دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٣ - پتنه
پتنه
نویسنده (ها) :
هدی سید حسین زاده
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پَتْنَه، شهر و ناحیهای تاریخی و مركز ایالت بهار (بیهار) در شمال شرقی هند.
پتنه در هند باستان با نامهای سنسكریت پاتلی پوترا، كوسوم پورا و پوشپاپورا به معنی شهر گلها خوانده میشده است («بریتانیكا...»، IV / ١٦٥؛ بهاتاچاریا، ٢٤٦). این شهر در دورۀ حكمرانی گوركانیان به عظیمآباد نیز شهرت یافت (نک : كامورخان، ٢٣٦؛ «فرهنگ سلطنتی»، XX / ٦٥-٦٦).
پتنه و توابع آن حدود ٢٠٢‘٣ كمـ٢ وسعت دارد و شهر پتنه در °٢٥ و ´٣٧ عرض شمالی و °٨٥ و ´١٣ طول شرقی، در ارتفاع ٥٣ متری از سطح دریا، در محل تلاقی رود گنگ و رودخانۀ سون واقع شده، و حدود ١٩ كم در جنوب ساحل رود گنگ امتداد یافته است. میزان دمای آن در تابستان حداكثر به °٤٣+ و در زمستان حداقل به °٦+ میرسد (جانسن، ٤٢٢؛ «بریتانیكا»، همانجا؛ «راهنمای...»).
روایات افسانهای بنیاد این شهر را به شاهزاده پوتراكا نسبت میدهند؛ بنابراین روایات او با چوب دستی جادویی خود شهر را پدید آورد و نام همسرش ملكه پاتَلی را بر آن نهاد («فرهنگ سلطنتی»، XX / ٦٦-٦٧؛ «راهنمای»). براساس منابع تاریخی، این شهر توسط آجاتاشاتْرو امپراتور سلسلۀ مگدا در سدۀ ٥ قم بنیان نهاده شد و پس از او پسرش اودَیا (اودایین یا اودایی بَهادا) این شهر را به پایتختی برگزید. پاتلیپوترا موقعیت خود را بهعنوان پایتخت در دورۀ چاندراگوپتا مؤسس سلسلۀ موریا در ٣٢١قم نیز حفظ كرد («بریتانیكا»، «فرهنگ سلطنتی»، جانسن، همانجاها؛ راپسن، ٢٧٩؛ كولك، ١١). در همین دوره بود كه سلوكوس نیكاتور (حك ٣١٢-٢٨٠قم) سردودمان سلسلۀ سلوكیان، سفیر خود مگاستنس را به پاتلی پوترا فرستاد و او چند سال در این شهر اقامت گزید و حاصل مشاهدات و اطلاعات باارزش خود را در كتاب مشهورش ایندیكا گرد آورد (مارشال، ٥٦٠). برپایۀ گزارشهای او، شهر در میان دیوارهای چوبی كه در آن سوراخهایی برای تیراندازی تعبیه كرده بودند، محصور بود. مگاستنس نظم و امنیت و قوانین سخت برای جلوگیری از هرگونه ناراستی در داد و ستد، تجهیزات لشكری، رونق اقتصادی، رفاه مردم، آیین و جشنها و زیبایی پاتلی پوترا را ستوده است و این همه، از آبادانی و رونق این شهر در سدۀ ٣قم حكایت دارد (نک : ویلر، I / ٦٧-٦٩؛ توماس، ٤٣٠؛ بوان، ٣٦٩-٣٧٠).
اَشوكا امپراتور مشهور سلسلۀ موریا در ٢٦٩قم در پاتلی پوترا تاجگذاری كرد («فرهنگ سلطنتی»، XX / ٦٧؛ قس: داف، ١١). در این دوره معابد بودایی شهر بازسازی شد و پاتلی پوترا شاهد برگذاری سومین انجمن بودایی در سال هفدهم پادشاهی اشوكا بود (همو، ١٢؛ تهاپار، I / ٧٢-٧٣).
پس از درگذشت اشوكا (٢٣٨قم) از تاریخ پاتلی پوترا به مدت ٥ سده و نیم آگاهیهای روشنی دردست نداریم. با تشكیل دومین امپراتوری گوپتا در ٣٢٠م، سامودرا گوپتا جانشین و پسر چاندرا گوپتای اول، پایتخت خود را از پاتلی پوترا به نواحی غربی هند منتقل كرد؛ اما از اهمیت این شهر به مثابۀ یكی از كانونهای آیین بودایی كاسته نشد و به عنوان یكی از دو پایگاه مهم آموزشهای بودایی به حیات فرهنگی و دینی خود ادامه داد. گزارشهای فا ـ هین راهب بودایی كه در ٣٩٩م و هیوئن تسیانگ دیگر راهب بودایی چینی كه در ٦٣٧م از این شهر دیدار كردهاند، مؤید این نظر است («فرهنگ سلطنتی»، XX / ٦٨؛ داف، ٢٩؛ مجومدار، «مذهب...»، ٣٨١، «مبادله...»، ٦١٣؛ بهاتاچاریا، همانجا؛ دیكشیتار، ٩٦١).
در سدۀ ٧م پاتلی پوترا اهمیت خود را از دست داد و بهتدریج رو به ویرانی نهاد، تا اینكه در حدود ٩ سده بعد، شیرشاه سوری حكمران افغانی در ٩٤٨ق / ١٥٤١م شهر را آباد ساخت و با نام پتنه پایتخت بهار قرار داد. از این زمان شهر دوباره رو به رشد نهاد و دژ عظیم پتنه، مسجد باشكوه آن و بندرگاهی كه شیرشاه در پتنه ساخت، یادگار این دوران پرشكوه است (جانسن، نیز «بریتانیكا»، همانجاها؛ «مسجد...»، ١).
پتنه در دورۀ حكمرانی اكبرشاه گوركانی (٩٦٣-١٠١٤ ق / ١٥٥٦-١٦٠٥ م) پس از نافرمانی داوود پسر كوچك سلیمان كررانی (د ٩٨٠ق / ١٥٧٢م) حكمران بنگال و بهار، در ٩٨٢ق فتح شد و غنایم فراوانی به دست فاتحان افتاد. اهمیت فتح پتنه بدان حد بود كه آن را در حقیقت فتح بنگال دانستهاند (ابوالفضل، ٣ / ٩٦، ٩٨، ١٠٠-١٠١؛ بدائونی، ٢ / ١٨٢؛ احمد، ٢ / ٢٨٣-٢٨٤، ٢٩٣، ٢٩٥).
شاه جهان (حك ١٠٣٧- ١٠٦٨ ق / ١٦٢٨- ١٦٥٨ م) دو بار به همراه ملكه ممتاز محل از پتنه دیدار كرد («پتنه...»). اورنگ زیب (حك ١٠٦٨- ١١١٨ق / ١٦٥٨-١٧٠٦م) در آغاز پادشاهی خود صوبۀ پتنه و بنگال را به برادرش شجاع داد (بختاورخان، ١ / ٩٢). پس از آنكه اورنگ زیب نوادهاش، عظیمالشأن بهادر را به حكمرانی پتنه منصوب كرد، شهر نزد مسلمانان به عظیمآباد شهرت یافت («فرهنگ سلطنتی»، همانجا). بهادرشاه اول (حك ١١١٨-١١٢٤ ق / ١٧٠٦-١٧١٢ م) نیز پس از جلوس، پسر خود عظیمالشأن بهادر را بهعنوان حكمران صوبههای بنگال و پتنه تعیین كرد (كامورخان، ١٦). در دورۀ عظیمالشأن پتنه همچنان برتری سیاسی و بازرگانی خود را حفظ كرد (آشر، I(٤) / ٣٢٦-٣٢٧).
پس از درگذشت بهادر شاه اول، فرخ سیر، پسر عظیمالشأن نخست خطبه به نام پدر خواند و سكه به نام او ضرب كرد (خافی خان، ٢ / ٧١٠)، اما پس از كشته شدن عظیمالشأن و به قدرت رسیدن جهاندار شاه در لاهور (١١٢٤ق / ١٧١٢م)، فرخ سیر نیز در همین سال به پتنه رفت و در آنجا تاجگذاری كرد (كامورخان، ١٦٣؛ خافی خان، ٢ / ٧١١؛ مجومدار، «جانشین...»، ٧-٨). در این دوره تمامی صوبهداران پتنه از سوی فرخ سیر منصوب میشدند (كامورخان، ٢٣٦).
از ١٠٢٩ق / ١٦٢٠م پتنه نزد بازرگانان اروپایی اهمیت بسزایی یافت، تا جایی كه در ١٠٤٢ق / ١٦٣٢م یكی از بزرگترین مراكز مبادلۀ كالاهای تجاری در شرق بهشمار میرفت و انگلیسیها كارخانههایی را در آنجا تأسیس كردند. با تشكیل كمپانی هند شرقی و گسترش فعالیتهای تجاری و سیاسی انگلیسیها، شعبههایی از دفاتر آنان در پتنه تأسیس شد (EI٢, VIII / ٢٨٧؛ ویلر، I / ٣٠٨؛ «پتنه ... »).
در مبارزات و شورشهای هندیان كه با اتحاد نوابان بنگال و اوده به رهبری شاه عالم دوم (حك ١١٧٢-١٢٢١ ق / ١٧٥٩-١٨٠٦ م) بر ضد نیروهای انگلیسی شكل گرفته بود، پتنه از موقعیتی خاص برخوردار بود. شاه عالم در ١١٧٢ق وارد پتنه شد و در كشاكش میان نیروهای متخاصم حدود دو هزار تن از نیروهای انگلیسی كشته شدند (هیگ، ١٥٥-١٥٦؛ مجومدار، «تاریخ ... »، ٦٧٠). اما پس از شكست نیروهای هندی، پتنه بار دیگر در ١١٧٧ق / ١٧٦٣م به تصرف نیروهای انگلیسی درآمد و شهر توسط سربازان غارت شد. شاه عالم نیز با حمایت انگلیسیها در محل دفتر كمپانی هند شرقی در پتنه، دوباره بر تخت نشست و پتنه در ١١٧٩ق به انگلیسیها واگذار شد (ویلر، I / ٣٤٢, ٣٤٩-٣٥٠, ٣٥٣؛ رضوی، ١٢-١٤؛ «بریتانیكا»، همانجا).
پتنه از دیرباز از لحاظ بازرگانی و اقتصادی اهمیتخاصی داشت و از راه خشكی و آبی با سرزمینهای دیگر در ارتباط بود. این شهر به چَمپا كه دروازۀ تجاری گنگ بهشمار میرفت، متصل بود و كشتیهای بازرگانی از آنجا به سیلان و نقاط دیگر میرفتند («میراث...»، ١٨؛ تهاپار، I / ١٠٦). انگلیسیها از پتنه بیشتر نیترات پتاسیم (شوره)، تریاك، ابریشم خام و كتان صادر میكردند و كالاهای تجارتی دیگر نیز از این شهر به بنگال، دهلی، لاهور و از آنجا به آسیای میانه صادر میشد (ویلر، همانجا). پتنه اكنون دارای كارخانههای بزرگ نساجی، تولید ابریشم، چرم، تنباكو، مواد شیمیایی و داروسازی است (جانسن، ٤٢٢؛ «اطلس ... »، ٣٨). و به عنوان یك مركز مهم ارتباطی از
طریق جاده به كلكته و دهلی و از طریق پل مهاتماگاندی به شمال بهار متصل است. این شهر از طریق خط هوایی بانپال، كلكته، دهلی و شهرهای دیگر ارتباط دارد. ٧٩٪ اراضی پتنه زیر كشت قرار دارد و ٥٤٪ آن زمینها بهوسیلۀ كانالها، چاهها و پمپها آبیاری میشود. برنج، گندم، ذرت، حبوبات، نیشكر، سبزیجات و انبه از محصولات كشاورزی آن است. ماهیگیری نیز از جایگاه ویژه برخوردار است (جانسن، همانجا).
پتنه به سبب اهمیت تاریخی و مذهبی خود (نک : مكندر، ١٣)، دارای بناهای بسیار است. مسجد میرزا معصوم كه به مثابۀ مسجدجامع شهر بود و مسجد پَتهاركی كه به مسجد سیف خان یا چِمی گات مسجد نیز شهرت دارد و توسط نظرخویشگی در دورۀ حكمرانی شاهزاده پرویز پسر جهانگیر (حك ١٠١٤-١٠٣٧ ق / ١٦٠٥- ١٦٢٨م) ساخته شده بود، از مساجد مشهور پتنه است. از دورۀ شاه جهان (حك ١٠٣٧- ١٠٦٨ق / ١٦٢٨- ١٦٥٨م) نیز آثاری در پتنه برجای مانده كه بهترین نمونۀ آن مسجد حاجی تاتار است (آشر، ٢٣٨-٢٣٩، I(٤) / ١٥٩). از بناهای دورۀ انگلیسیها در پتنه میتوان از باولی هال كه اقامتگاه نواب لطفعلی خان در سدۀ ١٣ق / ١٩م بود، یاد كرد. این بنا از سبك معماری انگلیسی تأثیر پذیرفته است، اما در مسجد آن اثری از معماری اروپایی مشاهده نمیشود (همو، I(٤)٣٢٧-٣٢٨). ساختمان دانشگاه (ساخت: ١٢٩٦ش / ١٩١٧ م) و موزۀ پتنه و بهویژه كتابخانۀ خدابخش واقع در بانكیپور در بخش غربی شهر قدیمی كه حاوی گنجینههای غنی از نسخ خطی فارسی، كتابهای نایاب و نقاشیهای نفیس است و ساختمان مدرن كالج پزشكی و مهندسی از دیگر مراكز مهم علمی و فرهنگی پتنه است («بریتانیكا»، همانجا؛ «پتنه»).
پتنه در نیمۀ اول سدۀ ١١ ق / ١٧ م نیز از مراكز مهم علم و دانش بود و بزرگان بسیاری تحصیلات و زندگی خود را در این شهر سپری كردند كه از آن جمله میتوان از میرزا محمدصادق مؤلف تاریخ عمومی صبح صادق (تألیف: ١٠٤٨ ق / ١٦٣٨ م) نام برد (آفتاب اصغر، ٣٢٤). از دیگر محققان برجستۀ پتنه در زمینۀ زبان فارسی میتوان از عطاءالرحمان عطاكاكوری و سیدحسن یاد كرد ( ایرانیكا،IV / ٢٥٣).
جمعیت این شهر در ١٣٨٣ ش / ٢٠٠٥ م حدود ٠٠٠‘٦٠٠‘١ تن برآورد شده است («فرهنگ جهانی») و مردم آن به زبانهای هندی، اردو و بهاری گفتوگو میكنند (جانسن، همانجا).
مآخذ
آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاكستان، لاهور، ١٩٨٦م؛
ابوالفضل علامی، اكبرنامه، به كوشش احمدعلی و عبدالرحیم، كلكته، ١٨٨٦م؛
احمد، نظامالدین، طبقات اكبری، كلكته، ١٩٣٥م؛
بختاورخان، محمد، مرآةالعالم: تاریخ اورنگ زیب، به كوشش ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛
بدائونی. عبدالقادر، منتخب التواریخ، به كوشش ویلیام ناسولیس و احمدعلی، كلكته، ١٨٦٥م؛
خافیخان نظامالملكی، محمدهاشم، منتخب اللباب، به كوشش كبیرالدین احمد، كلكته، ١٨٧٤م؛
كامورخان، محمدهادی، تذكرةالسلاطین چغتا، به كوشش مظفر عالم، علیگره، ١٩٨٠م؛
نیز:
An Atlas of India, Oxford, New York, ١٩٩٠;
Asher, C. B., The New Cambridge History of India, Cambridge, ١٩٩٢;
Bevan, E. R., «India in Early Greek and Latin Literature», The Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢;
Bhattacharyya, N. N., The Geographical Dictionary, New Delhi, ١٩٩١;
«City Guide», Indiainfo.com cityguides.indianfo.com / patna / index.html;
Dikshitar, V. R. R., «Social Life and Economic Condition», A Comprehensive History of India, ed. R. C. Majumdar, New Delhi, ١٩٨٢, vol. III(٢);
Duff, C. M., The Chronology of Indian History, Delhi, ١٩٧٢;
EI٢;
Haig, W.,«The Armies of the East India Company», The Cambridge History of India, vol. VI, ed. H. H. Dod well New Delhi, ١٩٨٧, The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢;
Iranica;
Johnson, B. L. C., Geographical Dictionary of India, New Delhi, ٢٠٠٢;
Kulke. H. and D. Rothermund, A History of India, London / New York, ١٩٩٨;
The Legacy of India, ed. G. T. Garratt, Oxford, ١٩٣٨;
Mackinder, H. J., «The Sub-Continent of India», The Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢, Majumdar, R. C., «Intercourse with the Outside World», The Classical Age, Bombay, ١٩٧٠, vol. III;
id, «Political History and Expansion of Dominions», A Comprehensive History of india, ed. A. C. Banerjee and D. K. Ghose New Delhi, ١٩٧٨, vol. IX;
id, «Religion and Philosophy», The Classica Age, Bombay, ١٩٧٠, vol. III;
id, «Succession of Governors-General», A Comprehensive History of India, ed. A. C. Banerjee and D. K. Ghose, New Delhi, ١٩٧٨, vol. IX;
Marshall, J. H. and K. C. I. E. Litt, «The Monuments of Ancient India», The Cambridge History of India, vol. I. ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢;
«Patna», Patna on,www.patna on.net/ intro٢. htm;
Rapson, E. J., «The Purānas», The Cambridge History of India, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢, vol. I;
Rizvi, A. A., Shāh’Abd al-’Aziz, Canberra, ١٩٨٢;
«Sher Shah Suri Masjid», Indiamart, travel.indiamart.com / bihar / mosques / sher-shah-suri- masjid.html;
Students' Britannica India, New Delhi, ٢٠٠٠;
Thapar, R., A History of India, Baltimore, ١٩٧٥;
Thomas, F. W., «Political and Social Organisation of the Maurya Empire», The Cambridge History of India, vol. I, ed. E. J. Rapson, Delhi, ١٩٦٢;
Wheeler, J., T., Encyclopaedia History of India, New Delhi, ٢٠٠١;
The World Gazetter, www.world-gazetter.com.
هدی سیدحسینزاده