٤). در جریان منع تجارت برده تا آنجا که توانست در برابر دولت انگلیس ایستادگی کرد. اما در ١٢٩٠ق/١٨٧٣م تحت فشار دولت انگلیس به ناچار پیمان منع تجارت برده را که برای حیات اقتصادی زنگبار سخت زیانبار بود، با نمایندگان دولت انگلیس امضا کرد (قیسی، ٣٦؛ هولینگزورث، ١٦-١٧؛ لندن، ٢٠٨؛ سدیدالسلطنه، ١٨٦). دولت انگلیس اندکی بعد به جبران زیانی که از منع تجارت برده متوجه زنگبار میشد، پرداخت سالیانه مبلغی را به سلطان برغش برعهده گرفت (همو، ٢٢٠)؛ هرچند سالها، تجارت برده همچنان در قلمرو فرمانروایی او به طور مخفی و به دست عاملان حکومتی زیر فرمان سلطان گزارش شده است (ﻧﻜ : استنلی، ٢/١٨٧).
در ١٢٩٣ق/١٨٧٥م و شاید به پاداش امضای معاهدۀ یاد شده، برغش به طور رسمی به انگلستان دعوت شد و مورد استقبال و احترام فراوان قرار گرفت. وی در ضمن این سفر از پرتغال و فرانسه نیز دیدن کرد (ﻧﻜ : سدیدالسلطنه، ١٨٧، ١٩١-١٩٢، ٢٠٤ﺑﺒ، که بخشی از سفرنامۀ برغش به اروپا را آورده است؛ هولینگز ورث، همانجا؛ پیرس، ٢٦٥). این دیدارها و همچنین اقامت دو ساله در بمبئی، وی را به اندیشۀ ایجاد پارهای تغییرات در وضع زندگی و معیشت مردم منطقه واداشت. مهمترین اقدام او که تا سالها اهمیت شایان ذکر داشت، تأمین آب آشامیدنی سالم برای مردم زنگبار بود (همو، ٢٦٣-٢٦٤؛ سعید روئت، همانجا). وی همچنین با تأسیس خط کشتیرانی و توسعۀ روابط زنگبار با دولتهای خارجی، زمینۀ به دست آمدن نیازمندیهای ضروری مردم را با بهای مناسبتر فراهم آورد (هولینگزروث، ١٤-١٥). از دیگر اقدامات مهم وی اختصاص کشتی برای انتقال رایگان زائران خانۀ خدا در موسم حج بود (سالمی، ٢/٢٢٩؛ پیرس؛ ٢٦٤). وی در سازمان ارتش کوچک زنگبار نیز دست به تغییراتی زد (سدیدالسلطنه، ١٤١) که یکی از هدفهای آن کنترل ممنوهیت تجارت برده بود (هولینگز ورث، ١٨).
در پایان عمر برغش، به موجب معاهدهها و توافقهای میان دولتهای انگلیس وفرانسه و آلمان، قلمرو حکومت وی میان انگلیس و آلمان تقسیم شد و او در حالی که بر بخش بسیار اندکی از قلمرو وسیع پدرش حکومت میکرد و تنها نامی از سلطنت را بر خود داشت، در اندوه و تلخکامی و احساس خجلت درگذشت (همو، ٢٣-٢٤؛ قیسی، ٣٧؛ پیرس، ٢٦٩).
به استثنای تمجیدهایی که در روزنامههای لندن، هنگام دیدار برغش از انگلستان ــ که قطعاً به اشارۀ دولت انگلیس یا به تأثیر از حال و هوای به وجود آمده از امضای قرارداد منع تجارت برده نوشتهاند (ﻧﻜ : سدیدالسلطنه، ١٨٢-١٨٣؛ قس: فیلیپس، ١٤٤) ــ وصف او به قاطعیت و پایداری بر سر سخن خود، بیشتر ناظر به کاربرد زور و خشونت در بیرون آوردن زمین و اموال از چنگ صاحبانشان بوده است (ﻧﻜ : پیرس، ٢٦٣, ٢٦٤-٢٦٥). خواهر برغش او را مردی تندخو، متعصب، خشن و بیرحم- که نزدیکترین کسان خود را قربانی قساوت و تعصب خویش ساخت- معرفی کرده است (بنت سعید، ٣٠٨-٣١٤). او با اینهمه قاطعیت و خشونت نسبت به خاندان خود و مردم، در برابر دستورهای دولت انگلیس تسلیم بود (قیسی، ٣٥).
مآخذ
استانلی، هنری مورتن، سفرنامۀ آفریقا، ترجمۀ رضاقلی نیرالملک، به کوشش علیاکبر خداپرست، تهران، ١٣٦٧ش؛
بازورث کلیفورد ادموند، سلسلههای اسلامی، ترجمۀ فریدون بدرهای، تهران، ١٣٤٩ش؛
بنت سعید، سالمه، مذاکرات امیرة عربیة، ترجمۀ عبدالمجید قیسی، قاهره، ١٤٠٦ق/١٩٨٥م؛
جمل، شوقی و عبدالله ابراهیم، تاریخ افریقا، الحدیث و المعاصر، دوحه، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
سالمی، عبدالله، تحفة الاعیان، مکتبة الاستقامة، ١٣٥٠ق؛
سدیدالسلطنه، محمد علی، تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران، به کوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٧٠ش؛
قاسم، جمال زکریا، دولة بوسعید فی عمان و شرق افریقیا، قاهره، مکتبة القاهر يالحدیثة؛
قیسی، عبدالمجید، مقدمه بر مذاکرات... (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، بنت سعید)؛
هولینگز ورث، ل. و، زنجبار، ترجمۀ حسن حبشی، قاهره، ١٩٦٨م؛
نیز:
Landen, R. G., Oman Since ١٨٥٦, Princeton, ١٩٥٦;
Lofchie, M., F., Zanzibar: Background to Revolution, London, ١٩٥٦: Pearce, F. B., Zanzibar, London, ١٩٦٧;
Philips, W., Oman, Beirut , ١٩٧١;
Said- Ruete, R., «The Al - Bu - Said Dyanasty in Arabia and East Africa», Journal of the Central Asian Society, ١٩٢٩, vol. XVI.
محمد سیدی